صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 30 خرداد 1394 تعداد بازديد: 1062 
سراب وهابیت 138 - توطئه‌های خلیفه دوم بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم
سراب وهابیت
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: 94/3/30

مجری:

 بسم الله الرحمن الرحیم، ضمن عرض سلام، خدمت بینندگان عزیز، شبکه جهانی ولایت در این بخش از محضر استاد روستایی حضوری بهره خواهیم بود و از طریق تماس تلفنی نیز، از محضر استاد عباسی که در مشهد مقدس نائب الزیاره هستند بهره‌مند خواهیم شد

استاد روستایی:

بنده هم خدمت شما و بینندگان عزیز و فهیم، شبکه جهانی ولایت عرض سلام و ادب و احترام دارم و ماه مبارک رمضان را خدمت این عزیزان تبریک و تهنیت عرض می‌کنم 

مجری:

در سلسله جلسات سراب وهابیت در خدمت استاد روستایی در موضوع، تحریف، تغییر، سانسور و خیانت‌های، علمی وهابیت در کتب‌ها صورت گرفت که چگونه دست به تحریف منابع اسلامی نموده‌اند در این برنامه نیز در ادامه موضوع مذکور در خدمت استاد عزیز، خواهیم بود تا با ارائه مطالب علمی خیانت‌های آنان (وهابی‌ها) را نشان دهند 

استاد روستایی:

در هر جلسه، بحثی را پیرامون، تحریف وهابیت ارائه نموده‌ایم که نه تنها در منابع اهل تسنن و حتی در کتب تشیّع دست ناپاک خودشان را گذاشته‌اند و شروع به تحریف نموده‌اند که ما به طور مفصل توضیح خواهیم داد به چه دلیل دست به این کار زده‌اند، شما دقت کنید موضع شیعه به بنی امیه، یک موضع صریح و واضحی می‌باشد که ما در زیارت عاشورا به آن اشاره می‌نماییم

 اللَّهم العن بني أمية قاطبة

كامل الزيارات : 332 ، الباب 71 ، مصباح المتهجد : 716، زیارت عاشورا ص9

اصلا موضع شیعه، این است که در مقابل یک فرهنگ و نگرش سو می‌ایستد یک موضع صریحی می‌باشند، بنی‌ امیه همان کسانی هستند که طبق آیه 60 سوره اسراء در تفسیر درالمنثور سیوطی، و تفسیر فخر رازی که در ذیل، آیه می‌نویسند، مقصود بنی امیه می‌باشد که جریان خواب پیامبر صلي الله عليه و اله و سلم را نقل می‌کنند و احادیث مربوط به جنایت‌های بنی‌ امیه و سخنان پیامبر صلي الله عليه و اله و سلم پیرامون بنی امیه را که در منابع شیعه و سنی نقل شده را می‌نویسند، موضع شیعه نسبت به بنی امیه و از طرفی، نسبت به اهل بیت عليهم السلام، روشن است ما تنها اهل بیت عليهم السلام، را پاک و معصوم بلکه آن‌ها را حجت الهی و امام واجب الاطاعه و امام خودمان می‌دانیم، اعتقاد ما شیعیان این است که اگر کسی پیدا شود بگوید من امامت این‌ها را نعوذ بالله قبول ندارم از دایره دین خارج است چراکه ما به مقتضی حدیث وارد شده، امامت اهل بیت عليهم السلام را قبول داریم

إنّي تاركم فيكم خليفتين

مجمع الزوائد - الهيثمي - ج 9 ص 162

إنّي تاركم فيكم الثّقلين

 

فضائل الصحابة لابن حنبل  ج 2   ص 572، اسم المؤلف:  أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. وصي الله محمد عباس

تن‌ها جانشینان برحق رسول خدا صلي الله عليه و اله و سلم را اهل بیت عليهم السلام می‌دانیم حالا این موضع ما نسبت به اهل بیت عليهم السلام و نسبت به بنی امیه بود، مطرح کردیم، اما اگر مطالبی پیرامون فضائل اهل بیت عليهم السلام، و موضع آن‌ها نسبت به فردی محرز باشد ما به راحتی آن را ابراز و نشر و گسترش می‌دهیم و هیچ انگیزه‌ای که نعوذ بالله مخالفتی انجام داده باشیم نداریم

 یکی از کتاب‌هایی که از دستان ناپاک وهابیت در امان نمانده کتاب نثر الدرر آقای ابی سعد المنصور بن الحسین الابی معروف به الوزیر الکاتب می‌باشد، که از علمای امامیه بوده و مورد تایید آقایان اهل تسنن می‌باشد و خیلی از وی تعریف و تمجید نموده‌اند به همین خاطر شخصیتی معروف و بزرگی شده است، در جلد اول آثار وی که نام محققین کتاب نیز در روی جلد آورده شده می‌نویسد:

وخطب علیه‌السلام فقال: ...و من أحسن أحسن الله إليه ، و الله يحب المحسنين... و خطب فقال : إن الحلم زينةٌ ، والوفاء مروءةٌ .....و مجالسة اهل الفسق ریبه

 نثر الدرر ج 1 ص 334 اسم المؤلف: أبو سعد منصور بن الحسين الآبي الوفاة: 421هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت /لبنان - 1424هـ - 2004م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : خالد عبد الغني محفوط

در صفحه بعد یک عبارتی از حضرت امام حسین عليه السلام که ادامه روایت مذکور می‌باشد نقل می‌کند:

و لما قتل معاویه حجربن عدی و اصحابه لقى في ذلك العام الحسين عليه السلام فقال : أبا عبد الله هل بلغك ما صنعت بحجرٍ وأصحابه من شيعة أبيك ؟ فقال : لا . قال : إنا قتلناهم وكفناهم وصلينا عليهم ، فضحك الحسين عليه السلام ، ثم قال : خصمك القوم يوم القيامة يا معاوية . أما والله لو ولينا مثلها من شيعتك ما كفناهم ولا صلينا عليهم

 نثر الدرر ج 1 ص 335 اسم المؤلف: أبو سعد منصور بن الحسين الآبي الوفاة: 421هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت /لبنان - 1424هـ - 2004م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : خالد عبد الغني محفوط

 زمانی که معاویه حجر بن عدی و اصحابش را به شهادت رساندند، امام حسین عليه السلام را در آن سال دیدند و با زخم زبان و کنایه فرمودند، خبر دارید که با حجر و اصحابش و شیعیان، پدرت چه کار کرده‌اند، حضرت فرمودند نه! ما آن‌ها را کشته و کفن‌شان، کرده و نماز برای‌شان خواندیم، امام حسین علیه السلام خندیدند، و بعد فرمودند، این افرادی که شما آن‌ها را کشتید روز قیامت دشمن شما هستند یا معاویه، ما نسبت به پبروان، شما چنین برخوردی داشته باشیم نه آن‌ها را کفن می‌کنیم و نه برای آن‌ها نماز می‌خوانیم

این کنایه از چیست؟ کنایه از آن عبارتی است که آقا امیرالمومنین عليه السلام‌، در نهج البلاغه دارند و در منابع اهل سنت هم از جناب عمار نقل شده است، نقل می‌کنند پسر حذیفه بن یعمان، سعد بن حذیفه نقل می‌کند زمانی که در روز جنگ صفین، از صلح با لشکر معاویه و امر این‌ها سخنی به میان آمد جناب عمار یک جمله‌ای فرمودند:

والله ما أسلموا ولكن استسلموا

مجمع الزوائد - الهيثمي - ج 1 ص 113

این‌ها اصلا مسلمان نشدند فقط، ادای اسلام را در آوردند

 اگر عبارت را از کتاب‌های اهل سنت بخواهم بیاورم عبارات خیلی جالبی است، عمار شخصیت کمی نیست در بین اصحاب رسول خدا صلي الله عليه و اله و سلم، شخصیتی است که آقا رسول خدا صلي الله عليه و اله و سلم به او بشارت بهشت داده است عمار شخصیتی است که مولا امیرالمومنین علیه السلام به وجود او افتخار می‌کرد شخصیتی است که پیامبر صلي الله عليه و اله و سلم‌ فرمودند این‌ها عمار می‌کشند و عمار آن‌ها را به بهشت دعوت می‌کند و آن‌ها عمار را به جهنم دعوت می‌کنند 

وعن سعد بن حذيفة قال قال عمار بن ياسر يوم صفين وذكر أمرهم وامر الصلح فقال والله ما أسلموا ولكن استسلموا وأسروا الكفر فلما رأوا عليه أعوانا أظهروه

مجمع الزوائد - الهيثمي - ج 1 ص 113

و زمانی که امر و صلح آن‌ها ذکر شد، عمار گفت، این‌ها اصلا مسلمان نشدند ادای اسلام را در آوردند، کفر خودشان را پنهان کردند، زمانی که بر کفر خودشان یاورانی پیدا کردند کفرشان را اظهار کردند

 البته آقای ابن حجر هیثمی می‌نویسد:

رواه الطبراني في الكبير ورجاله ثقات و سعد بن حذیفه لم ار من ترجمه

مجمع الزوائد - الهيثمي - ج 1 ص 113

شرح حال سعد ابن حذیفه را ندیدم البته ما در برنامه‌های شبکه ولایت نشان دادیم که ابن حبان این آقا را در ردیف ثقات آورده است و شخصیت مورد وثوقی است، جمله حضرت ابا عبدالله الحسین عليه السلام، به معاویه نشان دهنده چیست؟ می‌فرمایند:

أما والله لو ولينا مثلها من شيعتك ما كفناهم ولا صلينا عليهم

 نثر الدرر ج 1 ص 335 اسم المؤلف: أبو سعد منصور بن الحسين الآبي الوفاة: 421هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت /لبنان - 1424هـ - 2004م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : خالد عبد الغني محفوط

ما نسبت به پبروان، شما چنین برخوردی داشته باشیم نه آن‌ها را کفن می‌کنیم و نه برای آن‌ها نماز می‌خوانیم

مطالب فوق یعنی اشاره به جمله جناب عمار یاسر که این‌ها را به اسلام قبول نداریم چون بر خلیفه بر حق خروج کردند، در صحیح بخاری هم روایتی داریم که جناب بخاری از رسول خدا صلي الله عليه واله وسلم نقل می‌کنند:

قال من كره من أميره شيئا فليصبر فإنه من خرج من السلطان شبرا مات ميتة جاهلية

صحيح البخاري - البخاري - ج 8 ص 87

هر کسی که از امیر و حاکم جامعه کراهتی دارد باید صبر بکند، و هر کسی یک وجب از طاعت و اطاعت حاکم جامعه بیرون بیاید به مرگ جاهلیت مرده است (مات میتة جاهلیه)

امام حسن عليه السلام در ادامه روایت می‌فرمایند: حضرت، می‌خواهند با روایت ذیل، نکاتی که، معاویه نسبت به امیرالمومنین عليه السلام و جسارت‌هایی که به حضرتش، و بنی هاشم شده را تشریح نمایند 

وقد بلغني وقوعك بأبي حسن وقيامك به واعتراضك بني هاشم بالعيوب وأيم الله

نثر الدرر ج 1 ص 335 اسم المؤلف: أبو سعد منصور بن الحسين الآبي الوفاة: 421هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت /لبنان - 1424هـ - 2004م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : خالد عبد الغني محفوط

و بعد انس یک فضیلتی از فضایل امام حسین عليه السلام را نقل می‌کند، می‌گوید: 

 قال أنس : كنت عند الحسين عليه السلام فدخلت عليه جاريةٌ بيدها طاقة ريحان فحيته بها ، فقال لها : أنت حرةٌ لوجه الله تعالى ، فقلت : تحييك بطاقة ريحان لا خطر لها فتعتقها قال : كذا أدبنا الله جل جلاله . قال : ' وإذا حييتم بتحيةٍ فحيوا بأحسن منها أو ردوها ' ؛ فكان أحسن منها عنقها . وقال يوما لأخيه الحسن عليهما السلام : يا حسن . وددت أن لسانك لي ، وأن قلبي لك . وكتب إليه الحسن عليه السلام يلومه على إعطاء الشعراء ، فكتب إليه

نثر الدرر ج 1 ص 335 اسم المؤلف: أبو سعد منصور بن الحسين الآبي الوفاة: 421هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت /لبنان - 1424هـ - 2004م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : خالد عبد الغني محفوط

من نزد امام حسین علیه السلام بودم، یک کنیزی آمد، خدمت اباعبدالله الحسین عليه السلام در دستش یک دست ریحان بود، به امام حسین عليه السلام، تحیت گفتند بواسطه این دسته ریحان که تقدیم کردند امام حسین علیه السلام فرمودند، تو آزادی برو! اصلا به ذهنش خطور نمی‌کرد که بخواهد آزاد بشود، که حضرت فرمودند همین گونه خدا ما اهل بیت عليهم السلام را ادب کرده است خدا گفته زمانی که به شما نیکی می‌کنند بهتر از او نیکی کنید یا لااقل بمثل او نیکی بکنید 

 دقت کنید یک دسته گل، خدمت آقا عبدالله الحسین عليه السلام هدیه کردند، و ببینید برخورد اهل بیت عليهم السلام، با کنیز و غلام چگونه بود آزادش کردند، این فرد به من یک دسته گل داد من خواستم بهترش را جبران بکنم آمدم این‌را آزاد کردم به آخرین عبارت حضرت دقت کنید:

مجالست اهل الفسق ریبه 

نثر الدرر ج 1 ص 335 اسم المؤلف: أبو سعد منصور بن الحسين الآبي الوفاة: 421هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت /لبنان - 1424هـ - 2004م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : خالد عبد الغني محفوط

همنشینی با اهل فسق مایه شک و تردید در دین است

در عبارات فوق، یک برخورد امام حسین عليه السلام نسبت به معاویه که اشاره به پیروانش کردند که چنین و چنانند دوم برخورد امام حسین عليه السلام با کنیز بود که فضیلت اخلاقی حضرتش باعث شده هیچ شیعه‌ای نعوذ بالله انگیزه‌ای ندارد بخواهد این‌را حذف بکند خلاصه این نوع برخورد که حضرت، با معاویه داشتند در نهج البلاغه هم شبیه عبارت عمار آمده است 

والله ما اسلموا و لکن استسلموا 

مجمع الزوائد - الهيثمي - ج 1 ص 113

علاوه بر این‌که همین عبارت در کتب دیگر شیعه و اهل تسنن هم آمده است، بنابراین شیعه انگیزه‌ای ندارد بخواهد این‌را حذف بکند و نکته دوم بحث فضیلت اخلاقی آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام است برخوردی که با کنیز می‌کند یک برخورد کاملا قرآنی و اسلامی است نه شیعه، نه سنی انگیزه ندارند این مطالب را حذف بکنند، حالا چرا عرض کردم چرا اهل سنت؟ دقیقا شبیه همین عبارت منتهی به جای لفظ امام حسین علیه السلام، امام حسن علیه السلام آمده است، در کشاف زمخشری هم، همین عبارتی که یک کنیزی می‌آید یک دسته گل هدیه می‌کند و حضرت آن را آزاد می‌کند آن‌جا در مورد امام حسن عليه السلام آمده است ولی در مطالب مذکور که ما نقل کردیم از امام حسین عليه السلام، نقل کرده‌اند بنابراین نه شیعه انگیزه دارد این‌را حذف بکند نه اهل سنت، اما وهابی‌ها انگیزه دارند که این عبارت را حذف بکنند، وهابی‌ها نمی‌خواهند فضایل اهل بیت عليهم السلام، به گوش کسی برسد وهابی‌ها نمی‌خواهند از زبان امام حسین عليه السلام شخصیت معاویه، پرداخته و شناخته شود

مطالبی که ما توضیح دادیم از چاپ الهیت المصریه مصر بود ولی پیرامون این مطالب که تحریف شده از چاپ منشورات وزارات ثقافه فی الجمهوریه العربیه السوریه می‌باشد که در کشور سوریه چاپ شده است در جلد اول این اثر با همین نویسنده می‌نویسد:

 والله لایحب المحسنین ان الحلم زینه والوفاء مروءة.... ومجالسة اهل الفسق ریبه... کتب الیه الحسن علیه السلام یلومه 

 نثرالدرر ج 1 اسم المؤلف: أبو سعد منصور بن الحسين الآبي الوفاة: 421هـ دار النشر : منشورات وزارات ثقافه فی الجمهوریه العربیه السوریه

ملاحظه کنید بین قسمت "مجالسة اهل الفسق ریبه" و "کتب الیه الحسن البته" عبارت بالایش هم بود بین عبارت مجالسة اهل الفسق ریبه و عبارت و قال یوما لاخیه ... قریب یک صفحه حذف شده است که شیعه هیچ انگیزه‌ای برای حذف این ندارد بنابراین دستان ناپاک وهابیت است که حتی به کتاب شیعه که در کشور دیگری چاپ می‌شود دست برد می‌زند و می‌آید موضع و فضیلت امام حسین عليه السلام را تغییر و تحول می‌دهند

مجری:

ضمن تشکر از استاد روستایی که مطالب متقنی ارائه نمودند ببینید وهابیت تا کجا بغض و کینه دارند که حتی فضایل اهل بیت عليهم السلام را هم، حاضر نیستند بپذیرند، برخلاف مسلمین که پیرو قرآن هستند و می‌دانند که مودت نسبت به اهل بیت عليهم السلام، تن‌ها اجری بود که پیامبر صلي الله عليه و اله و سلم برای رسالت خودش در خواست کردند اما این وهابیت و سلفیت داد علمای اهل سنت را هم در آوردند بخاطر جنایات و اعمالی که دارند انجام می‌دهند با هم، کلیپ اول را خواهیم دید که ببینید که نظر علمای اهل سنت در خصوص این وهابی‌ها و تکفیری‌ها و سلفی‌ها چیست بعد در خدمت استاد عباسی خواهیم بود

پخش کلیپ:

مولوی عبدالعزیز خالقی از علمای اهل سنت: در باره گروهک‌های تکفیری که هم خود و دیگران اعتقادات شریعی ندارند از این‌ها پیروی نمی‌کنند، آن‌ها را کافر خطاب می‌کنند و جان و مال و ناموس آن‌ها را از آن خود می‌دانند و اما از دیدگاه سلفی‌ها و گروهک‌هایی که امروز به نام داعش در کشورهای مختلف تشکیل لشکر می‌دهند و استعمار هم به آن‌ها کمک می‌کند و در جمع مردم اعلام می‌دارند که هر کسی ما را قبول دارد به ما ملحق بشود جان و مالش محفوظ است و هر کسی که ما را قبول ندارد مباح دم است و او را می‌کشند و زن بچه‌اش را اسیر می‌کنند و مالش را به غارت می‌برند این از دیدگاه شریعت مقدس اسلام مذموم است و بر مردم لازم است که از چنین انسان‌هایی پیروی نکنند و بلکه با آن‌ها به مبارزه حرکت کنند و این موضوع برمی‌گردد به صدر اسلام که در زمان دولت کریمه ولایت مدار حضرت علی بن ابی طالب عليه السلام خوارجی بوقوع پیوستند و شعار می‌دادند که ان الحکم الا لله و در مقابل، دیگران را قبول نداشتند صحابه بزرگوار عهد رسول الله که شاگردان خاص پیامبر بوده‌اند خود حضرت مولا را قبول نداشتند و تکفیر می‌کردند و اکنون گروه داعش هم‌چنین افکاری دارد که در جمع مردم پیادهمی‌کند هر کس از آن‌ها پیروی کرد مسلمان است و هر کسی با آن‌ها به نزاع و مجادله برخواست کافر است.

مولوی عبداللهی از مدرسین حوزه علمیه احمدیه شهرستان تربت جام: در روایت اهل سنت، همه مذاهب اهل سنت، تکفیر را مردود می‌دانند و هیچ مسلمانی حق ندارند مسلمان دیگری را تکفیر کنند حتی ما در روایایت داریم که اگر مسلمانی، مسلمانی را تکفیر کند کفر به خودش بر می‌گردد، امام محمد غزالی می‌فرمایند اگر نود و نه دلیل بر کفر کسی باشد یک دلیل بر اسلامش هست و آن یک دلیل بر آن نود و نه دلیل ارجحیت دارد، در روایات اهل سنت تکفیر مردود است و ما حق نداریم کسی را تکفیر بکنیم و اگر کسی خود را منتسب به اهل سنت بکند و تکفیری باشد ما آن را مردود می‌دانیم و قبول نداریم و آن را سنی نمی‌دانیم.

ماموستا بهمنی از علمای اهل سنت: علمای بزرگ اهل سنت این جریانات را محکوم کرده است هیچ وقت علمای اهل سنت جریان تکفیر را تایید نکرده‌اند و چون ما در حدیث قدسی پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم می‌فرمایند: کلمه لا اله الاالله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی یا کسی که گفت لااله الاالله محمد رسول الله، علمای اهل سنت او را مسلمان می‌داند و علمای اهل سنت در فتوای‌شان در گفتارهای‌شان در نوشته ‌جات‌شان گفته که اهل قبله را تکفیر نکنید لذا درست این جریان به هر حال، به اسلام اهل سنت در آمده است ولی هیچ وقت اهل سنت این جریان را نپذیرفته است و آن‌را جزو خودش نمی‌دانند.

مجری:

در این بخش در خدمت استاد عزیز و ارجمند حجت الاسلام و المسلمین عباسی هستیم، تا مباحث خودشان را درباره کتاب اتحاف اهل الزمان فی اخبار ملوک تونس عهد الامان تشریح نمایند این کتاب درباره رد افکار محمد بن عبدالوهاب و وهابیت توسط علمای اهل تسنن تونس نگاشته شده است

استاد عباسی:

در جلسه گذشته بحث کردیم، درباره کتابی از علمای اهل سنت از کشور تونس که بر ضد وهابیت نگاشته شده بود و عرض کردیم در این کتاب نامه‌ای از وهابیت به تونس رسیده که برخی از علمای بزرگ اهل سنت، تونس در رد آن مقاله‌ها و کتاب‌هایی را نگاشته‌اند که در این کتاب اصل آن نامه و پاسخ علمای اهل سنت آمده است، فتوایی که از این وهابیون به آن‌جا رسیده بود با عنوان ورقه الوهابی الوارد من المشرق که در کتاب‌خانه ملی تونس با شماره ثبت 18416 بصورت دستی دو نسخه از آن موجود می‌باشد

مجری:

تماس تلفنی ما با استاد عباسی قطع شد ان شاء الله مجددا اتاق فرمان با ایشان تماس بگیرند و روی خط، تشریف بیاورند، استاد عباسی فرمودند این کتاب ردیه‌ای است که از علمای تونس بر علیه وهابیت که در آن زمان به تکفیر علمای اهل سنت و مسلمانان، پرداختند در این راستا کلیپ شماره 2 که علمای اهل تسنن، تونس در حال حاضر بر ضد وهابیت، مطالبی را ارائه نموده‌اند و شکوه‌هایی مبنی بر این‌که وهابیت نسبت‌های عجیبی به ما می‌دهند در حالی که ما قائل به جواز تبرک و توسل هستیم

پخش کلیپ:

دکتر نزار الهشیری خطیب اهل سنت در تونس:

ما در کلام، پیرو فکر اشعری، و از لحاظ فقهی، مالکی مذهب از اهل سنت و جماعت دانشگاه زیتونیه، هستیم، خدا را شاکریم، این موضوع بسیار مهم است زیرا بسیاری از مردم که در خارج از تونس هستند افکار عجیبی را به ما نسبت می‌دهند و هنگامی که ما تبرک می‌کنیم و یا متوسل می‌شویم ما را متهم به شرک و کفر می‌کنند، همان‌طور که پیامبر صلي الله عليه و اله و سلم در دعایش فرمود: خدایا شام را برای ما مبارک قرار بده خداوندا یمن را برای ما مبارک گردان، بعد در مورد نجد از ایشان پرسیدند حتی سه بار تکرار کردند سوال‌شان را سه بار گفتند سه بار از ایشان در مورد نجد پرسیدند! دیگری بله و بعد سه بار فرمودند از آن‌جا شاخ شیطان ظهور می‌کند بله فرمودند دو شاخ! یعنی مسیلمه کذاب و محمد بن عبدالوهاب، لاحول ولا وة الا بالله، دیگری، شاخ شیطان از نجد ظهور می‌کند.

مجری:

دکتر نزار الهشیری خطیب اهل سنت در تونس و استاد دانشگاه زیتونیه شکوه‌ای از وهابیت داشتند که چرا این‌ها ما را تکفیر می‌کنند به صرف این‌که توسل و تبرک می‌کنیم و این اعمال را جایز می‌دانیم استاد عباسی امیدوارم که صدای بنده را داشته باشید در خدمت شما هستیم

استاد عباسی:

پاسخی که در کتاب اتحاف اهل زمان آمده، پاسخی است، از عمربن قاسم المحجوب متوفی 1807 میلادی، که بیش از 200 سال قبل، از دنیا رفته‌اند و ایشان این رساله مفصل را در رد این اثر نوشته‌اند البته کتابی هم در رد اثر قاسم المحجوب به نام، المنحل الهیه فی الرد علی الوهابیه هم نگاشته شده مولفشان متوفای 1832 میلادی می‌باشد از این رساله‌ای که در رد ایشان نوشته شده است، 12 نسخه در کتاب‌خانه ملی تونس، امروز موجود است و 4 نسخه هم در کتاب‌ خانه ملی مغرب که در مراکش است موجود می‌باشد، این 2 کشور، کشورهایی هستند که به شدت مقابله کرده‌اند از نظر فکری با وهابیت، حالا کتاب دیگری است به نام الرد علی الوهابیه فی القرن تاسع عشر که چاپ دارالطلیعه است و در آینده مفصل بحث خواهیم کرد، آمده است اصلا چه شد که علمای تونس ردیه‌ای بر وهابیت نوشتند

در حالی که وهابیت در آن‌جا انتشار زیادی پیدا نکرده بود اما حساسیت‌ها و نگرانی‌هایی که داشتند باعث شد که این‌ها بیایند و ردیه بنویسند باز برگردیم به بحث خودمان کتابی که در رابطه با آن صحبت می‌کردیم با عنوان اتحاف اهل زمان به اخبار ملوک تونس و عهد ظالامان که عرض کردیم که این کتابی است که شخصیت معروف در تونس با نام احمد بن ابی ضیاف نوشته‌اند در تونس وزارت خانه و وزارت فرهنگ تونس، این کتاب را چاپ کرده و تایید نمودند، کتاب مختصری هست ولی در بردارنده نامه وهابی و جواب متقن از علمای اهل تسنن تونس می‌باشد البته دقیقا مشخص نشده که نامه متعلق به کدام یک از شخصیت‌های وهابی می‌باشد اما با توجه به قرائن از شخصیت‌های متقدم است چون نویسنده این اثر بیش از دویست سال است که از دنیا رفته است چون در سال 1807 میلادی از دنیا رفته‌اند

طبق مباحث پیشین در ص7 این کتاب پاراگراف آخر بحث مربوط به توسل و رفتن به زیارت اولیا و صالحین و واسطه قرار دادن را مطرح می‌کند و می‌نویسد:

وأما ما تأولته عليهم من تكفيرهم بزيارة الأولياء والصالحين ، وجعلهم وسائط بينهم وبين رب العالمين ، وزعمت أن ذلك شنشنة الجاهلية الماضين ، فنقول لكم في جوابه : معاذ الله أن يعبد مسلم تلك المشاهد ، وأن يأتي إليها معظما تعظيم العابد ، وأن يخضع لها خضوع الجاهلية للأصنام ، وأن يعبدها بسجود أو ركوع أو صيام ، ولو وقع ذلك من جاهل لانتهض إليه ولاة الأمر والعظماء ، وأنكره العارفون والعلماء ، وأوضحوا للجاهل المنهج القويم ، وهدوه الصراط المستقيم

إتحاف أهل الزمان - عمر غامسوري - ص 7

اما این‌که آن‌ها مردم و مسلمانان را تکفیر بکنند به زیارت اولیا و صالحین و این‌که آن‌ها را واسطه بین خودتان و خدا قرار می‌دهند، و تصورشان این بود که این بقایای جاهلیت گذشته است ما در جواب این بشما می‌گوییم پناه می‌بریم به خدا که مسلمانی بخواهد این مشاهد و زیارت‌گاه‌ها را بپرستد و این‌که بیاید برود سراغ، آن‌ها تعظیم بکند، آن‌ها را عبادت بکند و خضوع بکند در مقابل این‌ها همان خضوعی که با همان نیتی که در جاهلیت برای بت‌ها خضوع می‌کردند و این‌که عبادت بکند این‌ها را با سجود و رکوع و روزه گرفتن و حال اگر جاهلی این کار را انجام بدهد و والیان این امر و بزرگان، این کار را انجام بدهند با او مقابله می‌کنند عارفان و علما کار آن‌ها را انکار می‌کنند واضح می‌کنند برای آن آدمی که اشتباها به خطا افتاده و این‌ کار را انجام داده شیوه صحیح و راه مستقیم را برای‌شان به نمایش می‌گذارد 

نکته‌ای که لازم است ارائه کنیم جوابی که عالم اهل تونس می‌دهند که مربوط به 200سال اندی پیش می‌باشد تمام نگرانی‌های مربوط به جو عمومی راشکسته و جواب متقنی ارائه می‌نمایند که هیچ نگرانی نیست

باز در ادامه می‌نویسد: البته نکته‌ای که قبل از ترجمه لازم است در ذیل واضح گردد به نظر می‌رسد واژه تفکیر درست باشد به احتمال اشتباه چاپی شده آن چیزی که شما به سمت آن رفتید و تکفیر برای آن انجام دادید از چی؟ 

وأما ما جنحت إليه ، وعولت في التكفير عليه ، من التوجه إلى الموتى وسؤالهم النصر على العدى ، وقضاء الحاجات ، وتفريج الكربات ، التي لا يقدر عليها إلا رب الأرضين والسماوات ، إلى آخر ما ذكرتم ، موقدا به نيران الفرقة والشتات ، فقد أخطأت فيه خطأ مبينا ، وابتغيت فيه غير الإسلام دينا ، فإن التوسل بالمخلوق مشروع ، ووارد في السنة القويمة ليس بمحظور ولا ممنوع 

إتحاف أهل الزمان - عمر غامسوري - ص 8

آن علتی که برای تکفیر آوردید! کسانی که سراغ مرده‌ها می‌روند و از آن‌ها درخواست کمک می‌کنند علیه دشمنان‌شان و حاجت‌، و برطرف شدن مشکلات‌شان را از آن‌ها می‌خواهند، از آن کارهایی که زیاد شنیدید این‌ها کارهایی را می‌خواهند انجام دهند، فقط از عهده خدا برمی‌آید که خالق زمین وآسمان است البته در این رابطه به خطای بسیار آشکاری گرفتار شدند در این رابطه راضی شدید که غیر از اسلام را دین خودتان برگزینید؟ توسل به مخلوق و واسطه قرار دادن اولیا الهی مشروع است در سنت استوار اسلامی موجود است نه گیری و نه منعی برایش وجود دارد و نه ممنوعیتی نسبت به این مسئله اتفاق افتاده است 

در دو یا سه خط بعد در ادامه مطالب مذکور می‌نویسد در این رابطه توسل صحابه و تابعین کفایت می‌کند و به طور مفصل توسل و واسطه قراردادن، در زمان خلیفه دوم و عموی پیامبر صلي الله عليه و اله و سلم را نقل می‌کند و نهایتا در آخر پاراگراف نتیجه گیری می‌کند و می‌نویسد:

فأخبرني - يا أخا العرب - هل تكفر بهذا التوسل عمر بن الخطاب أمير المؤمنين ، وتكفر معه سائر من حضر من الصحابة والتابعين ، لكونهم جعلوا بينهم وبين الله واسطة من الناس ، وتشفعوا إليه بالعباس ، وهل أشركوا بهذا الصنيع مع الله غيره ، وما منهم إلا من أنهضته للدين القويم غيرة . كلا والله ، وأقسم بالله وتالله ، بل مكفزهم هو الكافر 

 إتحاف أهل الزمان - عمر غامسوري - ص 9

 ای برادر عرب، من را مطلع بکن آیا به این توسل عمر که بقیه صحابه در کنارش بودند باید تکفیر شوند بخاطر این‌که بین خودشان و بین خدا واسطه‌ای از مردم، قرار می‌دادند در خواست می‌کردند از عباس برای واسطه شدن و وسیله شدن آیا بواسطه این کار کسی را همراه خدا قرار داده‌اند! به خدا قسم این طور نیست بلکه کسی که این‌ها را به این خاطر کافر می‌داند آن کافر شده است

در این‌جا خیلی نکته دارد علمای اهل تسنن در پاسخ نگفتند فاخبرنی یا ایها المسلم بلکه گفتند یا اخا العرب یعنی حتی وهابی‌ها و جریان وهابیت را وارد در اسلام هم نمی‌دانند

 این شخص مسیر کفر و ظن را رفته است چرا شما دارید با کسی که توسل می‌کند به اولیاء الهی این طور برخورد می‌کنید اگر کسی قرار است این صحابه آن کسانی که متوسل شده‌اند این‌ها را به خاطر این توسل‌شان کافر بدانید این‌که شما یک نفر کافر باشید خیلی راحت‌تر است شما یک مشت وهابی تکفیری کشنده مردم، نابود کننده میراث اسلام و نابود کننده آبروی اسلام می‌باشید شماها که مسلمان نباشید خیلی راحت‌تر است، بعد در پاراگراف بعدی می‌نویسد:

فالزائر للأولياء والصالحين إما أن يدعو الله لحاجته ، ويتوسل بسر ذلك الولي في إنجاح بغيته ، كفعل عمر في الاستسقاء ، أو يستمد من المزور الشفاعة له وإمداده بالدعاء ، كما في حديث أويس القرني ، إذ الأولياء والعلماء كالشهداء أحياء في قبورهم ، إنما انتقلوا من دار الفناء إلى دار البقاء

إتحاف أهل الزمان - عمر غامسوري - ص 10

کسی که می‌رود زیارت اولیاء و الصالحین و برای حاجتش دعا می‌کند و سر قبر این ولی خدا می‌رود و به عظمت و حرمت و احترام این ولی خدا توسل پیدا می‌کند تا به حاجتش برسد مثل آن کاری که عمر در استسقاء به عموی پیامبر صلي الله عليه و اله و سلم انجام دادند یا از آن کسی که رفته به زیارتش طلب شفاعت، کمک و دعا می‌کند همان‌گونه که در حدیث اویس قرنی آمده است زیرا اولیا و علما مثل شهدا زنده هستند در قبر شان حیات دارند و می‌توانند بشنوند و پاسخ دهند از دار فناء از محلی که دنیا بود نابودی بود ما فکر می‌کنیم آن کسی که زنده است بازی است و آن کسی که زنده است موجود است و آن کسی که مرده است دیگر موجود نیست فقط این اتفاقی بوده که برای‌شان افتاده است

در این‌جا ایشان نیز بر عکس می‌گوید و همین هم درست است که آقا امیرالمومنین عليه السلام می‌فرمایند: 

الناس نيام فإذا ماتوا انتبهوا

شرح كلمات أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ( ع ) - عبد الوهاب - ص 5

مردم مرده هستند وقتی میمیرند تازه زنده می‌شوند

آن‌جا می‌گوید این‌ها مانند شهدا هستند و با انما حصر می‌کنند از دار فنا به دار بقا منتقل شده‌اند 

اتفاقا آن‌جا تازه دست‌شان باز شده است تازه امکان‌شان گسترده و فراوان شده است بعد ایشان دو باره آن طعنه و کنایه‌ای که ذکر کرده‌اند نسبت به وهابیت! باز می‌گوید:

فأي حرج بعد هذا يا أيها القائم للدين ، في زيارة الأولياء والصالحين؟

إتحاف أهل الزمان - عمر غامسوري - ص 10

زیارت اولیا و صالحین چه اشکالی دارد آمدید دین را احیا کنید

 این آقایان وهابی فکر می‌کنند بعد از 1200 سال آمده‌اند می‌توانند دین را احیا کنند و اگر نبودند مردم بت پرست می‌شدند و فقط خودشان مسلمان هستند و هر کس مخالفت کند مشرک است حالا سوال ما این‌جاست زیارت چه اشکالی دارد؟

وأي منكر تقوم بتغييره

إتحاف أهل الزمان - عمر غامسوري - ص 10

چه منکری اتفاق افتاده که شما بلند شدید این منکر را از بین ببرید و نابود بکنید؟ 

چه را می‌خواهید از بین ببرید؟

 اصلا عباراتی که ایشان به کار برده، نشان می‌دهد که چقدر فنی و دقیق تلاش کرده پاسخ بدهد چون حاکم تونس درخواست کرده از علما، تکلیف را روشن بکنید که ان شا الله در جلسات آینده به طور مفصل در رابطه با موضوع مذکور بحث خواهیم داشت، کار به جایی رسیده بود که مردم توقع داشتند از علمای خودشان در تونس، که یا بگویند حرف این‌ها درست است چون آن‌ها تکفیر می‌کردند می‌گفتند هر کسی که اعتقاد ما را دارد مسلمان است و هر کسی مخالف ما است کافر است یا باید حرف ما را بپذیرید یا این‌که باید مقابل ما بایستید و بجنگید این‌جامی‌خواستند تکلیف را روشن کنند ببینید چگونه روشن گرانه و واضح و شفاف صحبت می‌کند، بعد در ابتدای پاراگراف بعد میگوید:

وقولكم إن ما قلتموه لا يخالف فيه أحد من المسلمين ، 

إتحاف أهل الزمان - عمر غامسوري - ص 11

درباره این چیزی که ما می‌گوییم احدی از مسلمانان مخالفت نکردند

 در کتاب منهاج السنه تحقیق میکردم از این حرف‌ها از ابن تیمیه که احدی از مسلمانان این اعتقاد را قبول ندارند مشاهده می‌شد و اتفاقا ذهبی و بن حجر عسقلانی قبول دارند ظاهرا این‌ها کس دیگری را مسلمان نمی‌دانند به همین خاطر راحت ادعا می‌کنند که در این مسئله هیچ کس از مسلمانان با ما مخالفت ندارند نظرشان هم رای ماست

افتراء ومين ، وإلحاد في الدين ، لأن أهل السنة والجماعة ، يثبتون لغير الأنبياء الشفاعة كالعلماء والصلحاء وآحاد المؤمنين فمنهم من يشفع للقبيلة ومنهم من يشفع للفئام من الناس ، كما ورد أيضا أن أويس القرني يشفع في مثل ربيعة ومضر

إتحاف أهل الزمان - عمر غامسوري - ص 11

تهمت به مسلمانان زدید این الحاد در دین است چرا؟ چون اهل سنت و جماعت برای غیر انبیاء و شفاعت را جایز می‌دانند مثل علما، صلحا، آحاد مومنین بعضی از این‌ها یک قبیله را شفاعت می‌کنند بعضی از این‌ها گروه‌هایی از مردم، همان‌طوری که از اویس قرنی وارد شده دو قبیله بزرگ ربیعه و مضر را شفاعت کنند

دقت کنید مثل دو قبیله بزرگ ربیعه و مضر را امکان شفاعت داده است البته چون از دل این دو قبیله مثلا محمد بن عبدالوهاب و محمد بن سعود آمده است پس یحتمل! مقام اویس قرنی خیلی بالا است که امکان و توان شفاعت از آن‌ها را هم داشته است و خواهد داشت البته اویس قرنی را می‌دانید که به هرحال شاگرد امیرالمومنین عليه السلام است و به هر حال کسی است که در رکاب امیرالمومنین عليه السلام به جنگ‌های امیرالمومنین عليه السلام جنگیده است اما مقصود این مقام شفاعت برای این‌ها اتفاق افتاده است و برای این‌ها موجود است حالا البته بحث ادامه دارد. اگر فرصت است من ادامه بدهم یا اگر می‌خواهید در خدمت استاد روستایی باشیم.

مجری:

ضمن تشکر از استاد عباسی به خاطر تراکم تماس‌ها بینندگان سوالات خودشان را از طریق پیامک ارسال کرده‌اند در خدمت استاد روستایی هستیم تا جواب‌های متقن به این سوالات ارائه نمایند سوال کردند لطفا درباره تحریف در مورد کنیز و غلام را توضیح بفرمائید! مگر پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم نفرمودند باید همه انسان‌ها با هم برابر باشند پس چرا غلام و کنیز داشتند؟

استاد روستایی:

یک سری احکام و مسائلی در بین جامعه آن روز بود که طبیعتا پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم و اهل بیت علیهم السلام به یک باره نمی‌توانستند این‌ها را از جامعه حذف بکنند یکی از آن مسائل، مسئله برده‌داری بود، مسئله برده‌داری در جامعه عرب آن روز و در سرزمین‌های دیگر یک امر رایج بوده، اما شاهکار‌ها و هنر پیامبر اکرم صلي الله عليه و اله و سلم و اهل بیت عليهم السلام، این بود، یک دریچه‌ای بگشایند آرام آرام مسئله برده‌داری نسخ و فسخ شود، حضرت آمدند اولین کاری که کردند مثلا بحث عتق و آزادی بندگان را مطرح کردند خود اهل بیت عليهم السلام، در این ززمینه کارهای متعددی داشتند، یک سری را با تعالیم قرآنی جلا می‌دادند که خداوند برنامه‌هایی برای آزادی بنده‌ها چیده است و یک سری قوانینی را اسلام گذاشته است، مثل مثال، عبد مکاتب، عبد مشروط، یا بنده‌ای که مثلا کنیزی که بچهدار شود و بعد از این‌که مولایش از دنیا برود این آزاد می‌شود، چون در روایت داریم که کنیز، از بچه خودش به ارث نمی‌رسد یک قوانینی پیامبر اکرم صلي الله عليه و اله و سلم وضع کردند که یک بخشش در قرآن، و بخش دیگرش در سنت پیامبر صلي الله عليه واله وسلم مطرح شده، همین بحث‌ها سوالات انسان‌ها بود که حضرت فرمودند شما را اگر خداوند به صورت قبیله، قبیله یا به صورت شعبه‌های مختلف آفریده است، برای این بود که هم‌دیگر را بشناسید، بعد فرمودند گرامیترین شما با تقواترین شما است یعنی در نگاه اولیه مساوات برقرار است تن‌ها وجه تمایز انسان‌ها تقوای آن‌ها است که آن‌ هم برای خداوند قابل تشخیص است من نمی‌توانم بگویم آقا این با تقوا است و آن یکی با تقوا نیست، آقا رسول خدا صلي الله عليه واله وسلم یا اهل بیت علیهم السلام این‌ها بر اساس آن علمی که خدا بهشون داده است می‌توانستند تشخیص بدهند که چه کسی اهل بهشت است و چه کسی نیست شاهدش هم این احادیثی است که پیرامون عمار اتفاق افتاد مولا فرمودند ایشان اهل بهشت است یا در تاریخ اتفاق افتاده مولا فرمودند فلانی اهل جهنم است این‌ها براساس علمی که خداوند در اختیارشان گذاشته بود می‌فهمیدند اما نکته این‌جاست آمدند یک فرهنگ مساوات را جا انداختند که آرام و به تدریج این مسئله حل بشود و علاوه بر آن اهل بیت علیهم السلام یکی از سنت‌هایی که داشتند بنده می‌خریدند و آزاد می‌کردند این سنت اهل بیت عليهم السلام بوده است ما روایت صحیح السند در منابع شیعه داریم که آقا امیرالمومنین علیه السلام هزار بنده را از دست‌رنج خودشان آزاد کردند روایت صحیح السند در منابع شیعه داریم، نمی‌دانم از امام حسین علیه‌السلام است یا از امام سجاد علیه‌السلام یک نکته جالبی را بیان کنم آقایان اهل سنت یک روایتی را از امام سجاد عليه السلام نقل کرده‌اند در کتاب البدایه و النهایه بن کثیر نقل شده، و در کتاب مسکن الفواد مرحوم شهید ثانی نیز همین عبارت با اندک تفاوتی نقل شده، یک روزی مهمانی برای امام سجاد علیه السلام آمد! غلام حضرت دوید با عجله که بیاید و یک کبابی برای مهمان‌ها تهیه بکند کباب را تهیه کردند و بعد در حالی که سیخ‌ها دست‌شان بود آمدند (در برخی روایات داریم روی پشت بام این‌ها را انجام داد و از نردبان پایین می‌آمد و در برخی تعابیرها نیز نردبان نیامده است) وقتی داشت می‌آمد یک دفعه این سیخ‌ها از دستش در رفت افتاد روی سر پسر کوچک امام سجاد عليه السلام و طفل همان لحظه، جان داد، یک دفعه رنگش پرید امام عليه السلام بیرون آمدند! دیدند که بچه از دنیا رفته است امام سجاد عليه السلام نگاهی به این کرد دید رنگش پریده بود گفتند، تو آزادی برو این برده همین جوری مات و مبهوت مانده بود، ‌گفتند من قاتلم، آزادم؟ امام عليه السلام فرمودند چون عمدی این کار را انجام ندادی! شما دقت کنید حتی این‌گونه بهانه‌ها را هم سبب آزادی برده‌ها قرار می‌دادند تا دریچه‌ای باشد این مسئله برداشته شود

مجری:

بعد از مدتی که از اسلام گذشت باب کنیز و غلام بسته شد و ما دیگر کنیز و غلام نمی‌بینیم، الان وهابیت مجددا به دنبال احیای کنیز گرفتن است، این برده‌داری مخالف آن‌چه که هدف اسلام از تشریع قوانین برده ‌داری بوده، نیست؟

استاد روستایی:

قطعا مخالف قوانین اسلام است اجازه بدهید من این ‌را از زبان عبدالعزیز دولچین حالا بقول عرب‌ها دلشین بگویم عرب‌ها به جای لفظ "چ" ، "ت" و "ش" می‌نویسند دولشین آن‌هامی‌گویند ایشان یکی از سربازان روس است که در ممالک اسلامی بوده و بعدا مسلمان هم شده است 

 یک کتابی دارد، الحج قبل مئة السنه الرحلة السریه، ایشان وقتی می‌آید از این برده‌داری در بین وهابیت صحبت می‌کند، سفر سری این ضابط روسی به مکه مکرمه می‌باشد، ایشانمی‌آید مطالبی را بیان می‌کند و در این کتاب در صفحه 152 راجع به تجارت برده در ایام حج صحبت می‌کند و در صفحه 153 راجع به قیمت برده‌ها صحبت می‌کند در پایین صفحه باز می‌آید مطالب مذکور را ادامه می‌دهد و در بالای صفحه 154 یک عبارتی را بیان می‌کند که از گفتن آن حیا می‌کنم، فقط به قسمت بعدی را که مرتبط با سوال است را می‌خوانم

لیس لهذا النوع من امتلاک العبید الموجود فی الحجاز ‌ای مبرز علی الاطلاق من وجهة نظر الشریعه

الحج قبل مئة السنه الرحلة السریه /الرحله السریه للضابط الروسی عبدالعزیز دولتشین الی مکه المکرمه ص154

هیچ دلیل شریعی برای این مدل برده ‌داری که در حجاز و در بین وهابیت شیوع دارد وجود ندارد

وقتی یک مسلمان ژنرال روسی این مسئله را می‌فهمد می‌گوید هیچ دلیل شرعی برای این قضیه وجود ندارد دیگر حجت بایستی برای دیگران ثابت باشد، شما دقت کنید آن برده‌داری که به قول معروف در اسلام بوده و به تدریج جمع شد در مورد کفار حربی بوده است فرض کنید جنگ است و طرف کافر حربی است می‌خواهد با حمله اسلام و مسلمین را ازبین ببرد، اسلام در این‌جا می‌گوید نکشید! نگه‌دارید کار فرهنگی روش انجام بدهید راه حق و باطل را یاد بگیرند بعد آزادش کنید این منطق و منش اسلام است، ولی اگر آن‌ها بودند دختران و زنان را دستگیری می‌کردند ولی طبق فتوای خودشان برای مساله تجارت‌شان و رکود از مسئله فقر از آن‌ها به عنوان کنیز استفاده و می‌فروختند، پول نفت‌ها برای‌شان کفاف نمی‌کند شروع می‌کنند با فروش زن و بچه‌های مردم خودشان را از رکود فقر نجات دهند، داعش امروز با فروش زنان و دختران ایزدی وضع فلاکت باری را مرتکب شدند این کاری بود که این‌ها کردند ولی، اسلام برده قرار دادن یک مسلمان را ابتدا به ساکن قبول ندارد اما این‌ها می‌آیند زنان و دختران مسلمان را برده قرار می‌دهند

مجری:

در این راستا ما کتاب العتق آزاد کردن برده داریم نه الرق که به معنای برده گرفتن باشد این نشان دهنده غایتی است که اسلام ترسیم کرده است متاسفانه وهابیت، همین‌ها را بهممی‌زند و بحث برده ‌داری را مطرح می‌کند یکی از بینندگان سوالی از استاد عباسی در راستای مباحث مد نظرشان داشتند سوال کردند چگونه می‌توانیم به آن کتاب دسترسی پیدا کنیم و آیا ترجمه آن کتاب موجود است؟

استاد عباسی:

این کتاب‌ها همین‌طوری در اختیار نیست یعنی بسیاری از این‌ها الان چاپ نشده‌اند چاپ‌های قدیمی‌تر آن موجود است که متونش عربی بوده و برای کسانی که آشنایی با زبان عربی ندارند دسترسی به آن سخت است، بخشی از این کتاب ترجمه شده که خیلی کم و محدود می‌باشد، اگر بخواهیم لیست آن‌ها را تهیه کنیم و با کتاب‌هایی که ترجمه شده آشنا بشوند، مثل کتابی که الرفاعی، به نام نصیحه لاخوان و لعلمای نجد نوشته، و با عنوان پند‌های سودمند در انتشارات سازمان حج و زیارت (نشر مشعر) ترجمه شده که می‌توانند به آن‌ها مراجعه نمایند، ما ان شا الله با تفهیم مطالب ارزشمند از معرفی کتاب، نویسنده، و بخش‌هایی از کتاب در صدد آن هستیم بخش‌های مهم کتاب را پس از ترجمه در سایت موسسه تحقیقاتی ولیعصر عج الله تعالي فرجه الشريف قرار خواهیم داد که اگر کسی خواست کتاب را دانلود و به فایل ضمیمه که توضیح کتاب به صورت مختصر می‌باشد و با نویسنده کتاب آشنا شود از این طریق می‌توانند به دنیای نقد وهابیت به زبان عربی، انگلیسی، دسترسی پیدا کنند ان شا الله در جلسات بعدی به تشریح مباحث مد نظر به صورت تفصیلی خواهیم پرداخت و کتاب رد وهابیت الرد علی الوهابیه فی القرن تاسع عشر نصوص الغرب اسلامی نموذجا (کتابی در قرن 19می‌باشد) یعنی غرب اسلامی عبارت است از کشورهای تونس و مغرب، که امروزه به مراکش شناخته می‌شود، این دو کشور و کشورهای دیگر ردی بر مبنای وهابیت نوشته‌اند بعد از اتمام مباحث، مباحث تفصیلی آن را خواهیم داشت

مجری:

ممنون از استاد عباسی به اتاق مثل سابق کلیپ دروغ ممنوع را مشاهده نماییم

پخش کلیپ:

دروغ ممنوع 

خدمتی: ممکن است انسان مومن هم کار انجام بدهد اما دروغ نمی‌گوید حدیث قرطاس صحیح نیست مسئله، ان رجلا لیهجر رد این‌ حدیث چند بار گفتیم ابن عباس این حدیث را روایتمی‌کند و از طرق مختلف نسبت داده شده به ابن عباس می‌دانید که مسئله ان رجل لیهجر، کلمه هجر معنی هذیان نمی‌دهد این ترجمه‌ای است که شما آن‌را گفته‌اید آن چیزی که صحیح است 

سجودی: آن چیزی که صحیح است در مورد قلم و کاغذ من برای شما که در صحیح بخاری و صحیح مسلم هم آمده است و در کتب حدیثی دیگر هم آمده این است که حضرت ابن عباس ثابت است که روایت کرده وقتی رسول الله صل الله علیه واله وسلم بیمار شد در حالی که برخی از صحابه در خانه ایشان بودند فرمودند بیایید برای شما کاغذی بنویسم که بعد از آن گمراه نشوید، گفتند آیا هذیان می‌گوید.

خدمتی: معنی هذیان نمی‌دهد این ترجمه‌ای است که شما آن‌را گفته‌اید

سجودی: گفتند آیا هذیان! می‌گویند حضرت عمر این را فرموده

خدمتی: وانگهی ما می‌گوییم که این عمل یا آن چیزی که شما گفته‌اید اتفاق افتاده این حرف را زده شده کسی که مواخذه می‌شود در این وسط عمر نیست کسی که مواخذه می‌شود

اطرافیان عمر است که ساکت شدند

اطرافیان عمر است که ساکت شدند

اطرافیان عمر است که ساکت شدند

اجازه دادند عمر را که این‌طوری به پیامبر بگوید

سجودی: پس دچار اختلاف و جر بحث شدند سر و صدا بلند شد. و حضرت پیامبر فرمود برخیزید 

خدمتی: همه این‌ اشکالات را ما می‌گذاریم کنار می‌گوییم که هدف پیامبر این بود که علی را جانشین خود کند ولی عمر نگذاشت آیا پیامبر ناکام ماند خیلی حرف بزرگی است آیا دین تمام نشد عمری که این جرئت را دارد در زمان پیامبر نمی‌گذارد پیامبر خدا یک وصیت را کند باید خود عمر پیامبر می‌شد

عمری که این جرئت را دارد که در زمان پیامبر نمی‌گذارد پیامبر خدا یک وصیت، کند باید خود عمر پیامبر می‌شد 

احراري: آیه 65 از سوره نساء می‌خواهیم با تامل این آیه را با هم بخوانیم دقت بکنید روی آیه فلا و ربک لایومنون حتی یحکموک فیما شجربینهم ثم لا یجدوا فی انفسهم حرجا مما قدیت و یصلموا تسلیما/ پروردگار قسم می‌خورد خیلی جالب است، فلا و ربک پروردگار به خودش قسم می‌خورد یعنی می‌گوید قسم به پروردگار تو ‌ای محمد خدا می‌گوید این قسم به خود من اللهمی‌گوید در کتاب خودش می‌گوید خداوند

پس شرط ایمان را 

پس شرط ایمان را در اطاعت کامل و محض

را در اطاعت کامل و محض

با کمال میل از دستورات خدا و رسول می‌داند به عبارتی از آن‌چه که پیامبر صلی الله علیه وآله سلم بیان کرده است 

مجری:

ملاحظه فرمودید، نگرش و دروغ‌های آن‌ها را واقعا از دست عبدالفتاح خدمتی باید چه کار کرد، نگاه کنید کارشناس دیگرتان راجع به حدیثی که خودتان نیز، گیر هستید چه توضیح دادند و بعد شما معنای هجر را رد و این چنین رسوا شدید، در خدمت استاد روستایی هستیم در این مورد توضیحات لازم را بفرمایند

استاد روستایی:

هر بیننده منصفی اگر دقت کند جسارت‌های این‌ها نسبت به پیامبر اکرم صلي الله عليه و اله و سلم را ملاحظه می‌نماید که به چه نحوی صحابه دیگر را متهم می‌کند در حالی که در صحیح بخاری آمده است

 قال عمر ان النبي صلى الله عليه وسلم غلبه الوجع وعندنا كتاب الله حسبنا فاختلفوا وكثر اللغط قال قوموا عنى ولا ينبغي عندي التنازع 

صحيح البخاري - البخاري - ج 1 ص 37

سر و صدا زیاد شد پیامبر صلي الله عليه و اله و سلم فرمودند دعوا و نزاع شد و طبق قرآن من نباید این کار را انجام می‌دادم

 ما داریم حتی صدا بالاتر از صدای پیامبر صلي الله عليه و اله و سلم نبرید ولی صدا را بردند گفتند پیامبر صلي الله عليه و اله و سلم هذیان می‌گوید همان‌طوری که کارشناس وهابی گفتند، آیا پیامبر صلي الله عليه و اله و سلم ناکام مانده است می‌خواست اسم حضرت علی عليه السلام را ببرد نبرده است این‌که در منابع اهل سنت هم تصریح شده که پیامبر صلي الله عليه و اله و سلم می‌خواستند اسم حضرت امیر عليه السلام را ببرند ببینید من یک نمونه خدمت شما نمایش می‌دهم

من قول لا يثبت حجة ، ولا يقطع عذرا ولقد كان يربع في امره وقتا ما ولقد أراد في مرضه ان يصرح باسمه فمنعت من ذلك إشفاقا وحيطة على الاسلام لا ورب هذه البنية لا تجتمع عليه قريش ابدا ولو وليها لانتقضت عليه العرب من أقطارها ، فعلم رسول الله صلى الله عليه وآله انى علمت ما في نفسه ، فامسك وأبى الله إلا امضاء ما حتم

 . شرح نهج البلاغة - ابن أبي الحديد - ج 12 ص 21

خلیفه دوم می‌گوید، پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم اراده کرده بود می‌خواست اسم علی علیه السلام را ببرد، من مانع شدم، از ترس این‌که نکند علی علیه السلام حاکم اسلام بشود، به خدای کعبه قسم بر این‌ها(قریش) خلافت و نبوت جمع نمی‌شود، اگر علی علیه السلام این خلافت را به عهده می‌گرفت، از تمام قسمت‌های کشورهای عربی به ایشان حملهمی‌شد رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم فرمودند من می‌دانم چه کار می‌خواهند بکنند چون دعوا می‌شود

وقتی می‌بیند که پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم زنده است و دارد بیان می‌کند که این جوری دارند مقابله می‌کنند پس من از دنیا بروم چه اتفاقی خواهد افتاد علاوه بر آن پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم این‌جا بی‌کار ننشسته بودند، پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم بعد از این ماجرا حدیث ثقلین را مطرح کردند که بخشی از آن عبارت است 

قاله بالمدینه فی مرضه و قد امتلات الهجره باصحابه 

الصواعق المحرقة في الرد على أهل البدع والزندقة ص 209، المؤلف أحمد ابن حجر الهيتمي المکی ،دار الفکر : مکتبه الحقیقه استامبول

این‌جا آمد گفت آن دو خلیفه من کی هستند؟ گفت قرآن و عترت من هستند.

 

مجری:

آیا در کتب اهل سنت تصریح شده خلیفه دوم بگویند پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم هذیان می‌گویند؟ چون آقای خدمتی منکر این قضیه بودند 

استاد روستایی:

اگر در صحیح بخاری بخواهید جست‌جو کنید با عبارت غلبه الوجع سرچ نمایید، جناب خلیفه دوم، که آقای سجودی هم به آن اذعان داشتند، عمر می‌گوید پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم فرمودند

ائتوني بكتاب اكتب لكم كتابا لا تضلوا بعده قال عمر ان النبي صلى الله عليه وسلم غلبه الوجع وعندنا كتاب الله حسبنا فاختلفوا وكثر اللغط 

صحيح البخاري - البخاري - ج 1 ص 54

پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم درد برای‌شان غلبه کرده بود نعوذبالله متوجه نیست چه می‌گوید

اختلاف و دعوا زیاد شد، این آقا می‌آید می‌گوید اطرافیان مقصر بودند، اطرافیان کی بودند؟ اولا در تاریخ نیامده که حضرت علی علیه السلام آن‌جا بوده، ثانیا بر فرضی که بوده باشد اتفاقا اطرافیان در این مورد باید نگاه به دهان رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم می‌کردند چرا؟ هیچ وقت کسی که اطراف رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم بود حق نداشت بلند شود مثلا یقه قائل این گفتار را بگیرد چون قرآن می‌گوید

لاتقدموا بين يدى الله و رسوله

سوره حجرات آیه1

خودتان را مقدم نکنید

اگر رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم دستور می‌داد باید یقه می‌گرفتند اما اگر رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم دستور نمی‌داد نباید کاری می‌کرد اگر خود این فرد گفته من حرفم این است که ما علی رغم این‌که برای عزیزان‌مان احترام قائل هستیم کوچک‌ترین توهین و جسارت را جایز نمی‌دانیم، اما حرف من این است که در صحیح بخاری ایشان این حرف را زده است حالا شما چه طور می‌فرمایید ایشان هیچ گناهی ندارند مگر قرآن نفرموده

َیا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ

سوره نسا آيه 59

مطالب "ان رجل لیهجر"، هم در منابع اهل تسنن هم‌چو کتاب آقای غزالی، سیر العالم ابو حامد غزالی و...به طور مفصل و کامل آمده است 

مجری:

تشکر از استاد روستایی، و استاد عباسی که روی خط تشریف آوردند تا برنامه بعد، شما را به خداوند متعال سپردم موفق و موید باشید

پایان

 

 

 


حجت الاسلام روستایی و ارتباط تلفنی با حجت الاسلام عباسی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر