صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 25 خرداد 1394 تعداد بازديد: 2359 
راه و بی راه 50 -تبرک اهل سنت به قبور اهل البیت علیهم السلام (1)
راه و بی راه
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ : 25 / 03 / 94 

مجري :

بيننده برنامه راه و بي راه هستيد ، برنامه اي در جهت رسوا کردن وهابيت و نشان دادن بي راهه اي که مي خواهند به نام اسلام به جهانيان نشان دهند ؛ اما در اين برنامه با مطرح کردن اختلاف نظر هايي که بين وهابيت و ساير مذاهب اسلامي وجود دارد ، به صورت مستند و علمي ، با نشان دادن کتب ، تصاوير ، کليپ ها و سخنراني هايي که از علماي مختلف جوامع اسلامي مختلف به سمع و نظر شما مي رسد  ، متوجه خواهيد شد که بين نگرش وهابيت با ساير نگرش هاي اسلامي اختلاف وجود دارد .

اين براي شيعيان مفيد است که اين موضوع را بهتر درک کنند و به صورت علمي و مستدل در ذهنشان بماند . براي اهل سنت ، تا بدانند که تا چه اندازه با وهابيت اختلاف دارند و براي وهابيت ، تا بدانند چقدر از جامعه اسلامي و مسلمان ها ، انحراف دارند .

طبق هفته هاي گذشته در خدمت استاد عزيز و ارجمند ، سيد بزرگوار ، حجت الاسلام و المسلمين يزداني هستيم . 

بينندگاني که با ما همراه هستند مي دانند که ما در نشان دادن تفاوت هاي وهابيت با ساير مسلمانان ، فقط به بيان اختلافات اکتفا نمي کنيم و بخشي را هم داريم که در برخي از برنامه ها پخش مي شود و آن ادعا تا عملي است که وهابيت دارد . وهابيت از ادعا تا عمل اين هفته مربوط به يکي از کارشناسان وهابي دکتر !!!! ملازاده است .

کليپ 1 ) : وهابيت از ادعا تا عمل

ادعاي وهابيت :

ملازاده ، کارشناس وهابي :

بالاخره در اين جا مردم مي توانند نفس بکشند و حرفشان را بزنند . اهل سنت هر اشکالي که داشتيد به اين تلويزيون بياييد و حرفتان را بزنيد .

عمل وهابيت :

ملازاده ، کارشناس وهابي  :

تو خودت انسان هستي يا نه ؟ عقل داري يا نه ؟ من به شيعه کاري ندارم ، حرف من با تو است .

بيننده :

ناراحت نشويد .

ملازاده ، کارشناس وهابي :

من ناراحت مي شوم ؛ چون تو مثل گاو حرف مي زني ، مثل انسان حرف نمي زني !!!

بيننده :

شما سوريه را نابود کرديد .

کارشناس وهابي :

از اين غلطا نکن ، تو حرف مرا تصحيح نکن ، برو بچه !!!

آقا جواب من را بدهيد ، اعصاب مرا خورد نکنيد !!!

بيننده :

آقاي ملازاده مقداري با آرامش صحبت کنيد .

کارشناس وهابي :

برو بچه !!! با آرامش صحبت کن !!! نفهم بازي در مي آوري !!!

بيننده :

عزيز من گوش کن .

کارشناس وهابي :

آقا گوش کن چيست ؟ صد بار آمدي ، باز هم مي گويي گوش کنم !!! برو دنبال کارت !!!

خجالت بکش بچه !!! خجالت بکش کثافت !!!!!!!!!! ؟؟؟؟؟ از اين بي شرفي ها نکن .

برو بچه ، برو بچه !!!!

به تو چه مردک !!!! برو دنبال کارت !!!‌

برو دنبال کارت ، اين طور با من صحبت نکن . نوکرت پدرت که اين جا ننشسته !!!!!!!!!

آقا من سراغ شما مي آيم ، مي خواهم شما را آدم کنم !!!!!!!!!! اول آدم شو !!!

برو دنبال کارت ، يک آبنبات هم بگير و سر کوچه بخور !!!!!!!!

بيننده :

فرياد نزن . آرام صبحت کن .

کارشناس وهابي :

برو دنبال کارت . برو گمشو !!!!!!!!!!

مجري :

در خواستي بود که در روز هاي گذشته جناب دکتر عالم جليل القدر جهان وهابيت ، از بينندگان خود داشتند که شما مي توانيد در اين جا نفس بکشيد و مي توانيد حرف هاي خودتان را بزنيد . البته کنايه اي بود که نسبت به ديگر شبکه هاي وهابي داشتند که آن شبکه ها به بيننده هاي خود اجازه صبحت نمي دهند . اما در عمل ديديم که پاسخ بينندگان را چگونه دادند .

استاد يزداني :

از وهابي ، آن هم از جناب دکتر !!! انتظار بيشتر از اين نبايد داشت . البته حرف هاي بدتر از اين را زده بود که واقعا نمي توان آن ها را پخش کرد .

مجري :

در هفته هاي گذشته موضوعات گوناگوني را در مورد اختلافات وهابيت با ساير مذاهب اسلامي مطرح کرديم که به موضوع تبرک رسيديم . در هفته گذشته استاد يزداني به صورت ويژه به بحث تبرک به قبور پرداختند . بنده از ايشان تقاضا دارم خلاصه اي از مطالب بيان شده در اين خصوص را ارائه دهند .

استاد يزداني :

ما در موضوع تبرک ، مطالب متعددي را بيان کرديم . فتاواي وهابيت که تبرک کفر و شرک و از اعمال جاهليت و از اعمال يهود و نصاري است . از طرف ديگر تبرکات زيادي را از علماي اهل سنت و از بزرگان تاريخ اهل سنت ، نشان داديم که اين ها تبرک را قبول دارند .

 در جلسه گذشته به صورت ويژه تبرک به قبور را مطرح کرديم که تعدادي از بزرگان اهل سنت به فلان قبر تبرک کردند و گفتند آن قبر متبرک است . تعدادي از اين ها را نشان داديم که همه مستند و همراه با تصوير از کتاب هاي اهل سنت بود که اين تقابلي است بين ديدگاه اهل سنت و وهابيت که وهابيت آن را کفر و شرک مي دانستند ؛ اما اهل سنت آن را کاملا مشروع و جايز مي دانند و به صورت فراوان اين کار را انجام دادند و گاها هم نقل کردند که حاجت هم گرفتند . مثل قبر آقاي بخاري که در خرتنگ ازبکستان است و بيان کردند که حاجت هم گرفتند . که ما صحت و سقم آن را نمي دانيم .

تبرک علماي اهل سنت به قبور ائمه اهل بيت (عليهم السلام)

در اين هفته تبرک علماي  اهل سنت و کساني که اهل سنت آن ها را قبول دارند ، به قبور اهل بيت (عليهم السلام) يا به ائمه اهل بيت (عليهم السلام) بيان خواهيم کرد .

البته ما پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله ) را جزء ائمه اهل بيت (عليهم السلام) بيان كرديم و چون حضرت رکن اصلي اهل بيت (عليهم السلام) هستند ، تبرک به خاک قبر حضرت را مطرح مي کنيم . مطالب در اين زمينه بسيار فراوان است از جمله صحابه اي که به خاک قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) که به مرور آن ها را هم مطرح مي کنيم .

 بنده يک مورد را از پيامبر (صلي الله عليه و آله) که در کتاب هاي اهل سنت بيان شده ، نشان دهم و در ادامه به ساير ائمه اهل بيت (عليهم السلام) خواهيم پرداخت .

كتاب وفاء الوفا باخبار دار المصطفي ، تأليف نور الدين سمهودي ( از علماي بزرگ اهل سنت )، متوفاي 911 هـ ، چاپ مؤسسه الفرقان مکه مکرمه ، جلد 2 ، با تحقيق دکتر قاسم السامرايي ، صفحه 301 ، فصل بيستم مي گويد :

 وعن عبد المطلب كانوا يأخذون من تراب القبر فأمرت عائشة بجدار فضرب عليهم وكانت في الجدار ركوة فكانوا يأخذون منها فأمرت بالكوة فسدت ...

از عبد المطلب نقل شده که صحابه خاک قبر رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را با خود مي بردند . عايشه دستور داد براي جلوگيري از برداشتن خاک قبر ، اطراف قبر ديواري بسازند . چون اگر همچنان به برداشتن خاک ادامه مي دادند ، چيزي باقي نمي ماند . ديوار ساخته شد که داراي پنجره هايي بود که مردم دست خود را از اين پنجره ها داخل مي کردند و خاک بر مي داشتند که اگر اين چنين ادامه مي يافت و مردم خاک بر مي داشتند ، امکان داشت قبر مطهر از بين برود و جنازه مبارک نمايان مي شد . به همين دليل عايشه دستور داد که آن پنجره ها را هم ببندند .

سمهودي ، نور الدين ، وفا الوفا باخبار دار المصطفي ، متوفاي 911 هـ ، چاپ مؤسسه الفرقان مکه مکرمه ، ج 2 ، با تحقيق دکتر قاسم السامرايي ، ص 301

مجري :

استاد يزداني ! اين روايت دلالت بر اين ندارد که عايشه مخالف با توسل و تبرک به قبر مطهر رسول خدا (صلي الله عليه و آله) بوده ؟

استاد يزداني :

  اگر اين گونه بود که به مردم مي گفت : اين کار ، شرک و کفر است . فقط به دليل اين که خاک قبر را برندارد و اين کار موجب بي احترامي به ساحت مقدس نبي مکرم اسلام (صلي الله عليه و آله) مي شد ، دستور به ساختن ديواري داد که پنجره داشت ، مثل همين ضريحي که قبر پيامبر بزرگوار اسلام (صلي الله عليه و آله) دارد . سابقه اين ضريح به زمان صدر اسلام باز مي گردد که عايشه همسر پيامبر (صلي الله عليه و آله) دستور ساخت آن را داده بودند . البته آل سعود در آن زمان نبود ، اگر بودند که اجازه اين کار را نمي دادند و کساني را که نزديک قبر مي آمدند ، مي زدند و مي کشتند ، کاري که همين الان انجام مي دهند . در هر صورت روايتي است که علماي اهل سنت آن را در کتاب هاي خود به عنوان يک مطلب قطعي نقل کردند .

کتاب بعدي که اين مطلب را نقل کرده ، کتاب اضواء البيان في ايضاح القرآن بالقرآن ، تأليف علامه محمد امين بن محمد المختار معروف به آقاي شنقيطي ، چاپ عالم الفوائد در رياض ، جلد 8 ، صفحه 599 در تفسير سوره جن مي گويد :

  وعن المطلب قال : كانوا يأخذون من تراب القبر فأمرت عائشة بجدار فضرب عليهم ، وكان في الجدار كوة فأمرت بالكوة فسدت هي أيضاً .

مردم از خاک قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) بر مي داشتند که عايشه دستور داد ديواري بسازند . با اين حال مردم از پنجره هايي که در اين ديوار بود ، مردم خاک بر مي داشتند . عايشه دستور بستن آن پنجره ها را داد و آن پنجره ها را بست .

شنقيطي ، محمد امين بن محمد ، اضواء البيان ، چاپ عالم الفوائد ، ج 8 ، ص 599

اين نشان دهنده اين است که صحابه به خاک قبر پيامبر بزرگوار اسلام (صلي الله عليه و آله) تبرک مي کردند و به مبارک بودن آن معتقد بودند و به عنوان تبرک براي خود استفاده مي کردند .

از احمد بن حنبل هم قبلا نشان داديم که ايشان تبرک به خاک قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) را جايز مي دانستند که باز هم آن را نشان مي دهيم .

در کتاب مسائل الامام احمد کتاب العلل ومعرفه الرجال ، تأليف امام احمد بن حنبل با روايت پسرش ، با تحقيق وصي الله عباس ، جلد 2، چاپ المکتب الاسلامي بيروت و دار الخاني رياض ، سوال 3243 عبد الله بن حنبل مي گويد :

سألته عن الرجل يمس منبر النبي (ص) ويتبرك بمسه ويقبله ويفعل بالقبر مثل ذلك أو نحو هذا يريد بذلك التقرب إلى الله جل وعز فقال لا بأس بذلك .

سؤال کردم از مردي که منبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) را لمس کند و تبرک کند و آن را ببوسد . با قبر هم همين کار را انجام دهد يا کارهايي مثل اين را انجام دهد . هدفش هم اين باشد که به خداوند نزديک شود . احمد بن حنبل گفت : اشکالي ندارد .

اين هم نظر احمد بن حنبل که وهابي ها خود را به ايشان نسبت مي دهند . جالب است که در پاورقي شماره 3 ، آقاي وصي الله عباس ، محقق وهابي ، به شدت نارحت است و مي گويد :

.... فان من اصول الشرك بالله اتخاذ القبور مساجد .

از اصول شرک به خداوند، انتخاب قبر‌ها به عنوان سجده‌گاه است

احمد بن حنبل ، العلل ومعرفه الرجال ، ج 2 ، چاپ المکتب الاسلامي بيروت و دار الخاني رياض ، س 3243

يعني اين کاري را که احمد بن حنبل گفته اشکالي ندارد ، شرک است . در صورتي که خود را حنبلي و پيرو احمد بن حنبل مي دانند . امام احمد مي گويد : تبرک به قبر اشکالي ندارد ؛ اما آقايان محقق وهابي که به تازگي اسلام را شناختند و بهتر از عايشه ، احمد بن حنبل و صحابه مي فهمند ، مي گويند : از اصول شرک است .

در اين جا واقعا تفاوت بين اهل سنت و وهابيت ، آشکار و روشن مي شود . اين هم چند نمونه از تبرک به خاک قبر نبي مکرم اسلام بود که بيان کرديم . ان شاء الله در هفته هاي آينده مطالب بيشتري را در مورد تبرک به خاک قبر مطرح خواهيم کرد .

مجري :

اين عمل اهل سنت منحصر به قبر پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) نيست . قبر آقا علي بن موس الرضا (عليه السلام) در ايران هم براي آن ها ملجأ است . براي اين که به آن جا بروند ، حاجات خود را بگيرند يا به گفته خودشان به پابوسي آقا علي بن موسي الرضا (عليه السلام) ، آن هم با پاي پياده بروند . در اين زمينه کليپي آماده کرديم که با هم مي بينيم .

کليپ 2 ) : سفر کاروان پياده روي اهل سنت به زيارت امام رضا (عليه السلام)

زائر اهل سنت :

مشتاقانه و خودجوش مردم به سمت زيارت امام رضا (عليه الصلاه و السلام ) حرکت کردند .

تا به اين جا حدود 150 نفر و تعدادي هم از مناطق ديگر هستند که به پابوس امام رضا (عليه السلام) مي رويم .

به نظر من اين حرکت عملي بهترين جواب است براي مستکبرين جهان که ما در تمام عرصه ها بوديم ، هستيم و خواهيم بود . ما امت قرآن و امت واحد هستيم و تا پاي جان و خونمان در راه راستاي اتحاد و انسجام در راستاي عقايدمان ايستاده ايم و خواهيم بود . 

ما از اين زيارت بهره برديم . نماز با جماعت و نماز زيارت خوانديم . از اين بهتر چه چيزي مي خواهد نصيب ما شود .

براي زيارت آمده ايم و براي اين که  براي همه حاجتمندان و همه کساني که مشکل يا بيماري دارند ، دعا کنيم .

خداوند ان شاء الله زيارت ما را قبول کند .

مجري :

استاد يزداني ! باز هم مواردي که به ائمه اهل بيت (عليهم السلام) و کساني که براي شيعه جايگاه مقدسي دارند ، وجود دارد که اهل سنت تبرك كرده باشند .

استاد يزداني :

ما در اين زمينه مطالب زيادي داريم مخصوصا از زيارت امام رضا (عليه السلام) که اگر امشب فرصت نشد در جلسات آينده نقل خواهيم کرد .

1 ) تبرک به خاک قبر حضرت حمزه (سلام الله عليه )

حضرت حمزه عليه السلام کسي است که مورد قبول هم شيعه و هم اهل سنت است ؛ البته نزد شيعه از جايگاه خاصي برخوردار مي باشند ، از همان باب که سلمان منّا اهل البيت (عليهم السلام) هست ، حضرت حمزه (سلام الله عليه ) با قياس مناط قطعي ، منّا اهل البيت (عليهم السلام) هستند و ما هم قبول داريم . از اين جهت ما تبرک به خاک قبر حضرت حمزه (عليه السلام) را مطرح مي كنيم .

فراوان است کساني که خاک قبر حضرت حمزه (عليه السلام) را متبرک مي دانستند . بحث حضرت زهرا (سلام الله عليها ) که بر سر قبر حضرت حمزه مي رفتند و خود را متبرک مي کردند و از خاک قبر ايشان تسبيح درست کردند را در هفته هاي آينده نقل خواهيم کرد .

اما تبرک به خاک قبر حضرت حمزه (عليه السلام) ، در کتاب تهذيب الاسماء واللغات ، تأليف ابوزکريا محي الدين ابن شرف نووي (مفتي الامه اهل سنت ) ، متوفاي 676 هـ ، چاپ دار الکتب العلميه بيروت ، جلد اول و قسم اول ، صفحه 168 ، شرح حال 131 :

حضرت حمزه (عليه السلام) عموي پيامبر (صلي الله عليه و آله) بود . اسد الرحمن ، اسد رسول الله لقب داشت . برادر رضاعي رسول خدا (صلي الله عليه و آله) بودند و از کنيه و ويژگي هاي ايشان هم صحبت مي کند . هم چنين از اين که حضرت حمزه (عليه السلام) به چه اندازه در جنگ بدر از خود شجاعت نشان داد و چه بلاهاي عظيمي را در جنگ بدر و احد تحمل کرد .

تا آن جايي که مي گويد : حضرت حمزه (عليه السلام) در جنگ احد ، در نيمه شوال سال سوم هجرت ، به شهادت رسيد :

وقبره مشهور يزار ويتبرك به.

آقاي نووي در ادامه مي گويد : قبر ايشان مشهور است و مردم به زيارت ايشان مي روند و به قبر حضرت حمزه (عليه السلام) تبرک مي کنند .

نووي ، محي الدين ابن شرف ، تهذيب الاسماء واللغات ، متوفاي 676 هـ ، چاپ دارالکتب العلميه بيروت ، جلد اول ، ص 167

بر خلاف جو خفقان آوري که امروز وهابيت در مدينه ايجاد کرده و کسي جرأت نمي کند به سراغ قبر حضرت حمزه (عليه السلام) براي زيارت و تبرك برود؛ مردم آن زمان، اين کار را انجام مي دادند . البته از ديدگاه وهابيت اين افراد ، مشرکيني بودند که به زيارت حضرت حمزه مي رفتند .

  در کتاب خلاصه الوفا باخبار دار المصطفي ، تأليف علي بن عبد الله بن احمد حسيني سمهودي ، متوفاي 922 هـ ، جلد اول ، صفحه 236 :

بحث در اين باره است که شرعا جايز است که خاک مدينه يا خاک مکه را به جايي منتقل کنيم . اکثر علماي اهل سنت گفته اند : اين که خاک مدينه و خاک مکه را با خود منتقل کنيم ، مکروه است ؛ چون اگر هر کسي اين کار را انجام دهد ، ديگر خاکي از حرم باقي نمي ماند . شايد هدفشان اين باشد که اگر خاک را منتقل کنند ، چيزي از تربت حرم باقي نمي ماند . در ادامه از علامه زرکشي نقل مي کند :

ينبغي أن يستثنى من منع نقل تراب الحرم تربة حمزة رضي الله عنه أي المأخوذة من المسيل الذي به مصرعه لأطباق السلف والخلف على نقلها للتداوي من الصداع

شايسته است که ما حرم حمزه سيد الشهدا (عليه السلام) از حکم منع انتقال استثنا کنيم  . چون تمام علماي سلف و متقدم و متأخر ، بر انتقال خاک قبر حضرت حمزه براي تداوي از سر درد ، اجماع داشتند .

سمهودي ، خلاصه الوفا باخبار دار المصطفي ، متوفاي 922 هـ ، ج 1 ، ص 236

کساني که سر درد داشتند ، چه سلفي ها ( نه سلفي هاي وهابي) تا زمان آقاي زرکشي اين کار را انجام مي داده‌اند و بر مشروعيت و تأثير آن اجماع داشتند . اگر کسي سر درد دارد ، خاک حضرت حمزه را با خود مي بردند و با همان شفاء مي گرفتند .

آقاي سمهودي متوفاي 922 هـ يعني در اوايل قرن دهم است که مي گويد : سلف و خلف در اين ده قرن بر انتقال خاک قبر حضرت حمزه (عليه السلام) براي سردرد ، اجماع داشتند .

اگر وهابيت بخواهد اين مسأله را شرک بداند يعني در اين ده قرن همه مسلمانان ، مشرک بودند .

مجري :

کليپ بعدي که آماده شده در مورد حضرت زينب (سلام الله عليها ) و قبر مطهر ايشان است . در سوريه       با اين اتفاقاتي که افتاده و وهابيت پليدي که اين گونه جنايت مي کند و خباثت خود را به رخ جهانيان مي کشد ، حرم حضرت زينب (سلام الله عليها ) که در آن منطقه قرار دارد ، چند سال است که  آماج حملات آن ها قرار گرفته . شايد ذهنيت بعضي از مردم اين باشد که مدافعان حرم حضرت زينب (سلام الله عليها ) فقط شيعيان هستند . کليپي را با هم ببينيم از يکي از مدافعان حرم که اهل سنت است ؛ اما در آن جا از حرم حضرت زينب (سلام الله عليها ) دفاع مي کند .

کليپ 3 ) : جوان سني مذهب ، مدافع حرم حضرت زينب (سلام الله عليها )

مجتبي ، از شيعيان مدافع حرم :

خالد و مبعلي از رفقاي سني ما است .

خالد، مدافع حرم ، از اهل سنت:

 مقام حضرت زينب (سلام الله عليها ) از اهل بيت (عليهم السلام) است . همان طور که خدا و پيامبرش فرمودند : کسي که به اهل بيت من ايمان نداشته باشد ، انگار به من ايمان ندارد . ما از حضرت زينب (سلام الله عليها ) دفاع مي کنيم و از مقامشان حمايت مي کنيم . حضرت زينب (سلام الله عليها ) دختر امام علي (عليه السلام) و ايشان پسر عموي پيامبر (صلي الله عليه و آله) بودند و امام علي (عليه السلام) هم از اهل بيت (عليه السلام) است . ما خيلي به امام علي (عليه السلام) ، حضرت زينب (سلام الله عليها ) و امام حسين (عليه السلام) اعتقاد داريم .

به خدا قسم وقتي دلتنگي داشته باشيم ، آرام نمي شويم تا اين که به زيارت حضرت زينب (سلام الله عليها ) برويم .

سلام الله عليك يا سيدة زينب ، يا اخت الحسين سلام الله عليك يا بنت علي(عليه السلام )

مجري :

خالد ، يکي از جوانان اهل سنت که در زينبيه از مدافعان حرم حضرت زينب (سلام الله عليها ) است . واقعا چقدر بين اهل سنت و وهابيت ، تفاوت و اختلاف است . اين نگرش يک جوان سني بود . حال ببينيد در همين شبکه هاي وهابي ـ تکفيري ، در باره همين گنبد و بارگاهي که اين جوان سني مي گفت : اگر من دلم بگيرد ، تا به حرم حضرت زينب (سلام الله عليها ) نروم ، آرام نمي گيرم ، چه فتوايي صادر کرده اند .

کليپ 4 ) : در شبکه هاي وهابي ـ داعشي : فتوا به تخريب قبر حضرت زينب (س )

دمشقيه ،کارشناس وهابي ـ داعشي :

در مورد فتوا به تخريب بارگاه حضرت زينب (سلام الله عليها) ، من فتوا به تخريب آن چه بر قبر هست ، داده ام !!!!

استاد يزداني :

يکي از مباحثي که خيلي مهم است و اهل سنت در طول تاريخ به آن مقيد بودند ، تبرک به خاک مطهر حضرت سيد الشهدا (عليه السلام) است . در کتاب هاي اهل سنت مستندات زيادي وجود دارد که مثل شيعيان ، از قديم به خاک قبر مطهر امام حسين (عليه السلام) اعتقاد داشتند و به آن تبرک مي کردند كه بنده چند مورد از اين مستندات را تا جايي که فرصت باشد ، نشان مي دهم که اهل سنت به قبر امام حسين (عليه السلام) معتقد بودند ، به آن تبرک مي کردند و شفاء هم مي گرفتند .

تبرک اهل سنت به خاک قبر امام حسين (عليه السلام)

در کتاب تهذيب الاسماء واللغات ، تأليف ابو زکريا محي الدين ابن شرف نووي ، متوفاي 676 هـ ، چاپ دار الکتب العلميه بيروت ، جلد اول ، صفحه 163 در شرح حال حضرت سيد الشهدا امام حسين (عليه السلام) مي گويد :

وقبره مشهور يزار ويتبرك به وحزن الناس عليه كثيرا واكثروا فيه المراثي .

قبر امام حسين (عليه السلام) مشهور است و زيارت مي شود و مردم (اهل سنت ) به آن تبرک مي کنند . مردم در آن جا محزون مي شوند و در رساي آن حضرت زياد مرثيه خواني مي کنند .

نووي ، محي الدين ، تهذيب الاسماء واللغات ، متوفاي 676 هـ ، چاپ دار الکتب العلميه ، ج 1 ، ص 163

در ادامه مطالب زيادي را بيان مي کند ؛ اما آنچه مورد استناد ما مي باشد ، اين است که امام حسين (عليه السلام) براي اهل سنت متبرک بوده و آن ها به زيارت قبر امام حسين (عليه السلام) مي آمدند . اين کار اهل سنت گرچه در حال حاضر هم هست ؛ اما در زمان آقاي نووي ، در قرن هفتم هم اهل سنت اين کار را انجام مي دادند .

در کتاب ديگري به نام الاتحاف بحب الاشراف ، تأليف شيخ عبد الله بن محمد بن عامر شبراوي شافعي ، چاپ مؤسسه دار الکتاب الاسلامي ، باب الرابع في زياره مشهد الحسيني وبقيه مدافن آل البيت (عليهم السلام) بمصر :

احتمالا مقصود در سر فصلي که بيان کرده ، رأس الحسين (عليه السلام) در مصر باشد ؛ اما مطالبي را که در متن کتاب بيان کرده ، مربوط به کربلا است . براي ما زياد مهم نيست که در مصر باشد يا در کربلا ، چيزي که مهم مي باشد ، اين است که مردم اهل سنت به امام حسين (عليه السلام) اعتقاد داشتند و به ايشان تبرک مي کردند . از علما و بزرگاني که به خاک قبر امام حسين (عليه السلام) تبرک کرده و شفاء يافته اند :

1 ) شمس الدين التعويني

منها : ان رجلا يقال له شمس الدين التعويني كان ساكنا بالقرب من المشهد وكان معلم الكسوة الشريفة حصل له ضرر في عينيه فكف بصره وكان كل يوم اذا صلي الصبح في مشهد الامام الحسين يقف علي باب الضريح الشريف ويقول : يا سيدي انا جارك ، وقد كف بصري ، واطلب من الله بواسطتك ان يرد علي ولو عينا واحدة ...

فالتفت السيد الحسين الي جده ’ ... فقال النبي ’ للامام علي × : يا علي كحله . فقال : سمعا وطاعتا ...

وفتحت عينه اليمني فصار ينظر بها الي ان مات .

ذکر کراماتي از امام حسين (عليه السلام)

مردي به نام شمس الدين تعويني ، در نزديکي مشهد امام حسين (عليه السلام) سكونت داشت و معلم بود . اين شخص دچار چشم درد شد و کاملا چشم خود را از دست داد . ايشان هر روز صبح که نماز مي خواند ، به مشهد امام حسين (عليه السلام) مي رفت و رو به روي ضريح آن حضرت مي ايستاد و مي گفت : يا سيد الشهدا ! من همسايه تو هستم ، چشمانم را از دست داده ام . از خداوند مي خواهم که به واسطه تو ، اين چشمم را برگرداند ؛ ولو يک چشمم باشد .

اين شخص به خواب رفت و رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را در خواب ديد كه عده زيادي از صحابه به زيارت قبر امام حسين (عليه السلام) آمده بودند . در آن خواب امام حسين و اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليهم السلام) هم بودند که امام حسين (عليه السلام) به جد بزرگوارشان نگاه کرد و شفاعت من را نزد جدشان کردند .

پيامبر بزرگوار اسلام (صلي الله عليه و آله) به اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) گفت : يا علي ! به چشم اين شخص سرمه بکش . اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) مثل همان زمان که زنده بودند و در محضر پيامبر (صلي الله عليه و آله) هر دستوري که مي دادند ، سمعا و طاعتا مي گفتند و لحظه اي درنگ نمي کردند ، گفتند : سمعا و طاعتا ، حتما اين کار را انجام مي دهم .

در آن جا سرمه داني بود که به من فرمودند : بيا تا برايت سرمه بکشم . به چشم راستم سرمه کشيدند ، احساس کردم که چشمم دچار سوزش شديدي شد که از آن سوزش فرياد کشيدم و از آن فرياد ، بيدار شدم . وقتي بيدار شدم ، هنوز حرارت سرمه اي را که اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) در چشمم کشيده بود را احساس مي کردم . چشم راستم را که باز کردم ، ديدم که مي توان با آن ببينم و تا زنده بودم چشم راستم بينايي داشت .

شبراوي شافعي ، الاتحاف بحب الاشراف ، چاپ مؤسسه دار الکتاب الاسلامي ، فصل رابع

اين شخص گفته بود ولو يک چشمم بينايي پيدا کند . انسان وقتي چيزي از اهل بيت (عليه السلام) مي خواهند ، بايد زياد بخواهند ؛ چون در در گاه آن ها ، کم نيست . بايد انسان بالاترين را از اين عزيزان ، درخواست کند و ان شاء الله هم اجابت مي کند . داستان بعدي مربوط است به :

2 ) آقاي شيخ ابي الفضل نقيب الساده الخلوتيه

منها : ما رفع للشيخ ابي الفضل نقيب الساده الخلوتية قال اصابني مرض شديد عجز عن الاطباء . وطال بي ذلك المرض فلازمت زيارة الامام الحسين عليه السلام كل يوم يقصد الشفاء من ذلك المرض ...

ثم اني لما اصبحت ذهبت الي المشهد المبارك . ودعوت الله سبحانه وسألته ببركة الامام الحسين ان يعافيني من ذلك المرض ، فببركة عافني الله من ذلك المرض في اسرع زمان .

اين داستان مربوط به شيخ ابي الفضل نقيب الساده الخلوتيه است که مي گويد : من دچار بيماري شديدي شدم که پزشکان از درمان آن عاجز شدند . اين بيماري طولاني شد . من ملازم قبر امام حسين (عليه السلام) و ساکن آن جا شدم . هر روز خودم را به قبر مي رساندم و هدفم شفاء گرفتن بود . مدتي به همين صورت گذشت ، تا اين که امام حسين (عليه السلام ) را در خواب ديدم که از من گلايه کردند و گفتند : چرا روز هاي سه شنبه به زيارت من نمي آيي ؟

از آن به بعد تصميم گرفتم روز هاي سه شنبه هم به زيارت آن حضرت بروم . صبح فرداي همان شبي که امام حسين (عليه السلام) را در خواب ديدم به حرم مبارک آن حضرت رفتم و دعا کردم و از خداوند خواستم که به برکت امام حسين ‍(عليه السلام) مرا از اين بيماري ، عافيت دهد . به برکت امام حسين (عليه السلام) خداوند در کوتاهترين زمان ، مرا از اين بيماري شفاء داد .

شبراوي شافعي ، الاتحاف بحب الاشراف ، چاپ مؤسسه دار الکتاب الاسلامي ، فصل رابع

ايشان يک عالم سني مذهب است و کتاب هم براي يک سني مذهب است . در همين کتاب داستان هاي ديگري ، از شفاء گرفتن علماي اهل سنت از قبر امام حسين (عليه السلام) نقل مي کند كه به بركت امام حسين (عليه السلام) و با تبرك به آن حضرت ، شفاء گرفتند .    

همان طور که ما بارها گفتيم و استاد مان هم تأکيد کردند ، اهل سنت ارادت ويژه اي به امام حسين (عليه السلام) دارند . امام حسين (عليه السلام) هم هر کسي که باشد ؛ حتي آن وهابي که به خود کمربند انفجاري بسته و نزديک قبر آن حضرت رفته باشد ، اگر از امام حسين (عليه السلام) چيزي بخواهد ، مطمئن باشيد که در خواست آن ها را پاسخ مي دهد . شايد دعاي شيعيان را دير اجابت کند ؛ چون مي داند که ما نااميد نمي شويم و باز هم به درگاه آن حضرت مي رويم و از ايشان باز هم درخواست مي کنيم . امام حسين (عليه السلام) هم اين را دوست دارد که به درگاه خداوند مراجعه و با خداوند راز و نياز کنيم . اما در نهايت دعاي ما را اجابت مي کند .

اما اگر يک مسيحي ، يک يهودي ، يک ارمني و يک وهابي از امام حسين (عليه السلام) چيزي بخواهد ، قطعا ايشان زودتر به در خواست آن ها پاسخ مي دهد . حتي امکان دارد ، اگر به مصلحتش باشد ، فورا اجابت کند . همان طوري که اهل سنت نمونه هايي از تجربه هاي شخصي خود را در کتاب هايشان نقل کردند .

مجري :

کليپ ديگري از گفتگوي يک جوان اهل سنت با يک شخص سلفي ـ وهابي در مورد خواهر امام حسين (عليه السلام) ، حضرت زينب (سلام الله عليها ) آماده کرديم که با هم ديدگاه اين دو نفر را مي بينيم .

کليپ 5 ) : مناظره جوان سني مذهب با يک وهابي در مورد زيارت حضرت زينب (سلام الله عليها ) و تبرک به قبر آن حضرت

جوان سني مذهب :

من مسلمان سني هستم . مرقد حضرت زينب (سلام الله عليها ) را هر صبح و ظهر و شب زيارت مي کنم . تفاوت بين ما (سني ها ) و آن ها (وهابي ها ) اين است که آن ها به اسلام ، صدمه مي زنند .

وهابي:

 اين ها (اهل سنت ) به زيارت مي روند و به آن حضرت تبرک مي کنند و شرکيات انجام مي دهند .

سني:

اين کتاب ديوان شعر امام شافعي است ، امام اهل سنت و جماعت است . او مي گويد : اگر عشق آل محمد (صلي الله عليه و آله) رفض است ؛ پس جن و انس شهادت بدهند ، من رافضي هستم . امام شافعي قبل از ما به ايشان (وهابي ) جواب داد . آن ها جديد نيستند . اسرائيليات از شروع اسلام وجود داشت و آن ها از اسرائيليات باقي ماندند .

وهابي :

ولي نمي شود قرآن را تحريف بکنند !!!!

مجري :

      برخورد يک وهابي را با يک جوان اهل سنت را که از حرم حضرت زينب (سلام الله عليها ) دفاع مي کند که در به يک باره بحث تحريف قرآن را به اين جوان سني مي زند . البته به قول شما استاد يزداني اين کار از وهابي ها اصلا عجيب نيست .

استاد يزداني :

 اين شخص وهابي ، زماني که ديد امام شافعي در ديوان خود اين مطلب را بيان کرده ، فورا به سراغ بحث تحريف قرآن رفت و اصلا فراموش کرد که آن جوان ، اهل سنت است . در صورتي که خود را سني مي دانند و آن جوان هم گفت که من سني هستم و صبح و ظهر و شب به زيارت حضرت زينب (عليها السلام) مي روم . اما آن وهابي مي گويد که شما شرکيات  انجام مي دهيد .

اين خيلي واضح و روشن ، فاصله اهل سنت و وهابيت را نشان مي دهد كه به قدري اين فاصله ، زياد است از شرک تا استحبابي که علماي اهل سنت به آن معتقدند .

يکي ديگر از مواردي که علما و بزرگان اهل سنت به خاک قبر امام حسين (عليه السلام) تبرک کرده و شفاء گرفتند :

3 ) آقاي جعفر الخلدي

در کتاب المنتظم في تاريخ الملوک والامم ، تأليف ابو الفرج ابن جوزي (عالم سني مذهب و از کساني است که به شدت با شيعيان در مباحث خود مشکل دارد. فضائل اهل بيت (عليهم السلام) را هم سعي مي كند به هر صورتي که شده ، رد کند) ، متوفاي 597 هـ ، جلد 5 ، چاپ دار الکتب العلميه بيروت ، با تحقيق محمد عبد القادر عطا و مصطفي عبد القادر عطا ، صفحه 346 روايتي را نقل مي کند :

وأخبرنا ابن ناصر قال أخبرنا المبارك بن عبدالجبار قال أخبرنا أبو الحسين أحمد بن محمد العتيقي قال سمعت أبا بكر محمد بن الحسن بن عبدان الصيرفي يقول سمعت جعفر الخلدي يقول :

كان بي جرب عظيم فتمسحت بتراب قبرالحسين فغفوت فانتبهت وليس علي منه .

از آقاي جعفر خلدي شنيدم که مي گفت : من گرفتار يک بيماري پوستي شدم . آن قسمت را که دچار بيماري شده بود ، به خاک قبر امام حسين (عليه السلام) ماليدم و متبرک کردم . بعد از آن به خواب رفتم و زماني که بيدار شدم ، اثري از آن بيماري نمانده بود .

در فرهنگ امين ، جرب نوعي بيماري پوستي است که باعث سوزش و خارش پوست بدن و پيدا شدن جوش هاي بسيار ريز روي پوست مي شود . انگل آن در زير پوست بدن است که در بدن سوراخ هايي ايجاد مي کند که « گري » هم به آن مي گويند .

ابن جوزي ، ابو الفرج ، المنتظم ، متوفاي 597 هـ ، ج 5 ، چاپ دار الکتب العلميه بيروت ، با تحقيق محمد عبد القادر عطا و مصطفي عبد القادر عطا ، ص 346

در ادامه آقاي جعفر الخلدي را معرفي مي کنيم که چه شخصيت بزرگي دارند ، سند روايت هم کاملا صحيح است . همين داستان را آقاي کمال الدين ابي جراده در کتاب بغيه الطلب في تاريخ حلب ، با تحقيق دکتر سهيل ذکار ، چاپ دار الفکر لبنان ، جلد 6 ، صفحه 2657 :

 يقول سمعت جعفر الخلدي يقول :

كان بي جرب عظيم کثير فتمسحت بتراب قبرالحسين ، قال : فغفوت فانتبهت وليس علي منه شيء ...

از آقاي جعفر خلدي شنيدم که مي گفت : من گرفتار يک بيماري پوستي شدم . آن قسمت را که دچار بيماري شده بود ، به خاک قبر امام حسين (عليه السلام) ماليدم و متبرک کردم . بعد از آن به خواب رفتم و زماني که بيدار شدم ، اثري از آن بيماري نمانده بود .

ابي جراده ، کمال الدين ، بغيه الطلب في تاريخ حلب ، با تحقيق دکتر سهيل ذکار ، چاپ دار الفکر بيروت لبنان ، ج 6 ،  ص 2657

همين مطلب در کتاب الطيوريات ، تأليف ابي الحسين مبارک بن عبد الجبار طيوري بن عبدالله صيرفي حنبلي آمده است. اين کتاب توسط ابي طاهر سلفي از کتاب اصول کتب آقاي صيرفي حنبلي انتخاب شده ، با تحقيق دسمان يحيي معالي و عباس صخرالحبس ، جلد 3 ، چاپ اضواء السلف رياض در سال 2004 م، صفحه 912 روايت 847 را نقل مي کند :

سمعت احمد يقول : سمعت ابابكر يقول : سمعت الخلدي يقول :

كان بي جرب عظيم کثير فتمسحت بتراب قبرالحسين ، قال : فغفوت فانتبهت وليس علي منه شيء ...

از آقاي جعفر خلدي شنيدم که مي گفت : من گرفتار يک بيماري پوستي شدم . آن قسمت را که دچار بيماري شده بود ، به خاک قبر امام حسين (عليه السلام) ماليدم و متبرک کردم . بعد از آن به خواب رفتم و زماني که بيدار شدم ، اثري از آن بيماري نمانده بود .

 محقق وهابي اين کتاب در پاورقي مي گويد :

رجال اسناده ثقات . وهذا النص من منكرات الخلدي .

راويان اين روايت ، ثقه هستند . اما اين کار از منکرات آقاي خلدي بوده است .

صيرفي حنبلي ، طيوريات ، با تحقيق دسمان يحيي معالي و عباس صخر الحبس ، ج 3 ، چاپ اضواء السلف در سال 2004 م ، ص 912 ، ح 847

در ادامه هم به نقد اين قضيه مي پردازد که ابن تيميه در  اين خصوص چه چيزي گفته و اين اتفاق علماي اين بوده که هر کس به زيارت قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) يا قبر هر کس ديگري مي رود ، نبايد خود را به آن بمالد ، نبايد آن را ببوسد ...

منظور محقق اين است که آقاي خلدي اين چه کار زشتي بود که انجام دادي و سراغ خاک قبر امام حسين (عليه السلام) رفتي و خود را به خاک ايشان متبرک کردي .  

اين مطالب را از ابن تيميه نقل مي کند ؛ اما توجه نمي کند که آقاي جعفر الخلدي ، عالم بزرگ اهل سنت ، اين کار را انجام داده و شفاء هم گرفته . اگر اين کار زشت بود که امام حسين (عليه السلام) شفاء نمي داد و خداوند به وسيله خاك قبر امام حسين (عليه السلام ) او را شفاء نمي داد . حال که خداوند به وسيله خاک قبر امام حسين (عليه السلام) او را شفاء داده ، قطعا کار درستي بوده است .

شرح حال آقاي جعفر الخلدي

آقاي ابن کثير سلفي ، شاگرد ابن تيميه ، در کتاب البدايه و النهايه ، چاپ دار ابن کثير دمشق و بيروت ، جلد 12 ، با تحقيق عبد القادر الارنؤوط و دکتر بشار عواد معروف ( دو تن از محققان سرشناس وهابي ) در صفحه 203 :

جعفر بن محمد بن نصير بن القاسم : ابو محمد الخواص المعروف بالخلدي سمع الكثير ، وحدث كثيرا ، وحج ستين حجة وكان ثقة صدوقا دينا .

جعفر بن محمد بن نصير بن قاسم ابو محمد الخواص معروف به خالدي ، ايشان زياد حديث شنيده و زياد هم نقل کرده . شصت بار به زيارت خانه خدا رفته و هم انساني مورد اطمينان ، راستگو و متدين بود.

ابن کثير ، البدايه و النهايه ، چاپ دار ابن کثير دمشق و بيروت ، ج 12 ، با تحقيق عبد القادر الارنؤوط و دکتر بشار عواد معروف ، ص 203

همين شخص متدين و راستگو ، بيماري خود را با تبرک به خاک امام حسين (عليه السلام) برطرف کرده و شفاء گرفته ؛ هر چند که وهابي ها از اين کار ، ناراحت و عصباني باشند و آن را از منکرات آقاي جعفر الخلدي بدانند .

آقاي ابن جوزي در کتاب المنتظم که اين داستان را نقل کرده ، در جلد 14 در شرح حال آقاي جعفر الخلدي مي گويد :

 جعفر بن محمد بن نصير بن القاسم : ابو محمد الخواص المعروف بالخلدي

سافر الكثير ، وسمع الحديث كثير ، وروي علما كثيرا ، روي  عنه الدار القطني وابن شاهين وخلق كثير ، وكان (ثقة ) صدوقا دينا ، حج ستين حجة .

ايشان راستگو و متدين بود و شصت بار هم به زيارت خانه خدا رفته بود .

شصت بار به زيارت خانه خدا رفته ؛ اما شفاي خود را از خاک قبر امام حسين (عليه السلام) گرفت . اين ها نشانگر اين است که علماي اهل سنت ، آن هايي که صدوق و قابل اعتماد هستند ، به مبارک بودن قبر اهل بيت (عليهم السلام ) اعتقاد دارند ، بر خلاف آقايان وهابي .

مجري :

   ما معمولا کليپ هايي که از وهابيت ، پخش مي کنيم ، در جهت اثبات عقايد وهابيت است و از علماي اهل سنت در جهت اثبات عقايد اهل سنت در رد وهابيت است . اما کليپي آماده کرديم که سخني اعتراف گونه از يکي از شبکه هاي وهابي است در خصوص اين که ، ساليان سال است که اهل سنت به زيارت قبر امام رضا (عليه السلام) مي رفتند . براي اين کار ، کاروانسرا ساخته بودند و محل عبور و مرور آن ها بود و حتي تصريح مي کنند ، يکي از مساجد حرم رضوي ، ملجأ اهل سنت بوده و در آن جا نماز مي خواندند .

کليپ 5 ) : اعتراف وهابيت به سفر زيارتي اهل سنت         براي قبر مطهر امام رضا (عليه السلام) و نماز خواندن اهل سنت در مسجد حرم

کارشناس وهابي :

در واقع اين مسجد ، کاروانسرايي بود که از طرف يکي از هموطنان ما ، به نام فيض محمد ، در پاکستان ساخته شد . از اين کاروانسرا ، اهل سنت ايران استفاده مي کردند و آن زمان براي کار هاي خود به مشهد مي آمدند و خيلي ها هم اعتقادشان در آن زمان بر اين بود که براي زيارت مي رفتند و در صحن حرم رضوي ، در صحن گوهرشاد ، اهل سنت هر پنج وقت ، نماز جماعت داشتند . اين قضيه مربوط به سال هاي سال است . صد ها سال اهل سنت در آن جا نماز جماعت داشتند .

تماس بينندگان :

بيننده : آقاي ميران زهي از چابهار ـ اهل سنت

بنده يک سؤال داشتم . شما گفتيد که اهل سنت به زيارت علي بن موسي الرضا مي روند . ابوبکر ، عمر ، عثمان و علي که از علي بن موسي الرضا بالاتر است ، چرا از اين ها نمي خوانيد ؟

استاد يزداني :

در مورد قبر مکرم اسلام (صلي الله عليه و آله) داريم که علماي بزرگ اهل سنت به زيارت قبر حضرت رفته و حاجت هم گرفته اند و ابوبکر و عمر را هم واسطه قرار داده اند . روايت آن را ما در گذشته خوانديم .

بيننده :

اين علمايي را که مي گوييد ، چه کساني هستند ؟

استاد يزداني :

يکي از آن علما ، آقاي طبراني بود . در کتاب سير اعلام النبلاء ، تأليف شمس الدين ذهبي ، چاپ مؤسسه الرساله ، جلد 16 ، صفحه 398 ، شرح حال آقاي ابن المقريء مي گويد :

الشيخ الحافظ الجوال الصدوق مسند الوقت ....

  در صفحه بعد روايتي را نقل مي کند :

    أبي بكر بن أبي علي قال كان بن المقرئ يقول كنت انا والطبراني وأبو الشيخ بالمدينة فضاق بنا الوقت فواصلنا ذلك اليوم فلما كان وقت العشاء حضرت القبر وقلت يا رسول الله الجوع فقال لي الطبراني اجلس فأما ان يكون الرزق أو الموت فقمت انا وأبو الشيخ فحضر الباب علوي ففتحنا له فإذا معه غلامان بقفتين فيهما شيء كثير وقال شكوتموني إلى النبي (ص) رأيته في النوم فأمرني بحمل شيء اليكم

ابن مقريء هميشه مي گفت : من و طبراني و ابو شيخ ( سه تن از بزرگترين علماي اهل سنت ) بوديم . وقتمان کم بود . زماني که به مدينه رسيديم ، وقت غذاي شام بود . سراغ قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) رفتيم  و گفتيم : يا رسول الله ما گرسنه ايم . طبراني به من گفت : اين جا بنشين ، يا ما روزي را از قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) يا مي ميريم . من و ابو الشيخ ايستاديم که يک علوي حاضر شد . در را باز کرديم که همراه آن علوي دو غلام بود و يک سيني پر از غذا به ما داد و گفت : چرا نزد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) از من شکايت کرديد ؟ من پيامبر (صلي الله عليه و آله ) را در خواب ديدم که به من دستور دادند تا اين غذاها را براي شما بياورم .

ذهبي ، سير الاعلام النبلاء ، چاپ مؤسسه الرساله ، ج 16 ، ص 398 به بعد

اين هم چند نفر از علماي اهل سنت که توسل کرده بودند و حاجت هم گرفتند .

بيننده :

يعني اهل سنت همه مردند و هيچ چيزي ندارند . چرا مولوي عبد الحميد به مکه سفر نمي کند و سر قبر عمر ، ابوبکر و علي نمي رود ؟ چرا علماي معاصر اهل سنت نمي روند ؟

استاد يزداني :

الان هم علماي اهل سنت مي روند ؛ اما وهابي ها اجازه نزديک شدن به قبور اين ها نمي دهند .

بيننده :

مگر فقط شما کتاب ذهبي را مي خوانيد ؟ چرا علماي اهل سنت اعلام نمي کند که زيارت قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) کار خوبي است ؟

استاد يزداني :

اتفاقا اعلام کردند ، ما اين همه کليپ از علماي اهل سنت نشان داديم . شايد تا به حال حدود صد کليپ در مورد توسل پخش کرديم .

بيننده :

حرف من اين است که کار چند نفر نمي تواند مذهبي را بالا ببرد يا اين که پايين ببرد .

مجري :

ما سخن شما را قبول داريم که نمي تواند مذهب شما را ابطال کند . بحث ما چيز ديگري است که علماي اهل سنت اين کار را کرده اند و آن را جايز دانسته اند . اما وهابيت اين کار را جايز نمي داند . مشکل شما با اين موضوع چيست ؟

بيننده :

اهل سنت اصلا اين کار را جايز نمي دانند . درست است که ما با شيعيان برادريم ؛ اما دو عقيده جداگانه داريم .

استاد يزداني :

شما آقاي ذهبي را سني نمي دانيد ؟ شما چون ذهبي را نمي شناسيد ، اين سخن را مي گوييد .

مجري :

کسي که آقاي ذهبي را نمي شناسد ، به نظر بنده نبايد از علماي ديگر براي اثبات سخن خود ، استفاده کند . اميدواريم کساني به ما تماس بگيرند که حداقل آقاي ذهبي و بخاري را بشناسند يا اين که حداقل نام آن ها را شنيده باشند .

استاد يزداني :

آقاي ذهبي با علامه حلي (ره) هم عصر هستند . مثلا يک شيعه باشد که تا به حال نام علامه حلي (ره) را نشنيده باشد ، اين خيلي عجيب است . شما اگر از بچه هاي 12 يا 13 ساله که بپرسيد ، علامه حلي (ره) را مي شناسند .

البته فکر مي کنم ايشان فراموش کردند که قبر خليفه اول و دوم در کنار قبر پيامبر ﴿صلي الله عليه و آله ﴾ است . با وجود پيامبر ﴿صلي الله عليه و آله ﴾ نيازي نيست که سراغ آن ها بروند . هر چند که ما در همين برنامه نشان داديم که عده اي از علماي اهل سنت گفته بودند ما بايد قبل از توسل به پيامبر ﴿صلي الله عليه و آله ﴾ ، خليفه اول و دوم را نزد پيامبر و پيامبر ﴿صلي الله عليه و آله ﴾ را نزد خداوند واسطه قرار دهيم . مستندات آن را هم قبلا نشان داديم که ضرورتي بر تکرار آن نيست .

به هر حال دوستان از روي لجاجت قبول نمي کنند . کسي که ذهبي را نمي شناسد ، طبيعي است که اين مسائل را هم انکار کند .

بيننده : آقاي جهان تيغ از زابل ـ اهل سنت

استاد يزداني روايتي را خواندند که يک از علماي اهل سنت بيماري چشمي داشت و با تبرک به خاک قبر امام حسين (عليه السلام) ، شفاء پيدا کرده . اين کتاب ها که اين مطالب را نقل مي کند ، کاملا صحيح نيست . بنده از استاد يزداني مي پرسم که آيا شما اين شخص را قبو ل داريد ؟

استاد يزداني :

من خودم و علماي شيعه را قبول دارم و کاري به علماي اهل سنت ندارم .  

بيننده :

شما آن شخصي که شفاء گرفته را مي شناسيد ؟

استاد يزداني :

علماي اهل سنت گفتند : سند روايت ، صحيح است .

بيننده :

من کاري به علماي اهل سنت ندارم ، شما آقاي يزداني آن شخص را مي شناسيد ؟

استاد يزداني :

منظور شما از قبول داشتن چيست ؟

بيننده :

اين که بقيه سخنان اين شخص را مي پذيرد ؟

استاد يزداني :

من هيچ کدام از سخنان اين شخص را قبول ندارم . شما بايد قبول داشته باشيد ؛ چون از علماي اهل سنت است . من اگر بخواهم براي شيعه ، استدلال کنم ، روايات فراوان و متواتر از امام صادق (عليه السلام) در مورد زيارت امام حسين (عليه السلام) و خاک قبر آن حضرت داريم . بنده اين مطلب را براي شما مي خوانم .

بيننده :

شما که آن شخص را قبول نداريد ، چرا سخنان او را نقل مي کنيد ؟

مجري :

برادر عزيز ! استاد يزداني وقتي فرمايشات خود را براي شما ارائه مي دهند ، برايتان ارزش قائل شدند و پاسخ سؤال شما را مي دهند .

بيننده :

همه مطالبي که آقاي يزداني نشان مي دهد ، دروغ است .

استاد يزداني :

من عين صفحه کتاب را نشان مي دهم ، همه بينندگان عزيز هم مي بينند .

بيننده :

وهابي ترفندي است که شما از پيش خود درست کرده ايد و به اهل سنت توهين مي کنيد .

مجري :

به نظر شما وهابيت اصلا وجود ندارد ؟

بيننده :

وهابي ها ، تندروان هستند . شيعه هم تندرو دارد .

استاد يزداني :

شما آقاي ابن جوزي را مي شناسيد ؟ کتاب المنتظم را ديده ايد ؟

بيننده :

من ابن جوزي را مي شناسم ؛ اما مطالبي که شما مي خوانيد ، صحيح نيست . شما اين همه صحبت مي کنيد ؛ اما يک مطلب از صحيح بخاري نمي خوانيد . 

استاد يزداني :

ما در اين زمينه ، از صحيح بخاري هم مطالبي را خوانديم . بنده مطلبي را از بخاري نشان مي دهم که خاک شهر مدينه ، شفاء است . روايت از عايشه نقل شده :

أَنَّ النبي (ص) كان يقول لِلْمَرِيضِ بِسْمِ اللَّهِ تُرْبَةُ أَرْضِنَا بِرِيقَةِ بَعْضِنَا يُشْفَى سَقِيمُنَا بِإِذْنِ رَبِّنَا

 پيامبر (صلي الله عليه و آله) هميشه مي گفت : خاک شهر مدينه وقتي با آب دهان بعضي از ما مخلوط شود ، به اذن خداوند ، بيماري را شفا مي دهد .

صحيح بخاري ، ج 5 ، ص 2168

نظر شما در اين باره چيست ؟

بيننده :

امام حسين بنده پاکي است ؛ اما خدا نيست .

استاد يزداني :

اين مطلبي را که بخاري از عايشه نقل کرده ، بنده خدا نبوده ؟

مجري :

ما اگر امام حسين (عليه السلام) را خدا مي دانستيم ، به خاک قبر آن حضرت ، به عنوان يك واسطه اي که ما از فيوضاتشان برخوردار شويم ، تبرک نمي کرديم .

استاد يزداني :

بخاري از امام حسين و امام حسن (عليهم السلام) روايتي نقل نکرده ، در کل صحيح بخاري شايد يک يا دو روايت ، بيشتر نيست . امام حسين (عليه السلام ) اين همه روايت دارند ، اگر بخاري به امام حسين (عليه السلام) اعتقاد داشت ، قطعا روايتي از ايشان نقل مي کرد . اين همه روايت از ابو هريره ، ابن شهاب زهري ناصبي ، نقل کرده ؛ پس چرا از امام حسين (عليه السلام) روايتي نقل نکرده ؟

بنده آقاي جعفر الخلدي يا آقاي ابن جوزي را که قبول ندارم . اگر مطالب اين ها را نشان مي دهم ، به اين دليل است که شما اين افراد را قبول داريد و از بزرگان شما هستند . از باب قاعده الزام ، از باب جدال احسن ، به مطالبي که اهل سنت قبول دارند ، استناد مي کنم .

هدف ما از اين بحث ها ، اثبات تفاوت هاي اهل سنت و وهابيت است و اين ها را از کتاب هاي شما اهل سنت ، نشان مي دهم . بنده اگر بخواهم تبرک به خاک امام حسين ﴿عليه السلام ) را نشان دهم ، روايات فراوان و متواتر از امام صادق ، امام باقر و امام سجاد و ساير ائمه ﴿عليهم السلام ) بر مبارک بودن خاک امام حسين ﴿عليه السلام ) و اين كه شفاء در خاک امام حسين ﴿عليه السلام ) است كه اگر فرصت اجازه دهد ، در برنامه هاي آينده نشان مي دهيم .

اما اگر در بحث تبرک از بخاري روايت بخواهند ، روايات فراواني در مورد آب زمزم ، خاک مدينه و حتي شفاء از بال مگس را هم از صحيح بخاري نشان خواهيم داد . نمونه روايتي که براي بيننده نقل کرديم ، باز هم روايتي از عايشه است :

 قالت كان النبي (ص) يقول في الرُّقْيَةِ تُرْبَةُ أَرْضِنَا وَرِيقَةُ بَعْضِنَا يُشْفَى سَقِيمُنَا بِإِذْنِ رَبِّنَا

مي گويد : پيامبر (صلي الله عليه و آله) هميشه مي گفت : اگر آب دهان برخي از ما با خاک مدينه مخلوط شود ، بيماران ما را به اذن خداوند شفا، مي دهند .

صحيح بخاري ، ج 5 ، 2168

بيننده : آقاي رئيسي از کاشان ـ شيعه

بنده مي خواستم نکته اي را در مورد دو تماس قبلي ، بيان کنم . اين آقايان مي گويند : اگر توسل کار خوبي بود ، چرا علماي ما نمي گويند که اين کار خوبي است که ما هم آن را انجام دهيم .

من مي خواهم بگويم : علماي شما واقعيت ها را نمي گويند و حقائق را پنهان مي کنند . اين همه شيعه به زيارت ها مي روند و توسل مي کنند و حاجت هم مي گيرند . 

مجري :

اين صحبت شما را نمي توان به صورت عام بيان کرد که علماي اهل سنت اين مطالب را نمي گويند . اين ها نمونه هايي است که علماي اهل سنت آن را بيان کردند . نمونه بارزي که در اين روزها مطرح شد و جنجالي بود که عليه اين عالم بزرگوار به راه انداختند ، سخناني است در مورد اثبات توسل که از آقاي عبد الرحمن سربازي در نماز جمعه نقل شده .  

علماي اهل سنت گفته اند ، مي گويند و خواهند گفت ، اين وهابيت است که پنهان کاري مي کنند.

بيننده :

اگر علماي آن ها اين سخنان را مي گويند ، چرا تماس مي گيرند و اين صحبت ها را مي کنند و باعث شبهه پراکني مي شوند ؟ اين گفتن ها بايد تأثيري داشته باشد . اهل سنت ايران که در کنار شيعيان زندگي مي کنند و با چشم خود م بينند ؛ اما باز هم با لجاجت نمي پذيرند و مي گويند اين مطلب دروغ است .

استاد يزداني :

در مورد اين که حقايق را مخفي مي کردند ، مواردي زياد وجود دارد . ما روايت از آقاي شعبي داريم که اگر حقايق را مخفي نمي کردند و نشان مي دادند ، همه رافضي مي شدند . اين روايت در کتاب العلل ومعرفه الرجال ، تأليف احمد بن حنبل ، جلد 3 ، صفحه 354 نقل مي کند :

عن عبد الرحمن بن ابي ليلي عن علي بشيء لو حدثكم لرقصتم والله لاتسمونه مني ابدا

ابو داود از شعبه بن حجاج ، اميرالمؤمنين في الحديث و پايه گذار علم حديث در اهل سنت بوده ، نقل مي کند : من حديثي از عبد الرحمن بن ابي ليلا از اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) شنيدم که اگر اين روايت را براي شما نقل کنم ، شما را به رقص وادار مي کند . من هم اين روايت را هيچ گاه نمي گويم .

احمد بن حنبل در ادامه مي گويد واقعيت اين گونه بوده :

وقال لترفضتم ....

اگر من رواياتي را که عبد الرحمن بن ابي ليلا از اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) نقل کردند ، نقل کنم ، همه شما رافضي مي شويد ؛ اما آن حقايق را نمي گويد .

احمد بن حنبل ، العلل و معرفه الرجال ، ج 3 ، ص 354

مواردي که مخفي کردند ، فراوان است ؛ اما در اين بين کساني هم هستند که خداوند آن ها را وسيله قرار مي دهد تا فضائل اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) و حقايق آشکار شود و حقايق هيچ گاه پنهان نمي ماند .

بيننده : مجيد از تهران ـ شيعه

اگر مطالبي که استاد يزداني بيان مي کنند را قبول نکنند و به قول آن بيننده ، بايد اجماعي باشد ، بايد تمام علماي آن زمان ، صد عالم ديگر را با خود همراه مي کردند که ما چنين چيزي را مي نويسيم يا اين که آيا اين مطالب ، درست است که ما بنويسيم . يا اين که بايد اين علما ، عمر نوح (عليه السلام) را مي داد تا با هم يک کتاب مي نوشتند .

اين کار که امکان ندارد . با اين حال ، توسل و تبرک هم در قرآن  و هم در سنت وجود دارد .

بيننده : آقاي جهان تيغ از زابل ـ شيعه

    بنده از اين که آقاي جهان تيغ گفتند ما اهل سنت هستيم ، واقعا تعجب کردم . ما به مولاي خود اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) افتخار مي کنيم . ما در سيستان ، يک جماعت و يک فاميل بزرگ هستيم و همه ما شيعه هستيم . دوست داشتم ايشان مي گفتند که از کدام قسمت سيستان تماس گرفته و خود را سني معرفي کرده .

بيننده : خانم ساجد از تهران ـ شيعه

بنده در کتابي با نام عايشه بعد از پيامبر (صلي الله عليه و آله) خوانده بودم که عايشه در آخرين روز عمر خود ، روي خاک قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) از دنيا رفتند و آن خدمتکاري که با ايشان بوده ، فکر مي کرده که ايشان به خواب رفته ؛ اما بعد متوجه مي شود که از دنيا رفته .

اگر اين مطلب حقيقت داشته باشد ، دليل بر اين نيست که همسران پيامبر (صلي الله عليه و آله) بعد از آن حضرت به زيارت قبور مي رفتند ؟ از کتاب ديگري هم آدرس نداده بود که به آن مراجعه کنيم .

مجري :

البته نويسنده کتاب يک مستشرق و غير مسلمان است . شايد اين مطلب توجيهي باشد براي جنايتي که در آن ايام نسبت به ايشان ، رخ داده بود و جريان وفات عايشه به اين سادگي ها نبوده که در اين کتاب نقل شده . در اين خصوص استاد يزداني توضيح خواهند داد .

استاد يزداني :

اين مطلب ، مستند نيست و بيان آن هم ارزشي ندارد و نمي تواند براي ما منبع و مصدر باشد . اما اين که عايشه چگونه از دنيا رفته ، مستند درستي در کتاب هاي اهل سنت ، وجود ندارد و مبهم مي باشد .

مجري :

از شما استاد يزداني عزيز و همچنين شما بينندگان گرامي تشکر و سپاسگذاري مي کنيم .

اللهم عجل لوليک الفرج

يا علي مدد

خدا يار و نگهدارتان .



حجت الاسلام و المسلمین یزدانی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر