صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 23 خرداد 1394 تعداد بازديد: 1144 
سراب وهابیت 137 - آیه ‌‌‌مباهله ‌‌‌در شان ‌‌‌اهل ‌‌‌بیت ‌‌‌علیهم ‌‌‌السلام ‌‌‌ - خیانت وهابیت با تحریف علمی منابع اهل سنت(در حدیث مباهله)- تضاد علمای اهل سنت با وهابیت
سراب وهابیت
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: 23/03/94

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم؛

خدمت شما بینندگان همیشگی شبکه جهانی ولایت عرض سلام دارم؛ در این برنامه در خدمت دو کارشناس عزیز و گرامی ‌برنامه، اساتید حوزه و دانشگاه استاد روستایی و استاد عباسی عزیز هستیم؛ بنده خدمت این اساتید عرض سلام و ادب احترام دارم. 

استاد روستایی:

بنده هم خدمت شما و جناب استاد عباسی و بینندگاه عزیز و فهیم شبکه جهانی ولایت عرض سلام و ادب و احترام دارم و امیدوارم که در هر کجای عالم هستند زندگی خوب و ایمانی داشته باشند.

استاد عباسی:

بنده هم خدمت جناب استاد روستایی و حضرت عالی و همه بینندگان عزیز و فهیم شبکه جهانی ولایت عرض سلام و ادب و احترام دارم؛ از اینکه ما را در جمع گرم خانواده خود پذیرفته‌اند ممنون هستم و امیدوارم که خدا به ما توفیق بدهد تا برنامه‌ای در شأن بینندگان عزیز را ارائه بدهیم.

مجری:

در جلسه گذشته سراب وهابیت، استاد روستایی در ادامه افشاگری‌ تحریفها و جنایتهای تاریخی و علمی‌ وهابیت نسبت به کتب مسلمانان به تحریف مصادیق آیه مباهله پرداختند و در این جلسه هم ادامه خواهند داد تا ببینیم که آیا این موضوع به افزودن مصادیق در مورد آیه مباهله ختم می‌شود یا خیر؟

استاد روستایی:

بسم الله الرحمن الرحیم؛

همانطور که مستحضر هستید مدت‌ها است که در مورد بحث تحریف کتب، توسط دستان ناپاک وهابیت مطالبی را بیان می‌کنیم و بیان شده که این تحریفها به شکل‌های متعددی صورت می‌گیرد؛ گاهی با حذف کردن و گاهی با اضافه کردن و گاهی با تغییر دادن است؛ و در جلسه گذشته پیرامون این مسئله سخن گفتیم که آن‌ها واژه اهل بیت علیهم‌السلام را از روایت ثقلين كه مثلاً آمده است:

انى تَارِكٌ فِيكُمْ خَلِيفَتَيْنِ كِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ ما بين السَّمَاءِ وَالأَرْضِ أو ما بين السَّمَاءِ إلى الأَرْضِ وعترتي أَهْلُ بيتي وَإِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حتى يَرِدَا عَلَىَّ الْحَوْضَ

مسند الإمام أحمد بن حنبل ج 5  ص 181، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - مصر

من در ميان شما دو خليفه و جانشين می‌گذارم، کتاب خدا، که هم‌چون ريسمانی از آسمان تا زمين امتداد یافته است، وعترتم، اهل بيتم. اين دو هرگز از يکديگر جدا نمی‌شوند تا در کنار حوض کوثر به من ملحق شوند.

و کارشناس وهابی تلاش می‌کرد که عبارت «عترتي أَهْلُ بيتي» و «تَارِكٌ فِيكُمْ خَلِيفَتَيْنِ» را از این روایت حذف کند! بحث دیگری که ما مطرح کردیم این بود که آنان نام حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها را از آیه مباهله حذف کردند و روایتی را نقل کرده‌اند که ذکر شده بود وقتی آیه نازل شد:

فجاء بأبي بكر وولده وبعمر وولده وبعثمان وولده وبعلي وولده 

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل ج 39  ص 177، اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1995 ، تحقيق : محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري

پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم با ابوبکر و فرزندش و با عمر و فرزندش و با عثمان و فرزندش و با علی و فرزندش آمد

و اصلاً نام حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در روایت نبود!

مطلب دیگری که حایز اهمیت است و در این جلسه باید خدمت عزیزان خود عرض کنم پیرامون همین آیه مباهله است منتهی به این صورت که آنان نام امیرالمومنین علی علیه‌السلام را از این قسمت حذف کرده‌اند! در جلسه گذشته عرض کردیم، مباهله‌ای که با مسیحیان نجران صورت گرفته، یک بار بوده است ولی آنان در یک نقل اسم حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها را حذف کرده‌اند، و در یک نقل دیگر اسم امیرالمومنین علیه‌السلام را حذف کرده‌اند و در یک نقل دیگر اسامی ‌افرادی را اضافه کرده‌اند! من در ابتدا نقلی را که نام امیرالمومنین علیه‌السلام حذف شده است را عرض می‌کنم:

حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ عِيسَى، ثنا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَزْهَرِيُّ، ثنا عَلِيُّ بْنُ حُجْرٍ، ثنا عَلِيُّ بْنُ مُسْهِرٍ، عَنْ دَاوُدَ بْنِ أَبِي هِنْدٍ، عَنِ الشَّعْبِيِّ، عَنْ جَابِرٍ أَنَّ وَفْدَ نَجْرَانَ أَتَوُا النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالُوا: مَا تَقُولُ فِي عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ؟ فَقَالَ: «هُوَ رُوحُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ وَعَبْدُ اللَّهِ وَرَسُولُهُ» قَالُوا لَهُ: هَلْ لَكَ أَنْ نُلَاعِنَكَ أَنَّهُ لَيْسَ كَذَلِكَ؟ ... فَجَاءَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَجَمَعَ وَلَدَهُ وَالْحَسَنَ وَالْحُسَيْنَ فَقَالَ رَئِيسُهُمْ: لَا تُلَاعِنُوا هَذَا الرَّجُلَ...

المستدرك على الصحيحين ج 2  ص593و594، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ ، دار النشر : دارالمعرفة-بيروت، بي تا، تحقيق: يوسف عبدالرحمن المرعشلي

مسحیان نجران نزد پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم آمدند و پرسیدند که در مورد حضرت عیسی علیه‌السلام چه می‌گویی؟ پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم گفت: ایشان روح الله و کلمة الله و عبدالله و رسول خدا است؛ گفتند: آیا می‌توانی با ما بیایی تا همدیگر را لعن کنیم که این گونه نیست... پس پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم فرزندانش را به همراه امام حسن و امام حسین علیهما‌السلام جمع کرد؛ پس رییس مسیحیان گفت: این مرد را لعن نکنید...

و هیچ نامی ‌از امیرالمومنین علیه‌السلام به عنوان انفسنا نیامده است! جالب اینجا است که آقای حاکم نیشابوری با اینکه این ماجرا یک بار اتفاق افتاده است و در آن یکبار هم طبق روایت صحیح مسلم، مصداق «انفسنا» امیرالمومنین علیه‌السلام بوده است، درباره این حدیث می‌گوید:

هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحٌ عَلَى شَرْطِ مُسْلِمٍ وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ

المستدرك على الصحيحين ج 2  ص 594، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ ، دار النشر : دارالمعرفة-بيروت، بي تا، تحقيق: يوسف عبدالرحمن المرعشلي

این حدیث بنابر شروط مسلم صحیح است ولی بخاری و مسلم آن را نقل نکرده‌اند

و آقای شمس الدین ذهبی در تلخیص المستدرک می‌نویسد: «میم» یعنی شرط مسلم را دارد؛ بنابراین خبری از نام امیرالمومنین علیه‌السلام نیست!

همچنین در کتاب مصنف ابن ابی شیبه همین مسئله را ملاحظه می‌کنیم كه:

حَدَّثَنَا جَرِيرٌ ، عَنْ مُغِيرَةَ ، عَنِ الشَّعْبِيِّ ، قَالَ : لَمَّا أَرَادَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم أَنْ يُلاَعَنْ أَهْلَ نَجْرَانَ قَبِلُوا الْجِزْيَةَ أَنْ يُعْطُوهَا ... وَلَمَّا غَدَا إِلَيْهِمْ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم أَخَذَ بِيَدِ حَسَنٍ وَحُسَيْنٍ ، وَكَانَتْ فَاطِمَةُ تَمْشِي خَلْفَهُ.

المصنف لابن أبي شيبة ج 13 ص 452، اسم المؤلف: الامام أبی بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة العبسي الکوفی الوفاة: 235، دار النشر: مكتبه الرشد-الرياض، الطبعة : الأولى 1425 هـ - 2004 م ، تحقيق: حمدبن عبدالله الجمعه+ ممد بن ابراهيم اللحيدان

زمانی که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم می‌خواست با اهل نجران مباهله کند تا این‌که قبول کند جزیه به آنان عطا کنند ... فردا که رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم (برای مباهله) رفتند دست امام حسن و امام حسین علیهما‌السلام را گرفت و حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها هم پشت سر ایشان راه می‌رفت.

 امیرالمومنین علیه‌السلام کجای این داستان است؟! ابداً آقایان ذکر نکرده‌اند.

همین مسئله در چاپ دیگر مصنف ابن ابی شیبه نقل شده است و محقق در پاورقی می‌نویسد:

وهذا اسناد مرسل رجاله ثقات، و مراسیل الشعبی تقدم کثیراً آن‌ها صحیحة.

الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار (مصنف ابن أبي شيبة) ج 17 ص 165، اسم المؤلف: الامام أبی بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة العبسي الکوفی الوفاة: 235، دار النشر: دار القبلة/جده - مؤسسة علوم القرآن/دمشق، الطبعة : الأولى 1427 هـ - 2006 م ، تحقيق : محمد عوامة

و این اسناد مرسل است (اما) رجال آن از افراد مورد اعتماد هستند و قبلاً هم بسیار زیاد گفتیم که مرسل‌های شعبی صحیح است

مرسل است ولی مرسل شعبی قابل قبول و صحیح است؛ بعد هم در ادامه دقیقاً همان روایت را ذکر می‌کند.

مجری:

یعنی می‌خواهند مصداق انفس بودن که یکی از بالاترین فضایل امیرالمومنین علیه‌السلام در قرآن است را با حذف کردن نام ایشان از بین ببرند یا کم‌رنگ کنند؟

استاد روستایی:

هدف همین است؛ من سه نقل مختلف می‌آورم که خود آقایان هم نمی‌دانند چه می‌خواهند بگویند؟! یک نقل حاکم است که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم بچه‌هایش و امام حسن و امام حسین علیهما‌السلام را جمع کرد، یک نقل هم از آقای ابن ابی شیبه است که رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم دست امام حسن و امام حسین علیهما‌السلام را گرفتند و حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها هم پشت سر ایشان بودند، و در هر دو نقل نام امیرالمومنین علیه‌السلام را ذکر نکرده‌اند! نقل سوم هم از کتاب دلائل النبوه آقای بیهقی است که بیان می‌کند:

فَلَمَّا أَصْبَحَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وسلم الْغَدَ بَعْدَ مَا أَخْبَرَهُمُ الْخَبَرَ أَقْبَلَ مُشْتَمِلًا عَلَى الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ فِي خَمِيلٍ لَهُ وَفَاطِمَةُ تَمْشِي عِنْدَ ظَهْرِهِ لِلْمُلَاعَنَةِ

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ج 5 ص 388، اسم المؤلف: أحمد بن الحسين بن علي بن موسى الخُسْرَوْجِردي الخراساني، أبو بكر البيهقي (المتوفى: 458هـ)، دار النشر: دار الكتب العلمية/بيروت + دار الريان للتراث/القاهرة، الطبعة: الأولى 1408هـ ، 1988م، تحقيق : عبد المعطي قلعجي

زمانی که رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم فردا صبح بعد از آن جریان شد، با امام حسن و امام حسین علیهما‌السلام و حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها که در پشت سر آنان بود برای مباهله آمدند

و نام امیرالمومنین علیه‌السلام در اینجا هم ذکر نشده است!

نکته اینجا است که اینها به زعم باطل خود می‌خواهند نام امیرالمومنین علیه‌السلام را حذف و تحریف ‌کنند و از همه چیز می‌گذرند و حاضرند تفسیر قرآن را نادیده بگیرند و مصداق «انفسنا»ی قرآن مجهول بماند؛ برای این آقایان مهم نیست که تفسیر قرآن و روایت را از بین ببرند فقط به جهت اینکه آقا امیرالمومنین علیه‌السلام نباشد! و جالب اینکه در اینجا حذف کردند و در جای دیگر نام افراد را اضافه می‌کنند! من نمی‌دانم این مباهله چند دفعه صورت گرفته است؟ طبق روایت صحیح مسلم، رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم، امیرالمومنین و حضرت صدیقه طاهره و امام حسن و امام حسین علیهم‌السلام را برای مباهله بردند و این پنج تن پاک و مطهر مصداق مباهله‌اند اما شما یک می‌بینید که نام امیرالمومنین علیه‌السلام حذف می‌شود و حتی حاضرند -طبق کلیپی که در چندین جلسه قبل پخش کردیم که آقای وهابی قرآن را می‌خواند- «انفسنا» را در آیه نمی‌خوانند! که مجهول بماند! یعنی قرآن را در قرائت‌های خود تکه می‌کنند! در احادیث هم اینگونه است فقط برای این که نام امیرالمومنین علیه‌السلام نباشد.

آنان در کتبی مثل کتاب «تفسير مقاتل بن سليمان» نام افراد را اضافه می‌کنند:

قال عمر ، رضى الله عنه : لو لاعنتهم بيد من كنت تأخذ ، قال : آخذ بيد على ، وفاطمة ، والحسن ، والحسين ، عليهم السلام ، وحفصة ، وعائشة ، رحمهما الله .

تفسير مقاتل بن سليمان ج 1 ص 282، اسم المؤلف: أبو الحسن مقاتل بن سليمان بن بشير الأزدي بالولاء البلخي، دار النشر: موسسه التاریخ العربی/بیروت-لبنان، الطبعة: الأولى 1423هـ ، 2002م.

عمر می‌گوید اگر بخواهید ملاعنه کنید دست چه کسی را می‌گیرید؟ رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم فرمود: دست علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم‌السلام و حفصه و عایشه را می‌گیرم. 

مجری:

یعنی نعوذبالله پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم دروغ می‌گوید؟ چون این اتفاق نیفتاده است.

استاد روستایی:

آقایان این نسبت را می‌دهند و مطالبی را بیان می‌کنند؛ نکته اینجا است که عالم دیگری این حرف را توجیه می‌کند! آقای «برهان الدين الحلبي» در کتاب «السيرة الحلبية» و در «باب يذكر فيه ما يتعلق بالوفود التي وفدت عليه صلى الله عليه وسلم» نقل می‌کند که:

وعن عمر رضي الله عنه: «أنه قال للنبي صلى الله عليه وسلم: لو لاعنتهم يا رسول الله بيد من كنت تأخذ؟ قال صلى الله عليه وسلم: آخذ بيد عليّ وفاطمة والحسن والحسين وعائشة وحفصة»

السيرة الحلبية ج 3 ص 295، اسم المؤلف: علي بن إبراهيم بن أحمد الحلبي، أبو الفرج، نور الدين ابن برهان الدين (المتوفى: 1044هـ)

از عمر نقل شده است که او به پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم گفت اگر ملاعنه کنید دست چه کسی را می‌گیرید؟ رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم فرمود: دست علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم‌السلام و حفصه و عایشه را می‌گیرم.

سپس آقای برهان الدین حلبی شافعی تفسیر می‌کند و می‌گوید:

وهذا أي زيادة عائشة وحفصة في هذه الرواية دل عليه قوله تعالى: وَنِساءَنا وَنِساءَكُمْ [آل عمران: الآية 61]

السيرة الحلبية ج 3 ص 295، اسم المؤلف: علي بن إبراهيم بن أحمد الحلبي، أبو الفرج، نور الدين ابن برهان الدين (المتوفى: 1044هـ)

اضافه شدن نام عایشه و حفصه در این روایت دلالت بر آیه 61 از سوره نساء است.

این عایشه و حفصه مصداق همان نسائنا و نسائکم است! یکی نیست از این آقا بپرسد که حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها مصداق چیست؟ 

این تحریفها و اضافات صورت می‌گیرد و جالب اینجا است که اینقدر آش شور می‌شود که صدای آشپز هم در می‌آید؛ اینقدر این تحریف واضح بوده که صدای بعضی از علمای اهل سنت هم در آمده است؛ آقای ابن حجر عسقلانی در کتاب «العجاب في بيان الأسباب» اعتراض می‌کند و می‌گوید:

ومن مستغربات مقاتل بن سليمان أنه نقل في هذه القصة أن عمر قال للنبي لو لاعنتهم بيد من كنت تأخذ قال بيد علي وفاطمة والحسن والحسين وعائشة وحفصة

العجاب في بيان الأسباب ج 2 ص 686، اسم المؤلف: أبو الفضل أحمد بن علي بن محمد بن أحمد بن حجر العسقلاني (المتوفى: 852هـ)، دار النشر: دار ابن الجوزي - الدمام، الطبعة: الأولى 1997م، المحقق: عبد الحكيم محمد الأنيس

از مطالب عجیب و غریب مقاتل بن سلیمان نقل این قصه است که عمر گفت: گفت اگر ملاعنه کنید دست چه کسی را می‌گیرید؟ رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم فرمود: دست علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم‌السلام و حفصه و عایشه را می‌گیرم.

اما آقای برهان الدین می‌گوید: مقصود زنان پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم هستند! و داد ابن حجر هم در آمده است که چرا افرادی مثل مقاتل بن سلیمان چیزی را به ماجرایی که در تاریخ اسلام آمده است اضافه می‌کنند؟ و شخصی دیگر هم این تحریف را آب و رنگ بدهد؟ 

ما مکرر گفتیم اگر کسی فضیلتی دارد آقایان با سند معتبر بیان کنند تا ما نتوانیم بنابر مبانی آنان اشکال بگیریم اما اینکه فضایل و نام اهل بیت علیهم‌السلام را قیچی کنید و سپس اسم افرادی مثلاً آقای ابابکر و عثمان و عمر و فرزندان آنان و دیگران را اضافه کنید کار درست و اخلاقی نیست؛ اگر انسان می‌خواهد یک مطلبی را نقل کند باید شرافت علمی‌ داشته باشد و خیلی محترمانه با آزادگی ‌و با حریت علمی مطالب را بیان کند و الا با تحریف و... به جایی نمی‌رسد.

مجری:

جناب دکتر عدنان ابراهیم از علماء و متفکرین و سخنوران معروف اهل سنت که بحث‌های مستدلی دارند و در کنارش انتقادهایی هم به شیعه دارند و هیچ ایرادی ندارد و ما ایشان را اهل سنت عزیز می‌دانیم، سخنان بسیار جالبی دارند در مورد اینکه چرا شیعیان همواره در طول تاریخ مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند و حتی اگر کسی شیعه نباشد و محبت اهل بیت علیهم‌السلام را هم داشته باشد چگونه مورد اذیت و آزار قرار می‌گیرد؛ کلیپی از ایشان را با همدیگر ببینیم و مجدد باز خواهیم گشت و در خدمت استاد عباسی خواهیم بود.

کلیپ:

...چرا اهل بیت علیهم‌السلام و شیعیان آنان همواره در طول تاریخ مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند!؟...

دکتر عدنان ابراهیم از علمای اهل سنت فلسطین:

تمسک و ولایت اهل بیت انسان را درگیر مسائل و مشکلات می‌کند؛ بله به خدا ، و این از بعد پیامبر تا امروز وجود داشته است، به خاطر همین امام صادق علیه‌السلام فرمود: همانا ماجرای ما مشکل است؛

ما(اهل بیت را) دوست دارید؟ ما اهل بیت را دوست بدارید و این محبت را اظهار کنید و از ما دفاع کنیدلإ پس آزمایش می‌شوید.

قبل از ایشان (امام صادق علیه‌السلام) نیز، شخصی به جدش امیرالمومنین علیه‌السلام گفت: من شما اهل بیت را دوست دارم؛ امام علی علیه‌السلام فرمود: پس فقر به سراغت می‌آید و کمربندت را (برای گرفتاری) محکم ببند! 

و در روایات آمده است که آماده بلا شو؛ شخصی نزد امام باقر علیه‌السلام پدر امام صادق علیه‌السلام آمد و عرض کرد روزگار بر تو چگونه است ‌ای اباجعفر؟ امام باقر فرمود: الحمدلله؛ روزگاریست که ما اهل بیت به خاطر خویشاوندی با پیامبر ‌ترسانیم و مردم به نام همان پیامبر در امان هستند؛ به دلیل این که ما فرزندان پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم هستیم کشته می‌شویم و سرمان بریده می‌شود و به زندان ‌انداخته می‌شویم و تبعید می‌شویم؛ و شیعیان ما کشته می‌شوند و به زندان‌ انداخته می‌شوند و قطعه و قطعه می‌شوند؛ چرا؟ تنها جرم ما این است که اهل بیت پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم هستیم؛ و این در حالی است که مردم در امان هستند چون منتسب به دین همان پیامبرند.

حرف جالبی است؛ از این عجیب‌تر تا به حال دیدهاید؟ آیا مختصر و فصیح‌تر از این پاسخ شنیده‌اید؟

فرمود؟ الحمدلله روزگاریست که ما اهل بیت به خاطر خویشاوندی با پیامبر ‌ترسانیم و مردم به نام همان پیامبر در امان هستند.

فرمود این روزگار ماست؛ این برخورد امت پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم با یک ثقل پیامبر است...

مجری:

استاد عباسی ایشان در کنار شیعیان و استفاده ایشان از لفظ تشیع، بحث محبت را هم مطرح کرد؛ اگر کسی محبت اهل بیت علیهم‌السلام را داشته باشد جدای از اینکه شیعه یا سنی یا مسیحی باشد، دچار مشکلات و بلایایی می‌شود و طبق تعبیر ایشان دچار آزمایش و سختی می‌شود.

استاد عباسی:

بسم الله الرحمن الرحیم؛

ما در آن دوره شاهد بنی امیه هستیم که آن گونه به ائمه و اتباع ائمه علیهم‌السلام ظلم می‌کنند و در طول تاریخ این مسئله ادامه داشته و امروز هم در این دویست یا سیصد سال اخیر ما می‌بینیم که وهابیت مسئولیت این کار را بر عهده گرفته است و شیعیان و محبین اهل بیت علیهم‌السلام را آزار می‌دهد و شکنجه می‌کند و جنایاتی را انجام می‌دهد؛ من برای تایید این مطلب و این کلیپی که پخش کردید می‌خواهم به کتابی از اهل سنت مراجعه کنم که علما به نامه‌ای که از طرف محمد بن عبدالوهاب به بزرگان و پادشاه و حاکمان اهل سنت تونس نوشته شده است، پاسخی علمی‌ و دندان شکن داده‌اند که بند بند سخنان محمد بن عبدالوهاب را نقض کرده‌اند.

در ابتدای کتاب «إتحاف أهل الزمان باخبأر ملوك تونس وعهد الأمان» که یک کار گروهی مربوط به وزارت فرهنگ تونس و زیر نظر آقای «أحمد بن أبي الضياف» انجام شده است بحث وهابیت را مطرح می‌کند و بروز و ظهور وهابیت را مطرح می‌کند که به چه صورت بوده است؛ سپس می‌گوید:

ولا بأس أن نلم بخبر هذا الوهابي: وهو أن رجلا يقال له محمد بن عبدالوهاب ، من تلاميذ الشيخ ابن تيمية الحنبلي، منع زيارة القبور، حتى قبور الانبياء ، ومنع التوسل بهم إلى الله تعالى ، والبناء على قبورهم وصرح بكفر من يفعل ذلك وسماه مشركا ، زاعما أن الزيارة والتوسل عبادة ، وهي لا تكون الا لله تعالى .

إتحاف أهل الزمان باخبأر ملوك تونس وعهد الأمان ج 1 ص 2، اسم المؤلف: أحمد بن أبي الضياف، دار النشر: نشر کتابة الدوله للشؤون الثقافیه والاخبار-تونس، بی‌تا

من نگران نیستم که توضیح بدهم وهابیت چه کسی بوده و چه کار انجام داده است؛ او شخصی با نام محمد بن عبدالوهاب از شاگردان ابن تیمیه است (كه تفکراتی را مطرح کرده) و زیارت قبور حتی قبور انبیاء و توسل به آن‌ها در نزد خدا و بنای بر قبور آنان را منع کرده و به کفر کسی که این کار را انجام بدهد تصریح کرده و او را مشرک نامیده است و تصور كرده که زیارت و توسل عبادت است و این فقط برای خدا است (و دیگران با این کار برای غیر خدا عبادت می‌کند)

و این تفکری است که وهابیت دارند سپس می‌گوید:

وترامت بهذا الرجل الاسفار إلى أن استقر بالدرعية من أرض نجد ، فصادف بها آذانا واعيد ، وقلوبا من العلم خاوية ، وألقى لكبيرهم سعود هذا المذهب ، واستدل له بظواهر آيات وأحاديث اغتر بها عامتهم حتى استباحوا قتال المسلمين .

إتحاف أهل الزمان باخبأر ملوك تونس وعهد الأمان ج 1 ص 2، اسم المؤلف: أحمد بن أبي الضياف، دار النشر: نشر کتابة الدوله للشؤون الثقافیه والاخبار-تونس، بی‌تا

در درعیهی سرزمین نجد مستقر شد و کر و کورها با آن‌ها همراه شدند در حالی‌که قلب‌های آنان خالی از علم بود و این مذهب را به محمد بن سعود، بزرگ اینها القا کرد و او را با ظاهر آیات و روایات گول زد و همراه کرد و حتی جنگ با مسلمین را مباح دانست.

و اینها گفتند راست می‌گوید و کسانی که قبر پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم را زیارت می‌کنند و به ایشان توسل می‌کنند مشرک هستند و برویم مشرکین را بکشیم! تا اینکه این مذهب با جریان سعود بن عبدالعزیز ادامه پیدا کرد؛ و سپس می‌گوید:

ونصب حربا للمسلمين عموما ، ولاهل الحجاز خصوصا ، وصدهم عن بيت الله الحرام ، وزيارة قبر سيد الانام

إتحاف أهل الزمان باخبأر ملوك تونس وعهد الأمان ج 1 ص 2، اسم المؤلف: أحمد بن أبي الضياف، دار النشر: نشر کتابة الدوله للشؤون الثقافیه والاخبار-تونس، بی‌تا

و جنگ علیه مسلمانان را عموماً و با اهل حجاز به صورت اختصاصی شروع کردند و مردم را از رفتن به بیت الله الحرام و زیارت قبر پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم منع کردند

شما می‌بینید امروز هم مسیر عمره‌گزاران ایرانی قطع شد و شبکه‌های وهابی هم درباره‌ی جنایتی که در جده انجام شد گفتند که چیزی نبوده است! اگر چیزی نبوده پس چرا آنان را به دادگاه برده‌اند؟ چرا برای آنان حکم صادر می‌کنند؟ البته حکمی ‌که فعلاً اعلام کرده‌اند واقعاً مضحک و خنده‌دار است و شاید حکم دیگری صادر کنند اما به هر حال این جنایات اتفاق افتاده است و این منع و ایجاد مشکل کردن بر سر راه مسلمانان است.

مجری:

با این متون که در مورد صدر جریان سیاسی وهابیت است می‌بینیم که همین الان هم می‌شود این خطاب را نسبت به رسانه‌های وهابی و وهابیت داشت چراکه اینان نیز همان روش محمد بن عبدالوهاب یعنی تکیه بر ظاهر آیات و تقطیع آیات برای مصادره به مطلوب و تکفیر مسلمانان را استفاده می‌کنند.

استاد عباسی:

لذا این کتاب با اینکه کوتاه است، اما کتاب واقعاً ارزش‌مندی است؛ او در ادامه می نویسد:

وأقاموا دعاة يدعون الناس إلى مذهبهم ، مع رسائل وجهوها لآفاق المسلمين ، فوصلت منها رسالة للقطر التونسي نصها :

إتحاف أهل الزمان باخبأر ملوك تونس وعهد الأمان ج 1 ص 2، اسم المؤلف: أحمد بن أبي الضياف، دار النشر: نشر کتابة الدوله للشؤون الثقافیه والاخبار-تونس، بی‌تا

و مردم را با فرستادن نامه و نماینده به کشورهای اسلامی، به مذهب خود فرا خواندند؛ از جمله این‌که نامه‌ای را به قطر تونسی فرستادند که:

قطر تونسی که ظاهراً حاکم تونس است، و ایشان عین این نامه را روایت و نقل کرده و پاسخ داده است و ما در پاسخ نامه می‌بینیم که در جای جایش تاکید شده که این مذهب را شما از کجا آورده‌اید و از چه کسی و کدام سلف گرفته‌اید؟ وقتی جناب عبدالرحمن سربازی می‌گوید «سلف»، سلف چه کسی است؟ سلف اگر صحابه و یا تابعین هستند، اینگونه نبوده است و این عالم اهل سنت در تونس پاسخ این را داده است که به چه صورت با این آقا برخورد کرده است؛ وهابیت در نامه برای اهالی تونس می‌نویسد:

بسم الله الرحمن الرحيم ، نستعينه ونستغفره ونعوذ به من شر أنفسنا ومن سيئات أعمالنا

إتحاف أهل الزمان باخبأر ملوك تونس وعهد الأمان ج 1 ص 2، اسم المؤلف: أحمد بن أبي الضياف، دار النشر: نشر کتابة الدوله للشؤون الثقافیه والاخبار-تونس، بی‌تا

به نام خداوند بخشنده مهربان، از او طلب یاری و استغفار می‌کنیم و از شر نفس‌هایمان و بدی اعمال‌مان به او پناه می‌بریم.

که ‌ای کاش این دعای او اجابت می‌شد و از شرور انفسش، هم خودش و هم عالم در امان می‌ماند که متاسفانه این اتفاق نیفتاد؛ سپس در صفحه بعد یک سری از روایات و آیات قرآن را در رابطه با بحث دین و گرفتن دین و استفاده از دین می‌آورد و می‌نویسند:

واذا عرفت هذا ، فمعلوم ما عمت به البلوى من حوادث الامور التي أعظمها الاشراك بالله ، والتوجه إلى الموتى ، وسؤالهم النصر على العدى ، وقضاء الحاجات .

إتحاف أهل الزمان باخبأر ملوك تونس وعهد الأمان ج 1 ص 3، اسم المؤلف: أحمد بن أبي الضياف، دار النشر: نشر کتابة الدوله للشؤون الثقافیه والاخبار-تونس، بی‌تا

از بزرگ‌ترین چیزهای که عموم مردم به آن گرفتار هستند شرک به خدا و توجه به مردگان و درخواست یاری(از آنان) در برابر دشمنان و برطرف کردن حاجات است

شروع به اشکالاتی کرده که همین امروز هم از آقایان وهابی در شبکه‌های وهابی همین حرف‌ها را می‌بینیم و می‌شنویم، و بعد هم می‌گویند که اختلاف ما با مردم همین است که ما فکر می‌کنیم مردم مشرکند:

فهذا هو الذي أوجب الاختلاف بيننا وبين الناس ، حتى آل الامر إلى أن كفرونا وقاتلونا واستحلوا دماءنا وأموالنا

إتحاف أهل الزمان باخبأر ملوك تونس وعهد الأمان ج 1 ص 5، اسم المؤلف: أحمد بن أبي الضياف، دار النشر: نشر کتابة الدوله للشؤون الثقافیه والاخبار-تونس، بی‌تا

اين همان اختلافي است كه ميان ما و مردم وجود دارد، تا این‌که امر به کفر و قتل و حلال دانستن خون و اموال ما می‌کنند

مظلوم نمایی هم می‌کند و نمی‌گوید چه کسی حمله کرد بلکه می‌گوید کار به جایی رسیده که مردم ما را تکفیر می‌کنند و اموال و نوامیس ما را حلال می‌دانند!

یعنی نمی‌گوید که مردم زندگی خود را داشتند و شما اگر نیامده بودید کسی کاری به کار کسی نداشت؛ بعد می‌گوید: تا اینکه خدا نصرت داد و:

فمن لم يجب الدعوة بالحجة والبيان ، دعوناه بالسيف و السنان

إتحاف أهل الزمان باخبأر ملوك تونس وعهد الأمان ج 1 ص 5، اسم المؤلف: أحمد بن أبي الضياف، دار النشر: نشر کتابة الدوله للشؤون الثقافیه والاخبار-تونس، بی‌تا

اگر کسی حجت و بیان (ما را) قبول نکند دعوت ما با شمشیر و نیزه خواهد بود

و یک سری مسائل را تا انتهای نامه آورده است منتهی این نقد دارد که بعدا عرض خواهم کرد؛ بعد می‌گوید:

ولما شاعت هذه الرسالة في القطر التونسي ، بعث بها الباي أبومحمد حمودة باشا إلى علماء عصره ، وطلب منهم أن يوضحوا للناس الحق ، فكتب عليها العلامة المحقق ، نسيج وحده ، أبوالفداء اسماعيل التميمي ، كتابا مطولا بديعا ، يدل على يد طولى وسعة اطلاع ، سماه " المنح الالهية في طمس الضلالة الوهابية "

إتحاف أهل الزمان باخبأر ملوك تونس وعهد الأمان ج 1 ص 5، اسم المؤلف: أحمد بن أبي الضياف، دار النشر: نشر کتابة الدوله للشؤون الثقافیه والاخبار-تونس، بی‌تا

وقتی که این رساله در کشور تونس پخش شد حاکم آن زمان ابو محمد حموده پاشا به علمای عصرش نماینده فرستاد و از آن‌ها طلب کرد که حق (عقیده صحیح) را براي مردم توضیح دهند؛ علامه محقق ابوالفداء اسماعیل تمیمی‌ کتاب مفصل زیبایی به نام «اعطا الهی در تاری از گمراهی وهابیت » نوشت که دلالت بر ید طولا و وسعت اطلاعات داشت 

البته افرادی می‌گویند که وهابیتی وجود ندارد و شیعه دروغ می‌گوید و وهابیت واژه‌ای ساخته‌ی دست علمای شیعه است و احتمالا آل سعود را گفته‌اند چون که اصلاً وهابیتی نیست و ما وجود خارجی نداریم؛ یعنی تا این حد هم از خودشان هم فرار می‌کنند!

به هرحال ایشان این کتاب را نوشت و این اسم را بر آن گذاشت و می‌نویسد که یک عالم دیگر به نام ابوحفص عمر بن المفتی العلامه فخر المذهب المالکی ابی الفضل قاسم المحجوب هم یک رساله‌ و ردیه‌ای نوشت و بر اساس مقتضی حال مطالبی را آورد؛ سپس در جواب نامه‌ای که این آقا نوشته است از چند آیه قرآن آورده‌اند و این چند آیه قرآن را در پاسخ به آن‌ها بدون سلام و غیره داده‌اند که خیلی معنا دارد:

أما بعد هذه الفاتحة ، التي طلعت في سماء المفاتحة ، فانك راسلتنا تزعم أنك القائم بنصرة الدين ، وانك تدعو على بصيرة لما دعا اليه سيد الاولين والآخرين

إتحاف أهل الزمان باخبأر ملوك تونس وعهد الأمان ج 1 ص 6، اسم المؤلف: أحمد بن أبي الضياف، دار النشر: نشر کتابة الدوله للشؤون الثقافیه والاخبار-تونس، بی‌تا

اما بعد از این آیاتی که کلیدی آسمانی هستند و ما برای شروع ذکر کردیم، همانا تو نامه‌ای نوشته بودی که گمان کرده‌ای تو دین را یاری می‌کنی و به بصیرت در زمانی مه پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم را می‌خوانند دعوت می‌کنی

 و در اول قضیه هو می‌کند و می‌گوید تو نامه نوشتی و توهم کرده بودی که برای خودت کسی شده‌ای! فکر کردی هیچکس اسلام را نفهمیده و تو فهمیده‌ای؟ فکر کردی بقیه مسلمان نیستند و تو مسلمان هستی؟ او در ابتدا آیاتی را آورده که: 

رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنتَ خَيْرُ الْفَاتِحِينَ* رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ* وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِكَ مِنَ الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ* يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لَا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ* يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْيَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ

إتحاف أهل الزمان باخبأر ملوك تونس وعهد الأمان ج 1 ص 6، اسم المؤلف: أحمد بن أبي الضياف، دار النشر: نشر کتابة الدوله للشؤون الثقافیه والاخبار-تونس، بی‌تا

پروردگارا ميان ما و قوم ما به حق داورى كن كه تو بهترين داورانى* پروردگارا ما را براى قوم ستمگر [وسيله] آزمايش قرار مده* و ما را به رحمت‏ خويش از گروه كافران نجات ده* اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد به خودتان بپردازيد هر گاه شما هدايت‏ يافتيد آن كس كه گمراه شده است به شما زيانى نمى ‏رساند بازگشت همه شما به سوى خداست پس شما را از آنچه انجام مى‏ داديد آگاه خواهد كرد* اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد حرمت ‏شعاير خدا و ماه حرام و قربانى بى ‏نشان و قربانيهاى گردن‏بنددار و راهيان بيت الحرام را كه فضل و خشنودى پروردگار خود را مى‏طلبند نگه داريد و چون از احرام بيرون آمديد [مى‏ توانيد] شكار كنيد و البته نبايد كينه‏ توزى گروهى كه شما را از مسجد الحرام باز داشتند شما را به تعدى وادارد و در نيكوكارى و پرهيزگارى با يكديگر همكارى كنيد و در گناه و تعدى دستيار هم نشويد و از خدا پروا كنيد كه خدا سخت ‏كيفر است

این چنین آیاتی را که بحث ممانعت از مسجد الحرام را آورده است، سپس در ادامه می‌گوید:

وقد زعمت أن الناس قد ابتدعوا في الاسلام أمورا ، وأشركوا بالله من الاموات جمهورا ، في توسلهم بمشاهد الاولياء عند الازمات ، وتشفعهم بهم في قضاء الحاجات ، ونذر النذور اليهم والقربات ، وغير ذلك من أنواع العبادات

إتحاف أهل الزمان باخبأر ملوك تونس وعهد الأمان ج 1 ص 6، اسم المؤلف: أحمد بن أبي الضياف، دار النشر: نشر کتابة الدوله للشؤون الثقافیه والاخبار-تونس، بی‌تا

گمان کرده بودی که مردم بدعت‌هایی در اسلام گذاشته‌اند و توسل به اموات و شفا خواستن در رفع حاجاتشان و نذر کردن برای آنان و نزدیکان و سایر عبادات را شرک به خدا دانستی

یعنی تو واقعاً جدی گفتی که اینها شرک است؟ سپس در صفحه بعد می‌گوید:

وكفر قد استحللتم به القتال وانتهاك الحرمات ، ولعمر الله أنك قد ضللت وأضللت ، وركبت مراكب الطغيان بما استحللت ، وشنعت وهولت ، وعلى تكفير السلف والخلف عولت ، وها نحن نحاكمك إلى كتاب الله المحكم ، والى السنن الثابتة عن النبي صلى الله عليه وسلم .

إتحاف أهل الزمان باخبأر ملوك تونس وعهد الأمان ج 1 ص 7، اسم المؤلف: أحمد بن أبي الضياف، دار النشر: نشر کتابة الدوله للشؤون الثقافیه والاخبار-تونس، بی‌تا

تکفیر کردی و قتال با او را حلال و هتک حرمت کردی و به خدا قسم گمراه شدی و گمراه کردی و بر مرکب طغیان سوار شده‌ای و براي اين كه تکفیر سلف و خلف را ثابت کنی به اعمال شنیع تکیه کردی؛ و ما تو را بر اساس کتاب خدا و سنت ثابت پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم محاکمه می‌کنیم 

و در همین ابتدا می‌فهماند که نامه من، یک نامه محبت آمیز نیست و جناب آقای محمد بن عبدالوهاب و آقای محمد بن سعود و جناب آقایان وهابی، شما اشتباه کرده‌اید. سپس می‌گوید:

أما ما أقدمت عليه من قتال أهل الاسلام ، وإخافة أهل البلد الحرام ، والتسلط على المعتصمين بكلمتي الشهادة...

إتحاف أهل الزمان باخبأر ملوك تونس وعهد الأمان ج 1 ص 7، اسم المؤلف: أحمد بن أبي الضياف، دار النشر: نشر کتابة الدوله للشؤون الثقافیه والاخبار-تونس، بی‌تا

اما اقدام تو در کشتار اهل اسلام و ترساندن اهالی حرم امن الهی و تسلط (کشتن و اسارت) بر کسانی که شهادتین را می‌گویند...

کاری کردند که در مردم بترسند و نتوانند با امنیت و آرامش به سرزمین وحی بروند؛ همانند کاری که امروز آل سعود انجام می‌دهد و حتی غیر از قضیه ماجرای جده، مردم این آرامش و امنیت را ندارند؛ ما که به عربستان می‌رویم و آن‌جا پول خرج می‌کنیم، پول ما در کجا خرج می‌شود؟ این پول در کشتن زن و بچه مردم در یمن و کشتن مردم در سوریه و انفجار مقام هود نبی در عراق خرج می‌شود؛ این سلب آرامش می‌کند؛ یک موقع من پولم را به برادر مسلمانم می‌دهم و در کسب حلال یک جنسی را به عنوان سوغات از او می‌خرم و پولم را به او می‌دهم و می‌دانم که او خرج زندگی‌اش می‌کند اما الان مردم می‌بینند خرج‌هایی که هنگام حج عمره و واجب در عربستان می‌کنند، گلوله می‌شود و در سینه یک مسلمان دیگر در یمن فرو می‌رود؛ پس از مردم سلب آرامش و امنیت می‌کنند و قتل عام می‌کنند و به اسارت و کنیزی می‌گیرند و اموال افرادی که تنها پناهشان شهادتین بوده است را می‌برند؛ 

وأدمتم اضرام الحرب بين المسلمين وايقاده ، فقد اشتريتم في ذلك حطام الدنيا بالآخرة

إتحاف أهل الزمان باخبأر ملوك تونس وعهد الأمان ج 1 ص 7، اسم المؤلف: أحمد بن أبي الضياف، دار النشر: نشر کتابة الدوله للشؤون الثقافیه والاخبار-تونس، بی‌تا

و آتش جنگ را بین مسلمانان شعله‌ور کردید و با این کار خود آتش آخرت را در دنیا برای خود خریدید

و ما می‌بینیم که پول‌های عربستان امروز از آغوش وهابیت بیرون می‌آید؛ افرادی که از بین وهابیت در عالم انتشار پیدا می‌کنند به هر جای این عالم که رفتند جنگ و خونریزی به راه‌انداختند؛ داعش و النصره و القاعده را ببینید؛ اینها هر جا که رفته‌اند، قتل و خونریزی به راه‌انداخته‌اند؛ این‌ها در کجا ضربه واقعی به کفر زده‌اند؟ ادعای اینها این است که می‌خواهیم به کفر ضربه بزنیم! در کجا به کفر ضربه زده‌اید؟! اگر یازده سپتامبر را هم شما انجام دادید -که انجام ندادید- جز خیانت به اسلام کار دیگری نکرده‌اید چون کشتن مردم عادی هنر نیست؛ آنان نه نظامی ‌بودند و نه موجب تضعیف آن دولت شده است بلکه حتی تقویت هم کرد و به فعالیتهای آنان وجهه داد تا به مردم مظلوم افغانستان حمله کنند؛ یعنی موجب سلطه کفار بر مسلمان‌ها هم شدید و از مردم مظلوم افغانستان و عراق و سوریه قربانی گرفتید؛ هرجای این عالم که اسم شما می‌آید مساوی با خونریزی و جنایت است.

شما متاع قلیل دنیا را با آخرت خود عوض کرده‌اید و همه چیز را نابود کرده‌اید؛ یک جواب دندان شکن از یک عالم سنی که این‌گونه کوبنده مقابل اینها موضع گرفته و اینقدر دقیق جواب داده است؛ شاید آن موقع هنوز خیلی از مسائل روشن نبود و دست وهابیت رو نشده و نام وهابیت، پلید نشده بود که حتی خودشان هم حاضر نباشند بپذیرند که وهابیت، وجود خارجی دارد و افتخار کنند که ما وهابی و تابع محمد بن عبدالوهاب هستیم؛ شاید آن موقع بیان این حرف‌ها شهامت و بینش می‌خواسته که شخص بفهمد چه کسی دشمن اسلام است و با مسلمان‌ها دشمنی می‌کند چراکه هم در شیعه و هم در اهل سنت زیارت قبر پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم وجود دارد و همه از محبین اهل بیت علیهم‌السلام هستند.

مجری:

بینندگان عزیز و ارجمند دیدید که وهابیت از همان بدو تاسیس چه روشی را در پیش گرفته و علمای اهل سنت نیز چگونه از همان ابتدا موضع‌گیری کرده‌اند؛ امروزه هم رسانه‌های آنان به زبان فارسی و عربی و در جاهای مختلف برای زمینه سازی خشونت، دیگران را تکفیر می‌کنند.

یکی از کارشناسان وهابی نسبت‌هایی را در بحث تحریف قرآن و شکل نماز خواندن شیعیان به شیعه می‌دهد و نتیجهگیری می‌کند که شیعه کافر است؛ کلیپی در این زمینه ببینیم؛ استاد روستایی در این مورد توضیح خواهند داد.

کلیپ:

عالم وهابی:

سوره‌ای وجود دارد به اسم سوره شرح که می‌گوید: «أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ» و این سوره یک سوره مکی است؛ شیعیان چه به آن اضافه کرده‌اند؟ وجعلنا علیا صهرک!!!! یعنی ما در گذشته قرار داده‌ایم مگر امام علی هنگام ازدواج با حضرت زهرا در مکه بوده است؟ ‌ای مردم سوره شرح سوره مکی است که در آن زمان اصلاً ازدواج صورت نگرفته بود؛ آیا می‌شود اینگونه قرآن نازل شود با لفظ «جعلنا» که مربوط به گذشته است و نگوید داماد تو خواهد شد؟

نماز یهودی‌ها را دیدهاید؟ از شما می‌خواهم بروید و ببینید شیعیان چگونه نماز می‌خوانند!!!!  شیعیان اینگونه نماز می‌خوانند (نشان دادن نماز به شکل یهودی) من کلیپهایی از آن‌ها دارم که شیعیان اینگونه نماز می‌خوانند!!! به خدا قسم شیعیان مانند ما نماز نمی‌خوانند به خاطر همین است که مشایخ ما می‌گویند دین شیعیان بر خلاف اسلام است.

مجری:

استاد روستایی استدلال قوی این شخص را درباره کفر شیعه دیدیم و شنیدیم؛ در این خصوص توضیح بفرمایید.

استاد روستایی:

معلوم است که جز وهابی نمی‌تواند از این حرف‌ها بزند؛ من اول از نمازش شروع می‌کنم؛ ایشان می‌گوید: «من خودم دیدم»! ما شنیده بودیم که دروغ‌گو کم حافظه است اما نشنیده بودیم که دروغ‌گو به قدری کم حافظه می‌شود که جلوی دوربین آبروی خودش را ببرد؛ می‌گوید من خودم دیده بودم که شیعه اینطور نماز می‌خواند و دستش را روی سینه‌اش می‌گذارد! بعد تکانی می‌خورد! کدام شیعه اینطور نماز می‌خواند؟ اصلا کدام شیعه دست را روی دست می‌گذارد؟ 

نکته دوم این‌که ما در همان اول سراب وهابیت بیان کردیم که بزرگ شما ابن تیمیه هم گفت که شیعیان در نماز سر و گردن تکان می‌دهند! و بیان کردیم که ما اصلاً این کار را جایز نمی‌دانیم و هیچ شیعه‌ای اینطور نماز نمی‌خواند؛ عزیزان اهل سنت ما در تمام کشورهای دنیا و در ایران اسلامی در کنار شیعه زندگی و ملاحظه می‌کنند که شیعه به هیچ عنوان اینگونه که اینها می‌گویند نماز نمی‌خواند؛ شاید ایشان در شهرک‌های صهیونیست نشین رفته و اقتدا کرده است وگرنه شیعه اینگونه حرف‌ها را اصلاً درست نمی‌داند و نه دست بسته نماز خواندن و نه سر تکان دادن در نماز را جایز نمی‌داند.

 اما نسبت به مطلبی که در ابتدا بیان کردند که شیعه در قرآنش اینگونه دارد باید بگویم که قبل از این آقا، آقای محمد بن عبدالوهاب و آقای غفاری و دیگران هم این مطالب را بیان کردند و این نسبت‌ها را به شیعه دادند که بنده به صورت مستند خدمت شما بیان می‌کنم؛ ابتدا اجازه بدهید من از کتاب آقای محمد بن عبدالوهاب مطلبی را بیان کنم و بعد به حرف‌هایی که این آقا علیه شیعه دارد بپردازیم؛ محمد بن عبدالوهاب در کتاب «رسالة في الرد على الرافضة» این نسبت‌های ناروا را به شیعه می‌دهد و حیا هم نمی‌کند! واقعاً برایم عجیب است که چرا محمد بن عبدالوهاب یا امثال این آقایان اینگونه صحبت می‌کنند؟ و اصلاً تصور نمی‌کنند که کسی جوابشان را خواهد داد؛ او می‌نویسد:

مطلب دعواهم نقص القرآن

ومنها ما ذكروه في كتبهم الحديثية والكلامية أن عثمان رضي الله عنه نقص من القرآن، فإنه كان في سورة {ألم نشرح} بعد قوله تعالى: {وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ} "وعليا صهرك" فأسقطها بحسد اشتراك الصهرية.

رسالة في الرد على الرافضة ص 14، اسم المؤلف:  محمد بن عبد الوهاب بن سليمان التميمي النجدي (المتوفى: 1206هـ)، دار النشر: جامعة الإمام محمد بن سعود/ الرياض- المملكة العربية السعودية، بی‌تا، تحقیق: ناصر بن سعد الرشيد

مطلبی درباره ادعای شیعیان در نقص قرآن

از جمله مواردی که آنان در کتب حدیثی و کلامی خود نقل می‌کنند این است که عثمان، قرآن را ناقص کرده است چراکه در سوره (ألم نشرح) بعد از آیه (وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ) عبارت «وعليا صهرك» بوده است و (عثمان) به دلیل حسادت در دامادی پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم آن را حذف کرده است.

می‌گوید شیعه اعتقادش این است که آقای عثمان گفته چرا نام باجناق ما باشد ولی نام ما نباشد پس این تکه را حذف کرده و قرآن را کم کرده است! کدام شیعه چنین اعتقادی دارد؟ ما در همین قرآن و در سوره انشراح داریم که:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِأَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ ﴿۱﴾ وَوَضَعْنَا عَنْكَ وِزْرَكَ ﴿۲﴾ الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ ﴿۳﴾ وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ ﴿۴﴾ فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا ﴿۵﴾ إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا ﴿۶﴾ فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ ﴿۷﴾ وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَبْ ﴿۸﴾

سوره الشرح آیات 1تا8

به نام خداوند رحمت‌گر مهربان-آيا براى تو سينه‏ات را نگشاده‏ايم (۱)و بار گرانت را از [دوش] تو برنداشتيم (۲) [بارى] كه [گويى] پشت تو را شكست (۳)و نامت را براى تو بلند گردانيديم (۴)پس [بدان كه] با دشوارى آسانى است(۵) آرى با دشوارى آسانى است(۶) پس چون فراغت‏ يافتى به طاعت دركوش (۷)و با اشتياق به سوى پروردگارت روى آور(۸)

این سوره شرح است. عبارت «جعلنا علیا صهرک» در کجای این سوره است؟ 

مجری:

پاک کردید؟

استاد روستایی:

پاک کردن در تخصص آقای خدمتی است؛ ما پاک کرده‌ها را نشان می‌دهیم که کجاها را پاک کرده است.

استاد عباسی:

کار ما به کجا رسیده که باید قرآن را باز کنیم و این سوره را نشان بدهیم!

استاد روستایی:

اما من می‌خواهم یک رمز گشایی و یک مقداری آنان را کمک کنم؛ این مطلبی که آقایان وهابی می‌گویند در یک کتاب شیعه به نام «الاربعون حدیثا فی الفضائل و المناقب» آقای «اسعدبن ابراهیم الاربلی الحلی» آمده است البته در بعضی از منابع «الحنبلی» آمده است که ظاهراً غلط باشد و «الحلی» درست باشد؛ ایشان از محدثین شیعه است و این روایت را هم آورده است اما چگونه آورده است؟ این خیلی مهم است و جای دقت دارد؛ طبق نسخه‌هایی که وجود دارد آقای «اسعدبن ابراهیم» مطالبی را نقل می‌کند و قبل از ورود به اصل نقل روایات، احادیثی از آقای شافعی و احمد حنبل درباره‌ی اهل بیت علیهم‌السلام را ذکر می‌کند و می‌گوید جماعتی از مومنین خواستند، روایاتی که خیلی طولانی نباشد را جمع آوری کنم:

 فقلت: حدثنی الشیخ الامام الحافظ الحسیب النسیب جمال الدین ابوالخطاب ذوالحسبین و نسبین ابن دحیه والحسین المغربی الاندلسی بقراءة المبارک ابن مرهوب الاربلی سنة عشرة ستمائة فی مجلس واحد.

الاربعون حدیثا فی الفضائل و المناقب ص 6، اسم المؤلف: اسعدبن ابراهیم الاربلی، دار النشر: العتبه المقدسه الحسینیه-کربلا، الطبعة: الأولى 1434هـ 2013م، المحقق: مشتاق صالح المظفر

می‌گوید تمام مطالب این کتاب را این آقا به عنوان استاد من برای من گفته است؛ نویسنده کتاب شیعه است اما استاد چه؟ استاد از علمای بزرگ اهل سنت است که شرح حال این آقا را در پاورقی توضیح می‌دهد؛ سپس این نویسنده شیعه، مطلب مورد نظر را در حدیث سی و نهم این کتاب از استاد اهل سنت خود ذکر می‌کند.

ما از این موارد زیاد داشته‌ایم که بزرگان اهل سنت شاگرد امامان و علمای ما بودند مثل ابوحنیفه و مالک و دیگر علمای بزرگ اهل سنت که در محضر امام صادق علیه‌السلام و دیگر علمای شیعه تلمذ کرده‌اند و این موضوع در طول تاریخ مرسوم بوده و شیعه و سنی کنار هم زندگی می‌کرده است؛ یک عالم شیعه گاهی اوقات در یک درس، شاگرد عالم سنی بوده و یک عالم سنی در یک درس، شاگرد عالم شیعه بوده است؛ این آقا هم این مطلب را از یک عالم سنی نقل می‌کند و حتی آن‌را کاملاً جدای از آیه قرآن بیان کرده است.

اکنون من می‌خواهم این مطلب را از کتب اهل سنت ارائه دهم اما قبل از آن، باید ببینیم که آقای «ابن دحیه» کیست؟

آقای شمس الدین ذهبی در کتاب «سير أعلام النبلاء» درباره او می‌نویسد:

248 - ابْنُ دِحْيَةَ أَبُو الخَطَّابِ عُمَرُ بنُ حَسَنٍ الكَلْبِيُّ

الشَّيْخُ، العَلاَّمَةُ، المُحَدِّثُ، الرَّحَّالُ المُتَفَنِّنُ، مَجْدُ الدِّيْنِ، أَبُو الخَطَّابِ عُمَرُ بنُ حَسَنِ بنِ عَلِيِّ بنِ الجُمَيِّلِ - وَاسْمُ الجُمَيِّلِ مُحَمَّدٌ - بنِ فَرَحِ بنِ خَلَفِ بنِ قُوْمِسَ بن مَزْلاَلِ بنِ مَلاَّلِ بنِ أَحْمَدَ بنِ بَدْرِ بنِ دِحْيَةَ بنِ خَلِيْفَةَ الكَلْبِيُّ، الدَّانِيُّ، ثُمَّ السَّبْتِيُّ.

سير أعلام النبلاء ج 22 ص 389، اسم المؤلف: شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذَهَبي الوفاة: 748هـ . 1374م ، دار النشر : مؤسسة الرسالة- بیروت، الطبعة : الثالثة ، 1405 هـ / 1985 م، اشراف علی تحقیق الکتاب :شعيب الأرناؤوط

و شرح حال این محدث اهل سنت را بیان می‌کند یعنی تمام صحبت‌هایی که در کتاب «الاربعون حدیثا فی الفضائل و المناقب» آمده و آقای اسعد بن ابراهیم الحلی نقل کرده، از یک عالم اهل سنت گرفته شده است؛ بنابر این شیعه چنین اعتقادی ندارد و این مطلب را یک عالم اهل سنت گفته است علاوه بر آن ما در اوائل برنامه سراب وهابیت مطالبی را پیرامون اموال آقای ابابکر و اموال حضرت خدیجه سلام‌الله‌علیها بیان کردیم که در کتب اهل سنت چه چیزی آمده است؛ ذیل آیات سوره‌ی «ضحی» ببینید که آقایان اهل سنت چه تفسیری کرده‌اند؛ یکی از آن تفاسیر تفسیر آقای سمرقندی است که می‌نویسد:

ثم قال عز وجل (ووجدك عائلا فأغنى) يعني وجدك فقيرا بلا مال فأغناك بمال خديجة 

تفسير السمرقندي المسمى بحر العلوم ج 3  ص 568 ، اسم المؤلف: نصر بن محمد بن أحمد أبو الليث السمرقندي الوفاة: 367 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت ، تحقيق : د.محمود مطرجي

خداوند فرمود(و تو را تنگ‌دست‏ يافت و بى ‏نياز گردانيد) یعنی تو را فقیر و بدون مال یافت پس تو را با مال خدیجه بی‌نیاز کرد

آیا درست است كه ما بگوییم قرآن آقایان اهل سنت این است که « ووجدك عائلا فأغنى بمال خدیجه»؟!

این تفسیر آیه است و آن‌جا هم می‌گوید {وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ} و عالم اهل سنت در ادامه‌اش نقل می‌کند «وعليا صهرك» و در بعضی از نسخه‌ها «بعلی صهرک» دارد؛ لذا اولاً شیعه چنین اعتقادی ندارد اما محمد بن عبدالوهاب گفت: در کتب کلامی ‌و حدیثی شیعه آمده است و مصادیق را هم نمی‌آورد چون نیست و چیزی هم که در آن کتاب آمده است اولاً اعتقاد شیعه نیست و او می‌گوید که من می‌خواهم از استاد اهل سنتم حدیث نقل کنم و او فقط املاء کرده است پس این اعتقاد اهل سنت است و مشابه آن را هم به عنوان نمونه ذکر کردیم.

مجری:

خدا را شکر که امروزه رسانه‌ها هستند و تا حدودی تفکرات شیعه را به جهانیان می‌رسانند و شخصی اگر پای رسانه‌های شیعه بنشیند به این سخنان وهابیت می‌خندد و می‌داند که چقدر اینها دروغ‌گو هستند؛ اما امشب می‌خواهیم برای شما کلیپی پخش کنیم که شاید اگر برخی هم‌چنان یک مقدار ذهنیت مثبتی در مورد برخی رسانه‌های وهابی داشته باشند، این ذهنیت از بین برود؛ آقای حبیب الله سربازی یکی از مجریان شبکه‌های وهابی است که گذشته جالبی دارند و امشب قسمت‌هایی را از گذشته ایشان را برای شما پخش می‌کنیم تا بفهمید شخصی که در رسانه‌های وهابی به عنوان نماینده حقوقی اهل سنت معرفی می‌شوند چه جایگاهی نزد اهل سنت ایران و سایر مسلمانان داشته و دارند. 

کلیپ:

...حضور اعضای گروهک ‌تروریستی جندالشیطان در شبکه وهابی نور...

حبیب الله سربازی:

ضمن سلام و وقت بخیر و آرزوی شادی و شادکامی برای ‌شما در هر کجای این کره خاکی که هستید از خداوند متعال مسئلت دارم؛ بنده حبیب الله سربازی سه شنبه‌ها این ساعت با برنامه بازتاب وبازتابی از گزارش‌های تحلیلی اهل سنت ایران در خدمت شما هستم.

حبیب الله بزرگ‌زاده:

بنده حبیب الله بزرگ‌زاده هستم فرزند غلام قادر، متولد 1365 طلبه حوزه علمیه دارالقرآن شاه جمال هستم.

...حبیب الله بزرگ‌زاده‌ تروریست دیروز و حقوقدان امروز!!!...

...تصاویری از زندانی حبیب الله بزرگ زاده...

...حبیب الله سربازی قاتل اهل سنت دیروز و طرفدار اهل سنت امروز!!!...

...تصاویر سلاح‌های کشف شده از گروهک‌ تروریستی جندالشیطان...

...حبیب الله سربازی در لباس مجری شبکه وهابی نور...

جامعه اهل سنت ایران از این‌ترورها ضربه‌های بسیاری دیده و شهیدهای بسیاری داده‌اند.

...حبیب الله سربازی در لباس زندان به عنوان یک‌ تروریست...

بنده به همراه یاسر ستوان و ابراهیم میرکاظمی‌جهت گرفتن ذکر از مرید عبیدالله به پادیک رفتیم آن‌جا نبودند رفتیم پیش ...

...تصاویر ساخت بمب توسط گروهک‌ تروریستی وهابی...

...حبیب الله سربازی در لباس مجری شبکه وهابی نور...

همانطور که در ابتدای برنامه در رابطه با سنی هراسی با شما برنامه داشتیم؛ همیشه جمهوری اسلامی‌ سعی کرده از حربه تکفیری و اصطلاحاتی مثل وهابیت استفاده کند تا مخالفان خود را سرکوب کند 

...حبیب الله سرباز در لباس زندان به عنوان یک‌تروریست...

گفتیم آیا امکان دارد که ما آمادگی نظامی‌ پیدا کنیم گفتند بله شما می‌توانید آمادگی نظامی ‌پیدا کنید؛ گفتیم کجا؟ گفتند که می‌توانیم شما را به برابچه در افغانستان بفرستیم آن‌جا آموزش نظامی ‌ببینید؛ گفتیم پس بنابر این ما برای این کار آماده هستیم پس چه وقتی ما را می‌فرستید؟ گفتند که تعطیلات آخر سال در شعبان و رمضان؛ ما گفتیم آیا ممکن است که زودتر برویم؟ گفتند نزد عبدالمالک هم می‌توانیم بفرستیم اما وقت نیست چون به تعطیلات عید قربان یک هفته تا ده روز بیشتر وقت نیست و شما نمی‌توانید در این مدت کم بروید و آموزش ببینید و برگردید به خاطر همین در آخر سال شما را به برابچه افغانستان می‌فرستیم تا آن‌جا تعلیمات نظامی‌ حاصل کنید.

مولوی عبدالصمد کریم زایی:

اینها به این جرم اعتراف کردند و شواهد عینی هم وجود دارد یعنی بیشتر از این برای اثبات جرم چیزی نیست؛ نظام جمهوری اسلامی‌ مجاز است که هرگونه تصمیم و مجازاتی برای اینها در نظر بگیرد و ذی حق است.

مولوی عبدالصمد دامنی:

محاربین بودند؛ محاربین را کمک دادند و همکاری کردند و طبق قانون شرع اسلام و قانون کشور اسلامی ‌باید مجازات شوند.

مولوی عبدالرحمان ملازهی:

این افراد مستحق مجازات و توبیخ و تنبیه و مجازات هستند.

مولوی عبدالرحمان عارفی:

کسانی که بر علیه اسلام و مسلمین محاربه و راهزنی می‌کنند، در کتب فقه و روایات و احادیث احکام صریح آمده است که اینها باید معدوم شوند.

مولوی اسماعیل آذین:

هر کس برای ریختن خون مسلمانان اسلحه به دست بگیرد محارب و دشمن خدا و دشمن رسول است.

مولوی عبدالصمد کریم زایی:

آنهایی که اسلحه به دست می‌گیرند و حتی افرادی که دسیسه می‌کنند مجرم هستند و محکوم‌اند.

مولوی عبدالملک مهروزهی:

اسلام همه را به یک چشم می‌بیند؛ در برابر قانون اسلامی ‌و مجازات اسلامی ‌همه برابرند خصوصاً هر کسی که دنبال این سه چیز باشد؛ پیامبر اسلام فرمودند: کسی دنبال خون مردم یا به دنبال مال مردم یا به دنبال عزت و ناموس مردم باشد؛ از نظر شرعی همه علمای اهل سنت می‌دانند که حکمش مفسد فی الارض است.

مجری:

ایشان همان شخصیتی است که وقتی به خاطر عملیاتهای ‌تروریستی علیه اهل سنت و شیعیان، در چنگال شیعیان بوده اینگونه مثل یک بچه اعتراف می‌کند ولی وقتی که به رسانه‌های آن‌ها می‌رود اینگونه علیه شیعیان صحبت می‌کند و به دنبال آشوب است؛ استاد عباسی در این خصوص توضیح بفرمایید.

استاد عباسی:

این یک پرده از این نمایش تاسف بار است که امروز کسانی با نام اهل سنت و علیه اهل سنت در شبکه‌ها فعالیت می‌کنند و روی دیگر سکه همین است که افراد مدعی دفاع از حقوق اهل سنت همان‌ها کسانی هستند که در ماجرای تاسوعای چابهار، شیعه و سنی را در کنار هم به خاک و خون کشیدند؛ در ماجرای «پیشین»، معتمدین اهل سنت را به خاک و خون کشیدند و برای آنان هیچ فرقی نمی‌کند هر کسی که سر راهشان باشد و در مقابل خود احساس کنند، را از بین خواهند برد کما اینکه در ماه رمضان سال 1388 ماموستا شیخ الاسلام را در حال روزه و هنگامی‌که به سمت مسجد می‌رفتند را‌ ترور و به شهادت رساندند و افراد دیگری که با آن‌ها مقابله کرده بودند را کشته‌اند و حالا با یک کت و شلوار و با یک ژستی آن‌جا بنشینند و حرف‌های زیبا بزنند و از حقوق اهل سنت دفاع کنند و درحالی‌که چنین گذشته‌ای داشته‌اند؛ همان‌طور که آقای سجودی هم گفت: «من قبلاً در افغانستان بودم و بعضی‌ها جاهای دیگر فعالیت می‌کردند»؛ و چه بسا ممکن است در آینده هم که شبکه هایشان بسته شود، سلاحی به دست بگیرند و با پانزده هزار دلار در سوریه بجنگند.

مجری:

یعنی از جبهه فرهنگی ‌تروریستی مجدداً به جبهه نظامی‌ تروریستی برگردند.

نمک برنامه سراب وهابیت یعنی کلیپ دروغ ممنوع از دروغ‌های آقای عبدالفتاح خدمتی آماده پخش است تا ببینید که آقای خدمتی در مورد موسیقی چه حکمی را ‌صادر می‌کند و کارشناس دیگر آنان چگونه آقای خدمتی را تکذیب می‌کند.

کلیپ:

...دروغ ممنوع...

خدمتی:

هر گز انسان مومن دروغ نمی‌گوید.

از دید شرعی در موسیقی اشکال است و کل موسیقی‌ها اشکال دارند.

مجری وهابی(کلهر):

موزیک و سنج هم دارد؛ می‌گویند موسیقی حرام است؛ از دید ما که نیست.

خدمتی:

از دید شرعی در موسیقی اشکال است و کل موسیقی‌ها اشکال دارند.

مجری وهابی(کلهر):

موزیک و سنج هم دارد؛ می‌گویند موسیقی حرام است؛ از دید ما که نیست.

خدمتی:

از دید شرعی در موسیقی اشکال است و کل موسیقی‌ها اشکال دارند.

مجری وهابی(کلهر):

از دید ما که نیست.

خدمتی:

علی لعنت الله علی الکاذبین 

لعنت خدا بر دروغ‌گویان باد اگر ما دروغ می‌گوییم بر ما هم لعنت باد.

مجری:

ملاحظه فرمودید که نظر آقای خدمتی این بود که هر چند در سریال افسانه‌ی عمر از موسیقی استفاده کرده باشند موسقی مطلقاً حرام است اما کارشناس دیگر آنان می‌گوید جایز است!

سراغ تماس شما عزیزان می‌رویم؛ سلام علیکم.

بیننده: موسوی از البرز:

سلام علیکم؛

می‌خواستم مطلبی به عنوان نصیحت یا پیشنهاد به برادران و خواهران مسلمان اعم از شیعه و سنی داشته باشم و آن این‌که راجع به مسائل اعتقادی خود تحقیق و مطالعه کنند؛ در موضوعات و مسائل اعتقادی، در مسئله شفاعت و توسل و همه مسائلی که امروزه وهابیت درباره آن‌ها ایجاد شبهه و ابهام می‌کند کتب فراوانی نوشته شده است؛ اگر مسلمانان با مطالعه کتب، بنای عقیده خود را استوار و محکم کنند با این شبهات و ایراداتی که وهابیت جهول و عنود مطرح می‌کند بنیاد فکری کسی به هم نمی‌ریزد و تخریب نمی‌شود.

یک عرض دیگر اینکه گمان نمی‌کنم بر کسی پوشیده باشد که وهابیت مثل یک دمل چرکین در پیکره جامعه جای باز کرده و حرف‌ها و سخنان آنان همانند حرف بزرگشان ابن تیمیه فوق العاده بی منطق است.

عبدالله از زاهدان (اهل سنت):

سلام خسته نباشید؛

کلیپی که از روح الله سربازی پخش کردید که در زندان است؛ چرا او را آزاد کردند؟

مجری:

به هر دلیلی که آزاد شده باشد دلیل بر این نیست که واقعاً جرمی ‌بر گردن ایشان نبوده است؛ ممکن است یکسری زندانی‌ها به خاطر ریش سفیدی آزاد شده باشند؛ من واضح‌تر از این نمی‌توانم به شما بگوییم که ریشی گرو گذاشته و ضمانتی شود که ایشان دوباره آن کار ‌تروریستی انجام ندهند و آزاد شوند و آن ریش گرو گذاشته شده، آن مقدار که باید برای این موضوع شرافت داشته باشد را نداشته و ایشان از کشور خارج شود و به کار خود ادامه بدهد؛ من بیشتر از این نمی‌توانم به این موضوع وارد شوم؛ امیدوارم که منظور بنده را گرفته باشید.

بیننده:

آیا می‌شود که یک ‌تروریست آدم کش به این راحتی آزاد شود و به کشورهای خارجی برود؟ این نباید آزاد شود.

مجری:

نباید این اتفاق بیفتد و ما هم با شما هم نظر هستیم.

بیننده:

یک سوال دیگر این‌که حضرت علی علیه‌السلام فرزندی به نام ابوبکر و عمر و عثمان داشته‌اند یا خیر؟ علمای ما می‌گویند داشته‌اند؛ لطفاً دلیل از کتاب‌های اهل سنت باشد؛ و این‌که حضرت ام کلثوم سلام‌الله‌علیها با حضرت عمر ازدواج کرده‌اند یا خیر؟

مجری:

طبق کتب شما کدام ام کلثوم مد نظر است؟

بیننده:

حضرت ام کلثوم فرزند حضرت علی علیه‌السلام. 

بیننده: ایمان از شیراز:

سلام علیکم؛

ظاهراً در مسند احمد ذکر شده که گروهی از اسلام خارج می‌شوند و رهبر آنان ویژگی‌های خاصی دارند؛ می‌خواستم استاد روستایی و استاد عباسی در این رابطه توضیح دهند.

همچنین قسمت‌هایی در سریال عمر هم نشان داده شد که ظاهراً عمر و ابوبکر نمی‌جنگیدند! این افراد در کجای جنگ حضور داشتند و چه کاری را انجام می‌دادند؟ ظاهراً مستقیم در جنگ‌هایی که همراه پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم بودند وارد نمی‌شدند؟

سوال سوم هم در رابطه با شخصی است که با عنوان علامه موید از اساتید حوزه علمیه، در شبکه کلمه زیاد دیده می‌شود؛ در این زمینه هم توضیح بدهید.

مجری:

ما در شبکه‌های جهانی ولایت، مستندی را با ارائه مدارک و اسناد درباره جاسوس بودن آقای موید ساختیم که ایشان را معرفی می‌کند.

بیننده:

متاسفانه من ندیدم؛ اگر توضیح مختصری بدهید ممنون می‌شوم و سعی می‌کنم از آرشیو سایت شما پیدا کنم.

بیننده: برزگر از قزوین:

سلام خسته نباشید؛

می‌خواستم بگویم که شبکه‌های وهابی در حدی نیستند که سر به سر مجریان و میهمانان عزیز ما بگذارند؛ اصلاً ذات آن‌ها دروغ است.

مجری:

از همه شما تشکر می‌کنم و فکر نمی‌کنم فرصتی برای سایر تماس‌ها باشد، عذر خواهی می‌کنم.

آقای عبدالله از زاهدان از عزیزان اهل سنت در مورد مستندی که پخش شد پرسیدند و همچنین هر چند در مسیر موضوع برنامه نیست پرسیدند که آیا امیرالمومنین علیه‌السلام نام فرزندان خود را ابوبکر و عمر و عثمان گذاشته‌اند یا خیر؟ در این خصوص اساتید توضیح بفرمایند. 

 استاد روستایی:

اولاً ابابکر اسم نیست بلکه کنیه است و ما مکرر این مسئله را در برنامه‌ها بیان کرده‌ایم.

مجری:

یعنی پدر و مادر کنیه را برای فرزند نمی‌گذارند؟

استاد روستایی:

این یک مسئله قرار دادی است و ارتباطی ندارد؛ و حتی لازم نیست که یک فردی بچه داشته باشد تا برای او کنیه‌ای تعریف شود؛ مثلاً کینه جناب عایشه، ام عبدالله است، در حالی که ایشان عقیم بوده است! پس این یک موضوع قراردادی است که اصلاً وجود خارجی ندارد.

مجری:

یعنی آقا امیرالمومنین علیه‌السلام فرزندی به نام ابوبکر نداشته است و اگر کنیه‌ای هم بوده، مردم گذاشته‌اند؟

استاد روستایی:

بله کنیه‌ای بوده که مردم گذاشته‌اند و چیزی که در منابع ما شیعیان آمده است این است که نام فرزند ایشان محمد اصغر یعنی محمد کوچک و مکنی به ابوبکر و عبیدالله بوده است:

محمد الأصغر المكنى بأبي بكر وعبيد الله

معجم رجال الحديث - السيد الخوئي - ج 12 ص 88

(نام او) محمد اصغر و کنیه او ابی‌بکر و عبیدالله بوده است

اما نسبت به نام‌گذاری به نام عمر، چیزی که در منابع اهل سنت آمده این است که جناب عمر، خودش این نام را بر او گذاشته و نام اصلی او عمر نبوده است:

ومولده في أيام عمر فعمر سماه باسمه 

سير أعلام النبلاء ج 4  ص 134، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: 748 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413 ، الطبعة : التاسعة ، تحقيق : شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي

فرزند او (علی علیه‌السلام) در ایام عمر به دنیا آمد و عمر او را به نام خود نامید

پس اسم این بچه عمر نبوده و حضرت این اسم را برای او نگذاشته بودند؛ و حتی در بعضی از نقل‌ها داریم که اسم این بچه «عمرو» بوده است و افراد زیادی هم بوده‌اند که عمر اسم آنان را تغییر می‌داده است؛ او نام «ابراهیم بن حارث» و «اجدع ابی مسروق» را به عبدالرحمن و نام «ثعلبة بن سعد» را به معلی و نام «قلیل بن صلت» را به کثیر و نام «طحیل بن رباح» را به خالد تغییر داده است و حتی نام عده‌ای از صحابه نیز عمر بوده است و ربطی به عمر بن خطاب هم نداشتند؛ آقای ابن حجر عسقلانی در در جلد چهار از کتاب الاصابه فی تمییز الصحابه از صفحه 587 تا صفحه 597 حدود بیست ویک نفر که به نام عمر بوده‌اند را ذکر می‌کند.

حتی اگر در آن زمان نام کسی عمر بوده باشد و عمر هم اسم او را عمر نگذاشته باشد، به خاطر رواج این نام بوده است و هیچ ربطی به موضوع ندارد؛ مثلا فرض کنید در زمان طاغوت اسم کسی محمد رضا بوده باشد آیا این نشان دهنده این است که او محبت محمد رضا پهلوی را دارد؟! قطعاً این گونه نبوده است.

درباره‌ی نام‌گذاری به عثمان هم در منابع آمده که امیرالمومنین علیه‌السلام فرموده‌اند که:

قال: إنما سميته باسم أخي عثمان بن مظعون.

مقاتل الطالبيين ج 1  ص 23، اسم المؤلف: أبو الفرج الاصفهاني ، علي بن الحسين (المتوفى : 356هـ) الوفاة: 356 ، طبق نرم افزار جامع الکبیر

علی علیه‌السلام گفت: او را به اسم برادرم عثمان بن مظعون نام‌گذاری کردم.

شخصی به نام عثمان بن مظعون که در زمان رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم به شهادت می‌رسد و این با عثمان بن عفان که خلیفه سوم است فرق می‌کند؛ این عثمان بن مظعون از اصحاب جلیل القدر و وفادار رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم بوده و امیرالمومنین علیه‌السلام نیز نام بچه‌اش را به نام او می‌گذارد و هیچ ربطی به عثمان بن عفان ندارد.

مجری:

ابوالفرج اصفهانی مولف کتاب مقاتل الطالبین هم مورد تایید علمای اهل سنت از جمله ذهبی است که ایشان را صدوق می‌داند.

سوال بعدی ایشان در مورد ازدواج ام کلثوم با عمر در کتب اهل سنت است.

استاد عباسی:

ما این موضوع را مکرر توضیح داده‌ایم و بر روی سایت موسسه تحقیقاتی ولی‌عصر عجل‌الله‌فرجه هم مقاله مفصلی در این باره وجود دارد؛ اگرچه این موضوع با موضوع برنامه ما مرتبط نیست اما کوتاه عرض کنم که بر اساس تحقیقات ما در منابع اهل سنت، اولاً که این شخص دختر حضرت زهرا و حضرت علی علیه السلام نبوده است و نهایت مطلب این است که ایشان ربیبه بوده و در خانه حضرت بزرگ شده است و طبق چیزی که در منابع اهل سنت آمده، احتمال این است که ام کلثوم بنت ابابکر باشد، ضمن اینکه نهایتاً از این مسئله فضیلت و حسن روابط استفاده نمی‌شود، چون جزئیاتی در منابع اهل سنت آمده که:

نيل الأوطار من أحاديث سيد الأخيار شرح منتقى الأخبار ج 6  ص 240، اسم المؤلف: محمد بن علي بن محمد الشوكاني الوفاة: 1255 ، دار النشر : دار الجيل - بيروت - 1973

فَأَرْسَلَ بها إلَيْهِ فَكَشَفَ عن سَاقِهَا فقالت لَوْلا أَنَّكَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ لَصَكَكْتُ عَيْنَيْكَ 

(علی امّ‌كلثوم را) نزد «عمر» فرستاد، عمر ساق پاى امّ‌كلثوم را برهنه كرد! امّ‌كلثوم گفت: اگر خليفه نبودى چشمت را كور مى‌كردم!

و با این مضامین خیلی سخیف و رکیک که بیش از آن‌چه که بخواهد روابط را درست کند یا مسئله‌ای را حل کند، بیشتر برای خلفا مذمت ایجاد خواهد کرد لذا اگر این مسئله را مطرح نکنند بهتر است و ما مکرر گفته‌ایم که در این مسئله نفعی وجود ندارد که بخواهیم به دنبال طرح آن باشیم.

استاد روستایی:

بحث مفصل آن در مقاله بررسی شبهه ازدواج ام کلثوم با عمر در سایت موجود است و حتی بعضی از علمای اهل سنت قبول ندارند که چنین بچه‌ای وجود داشته باشد.

مجری:

آقا ایمان فرمودند که احمد بن حنبل ویژگی‌هایی را ذکر کرده است که ظاهراً منظور ایشان ویژگی‌های مربوط به خوارج آخر الزمان است؛ اگر لطف کنید این را هم توضیح دهید.

استاد رستایی:

در کتاب مسند احمد بن حنبل، پیرامون خوارج آخر الزمان -به تعبیر علمای اهل سنت- که شاید همین آقایان وهابی باشند تعابیری آمده است که:

قال رسول الله صلى الله عليه و سلم : يكون في آخر الزمان قوم يقرؤون القرآن لا يجاوز تراقيهم يمرقون من الإسلام كما يمرق السهم من الرمية قتالهم حق على كل مسلم

مسند الإمام أحمد بن حنبل ج 1 ص 156، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر: مؤسسة قرطبة - مصر

پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم می‌فرماید: در آخر الزمان قومی ‌می‌آیند که قرآن می‌خوانند اما از حنجره‌هایشان تجاوز نمی‌کند، از اسلام دور می‌شوند همان‌طور که تیر از کمان پرتاب می‌شود و واجب است بر هر مسلمانی که با آن‌ها بجنگد. 

یعنی بر اهل سنت واجب است که با وهابی‌ها بجنگند.

مجری:

همچنین ایشان گفتند که در سریال عمر ما ندیدیم که عمر و ابوبکر در کجای جنگ بودند؟ و یک‌سری از جوانب که در جنگ‌ها اتفاق می‌افتاد را شبکه‌های وهابی سانسور کرده بودند و ما در این برنامه به آن کاری نداریم؛ همچنین درباره‌ی آقای موید پرسیدند که ایشان چه کسی است؟

استاد عباسی:

همانطور که شما گفتید ما مستندی را پخش کردیم که بعد از پخش آن آقای هاشمی‌ کمی مانده بود که خودش را در برنامه بزند که چرا ما هر کس را می‌آوریم، مشکل پیدا می‌کند؟! برای اینکه بیشتر با این شخصیت آشنا شویم باید از آقای ملازاده این سوال پرسیده شود که آقای ملازاده هم گفته‌اند که قطعاً این شخص قلابی است و مشکلی دارد و اصلاً این دروغگو است و اگر مشکلی نداشت از ما تعریف نمی‌کرد و سراغ شبکه وهابی داعشی کلمه نمی‌رفت؛ به هر حال آنان شخصیتی را که اول «آیت الله العظمی» و «‌مرجع تقلید» نامیدند، بعد از این‌که دروغ آنان لو رفت گفتند او مجتهد است و همین هم کفایت می‌کند! بعد از این‌که ما گفتیم که این آدم یک جاسوس و وابسته برای ضربه زدن بوده است و قبل از اینکه به سمت آن‌ها برود و نفاق باطنی خودش را علنی کند، اتفاقات عجیب و غریبی هم در زندگیش داشته که ما زیاد وارد این موضوع نمی‌شویم.

مجری:

البته اخیراً هم که در مستند اضافه شد که آن‌ها گفته‌اند: «مگر نمی‌شود که یک جاسوس هدایت شود؟ این جاسوس سعودی هدایت شده و وهابی شده است»! این از آن اکتشافات آقایان وهابی است که باید در تاریخ ثبت شود.

در پناه حق باشید؛ یا علی مدد؛ خدا نگهدار.

 

پایان.

 

وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى

 


حجت الاسلام عباسی و حجت الاسلام روستایی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر