صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 28 مرداد 1393 تعداد بازديد: 2745 
دفاع از صحابه و نگاه شیعه به صحابه و تفاوت آن با مبانی اهل تسنن
دفاع از صحابه
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحیم


تاریخ: 28/05/93


مجري:

بسم الله الرحمن الرحیم، عرض سلام ادب خدمت استاد ابوالقاسمی و بینندگان محترم شبکه جهانی ولایت، با برنامه دفاع ازصحابه در خدمت شما و در خدمت استاد ابوالقاسمي هستيم.

استاد ابوالقاسمي:

بنده هم خدمت جناب‌عالی و بینندگان شبکه جهانی ولایت، عرض سلام و ادب و احترام دارم

مجري:

دوستان مي‌دانيد كه برنامه دفاع از صحابه چه هدفي را دارد، شبهات و تهمت‌هايي كه نسبت به مذهب شيعه داده مي‌شد كه شيعه قائل به ارتداد همه صحابه است جز سه يا چهار نفر در جلسه گذشته پاسخ داده شد و خلاف آن از طريق كساني كه ادعايي را داشتند ثابت شد، روايات و اسنادي كه خود اهل سنت در اين خصوص داشتند عبارت‌هايي كه در كتب تاريخي آن‌ها بود ارائه شد، تعاريفي كه شيعه از صحابه دارد مشخص شد كه به چه صورت است وقتي كه دم از صحابه مي‌زند ممكن است از‌‌ آن‌ها چه منظوري داشته باشد و همچنين  مطرح شد كه اهل سنت چندين تعريف از صحابه دارند كه هيچ كدامشان متفق نيستند كه صحابه چه تعريف خاصي را دارد و در مورد دايره محدوده صحابه علماي اهل سنت نتوانستند به صورت قطعي اظهار نظر كنند، اما طبق روال برنامه‌هاي گذشته كه برنامه دفاع از صحابه را داشتيم اول به اخبار و رويدادهاي اخيري كه رخ داده بود اختصاص داشت و شما بينندگان عزيز شبكه جهاني ولايت در جريان آن قرار بگيريد بعد از آن ان شاء الله به لب مطلب و بحث دفاع از صحابه خواهيم پرداخت، از استاد عزيز درخواست مي‌كنم مطالب و اخباري را كه بايد شيعيان و اهل سنت در جريان آن قرار بگيرند بفرمايند.

استاد ابوالقاسمي:

در ابتدا خبرهاي خوشي كه در اين چند وقت بود خدمت عزيزان مطرح كنيم كه چندين نفر از سركرده‌گان داعش و وهابيت را در جاي جاي مختلف مناطق، درگير و به هلاكت رساندند و آقاي ابو عبدالله عراقي كه از بزرگان‌‌ آن‌ها بود در دو روز قبل كشتند، در  منطقه مليحه نزديك دمشق صد نفر از سركرده‌گان و بزرگان‌‌ آن‌ها كشته شدند. سد موصل كه اين چند  وقت در اختيار وهابي‌ها قرار گرفته بود و چند روز بود در اختيار‌‌ آن‌ها بود ولي بحمدلله نتوانستند  كاري انجام دهند چون اگر سد را منفجر مي‌كردند خود موصل زير آب مي رفت و خودشان قبل از بقيه دچار مشكل مي‌شدند و لذا كاري انجام ندادند و بحمدلله اين سد هم از اختيار‌‌آن‌ها بيرون آمد و در اختيار مخالفين‌‌ آن‌ها قرار گرفت، باز آقاي جولاني از  نزديك‌ترين همكاران آقاي ابوبكر البغدادي و 16 داعشي كه در بغداد كشته شدند كه اين‌ها مجموعه‌اي از اوضاع خوبي است كه به خاطر اتحاد شيعه و سني اتفاق افتاده است، از طرف مقابل تعدادي از خود وهابي‌ها كه خبر دار شدند كه وضعيت چطور است و واقعيت كارهاي داعش را ديدند دست از آن كارها برداشتند و به دامن شيعه و سني برگشتند و براي همگان مشخص كردند كه پشت پرده داعش چيست، جداي از اين آقاي العجمي كه از وهابيوني بود كه شايد يادتان بيايد يك صحبتي كرد و گفت نحن نحر السيد، ما آن سيد را سر بريديم، آن وهابي كويتي دو روز قبل دستگير شد به خاطر اين‌كه آمريكا اسم او را در ليست تروريست‌ها قرار داده بود حالا تا زماني كه شيعه‌ها بگويند او يك شيعه را سر بريده خودش اعتراف كرده بود ما فرزند سيد را سر بريديم، اما بعد اين‌كه آمريكايي‌ها به خاطر منافع‌اشان ديدند آن كردهايي كه در عراق هستند چون مي‌خواستند يك حكومت مستقل تشكيل دهند تحت خطر قرار گرفتند الان شروع كردند داعشي‌ها را يك به يك به عنوان تروريست معرفي مي‌كنند.

مفتي مصر آقاي شوقي علام رسماً اعلام كرد داعشي‌ها تروريست، و خوارج هستند به‌‌ آن‌ها نبايد گفت مسلمان، به‌‌ آن‌ها نبايد گفت دولت اسلامي، جالب اين جاست آقاي سديس امام جماعت مسجد الحرام كه قبلاً خودش از ترور بوتي كه خطر اين‌ها را گوش زد مي‌كرد دفاع كرده بوده گفت با مردن بوتي شر و مصيبت كم شده الان كه ديگه فهميده داعشي‌ها خطرناكند و اين‌ها خوارج هستند و علتش را هم عرض خواهيم كرد.

آقاي مقدسي كه از طرفداران تروريست‌هاست كه قبلاً تصريح كرده بود به سر بريدن مي‌گويد شما قاتل هستيد و با اين كار مردم را از اسلام و حكومت اسلامي بيزار كرديد، اين آقا قبلاً مي‌گفت سر ببريد براي اين‌كه ترس و وحشت ايجاد كنيد الان مي‌گويد شما قاتل هستيد و مردم را از اسلام دور كرديد، اين كساني كه مي‌گويند داعشي‌ها سلفي نيستند آقاي عادل الكلباني در تويتر يك پيغامي گذاشت و در آن گفت داعشي‌ها درست شده از سلفيت هستند و ريشه سلفي دارند و از ريشه سلفي به اين‌جا رسيده‌اند.

اما اتفاق ديگري كه در اين چند وقت افتاد بحث تهديد عربستان سعودي بود، مي دانيد كه در عربستان سعودي دو گروه هستند يك گروه طرفداران وليعهد و گروه ديگر طرفداران ولي وليعهد و بين اين‌ها درگيري است، آقاي بندر بن سلطان كه طبيعتاً اگر وليعهد فعلي به حكومت برسد چيزي به او نخواهد رسيد با ابوبكر البغدادي سر كرده داعش هماهنگي كرد براي اين‌كه 15 هزار نيرو را آموزش دهند و اين 15 هزار نيرو آماده جنگ شدند، نكته مهم اينجاست در طرف مقابل وزير نظامي عربستان سعودي گفته بود اگر داعش به سمت ما بيايد "فلن يلقوا خيرا"، هيچ خير و خوشي اين‌جا نخواهند ديد و ما اين‌جا به حساب‌شان خواهيم رسيد، يعني داعشي‌ها خودشان را براي حمله عربستان آماده مي‌كنند شاهد واضحش بيعت بعضي از نيروهاي القوات الجوية لمملكة السعوديه، نيروهاي هوايي عربستان سعودي و ديگر جاها اعلام پيوستن به داعش را كردند، در داخل عربستان سعودي گروهي از نيروهاي مختلف عربستان قطعنامه‌اي را امضا كردند و اعلام كردند ما با امير داعش پيمان بستيم، نتيجه اين‌ها چيزي است كه هنوز جرات نكرده‌اند رسماً اعلام كنند فقط رئيس پليس دوبي اعلام كرد چون اگر اين‌ها اين جريان را اعلام كنند در عربستان يك نفر هم باقي نمي‌ماند. استاد ما آقاي طبسي مي‌گفتند در زمان جنگ صدام با كويت بعد از جنگ رفتم عربستان و يكي از اين كويتي‌ها را ديدم گفتم برادرتان چطور است گفت برادر ما كيست گفتم صدام گفت خير او برادر ما نيست گفتم در زمان جنگ با ايران برادرتان بود مي‌گفتيد اخونا صدام گفت خير برادر ما نيست ظالم است گفتم حالا برادر شما نباشد به هر حال انسان امانت داري است گفت يعني چه گفتم آن موشك‌هايي را كه از خود شما گرفته بود به خود شما برگرداند گفت داريد مسخره مي‌كنيد گفتم نه جدي مي گويم، يك سوال از شما داشتم آن زمان كه صدام به شما حمله كرد شما كجا بوديد گفت ما داشتيم در مساجد دعا مي‌كرديم گفتم به جاي مسجد بايد مي‌رفتيد مرزها از كشورتان دفاع مي كرديد در مسجد چه مي كرديد، حالا اگر اين‌ها هم خبردار شوند داعش مي‌خواهد حمله كند، همه چيز را رها مي‌كنند و به مسجد الحرام پناه مي‌برند لذا اين خبر را هنوز اعلام نكردند اما رئيس پليس دوبي گفت 72 ساعت آينده بسيار خطرناك است به اين دليل كه دو اتفاق مهم مي‌افتد يكي اين‌كه به امير قطر مهلت دادند تا دست از حمايت اخوان المسلميني‌ها بردارد و اگر اين كار را نكنند قطر را از شوراي همكاري خليج فارس بيرون خواهند انداخت و نكته دوم تهديدي است كه داعشي‌ها كردند و گفتند همه بايد براي دفاع از عربستان سعودي آماده باشيم حالا بايد ببينيم چه اتفاقي مي‌افتد و داعشي‌ها امانت دار‌هاي خوبي هستند يا خير؟ اما براي اين‌كه باطن وهابي‌ها براي شما روشن شود، خبري است كه حالا شما كليپش را پخش خواهيد كرد، يكي از فرماندهان جيش الحر علناً گفته من پنج بار به اسرائيل رفته‌ام و در آن‌جا ديدار داشتم، آموزش ديدم و برگشته‌ام. باز عكس‌هاي ديگري از ديدار ابوبكر البغدادي امير داعش با مكين و رئيس جيش الحر پخش شده كه ملاحظه مي‌كنيد كه نشان مي دهد همه اين‌ها در باطن يكي هستند، اما جنايت‌هايي كه كردند در هفته گذشته 700 نفر سني را از يك قبيله سني كه مي گفتند ما مي خواهيم با داعشي‌ها بجنگيم كشتند و تعدادي از‌‌آن‌ها را سر بريدند كه فيلمش را هم پخش كردند.

 يك دندانپزشك زن را به خاطر اين‌كه گفتند اين خانم در آن منطقه مردها را درمان مي كرده اعدام كردند و آمدند به پدرش خبر دادند ما دختر شما را اعدام كرديم.

هفته گذشته 413 مرد ايزدي را اعدام كرده و 700 زن و كودك را به اسارت گرفتند، اما از خبرهايي كه همه مي دانند در بحث وهابيت و داعش وجود دارد بحث جهاد النكاح است كه جبهة النصره و داعش معروف به جهاد نكاح معروف بودند، در تونس گفتند براي اين‌كه فرزنداني كه از جهاد النكاح به دنيا آمدند و پدرشان هم مشخص نيست منحرف نشوند ما يك موسسه‌اي راه اندازي مي‌كنيم براي اين‌كه فرزنداني كه از جهاد نكاح به دنيا آمدند را تحت سرپرستي قرار دهيم. اين‌هايي كه مي‌گويند جهاد نكاح نبوده بچه‌اش هم به دنيا آمد و موسسه به اصطلاح حمايت از كودكان، جهاد نكاح را هم رسماً راه اندازي كردند بعد آقايان هنوز مي‌گويند جهاد نكاح وجود ندارد.

از خبرهاي جالب ديگر اين‌كه آقاي قرضاوي گفته جبرئيل علیه السلام به اردغان كمك مي كند، فرض كنيد يك شيعه بگويد جبرئيل علیه السلام به حضرت علي عليه السلام كمك مي كرده كه البته خب ما روايت داريم جبرئيل علیه السلام كمك كار حضرت علي علیه السلام بود ولي مي‌گويند شما كافريد، حال آقاي قرضاوي مي‌گويد جبرئيل علیه السلام همكار اردغان است و پايتخت اسلام هم استانبول می‌باشد، طرفداران معاويه يكي از بهانه‌هايي كه مي‌آورند، الان آقاي عثمان الخمير در صحبت‌هايي كه هفته گذشته داشت مي‌گفت اشكالي كه به حضرت علي علیه السلام گرفتند اين بود كه تو چرا پايتخت را از مدينه تبديل به كوفه كرديد لذا بايد با تو بجنگيم، آن وقت همين‌ها كه از معاويه و امثالهم طرفداري مي‌كنند مي‌گويند يك حجت شرعي است و الان پايتخت اسلامي استانبول است، خود آقاي البغدادي گفته است جنودنا معصومون لانهم ملائكة الله في الارض، سربازان ما معصوم هستند و‌‌ آن‌ها ملائكه خدا در زمينند، آن زمان  كه ما مي‌گفتيم صحابه معصومند قبول نمي‌كردند حالا سربازان‌شان معصومند، ملائكه مگر معصوم نيستند سربازان جهاد برترند يا ملائكه؟ وقتي ملائكه معصومند سربازان جهاد حتما به طريق اولی معصوم، مي‌شوند اين هم استدلالات يك وهابي براي اثبات معصوميت سربازانش. و باز از اتفاقاتي كه افتاده ازآقاي عثمان الخميس يك كليپي پخش شد كه ما در برنامه عربي شبكه هم اين را پخش كرديم و علناً مي‌گويد كه اهل غزه بايد آن‌جا را ترك و هجرت كنند، الباني قبلاً در رابطه با اهالي كرانه باختري گفته بود كه اهالي كرانه باختري بايد آن‌جا را تخليه كنند و تحويل اسرائيلي‌ها بدهند چون اين‌جا تحت سيطره كفار است بايد هجرت كنند نگفت كه كفار اين‌جا را اشغال كردند حالا آقاي عثمان الخميس هم گفت پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم وقتي در سرزمين كفار بود مامور به هجرت شد، خب آن‌جا منزل كفار بود و پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم آن‌جا زندگي مي‌كرد اما اين‌جا منزل مسلمان هاست و كفار مي‌خواهند آن را اشغال كنند، ديگر اين نهايت كمكي بود كه وهابيون عربستان توانستند به فلسطيني‌هاي غزه كنند و فتوايي صادر كردند كه اين‌ها راحت باشند تا اگر خواستند از آن‌جا به جاي ديگر بروند يك دليل شرعي داشته باشند، آخرين خبر اين‌كه يك جوان عربستاني در يك جلسه شعر بود، ما قبلاً گفته بوديم كه جايگاه زن در بين وهابي‌ها بسيار پايين است زن به هيچ وجه هيچ جايگاهي ندارد، كه جلسه‌اي بوده براي شعر خواني كه يك زن برنده شده بود و در آن‌جا مي‌خواست شعرش را بخواند، اين جوان بلند مي‌شود و شروع مي‌كند به اعتراض كردن كه اين كار شما مخالف دستور ولي امر است ولي امر گفته است زن به هيچ وجه در جامعه ما نبايد در صدر قرار بگيرد لذا حق نداريد زن را براي شعر خواندن به بالاي سن بفرستيد و خلاصه اين جلسه را وهابي‌ها بهم ريختند.اين مطلبي كه ما گفتيم يعني درعربستان هم تفكرات داعشي‌ها است كه زن نبايد شعر بخواند كه نه شعر را مي خواسته با لحن و آهنگ بخواند چون ولي امر گفته ممنوع است، ولی جهاد النكاح واجب است و ولي امر به آن كاري ندارد.

مجری:

در جلسات گذشته بحث‌هاي مفصلي را در موضوعات مختلف در مورد صحابه داشتيم بنده در خواست مي‌كنم از استاد ابوالقاسمي تا خلاصه‌اي و چكيده‌اي از آن‌چه كه تا الان گفته شده را تقديم شما بزرگواران كنند و بعد طرح سوال مي‌كنيم. استاد ابوالقاسمي در خدمت‌تان هستيم.

استاد ابوالقاسمي:

 خلاصه‌اي كه ما هر هفته بيان مي‌كنيم يكي از فوايد آن اين است كه ديگر الان نزديك به دو ماه است كه شبكه‌هاي وهابي جرات نمي‌كنند بگويند كه شيعه‌ها به صحابي فحش مي‌دهند يعني در برنامه كه من نگاه كردم آن‌هايي كه هر روز مي‌گفتند شيعه‌ها كافرند چون به صحابه فحش مي‌دهند ديگر در برنامه‌هایشان به ندرت مي‌بينيم كه اين حرف را مطرح كند چون بر همگان ثابت شد كه آن كسي كه واقعاً از صحابه دفاع مي‌كند شيعه است و آن كسي كه حتي تعريفي از صحابه ندارد چه كسي است.

اما ما يك مقايسه‌اي بين عقيده شيعه و اهل سنت نسبت به صحابه در اين مقايسه عرض كرديم تعريفي كه شيعه از صحابي دارد برگرفته شده از روايات اهل بيت عليهم السلام است كه مي گويند صحابه افراد مومني هستند كه رسول خدا صلي الله علیه و آله و سلم را ديدند و طرفدار اهل بيت عليهم السلام بودند و با ايمان از دنيا رفتند، اين تعريف اصلي شيعه از صحابه است، گاهي اوقات چون دارند با اهل سنت بحث مي كنند تعريف اهل سنت را به كار مي برند. اما در نزد اهل سنت 19 تعريف براي صحابه آمده كه خودشان نمي‌دانند كدام يك را انتخاب كنند و ما بعضي از‌‌ آن‌ها را اين‌جا آورديم: همراهي  پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم يا ديدن حضرت

همراهي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم + رويت

هم عصري با پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم + اسلام

همراهي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم يا ديدن+ قيد اسلام

همراهي با پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم يا ديدن+ قيد اسلام+ عقل

همراهي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم + ايمان قلبي نه اسلام چون اسلام با ايمان قلبي فرق مي كند

همراهي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم + عدالت

همراهي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم + روايت + طول مدت

ديدن پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم + بلوغ + اسلام + رضايت به امر دين يا همان ايمان

همراهي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم + طول مدت + مشاركت در جنگ ها

همراهي پيامبر صلی الله علیه و آله وسلم + اخذ روايت + عدم اشتهار به نفاق

همراهي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم + اسلام + اجتهاد، و تعريف هاي ديگر

عدد صحابه از نظر شيعه عرض كرديم طبق روايات صحيح السند ما 12 هزار صحابي داريم كه همه‌ي‌‌آن‌ها را احترام مي‌كنيم اما اهل سنت مي‌گويند ما 114 هزار نفر يا بيشتر صحابي داريم كه روايت از پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم شنيده‌اند، جايگاه صحابه در نظر شيعه امير مومنان عليه السلام مي‌فرمايند آنان برادران عزيز من هستند، اهل عبادت دائم و خدا ترس هستند. امام سجاد عليه السلام مي‌فرمايند براي‌‌ آن‌ها دعاي خاص مي‌كنند. امام باقر  عليه السلام به خاطر صحابي بودن شخص، به زيارت او مي‌رفتند، امام صادق عليه السلام مي‌فرمايند اساس عقيده تمام‌‌ آن‌ها را صحيح مي‌داند و آنان راستگو هستند و فقط گاهي اوقات اشتباهاتي در نقل داشتند، امام كاظم علیه السلام مي‌فرمايند كسي كه سيره صحابه را رد كند ملعون است، و امام رضا عليه السلام مي‌فرمايند حكم كسي به صحابي هر پيامبري دشنام دهد را شلاق مي‌داند، هيچ روايتي در طرف مقابل در كتب اهل سنت يا آيه‌اي در مدح صحابه طبق تعريف‌‌ آن‌ها وجود ندارد و بسياري از كساني كه‌‌ آن‌ها مي گويند صحابي‌اند اصلا وجود  خارجي  نداشتند.

بحث تبعيت از صحابه اولاً آيا شيعه مي‌تواند ادعا كند پيرو صحابي است يا اهل سنت؟ شيعيان از زمان رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم طبق روايات متواتر شيعه و سني و سند صحيح السند شيعه و سني كه در زمان رسول خدا صلي الله و عليه و آله و سلم تشيع وجود داشته است، اما به گفته علماي اهل سنت كه هم كليپ آن را پخش كرديم و هم كتب‌شان را نشان داديم كه اصلا در زمان رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم و هم در زمان خليفه اول، دوم، سوم و اميرمومنان علیه السلام چيزي به نام اهل سنت وجود نداشته است بلكه اصطلاح اهل سنت در زمان بني اميه پايه گذاري شد.

آيا شيعه روايت‌هاي صحابه را قبول دارد؟ بله در كتب رجالي شيعه بسياري از صحابه را آورده‌اند و گفته‌اند توثيق شده يعني هم عدالت در نقل دارد و راستگو است و هم حافظه درستي داشته است پس ما از جهت قبول روايت مشكلي نداريم اما اهل سنت از يك سو ادعا مي‌كنند ما همه روايت‌ها صحابه را قبول داريم و از سوي ديگر مي‌گويند ما دليلي براي ضابط بودن حتي صحابه مشهور نداريم، در توضيح الافكار آقاي صنعاني مطرح مي‌كند صحابي بودن منافاتي با فراموشي ندارد حتي خليفه دوم عمر هم روايت‌ها را فراموش مي‌كرد، وقتي خليفه دوم روايت‌ها را فراموش مي‌كرده شما از بقيه چه توقعي داريد و اين‌ها نقل هم نكرده‌اند كدام صحابي حافظه خوب و كدام صحابي حافظه بد داشتند، بله شيعه گفته است كه فلان صحابي و فلان صحابي حافظه‌اشان قوي بود لذا ما روايات را از‌‌ آن‌ها اخذ مي‌كنيم اما اهل سنت اين را نقل نكرده‌اند لذا دچار مشكل مي‌شوند، بله مي‌توانند بگويند ما درهم قبول مي‌كنيم ولي اين مبناي علمي ندارد.

بحث بعدي كه ما بيان كرديم بر اساس تعريف اهل سنت طبق آيات قرآن و روايات صحيح بخاري و مسلم تعدادي از صحابه دروغ گو هستند، در كتاب الاستيعاب في معرفة الاصحاب نشان داديم در باب حرف الواو وليد بن شمس مي‌گويد اجماع است اهل بيت علیهم السلام علم بتاويل قرآن می‌کننند كه آيه

 ان جاء كم فاسق بنبا

سوره الحجرات آیه 6

اگر يك فاسقي خبري براي شما آورد...

 اين آيه در مورد وليد بن عقبه نازل شده يعني خبر دروغ براي شما آورده است، تصريح آيه قرآن است و اجماع بين اهل علم اين است كه وليد بن عقبه صحابي دروغ گو بوده، آقای ابن حجر عسقلانی در این راستا در یکی از آثارشان می‌نویسند:

و من الناس من يعجبك قوله في الحياة الدنيا و يشهد الله علي في قلبه و هو الدُّ الخصام

 الإصابة في تمييز الصحابة ج1 ص192 المولف: أبو الفضل أحمد بن علي بن محمد بن أحمد بن حجر العسقلاني (المتوفى: 852هـ) التحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلى محمد معوض دارالنشر:دار الكتب العلمية - بيروت

 آيه قرآن است، بعضي از مردم وقتي صحبت مي كنند حرف هايشان قشنگ است و خدا را هم شاهد مي‌گيرند كه به خدا قسم راست مي گويم، با اين‌كه اين شخص از پليد‌ترين دشمنان توست

 پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم يعني دارد دروغ مي گويد قرآن صريحاً مي‌گويد دارد دروغ مي‌گويد الاخنس بن شريق در كتاب الاصابه به عنوان صحابي مطرح شده است، آيه قرآن صريحاً مي‌گويد اين صحابي طبق تعريف اهل سنت دروغ گو است خب ما چه روايتي از او قبول كنيم وقتي خود خدا در قرآن مي‌گويد اين شخص دروغ تحويل پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم مي‌دهد مي‌خواهيد به مردم عادي دروغ نگويد كه طبق آيه قرآن هم هست، به شيعه اشكال گرفته‌اند كه آقايان شيعه شما مي‌گوييد:

 ارتد الناس الا ثلاث أو اربع

شيخ مفيد، اختصاص، بيروت، دارالمفيد، 1414ق، ص10

 همه مردم جز سه يا چهار نفر مرتد شدند

 كه ما در جواب مي‌گوييم كلمه الناس طبق اين روايت كه صحيح السند هم هست يك گروه خاصي بودند كه در كتاب اختيار معرفة الرجال مي‌گويد به امام صادق علیه السلام عرض كردم آقاجان همه مردم جز سه نفر مرتد شدند؟ فرمود چه كسي اين حرف را زده پس ابوساسان و ابوعمره كجا هستند‌‌آن‌ها هم مرتد نشدند، پس كساني ديگر هم بودند كه مرتد نشدند، پس اين "ارتد الناس الا ثلاث أو اربع" به چه معناست يعني يك گروه خاصي بودند، ناس يعني گروه، از آن گروه جز سه يا چهار نفر مرتد شدند حالا اين‌كه اين گروه چند نفر بودند معلوم نيست پس ربطي به كل صحابه ندارد، اما در طرف مقابل طبق روايات معتبر اهل سنت بعد از رحلت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم كل مردم جز مردم سه شهر مكه، مدينه و طائف مرتد شدند جالب اينجاست مردم مكه هم مي‌خواستند، مرتد شوند، مردم مدينه به اصطلاح اطراف مدينه هر كس بود مرتد شد و داخل مدينه هم يك تعدادي مرتد و تعدادي منافق بودند، مردم طائف هم مرتد شدند و برگشتند، پس هيچ جا نبوده كه نه مرتد شوند نه منافق، كل مردم دنيا به نظر اهل سنت بعد از رحلت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم يا مرتد شدند يا منافق، اصلا روايت از خليفه اول پيدا كردم كه مي گويد كل زمين مرتد شدند، هر كسي در زمين هست مرتد شد و علت اصلي ارتداد صحابه هم خود صحابه بودند، طرفداران مسيلمه كذاب توسط رجال بن عنفوة صحابي گمراه شدند، طليحه اسدي ادعاي نبوت كرد خود صحابي بود، طرفداران سجاح توسط مالك بن نويرة صحابي گمراه شدند، تعدادي از صحابه كه به عنوان صحابه معرفي شدند هم مرتد شدند هم مرتد از دنيا رفتند، در ماجراي كشتن عثمان كل صحابه مشهور جز چهار نفر دچار فتنه شدند، تعداد زيادي از صحابه توسط صحابه كشته شدند، خود صحابه كه در صحيح بخاري نشان داديم عاملين مشارك در قتل عثمان بودند، در شهادت سيد الشهدا عليه السلام دخيل بودند، بسياري از بزرگان و روساي خوارج صحابي بودند، تعدادي از صحابه منافق بودند و تعداد 20 نفرشان بعد از تحريم شراب، شراب خورند، اين خلاصه بحث‌هايي بود كه ما تا به حال نسبت به آن چيزي كه شيعه در مورد صحابه مي‌گويد و آن‌چه كه اهل سنت طبق تعريف‌شان نسبت به صحابه مي‌گويند را بيان كرديم بله كلي مي گويند ما قبول نداريم اما روايت‌ها را كه بياوريم چيز ديگري آشكار مي شود كه امشب ان شاء الله مفصل راجع به اين صحبت خواهيم كرد.

مجري:

استاد ابوالقاسمي يكي از ويژگي‌هاي خيلي زشتي كه در مرحله اول در برخورد مشخص شود به هر حال شايد هيچ جامعه انساني هم نتواند قبول كند و با فطرت بشر هم تضاد دارد بحث بد دهاني و فحاشي و سب است، ما دوست داريم در اين برنامه ببينيم كه آيا اين بد دهاني و فحاشي از صحابه نسبت به خود صحابه هم در بين شان بوده يا خير؟ يعني اين صحابه‌اي كه طبق تعريف اهل سنت و وهابي‌ها همه عادل و اهل بهشت و همه در جايگاه بسيار بالايي قرار دارند بين خودشان فحاشي كرده‌اند، سب بين خودشان رايج بوده و نسبت به هم فحش دادند و به معناي عام نه آن تعريفي كه شيعه دارد يا خير؟

استاد ابوالقاسمي:

در جواب سوال شما من در ابتدا بايد مقدمه‌اي را عرض كنم، راجع به بحث سب، چرا ما به اين‌جا رسيديم و چرا سب را بيان مي‌كنيم بايد بگويم ما در جلسات قبل مطرح كرديم كه برخي از صحابه همديگر را كشتند، بعضي‌ها با هم جنگ داشتند و به كشتن نرسيده، الان مي‌خواهيم راجع به سب مطرح كنيم، چرا از آن‌جا به اين‌جا رسيديم روايتي است

سباب المسلم فسوق و قتاله كفر

صحیح البخاری-الجامع المسند الصحيح المختصر من أمور رسول الله صلى الله عليه وسلم وسننه وأيامه ج 1 ص27 ح ش 48 المولف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي التحقیق:محمد زهير بن ناصر الناصر دارالنشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)

جنگ با مسلمان كفر است و دشنام دادن به مسلمان موجب فسق شخص مي‌شود.

 عدالتي كه براي صحابه مطرح مي‌شود اول بايد شخص مسلمان باشد بعد بايد مومن باشد تا عادل شود، اگر شخصي با كسي جنگيده باشد ديگر قطعا اين خصوصيت را طبق روايت پيدا نمي كند، اگر كسي مسلمان يا صحابي را كشته باشد اين خصوصيت را پيدا نمي‌كند، حالا اگر كسي آمده باشد به صحابي فحش داده باشد قطعا مي‌شود فسوق يعني فاسق مي‌شود بنابراين ديگر نمي‌توان گفت اين صحابي عادل است يا بايد بيايیم تعريف صحابه را تغيير دهند و بگويند تعريف ما از صحابه فرق مي‌كند يا بايد بگويند ما اين‌ها را عادل نمي‌دانيم، با اين‌كه اين‌ها به هم فحش دادند ولي ما همه این‌ها را عادل مي‌دانيم، اما يك نكته‌اي است راجع به بحث سب صحابه، غالباً تا بحث سب مي‌رسد مي گويند رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:

 لا تسبوا اصحابي

صحیح البخاری-الجامع المسند الصحيح المختصر من أمور رسول الله صلى الله عليه وسلم وسننه وأيامه ج 3ص1343 المولف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي التحقیق: محمد زهير بن ناصر الناصر دارالنشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)

 به اصحاب من فحش ندهيد

 مي گويند دستور صريح حضرت است كه به صحابه فحش ندهيد اما صحابي كيست؟ ما عرض كرديم امام رضا عليه السلام عرض فرموده هر كس به صحابي هر پيامبري نه فقط پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم ما فحش دهد بايد شلاق بخورد، خب صحابي كيست؟ اول براي ما تعريف صحابي را از اين روايت صحيح مسلم مشخص كنيد:

 كان بين خالد بن وليد

صحیح مسلم- المسند الصحيح المختصر بنقل العدل عن العدل إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم ج4 ص1967 المولف: مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشيري النيسابوري (المتوفى: 261هـ) التحقیق: محمد فؤاد عبد الباقي دارالنشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت

 يعني لا تسبوا اصحابي را پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم گفتند بعد اين روايت بعدي را مطرح كرده، بين خالد بن وليد و عبدالرحمن بن عوف درگيري بود

 فسبه خالد فقال رسول الله لا تسبوا احدا من اصحابي فان احدكم لو انفق مثل احد ذهبا ما ادرك مدَّ احدهم و لا نصيفه فان احدکم

صحیح مسلم- المسند الصحيح المختصر بنقل العدل عن العدل إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم ج4 ص1967 المولف: مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشيري النيسابوري (المتوفى: 261هـ) التحقیق: محمد فؤاد عبد الباقي دارالنشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت

 خالد بن وليد عبدالرحمن بن عوف را فحش داد، مبادا به يكي از اصحاب من فحش دهيد به درستي كه  يكي از  شما حتي به اندازه كوه احد هم انفاق كند، يكي از شماها يعني مخاطب پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودند

 يعني خالد تو جز اصحاب من نيستي، خالد تو به اصحاب من فحش نده اگر هر دو صحابي بودند مي‌فرمود اي اصحاب من به يك ديگر فحش ندهيد، يكي از شما مسلمان هاي مخاطب پيامبر كه آقاي خالد بن وليد جزئشان است اگر به اندازه كوه احد هم انفاق كني به اندازه يك كف دست انفاق‌‌ آن‌ها ثواب نداري پس خالد تو صحابي  من نيستي. اگر مي خواهند بگويند خالد صحابي است، يك صحابي به يك صحابي ديگر جلوي رسول خدا صلي الله و عليه و آله و سلم فحش داده اين در صحيح مسلم آمده، يعني آن روايتي كه مي گويند لا تسبوا اصحابي اگر رسول خدا صلي الله و عليه و آله و سلم مي خواستند به كساني كه بعد از خودشان مي‌آيند يعني به غير صحابي به گويند، طبق ادبيات عرب پيامبر مي فرمايد به غير صحابي بگوييد به اصحاب من فحش ندهند وقتي مي گويند به اصحاب من فحش ندهيد يعني مخاطب‌شان هستند دارند با‌‌ آن‌ها صحبت مي كنند، اين اتفاقا از  روايت‌هايي است كه مويد نظر شيعه است در اين‌كه بسياري از كساني كه به عنوان صحابي شناخته مي‌شوند صحابي نيستند، اين صريح كلام رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم است؛ جايگاهي كه صحابه دارد خيلي با انسان عادي فرق دارد، خالد بن وليد طبق روايت صحيح مسلم جز صحابه به حساب نمي‌آيد، شبيه همين قضيه را آقاي ابن تيميه در مورد امير مومنان عليه السلام در یکی از آثارشان نوشته‌اند خداي متعال خبر داده است كه براي كساني كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند محبت در دل مردم قرار مي دهيم، دقت كنيد ابن تيميه چه مي‌گويد:

قد جعل للصحابة مودة في قلب كل مسلم، لا سيما الخلفاء رضي الله عنهم، لا سيما ابوبكر و عمر

منهاج السنة النبوية في نقض كلام الشيعة القدرية ج 7 ص137 المولف: تقي الدين أبو العباس أحمد بن عبد الحليم بن عبد السلام بن عبد الله بن أبي القاسم بن محمد ابن تيمية الحراني الحنبلي الدمشقي (المتوفى: 728هـ) التحقیق: محمد رشاد سالم دارالنشر: جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية

خدا براي صحابه در دل همه مسلمان‌ها و به خصوص براي خلفا و به خصوص براي ابوبكر و عمر محبت قرار داده است

 خدا براي صحابه و كسي را استثنا نكرده و الصحابه در اين‌جا الف و لام استغراق است يعني كل صحابه، در ادامه روايت مي‌گويد:

 ولم يكن كذلك علي

منهاج السنة النبوية في نقض كلام الشيعة القدرية ج 7 ص137 المولف: تقي الدين أبو العباس أحمد بن عبد الحليم بن عبد السلام بن عبد الله بن أبي القاسم بن محمد ابن تيمية الحراني الحنبلي الدمشقي (المتوفى: 728هـ) التحقیق: محمد رشاد سالم دارالنشر: جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية

 اما حضرت علي علیه السلام اين چنين نبود

 يعني حضرت علي علیه السلام حتي صحابي هم نبوده، وقتي ما مي‌گوييم ابن تيميه ناصبي است اين دليل ما است كه مي گويد حضرت علي علیه السلام حتي صحابي هم نبود چون خدا براي همه صحابه و به خصوص ابوبكر و عمر در دل همه مسلمان‌ها محبت گذاشته اما حضرت علي علیه السلام كه اين چنين نبود خيلي از صحابه و تابعين دشمن حضرت بودند

 كانوا يقضبونه و يسبونه و يقاتلونه

منهاج السنة النبوية في نقض كلام الشيعة القدرية ج 7 ص137 المولف: تقي الدين أبو العباس أحمد بن عبد الحليم بن عبد السلام بن عبد الله بن أبي القاسم بن محمد ابن تيمية الحراني الحنبلي الدمشقي (المتوفى: 728هـ) التحقیق: محمد رشاد سالم دارالنشر: جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية

 از او غضب ناك بودند و به حضرت فحش مي‌دانند و با حضرت علي علیه السلام مي‌جنگيدند

 يعني اصلا به نطر ابن تيميه حضرت علي علیه السلام اصلا صحابي به حساب نمي‌آيد و تا اين حد مقام حضرت را پايين مي‌آورد، عبارت ديگر از خود آقاي ابن تيميه كه مطرح مي‌كند اگر ما بخواهيم بسنجيم

 فالمنزهون لعثمان القادحون في علي اعظم و ادين و افضل

منهاج السنة النبوية في نقض كلام الشيعة القدرية ج 7 ص137 المولف: تقي الدين أبو العباس أحمد بن عبد الحليم بن عبد السلام بن عبد الله بن أبي القاسم بن محمد ابن تيمية الحراني الحنبلي الدمشقي (المتوفى: 728هـ) التحقیق: محمد رشاد سالم دارالنشر: جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية

 كساني كه عثمان را خوب مي دانند و به حضرت علي علیه السلام اشكال مي گيرند، جايگاه شان بالاتر است و دين دار تر و برتر هستند

 از كساني كه به عثمان اشكال مي‌گرفتند، مشخص است كساني كه با حضرت علي علیه السلام جنگيدند و لعنت و ذم كردند از صحابه و تابعين و ديگران داناتر و دين‌دار تر بودند از كساني كه محب حضرت علي علیه السلام و دشمن عثمان بودند، خب اين حرف‌ها را آقاي ابن تيميه زده، يعني به نظر آقاي ابن تيميه طرف حضرت علي علیه السلام صحابه به حساب نمي‌آيد و مي شود لعنتش كرد و لعنت حضرت علي علیه السلام جزء دين به حساب مي‌آيد و مخالفينش دين دارند، قطعا آن عبارت اول صريح در اين قضيه بود تصريح مي‌كند كه خدا براي همه صحابه محبت قرار داده اما براي حضرت علي علیه السلام قرار نداده است

مجري:

اگر اين‌ها بخواهند از صحابه به معناي عامش پيروي كنند چون اين‌جا ابن تيميه تصريح كرده كه اين‌ها سب امير المومنين علیه السلام را مي‌كردند به طبع كساني كه اين تعريف را دارند بايد از آن سنت نعوذ بالله پيروي كنند.

استاد ابوالقاسمي:

 قطعاً اين چنين است و و لذا بعضي اين كار را هم مي‌كنند و به حضرت علي عليه السلام جسارت مي كنند حالا ما كليپ اول را با هم مي بينيم تا مشخص شود آيا كسي بوده به حضرت علي عليه السلام دشنام دهد يا خير

پخش کلیپ:

اعتراف علماي اهل سنت: معاويه و دشنام به حضرت علي عليه السلام.

روايتي است كه در سنن ابن ماجه آمده است در فضيلت امام علي رضي الله عنه كه آن را مي خوانم و روايتي است كه بعضي از كلماتي كه شنيديد، به صورت يك جا در آن آمده است و بعضي از‌‌ آن‌ها را الان براي شما مي‌خوانم مي  گويد از  سعد بن ابي وقاص روايت شده بود كه گفت معاويه به سفر حج آمده بود، سعد به نزد او رفت و سخن از علي گفتند پس معاويه به علي دشنام داد سعد عصباني شو و گفت اين را به كسي مي گويي كه از پيامبر صلی الله علیه وسلم در مورد او شنيدم كه مي‌گفت هر كس من مولاي او هستم علي مولاي اوست.

استاد ابوالقاسمي:

خيلي واضح است كه معاويه به حضرت علي عليه السلام دشنام مي داده است اين روايت را كه ايشان خواند

 فذكروا علياً فنال منه معاويه

سنن ابن ماجه ج 1 ص45 ح ش121 المولف: ابن ماجة أبو عبد الله محمد بن يزيد القزويني، وماجة اسم أبيه يزيد (المتوفى: 273هـ) التحقیق: محمد فؤاد عبد الباقي دارالنشر: دار إحياء الكتب العربية - فيصل عيسى البابي الحلبي

 اين روايت دو متن دارد كه در متن‌هاي جديد معمولا چاپ‌هاي وهابي معاويه را حذف كردند، در این راستا آقای البانی آورده‌اند

فذكروا علياً فنال منه

صحيح وضعيف سنن ابن ماجة ج1 ص. ح ش98 المولف: محمد ناصر الدين الألباني (المتوفى: 1420هـ) دارالنشر: برنامج منظومة التحقيقات الحديثية - المجاني - من إنتاج مركز نور الإسلام لأبحاث القرآن والسنة بالإسكندرية

 اولاً سند حديث كه صحيح است اما در پاورقيش آورده است

 فنال منه اي نال معاويه من علي و تكلم فيه

صحيح وضعيف سنن ابن ماجة ج1 ص. ح ش98 المولف: محمد ناصر الدين الألباني (المتوفى: 1420هـ) دارالنشر: برنامج منظومة التحقيقات الحديثية - المجاني - من إنتاج مركز نور الإسلام لأبحاث القرآن والسنة بالإسكندرية

يعني معاويه به حضرت علي علیه السلام جسارت كرد و به حضرت فحش و بي ادبي كرد

 روایت مذکور با سند صحيح در كتب اهل سنت آمده كه با اين روايت هيچ كاري نمي‌توانند كنند و راهي ندارند، البته ما چند سال قبل در سايت ولي عصر عج الله تعالی فرجه الشریف يك مقاله‌اي مفصلي گذاشتيم در مورد صحابه‌اي كه به صحابه جسارت كرده بودند و به هم دشنام دادند، اگر عزيزان وارد سايت موسسه تحقيقاتي ولي عصر عج الله تعالی فرجه الشریف شوند در بخش مقالات سايت، كلمه لعن را جست و جو بزنند، مشروعيت سب و لعن از ديدگاه اهل سنت، می‌آید جالب اينجاست اين كساني كه الان مي‌گويند صحابه به هم دشنام دادند و لعن كردند شيعه را به خاطر دشنام به كساني كه خودشان صحابي مي دانند تكفير مي‌كنند، اما صحابه‌اي كه به صحابه فحش مي‌دهند اين‌ها همه عادل هستند، در سايت ولي عصر عج الله تعالی فرجه الشریف ما بعضي اين‌ها را راجع به تكفير شيعه آورديم و در اين‌جا مطرح كرديم، سب هيچ كدام از صحابه جايز نيست و مي گويند شيعه به اين دليل كافر هستند، ابن جبرين از بزرگترين علماي وهابي و مفتي عربستان مي‌گويد رافضي‌ها بدون شك كافر هستند به چهار دليل، آن‌ها به صحابه طعنه مي‌زنند، يكي از ادله‌اشان طعنه زدن به سنت و صحابه است. باز عادل الكلباني همين را مطرح مي‌كند و مي‌گويد، سب صحابه از فواحش محرمات و از كبائر است، آقاي ذهبي مي‌گويد از گناهان كبيره است، موجب خروج از دين است، ابن تيميه همين را مطرح مي‌كند باز مي‌گويد اگر كسي به صحابي فحش داد اصلا به بدنش دست نزنيد و اگر مرد با چوب بيندازيد در چاله‌اي و دست هم به او نزنيد، نقل روايت از ساب صحابه حرام است اين خيلي مهم است اين‌كه ما الان با آن كار داريم اينجاست، چرا ما راجع به صحابه صحبت مي‌كنيم چون ما مي‌خواهيم دين را بگيريم و ببينيم صحابي كه واقعا صحابي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم چه كساني بودند اصلا يا خوب يا بد به اين ما خيلي كار نداريم، الان براي ما اين مهم است كه دين را از چه كسي مي‌خواهيم بگيريم كه خودشان گفته‌اند:

 أو احدا كل من يشتم احدا من اصحاب النبي دجال لا يكتب عنه

تاريخ ابن معين ، الدوري - يحيى بن معين - ج 1 ص 394

 اگر كسي به يكي از اصحاب پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم فحش دهد دجال است و حق نوشتن روايتش را هم نداريد

 چه برسد به استدلال. ما يك بحث مفصل ديگري كه آورده‌ايم راجع به صحابه‌اي كه به هم دشنام مي‌دادند، لعن ياران رسول خدا صلي الله و عليه و آله و سلم توسط صحابه طبق نظر اهل سنت عبارتند از صحابه‌اي كه امير مومنان‌‌ علی علیه السلام آن‌ها لعنت فرموده است، معاويه، عمرو بن العاص، حبيب بن مسلمه، عبدالرحمن بن خالد، ضحاك بن قيس، وليد بن عقبه، عبدالله بن زبير، ابوموسي شعري، مغيرة بن شعبه، بسر بن ارطاة، مروان بن حكم. صحابه‌اي كه امام حسن عليه السلام‌‌ آن‌ها را لعنت فرموده است، معاويه و مروان بن حكم، ابوبكر يكي از غلامان خود را كه مسلمان هم بود لعنت كرد، صحابه‌اي كه عمر‌‌ آن‌ها را لعنت كرده سعد بن عباده است، صحابه‌اي كه عايشه‌‌آن‌ها را لعنت كرده، خليفه سوم و عمرو بن عاص، لعن عبدالله حمار صحابي بخاطر شراب خواري توسط يكي ديگر از صحابه، جداي از لعن طبق نظر اهل سنت بعضي‌ها فحاشي و بد دهاني با هم داشتند گفته‌اند اميرمومنان علی علیه السلام به عثمان، سعيد بن عاص، عباس عموي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم و محمد بن طلحة بن عبيدالله فحش داده اند، مي‌گويند امام حسين عليه السلام به مروان بن حكم فحش داده است، ابوبكر به حضرت علي علیه السلام و يكي ديگر از صحابه فحش داده است، عمر به خالد بن وليد، ابوهريره، حاطب بن ابي بلتعه، ابو حذيفه، ذوالخويصره فحش داده است، عثمان به حضرت علي علیه السلام و عايشه و حفصه فحش داده است و تعداد زيادي ديگر كه در اين فهرست هستند تمام اين‌ها صحابه‌اي هستند كه يا به هم فحش داده‌اند يا يكديگر را لعن كرده‌اند كه طبق نظر اهل سنت است يعني ما اين‌ها را از كتاب‌هاي شيعه مطرح نكرديم، اكنون ما سوال‌مان اين است روايتي بود در كتاب صحيح بخاري و صحيح مسلم، آمده است

سباب المسلم فسوق و قتاله

صحيح مسلم - مسلم النيسابوري - ج 1 ص 58

دشنام به مسلمان فسق و جنگ با او كفر است

 و در نظر شيعه هم ديديم اگر كسي به صحابي هر پيامبري فحش دهد حكمش شلاق است، نه به نظر شعيه و نه به نظر اهل سنت از يكي از اين دو طرف نمي شود روايت نقل كرد، شيعه تصريح دارد شلاق خورده يا حد خورده و از عدالت ساقط مي شود و اهل سنت هم گفته‌اند اگر كسي به يكي از صحابي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم فحش داد حق نقل روايت از او نداريد، يا بايد بگويند هر دو تای اين‌ها صحابي هستند و هر دو از عدالت ساقط شدند و ما تعريف صحابه‌امان عدالت را در بر نمي‌گيرد و عدالت صحابه نداريم يا بايد بگويند ما فقط يكي از اين‌ها را صحابه مي دانيم، حالا در اين مجموعه بزرگي از صحابه كه به هم دشنام دادند و خيلي‌های آن‌ها هم در صحيحين است مثلا در صحيح بخاري و مسلم كه آقاي خليفه اول به پسرش كه مي‌شودخال المومنين فحش داده

فَاخْتَبَأْتُ فقال يا غُنْثَرُ فَجَدَّعَ وَسَبَّ

صحيح البخاري  ج 1   ص 217 اسم المؤلف:  محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

 در همين كتاب صحيح بخاري آمده است كه حضرت علي علیه السلام و عباس عموي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم به هم فحش دادند:

 قال العباس يا اميرالمومنين اقض بيني و بين الظالم استبا

صحيح البخاري  ج 2   ص 2663 اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

 عباس عموي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم رو به اميرالمومنين علیه السلام كرد بين من و اين ظالم حكم كن

 كار كه به اين‌جا رسيد حضرت علي علیه السلام و عباس عموي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم به يك ديگر فحش دادند، يعني در اين‌جا و طبق اين روايت بايد بگوييم يا عباس يا حضرت علي علیه السلام صحابي نيستند يا بايد كلاً بخاري را كنار بگذاريم چون روايت‌هاي بخاري معتبر نيست و اگر اين روايت را قبول كرديم بايد بگوييم بعضي از اين افراد صحابي نبودند، براي مثال بگوييم پسر ابوبكر خال المومنين به دليل اين‌كه كوچك بوده اگرچه 15 ساله و بالغ بوده ولي چون در جنگ‌ها شركت نكرده طبق آن تعريف صحابي نبوده و ابوبكر به پسرش فحش داده و پسرش چون صحابي نبوده ابوبكر داخل آن تعريف نمي‌شود، حالا صحابي فحش داده ولي به صحابي فحش نداده كه اين مشكل پيش بيايد، آن موقع ما مي گوييم پسرش خال المومنين فاسق شده و ابوبكر به او فحش داده بوده، است يعني يك راه حلي بايد براي اين پيدا كرد يا بگوييم روايت‌هاي بخاري دچار اشكال است يا تعريف شان از صحابه را عوض كنند يا اين‌كه بگوييم يكي از اين‌ها صحابي نبوده است، يكي از اساتيدمان يك سوال‌هايي از ما مي‌پرسيد بعد مي‌گفت اين سه جواب دارد، جواب اول تا به حال نشنيده بودم، جواب دوم نمي دانم، جواب سوم توضيحي است كه داده مي شود حالا خواهشمنديم اين دو جواب اول را به ما ندهيد.اين خلاصه ي بحثي بود كه خدمت‌تان عرض كرديم.

مجري:

اما استاد ابوالقاسمي سوالي اين‌جا به وجود مي آيد كه شايد سوال بينندگان هم باشد كه ما در جلسات گذشته بحث باغي بودن برخي از صحابه را مطرح كرديم بحث اين‌كه با هم جنگيدند و يك ديگر را كشتند، جنگيدن يك بحث بود و كشتن يك بحث ديگر، در اين برنامه شما اين همه مطلب ارائه كرديد از كتب مخالفين كه اين‌ها به يكديگر فحش دادند و سب كردند، قضاوت اهل سنت در اين خصوص چه هست و اين تضاد را چگونه مي خواهند حل كنند آيا كسي هست كه اين تضاد را درك كرده باشد يا خير؟

استاد ابوالقاسمي:

خب اين مطلبي كه ما عرض كرديم بعضي از صحابه با هم جنگيدند پس نمي‌شود هر دو مورد احترام باشند اين‌كه طبق تعريف اهل سنت مي‌گويند همه صحابه محترم هستند، ما شيعه كه مي‌گوييم همه صحابه محترمند، اما‌‌ آن‌ها خودشان مي‌گويند بعضي با هم  جنگيدند و نمي‌توانند محترم باشند بعضي‌ها مرتد شدند نمي‌شود محترم باشند و اين مطلبي را كه ما عرض كرديم را بسياري از اهل سنت به اين نتيجه رسيده‌اند و ما يك كليپي را هم آماده كرديم و ببينيد كه راجع به صحابه چه مطالبي را مي گويند مثلا راجع به عمرو بن حمق كه طبق تعريف اهل سنت صحابي است و جزء قاتلين خليفه سوم است شروع مي كند مطالب زيادي را گفتند كه اين شخص احمق است، راجع عبدالله بن ابي سرح كه مرتد شده بود مي گويد اين شخص بسيار پليد بوده يا شبيه اين كليپ را با هم ببينيم متوجه اين قضيه خواهيد شد.

پخش كليپ:

شيخ محمد حسان وهابي به صحابي عمرو بن حمق دشنام مي دهد، همان‌طور كه الان خواهيد ديد اين شخص نادان بي ادب احمق عمرو بن حمق خزاعي در حالي كه به عثمان 9 ضربه چاقو زده بود مي گفت، سه ضربه را براي خدا زدم وشش ضربه را براي كينه‌اي كه در دل از او داشتم! اگر اين شخص دروغگوي بي ادب مجرم خبيث راست مي گفت، مي‌گفت همه را براي كينه خودم زدم! سخنان سيد قطب از سني هاي سرشناس در مذمت برخي از صحابه:

سيد قطب صاحب قلم مبارك ـ همانطور كه عبدالله عزام مي گويد ـ در مورد معاويه و عمرو بن عاص گفته است؟ با هم ببينيم در چاپ پنجم و دوازدهم كتاب عدالت انساني مي نويسد: اين مايه تاسف است كه حضرت علي(عليه السلام) خليفه سوم نشد! و در كتاب «كتاب ها و سرنوشت ها» مي گويد: معاويه و رفيقش عمرو بن العاص به خاطر آگاهي بيشتر به باطن انسان ها بر علي پيروز نشدند و بهتر از علي راه هاي پيروزي در زمان مناسب را نمي دانستند علت پيروزي‌‌ آن‌ها اين بود كه‌‌ آن‌ها در استفاده از هر گونه سلاحي  آزاد بودند  اما حضرت علي در انتخاب وسيله جنگ خويش محدود به اخلاقيات بود و معاويه و همكارش به دروغ و نيرنگ و خدعه و نفاق و رشوه تكيه مي‌كردند اما علي خودش را در اين درك اسفل نيانداخت و جاي تعجب است كه چگونه آن دو پيروز شدند و علي شكست خورد ولي شكست او از هر پيروزي بالاتر بود.

شيخ علي جمعه، عبدالله بن ابي سرح را شخصي پست معرفي مي كند:

سرور ما عثمان وارد شد و همراه او اين شخص قوي و پست بود، عبدالله بن ابي سرح. اي رسول خدا به نزد شما آمده است كه توبه كند پيامبر‌(ص) از شدت خشم خويش سكوت كردند.

شيخ كبيسي عالم سر شناس سني عراق و بدگويي از معاويه:

همان‌طور كه‌‌ آن‌ها رافضي هستند، شما ناصبي هستيد كساني كه طرفدار معاويه هستند  ناصبي هستند او همان كسي است كه دستور به دشنام به حضرت علي‌ داد و اين در صحيح مسلم است و اين تعصبي كه روي معاويه به خرج مي دهند كه در واقع الان تمام مشكلاتي كه ما داريم از معاويه نشات گرفته است و با اين همه شما اينقدر او را دوست داريد من هم مثل شما بودم، من از اهل انبار هستم و‌‌ آن‌ها ناصبي هستند! چطور ممكن است هم  علي و هم قاتل علي را دوست بداري؟ حسين و قاتلش را دوست بداري، هم اين را هم آن را؟ بايد يكي را انتخاب كني قسم به خداي بزرگ مصيبت اين امت از معاويه است ابوهريره مي گفت اگر از جان خودم ترس نداشتم، حقيقت اين قوم را مي گفتم و وقتي داشت مي مرد، به عبدالله بن عمر گفت آيا امكان توبه من هست؟ گفت: هيهات اي معاويه! آقاي من، الان هر چه مشكل داريم از معاويه است! و تو مي گويي ( سيدنا) و قبل از تو بزرگتر از من و تو نيز گفته‌اند (سيدنا)! ولي روز قيامت بايد جواب پس دهند تو يا بايد با علي باشي يا با معاويه يكي از آن دو تا را انتخاب كن.

حازم شومان وهابي سرشناس مصري و اشكال گرفتن به معاويه:

زشت است، شما به دنبال صندلي رياست هستيد؟ در بين شما چه كسي بهتر از حسن بن علي است؟ و در بين شما چه كسي بدتر از معاويه است؟ با اين حال حسن با معاويه صلح كرد! كدام يك از شما بدتر از معاويه هستيد كه نفر ديگر نمي خواهد با او صلح كند؟

استاد ابوالقاسمي:

بله خب يك سري نام‌هايي در اين‌جا برده شد شايد همه اين نام‌ها را نشنيده باشند، من بعضي از اين اسم‌ها را از جمله عمرو بن حمق، عمرو بن حمق الخزاعي صحابي، آقاي حسان از علماي سرشناس وهابي مصر براي چه به عمرو بن حمق فحش داد؟ براي اينكه عمرو بن حمق در كشتن خليفه سوم شركت داشته و بعد شروع به فحش دادن كرد اين شخص پست نادان احمق دروغ گو چنين و چنان، کرد چرا؟ چون قاتل خليفه سوم است، لذا نمي‌شود از يك طرف هم قاتل خليفه سوم رضي الله عنه باشد هم خودش رضي الله عنه باشد براي اين‌كه به تعريف اهل سنت هر دو صحابي هستند، سيد قطب كه از سر شناسان اهل سنت است كه شايد كتاب هايش در بيشتر كتابخانه‌هاي اهل سنت ايران موجود باشد، تفسير في ضلال القرآن قطعا موجود است، راجع به معاويه و عمرو بن عاص مي‌گويد اهل نيرنگ و خدعه، منافق و اهل رشوه بودند، مي‌گويد اي كاش عثمان خليفه سوم نشده بود و حضرت علي علیه السلام خليفه سوم شده بود يعني خليفه سوم را لايق خلافت و خليفه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم شدند نمي‌دانست، مي‌گويد او بوده كه سيره را تغيير داده اگر حضرت علي علیه السلام خليفه سوم بود همين مسير را ادامه مي‌داد، شيخ علي جمعه راجع به عبدالله بن سعد ابي سرح كه او هم يكي از صحابي است و به قول روايت‌هاي اهل سنت همان كسي است كه كاتب وحي بود البته شيعه اين را قبول ندارد كاتب وحي بود و بعد مرتد شد و شروع كرد به بدگويي ومسخره كردن زنان مسلمان و خيلي توهين‌هاي زشتي مي‌كرد كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم مي‌فرمايند اگر ديد عبدالله ابن ابي سرح به پرده كعبه هم چنگ زده بكشد ولي خليفه سوم به او پناه داد، بعد هم مي‌گويند توبه كرد و با اسلام از دنيا رفت فلذا او را جزء صحابه به حساب آورده‌اند و در چند كتب از كتب صحابه مطرح كرده بودند از جمله در معجم الصحابه ج2 ص136 ، و....آقای اصبهانی در این  راستا در یکی از آثارشان می‌نویسند:

فاستأمنه يوم فتح مكة لما أهدر النبي صلى الله عليه وسلم دمه لارتداده فآمنه ثم رجع

معرفة الصحابة  ج 3   ص 1670 ، اسم المؤلف: لأبي نعيم الأصبهاني الوفاة: 430 ، دار النشر :

 عبدالله بن ابي سرح همان شخص است كه برادر شيري عثمان بود

 كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم خونش را هدر اعلام كرد براي اين‌كه مرتد است، عثمان او را امان داد و بعد ايمان آورد البته بعد از اين‌كه اسلام آورد كارهاي خيلي بدي انجام داد آقاي حسان مي‌گويد آدم پستی بود خب اگر يك شخصي به يك صحابي بگويد پست، صحابي كه واقعا صحابي باشد به نظر شيعه بايد شلاقش زد اما اين مفتي اهل سنت مي‌داند كه من به او مي‌گويم پست در واقع به نظر من صحابي نيست يا اگر هم صحابي است آن احترامي كه شيعه‌ها براي صحابه قائلند ما نيستيم چون مي‌دانيم اين‌ها چكار كردند، شيعه آن كساني را كه به عنوان صحابي قبول دارد مي‌داند چه افراد خوبي هستند، اين‌ها هم مي‌گويند آن كساني كه ما به عنوان فهرست صحابه معرفي مي‌كنيم آدم‌هاي خوبي نيستند، آقاي كبيسي را ديديد كه مي‌گفت كل مشكلات ما در اين زمان از معاويه است بعد نكته جالبي را مي‌گويد در قياس بين صحابه، در رضي الله عنهم ها، در سيدناها، مي‌گويد نمي‌شود هم علي علیه السلام را و هم قاتلش را دوست داشت، قاتلش كيست، ابن ملجم، يعني خود اين آقا مي داند طبق تعريف‌شان ابن ملجم صحابي مي‌شود، گفت نمي‌شود هم حسين علیه السلام و هم قاتلش را دوست داشت يعني هم سيدالشهدا علیه السلام هم قاتلش را صحابي دانست نمي شود هر دو طرف را دوست داشت، مي‌گويد عبدالله بن عمر معاويه را جهنمي مي‌دانست، معاويه گفت هلي من توبه گفت نه تو ديگر كارت از كار گذشته، بعد مي‌گويد كسي كه به معاويه بگويد سيدنا روز قيامت بايد جواب پس دهد در حالي كه اهل سنت به همه صحابه سيدنا مي‌گويند، خب خودشان مطالعه كرده‌اند به نتيجه رسيده‌اند، اين مطلبي را كه ما عرض مي‌كنيم من شيعه نمي‌گويم خود اهل سنت مي‌گويند، از همه اين‌ها جالب تر آقاي حازم شومان كه از وهابي‌هاي سرشناس مصر است كه بيان مي‌كند چرا سر صندلي دنيا با هم دعوا مي‌كنيد، در بين شما كسي از حسن بن علي علیه السلام بهتر نيست، در بين شما كسي از معاويه بدتر نيست، امام حسن عليه السلام با معاويه آتش بس داشتند، دقت كنيد مي‌گويد هيچ يك از شما از معاويه بدتر نيستيد، چه جايگاهي براي معاويه قائل است كه وقتي مي‌خواهد نهايت بدي را مثال بزند مي‌گويد همه شما از معاويه بهتر هستيد، چنين شخصي كه اين حرف‌ها را راجع به معاويه مي‌زند مي‌تواند بگويد همه صحابه از نظر اهل سنت عادل هستند؟ نه قطعاً نمي تواند بگويد، اين‌ها مطالعات خود را كرده‌اند و به همان نتيجه‌اي كه شيعه چهارده قرن مطرح كرده و اهل بيت عليهم السلام گفته‌اند كه تعريف ما شيعيان از صحابي با شما فرق دارد، ما شيعيان ادعاي احترام به صحابه را داريم عملاً هم اجرايش مي‌كنيم اما شما تعريف‌تان از صحابه صحيح نيست لذا نمي‌توانيد احترام همه صحابه را نگه داريد و ما كليپ‌هاي ديگري داريم كه بعداً مطرح خواهيم كرد.

مجري:

تماس‌های تلفنی را به اتفاق مشاهده نماییم

آقای فتاحی از مریوان-اهل سنت

نمي‌خواهم در مورد شيعه و سني صحبت كنم چون هر دو را مسلمان مي‌دانیم، در ضمن ما با وهابي‌ها فرق داريم ما كسي را كه توسل را قبول نكند، كسي كه جهاد رفتن را قبول نكند ما اصلا مسلمان حساب نمي‌كنيم مثلا من خودم آرزو دارم يك بار به مشهد مشرف شوم ولي الان كه مي بينيم سني و وهابي را در كنار هم مي بينند در صورتي كه ما اصلا اين‌ها و عبدالوهاب را قبول نداريم حتي مفتي زاده را قبول نداريم من شخصاً خودم نوارش را دارم و خيلي زياد نگاه كردم و در نوارهايش هم مي‌گويد من اشتباه كردم.

مجري:

آقاي فتاحي عزيز حالا چون برنامه در خصوص صحابه است در نظر شما عزيز اهل سنت آيا صحابه جليل القدر پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم نظير عثمان بن حنيف، حضرت ابو ايوب انصاري، آقا اميرالمومنين علیه السلام هم توسل داشته‌اند يا خير؟ چون بحث در خصوص صحابه است حداقل ناتمام نماند و استفاده‌اي در اين مورد داشته باشيم.

بيننده:

من ابتدا مي‌خواهم مطلبي را خدمت‌تان عرض كنم، در مورد توسل، در كردستان بلوچ‌هايي داريم مثل حضرت قدس ديلمي بعد اين‌ها توسل به حضرت علي مي‌گيرند، اين را همه قبول دارند و كسي نمي تواند قبول نكند ولي در حالي كه وهابي‌ها اين را قبول ندارند و مي‌گويند از شيطان است و يك بهانه‌هاي الكي براي خود مي‌آورند، الان ما كه ايراني هستيم و در مرز ايران زندگي مي‌كنيم يك قطره از خاك‌مان را به كسي نمي‌دهيم و بدمان مي‌آيد ما را با وهابي‌ها يكي بدانيد، ما با وهابي‌ها فرق داريم، ما به همه‌اشان احترام مي‌گذاريم، كسي كه به حضرت علي فحش دهد و اهانت كند ما حاضريم زندگي و زن و بچه و همه چيزمان را بدهيم ولي اجازه ندهيم كسي اين حرف‌ها را بزند، الان عراق را كه مي‌بينيم كه داعش آمده از همان شبكه‌هاي كلمه و وصال اين هاست، من خودم اين شبكه‌ها را نگاه كردم و چند بار هم تماس گرفتم و مناظره كردم ولي منتها گوشي را قطع مي كنند و مي‌گويند تو سني نيستي يا يك تهمتي مي‌زنند و گوشي را قطع مي‌كنند جرات ندارند جواب‌مان را بدهند، الان همان جا سني‌ها دارند با‌‌ آن‌ها مي‌جنگند، چون ما اصلا اين‌ها  را قبول نداريم چون در كتاب‌هاي بخاري و مسلم آمده و نمي‌توانيم بگوييم توسل را قبول نداريم، ما خودمان خيلي به زيارت مي‌رويم، فقط مي‌خواستم بگويم ما چون يك ايراني هستيم دوست نداريم كه وقتي يك مشكل اين چنيني كه الان وجود دارد ما را با وهابي‌ها يكي بدانيد چون ما خودمان همين مشكل را با وهابي‌ها داريم و چند تا از ملاهاي خودمان را اين وهابي‌ها ترور كردند و در همين مريوان ديديم كه به‌‌ آن‌ها تهمت زدند اهانت كردند، من  برادر خودم ملا است و بارها و بارها خودش گفته كه اسم هر چه كه دوست داري بيار حتي اسم يزيد را بيار ولي اسم وهابي را به زبان نياور چون مي‌داند‌‌ آن‌ها حتي از يزيد بدتر هستند، يزيد  امام حسين را شهيد كرد ولي اين‌ها هر روز دارند هزاران نفر را شهيد مي كنند چه سني باشد چه شيعه، چه مسلمان باشد چه كافر، اين‌ها الكي مي‌گويند كه دين دارند در صورتي كه هيچي ندارند و همه كارهايشان دروغ است، من براي آن آقاياني كه زنگ مي زنند به شبكه‌هاي اين‌ها و مي‌گويند من هدايت شدم خيلي متاسفم، آخر اين مذهب وهابي را نگاه كنيد ياد دين زرتشت مي افتيد، يعني العياذ بالله پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم هيچ بوده، اين‌ها دارند تهمت و اهانت به همه مي‌كنند، ما با وهابي‌ها فرق مي‌كنيم و از وهابي‌ها متنفريم.

مجری:

سوالي كه ما از بينندگان داشتيم اين بود، طبق عقیده شما، كساني كه نسبت به همديگر فحاشي كرده‌اند و با هم جنگيدند و يكديگر را كشتند هر دو طرف مي توانند مورد احترام باشند يا خير؟

آقا عمر از زاهدان-اهل سنت

بحث احترام بحثي جدا است و موضوعي است كه 1500 سال پيش اتفاق افتاده و من هم الان نمي‌توانم قضاوت كنم كه بگويم چه كسي خوب است و چه كسي بد ولي من اطلاعاتم از قرآن كريم است و مسلمانم و بايد به آيات قرآن مراجعه كنيم.

استاد ابوالقاسمي:

بنده يك سوال از شما داشتم، شما كه مي گوييد 1500 سال قبل است و شما نمي دانيد چه كسي خوب بوده يا بد، يك مطلب خيلي ساده و عقلايي است.

بيننده:

من نمي‌دانم چه كسي خوب است يا بد اگر قرآن گفته باشد مطمئن باشيد من مي‌دانم چه كسي خوب است، شما اجازه بفرماييد من عرايضم تمام شود.

استاد ابوالقاسمي:

چشم خدمت شما وقت مي دهيم فقط يك سوال خيلي ساده اگر دو طرف با هم بجنگند و يكديگر را بكشند و به هم فحش دهند قابل احترام هستند يا خير؟

بيننده:

قابل احترام آيه 100 سوره توبه است، خداوند كه ديگر از آينده خبر دارد، در آيه 100 سوره توبه خدا همه چيز را بيان كرده، اين كه ما بر اساس مدرك فلان عالم اهل سنت يا شيعه كه 700 سال پيش بوده و پيامبر صلي الله عليه و آله 1470 سال پيش پيامبر شدند، 700 سال بعد يك آقايي آمده كتاب نوشته بر اساس مطالعات خودش كه آن زمان وسايل ارتباط جمعي چگونه بوده و كتاب‌ها به چه صورت بوده است كسي نمي‌داند، منبع من و شمای مسلمان قرآن است و آيه 100 سوره توبه تكليف را مشخص مي‌كند و شما هم اصلا به صحيح مسلم و بخاري و كتاب‌هاي اهل سنت و تشيع كاري نداشته باشيد و قبول نداشته باشيد، من كه قبول ندارم.

مجري:

اجازه مي‌دهيد به قرآن مراجعه كنيم.

استاد ابوالقاسمي:

شما بگوييد در آيه 100 سوره توبه چه چيزي مطرح شده.

بيننده:

در آيه 100 سوره توبه مي‌گويد كساني كه ياران پيامبر صلی الله علیه وسلم بودند همه آن‌ها وعده بزرگ بهشت را گرفته‌اند و خدا هم گفته از‌‌ آن‌ها راضي‌ام.

استاد ابوالقاسمي:

آقا عمر لطفاً آيه را براي ما بخوانيد.

بيننده:

من الان داخل ماشين هستم و زدم كنار چون خانه مادرم بودم الان آمدم بيرون بعد به احترام قوانين راهنمايي رانندگي زدم كنار الان رسيدم حياط منزل خودم الحمدلله جلوي در هستم و داخل ماشين نشستم مانيتور هم ندارم.

استاد ابوالقاسمي:

باشه مشكلي ندارد من آيه را مي‌گذارم شما كه نمي‌توانيد ببينيد بيننده‌ها ببينند.

بيننده:

من آيه را حفظ هستم بينندگان ببينند.

استاد ابوالقاسمي:

وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ

سوره التوبه آیه100

اين آيه را مي‌فرماييد ديگر درست است؟

بيننده:

آقاي ابوالقاسمي مهاجرين چه كساني هستند

استاد ابوالقاسمي:

آيه گفته است همه مهاجرين و انصار يا گفته سابقين از مهاجرين و انصار؟

بيننده:

سابقين در لغت عربي به چه معناست؟

استاد ابوالقاسمي:

سابقين يعني سه نفر اول.

بيننده:

سه نفر اول كه بودند؟

استاد ابوالقاسمي:

اگر در مسابقات بگويند ما به سابقين جايزه مي‌دهيم، اگر بگوييم به نفرات اول مهاجرين مي‌خواهيم جايزه بدهيم به همه مهاجرين مي‌دهند؟

بيننده:

نفرات اول مهاجرين چه کسانی بودند؟

استاد ابوالقاسمي:

حالا مي‌خواهيم بگوييم سبقت در قرآن سبقت اسلامي يا ايماني است؟

بيننده:

 آقاي ابوالقاسمي شما جواب من را بدهيد كه نفرات اول مهاجرين چه كساني بودند؟ نفر اول مهاجرين حضرت ابوبكر بوده كه همراه پيامبر صلی الله علیه وسلم از مكه به مدينه بود.

استاد ابوالقاسمي:

صبر كنيد من دارم پاسخ مي دهم، اول اين‌كه شما مي‌گوييد نفر اول ابوبكر بوده خير اين چنين نبوده.

بيننده:

چرا اين چنين نبوده حضرت علي آن زمان ده ساله بوده است

استاد ابوالقاسمي:

اين‌كه شما مي‌گوييد حضرت علي علیه السلام ده ساله بوده اين هم باز مطلبي است كه دروغ خدمت شما مطرح كردند، اولاً شما مي خواستيد بگوييد اين آيه راجع به كل صحابه است درست است؟ شما گفتيد اين آيه مي‌خواهد بگويد همه ياران پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم خوب بودند، اين آيه مدح سابقين را مي‌كند يا كل صحابه؟

بيننده:

حالا من در پاسخ شما يك سوال طرح مي‌كنم، من بين مدرسين قم در شبكه قرآن تفاسير آيت الله جوادي آملي را خيلي دقت مي‌كنم و خيلي هم به ايشان ارادت دارم، آيت الله جوادي آملي در طول عمر خود حداقل هزار شاگرد تربيت كرده‌اند، از اين هزار شاگرد شما مطمئن باشيد كه 800 نفرشان راه راست را در پيش گرفتند چون 800 نفر شان وصل بودند به آيت الله كه وصل بوده به منبع قرآن و ائمه، من مي‌خواهم بگويم چطور در مكتب آيت الله جوادي آملي از هزار دانش آموز، دانشجو و طلبه 800 نفر به راه راست مي‌روند آن وقت از مكتب حضرت رسول صلی الله علیه وسلم كه به وحي و آيات خداوند وصل است همه منحرف مي‌شوند و فقط سه نفر خوب مي‌مانند؟

استاد ابوالقاسمي:

جواب شما اين است كه اولاً شما از اين آيه نتوانستيد عدالت كل صحابه را ثابت كنيد و فقط سابقين را ثابت كرد و آيه فقط راجع به سابقين است درسته؟

بيننده:

مهاجرين و انصار چه كساني هستند؟

استاد ابوالقاسمي:

سابقين از مهاجرين و انصار نه كل مهاجرين و انصار، نمي‌دانم چرا وقتي ما آيه را مي‌خوانيم شما فرار مي‌كنيد، خود شما گفتيد آيه قرآن و من هم دارم آيه را خدمت شما نشان مي دهم، "والسابقون الاولون من المهاجرين و الانصار"، سابقين اولين مهاجر و انصار نه اين‌كه كل آن‌ها.

بيننده:

اولين مهاجرين و انصار چند نفر بودند؟ سه نفر بودند؟

استاد ابوالقاسمي:

سابقين اول مي‌شود سه نفر ما به نفرات اول مهاجر و انصار مي‌خواهيم جايزه بدهيم

بيننده:

كجا سه نفر بودند اين همه از مكه به مدينه مهاجرت كردند.

مجري:

اين آيه كه نگفته هر كس كه به مدينه مهاجرت كرده.

استاد ابوالقاسمي:

آقا عمر اين‌كه در آيه وجود ندارد شما از خودت در مي‌آوريد.

بيننده:

خير چرا من از خودم در بياورم، مهاجرت به حبشه و مهاجرت به مدينه بوده حالا شما مي‌گوييد سه نفر رفته‌اند مكه؟

استاد ابوالقاسمي:

دقت كنيد آقا عمر هزار نفر نه اصلا ده ميليون نفر هجرت كردند، شما گفتيد اين آيه، الان آيه مي گويد سابقين از مهاجر و انصار، نفرات اول مهاجرين و انصار، شما چرا سابقون اين آيه را نمي‌خواهيد در نظر بگيريد تازه "اولون" هم آورده تا ديگر هيچ بهانه‌اي نتوانيد بياوريد، حالا يك سوال ديگر آقا عمر ما در اسلام زودتر و ديرتر داريم يا ايمان بالاتر داريم، آن‌كه در قرآن است

وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ

سوره آل عمران آیه33

بيننده:

شما مي‌گوييد سه نفر كه به نظر من اشتباه است اما فرض مي‌كنيم حرف شما درست است، حضرت ابوبكر با پيامبر صلی الله علیه وسلم در هجرت بوده و مشمول اين آيه مي شود يا خير؟

استاد ابوالقاسمي:

آيه گفته است سه نفر اول ايماني ما سراغ صحيح بخاري شما مي‌رويم.

بيننده:

كجا گفته است سه نفر اول ايماني، حضرت ابوبكر اولين مرد مسلمان بود.

استاد ابوالقاسمي:

چه كسي گفته اولين مرد مسلمان ابوبكر است اين هم اشتباه است، چند تا دروغ تحويل شما داده‌اند الان يكي يكي مطرح مي‌كنيم. اولاً گفتيد آيه 100 سوره توبه بهترين چيزي است كه عدالت و برتري همه ياران پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم را ثابت مي‌كند و مربوط به كل صحابه است كه معلوم شد آيه مربوط به سابقين است شما مي‌گوييد ابوبكر اولين مرد مسلمان است، ما يك مقاله مفصلي را در سايت ولي عصر عج الله تعالی فرجه الشریف گذاشته‌ايم كه اميرالمومنين عليه السلام نخستين مسلمان است، ما از خود رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم روايت داريم، شما كه از خود پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم كه بيشتر متوجه نمي‌شويد، پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم تصريح كرده‌اند علي علیه السلام اولين مسلمان است با 18 سند نزد اهل سنت از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم كه اولين مسلمان حضرت علي عليه السلام است، دوم ببينيم آقاي ابوبكر چه زماني اسلام آورده است، در نزد خود اهل سنت سعد بن ابي وقاص مي‌گويد پنجم يا پنجاهم فرد مسلمان است، سعد جز عشره مبشره است؛ محمد حنفيه مي‌گويد ابوبكر اولين مسلمان نيست، خود عايشه مي‌گويد پدر من چهارمين مسلمان است آن وقت شما مي‌گوييد اول بوده، اصلا در زمان مبعث پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم ابوبكر در مكه نبوده تا بخواهد اولين مسلمان شود، چطور شما مي گوييد آقاي ابوبكر اولين مسلمان است. اين هم كه مي‌گوييد حضرت علي علیه السلام سن شان كم بوده مفصل در بخش آخر مقاله جواب را داده‌ايم، در خدمت‌تان هستم بفرماييد.

بيننده:

بحث اين حرفا نيست، حضرت علي انسان پرهيزگار و با ايماني بوده جاي ايشان هم بدون شك در بهشت است من به حضرت علي ارادت دارم، اين‌كه حضرت علي اولين نفر بوده يا حضرت ابوبكر هيچ فرقي نمي‌كند.

ابوالقاسمي:

چرا خيلي فر ق مي كند آقا عمر، خداوند می‌فرماید:

 و السابقون السابقون اولئك المقربون

سوره الواقعه آیه10

 آيه قرآن است يا خير؟

بيننده:

بله بفرماييد.

استاد ابوالقاسمي:

شما سبقت را سبقت دنيوي و زماني ترجمه مي‌كنيد درست است؟ اگر حضرت علي علیه السلام اول باشد حضرت علي علیه السلام مقرب مي شود يا ابوبكر؟

بيننده:

شما مي‌فرماييد سه نفر بودند من مطمئنم حضرت ابوبكر اولين مرد مسلمان است.

استاد ابوالقاسمي:

اصلا فرض كنيم آقاي ابوبكر خوب ما مي خواهيم دنبال برتر برويم، اگر حضرت علي علیه السلام برتر باشد حضرت علي علیه السلام برتر است يا ابوبكر؟

اين را پاسخ دهيد بعد سراغ بحث بعدي مي‌رويم شما چيز جديد مي‌گوييد بحث را عوض مي‌كنيد.

بيننده:

همين جواب شما را مي‌دهم، اين‌كه حضرت علي علیه السلام در ايمان برتر بوده يا حضرت ابوبكر را خداوند مشخص مي‌كند من و شما نمي‌توانيم، من و شما فقط مي‌توانيم يك قضاوت سطحي داشته باشيم.

استاد ابوالقاسمي:

چطور كلمه و سابقون الاولون مي‌تواند دلالت بر برتري كند و شما هم مي‌توانيد تشخيصش دهيد ولي اين‌جا كه مي رسد خداوند بايد تشخيص دهد؟

بيننده:

شما كه بهتر از من صرف و نحو عربي را بلديد از سابقون الاولون كه آيه قرآن است

مجري:

 آقا عمر شما بلد نيستيد ولي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم كه مي‌دانسته است

استاد ابوالقاسمي:

آقا عمر شما مي‌گوييد سبقت، سبقت زماني است، پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم در كتب اهل سنت 18 روايت دارند كه متواتر است كه فرمود حضرت علي علیه السلام اولين مسلمان است، السابقون السابقون اولئك المقربون، حضرت علي علیه السلام مي‌شود برتر يا خليفه اول؟

بيننده:

هم حضرت علي و هم خليفه اول برتر است چون هر دو پيش خداوند اجر و قرب دارند و خود خداوند هم بهتر از من و شما مي تواند مشخص كند.

استاد ابوالقاسمي:

شما معياري را كه خودتان هم تعيين مي كنيد قبول نداريد، اگر سبقت، سبقت در ايمان باشد كه آيه قرآن مي‌گويد سبقت در ايمان "سارعوا الي مغفره"، زمان آن معلوم نيست، نمي‌شود گفت چون فلاني زودتر تظاهر به اسلام كرده اولين مسلمان مي‌شود و از همه بهتر و چون فلاني ديرتر از همه بدتر، اين مي‌شود ايماني كه خدا بايد تعيين كند، اگر زماني هم باشد السابقون السابقون اولئك المقربون، حضرت علي برتر از ابوبكر مي شود بنابراين ديگر اين فرمايشات شما صحيح نيست.

بيننده:

اين نظر شماست، نظر بينندگان چيز ديگري است.

مجري:

آقا عمر شما 12 دقيقه است داريد پشت سر هم صحبت مي‌كنيد.

بيننده:

من اصلا حرف نزدم فقط كارشناس شما صحبت كرد، شما جواب من را نداديد.

استاد ابوالقاسمي:

نه آقا عمر ما طبق فرمايشات شما 12 دقيقه است صحبت كرديم نمي‌خواهيم جواب بدهيم تشكر مي‌كنيم از شما، اين‌كه شما مبناي خودت را قبول نمي‌كنيد، آيه قرآن را هم قبول نمي‌كنيد حرف خودت را هم نقض مي‌كنيد، اين‌كه روش بحث نمي‌شود. كسي كه مي خواهد لجاجت كند اصلا بحث كردن با او شايسته نيست و وقت تلف كردن است.

مجري:

آقا عمر ما از شما خيلي انتظار نداريم و اين را نمي‌خواهيم كه حتما بتوانيد جواب دهيد و آن آيه‌اي كه شما خوانديد و ترجمه كرديد كلاً چنين آيه كه شما ادعا كرديد در قرآن نيست كه همه صحابي بهشتیند، فرموديد حفظ هستيد بعد گفتيد در ماشين هستيد حالا ما از شما انتظاري نداريم كه بتوانيد مطالب را به طور دقيق مطرح كنيد، در همين حد هم كه تماس گرفتيد ما از شما ممنونيم چون به ما كمك مي كنيد تا بتوانيم بهتر بحثي را داشته باشيم و بينندگان بهتر بتوانند قضاوت كنند ولي ما اميدمان هست روزي شيعيان آل ابي سفيان بيايند و‌‌ آن‌ها حداقل از اين موضوع دفاع كنند و شايد‌‌ آن‌ها بتوانند بحثي را در اين خصوص ارائه دهند

 آقا رضا از آمل-شیعه

من ابتدا مي‌خواستم چيز ديگري بگويم ولي در جواب اين شخصي كه تماس گرفته بود عرض كنم مي‌گويند روزي شخصي سر قبر حجر بن عدي نشسته بود و گريه مي‌كرد شخصي به او رسيد گفت چرا گريه مي‌كنيد گفت اين‌جا قبر حجر بن عدي رضي الله عنه صحابه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم است پرسيد چه شده جريان چه بوده است گفت معاويه رضي الله عنه او را كشته پرسيد براي چه او را كشته گفت چون دوستدار حضرت علي رضي الله عنه بود، هم معاويه رضي الله عنه هم حضرت علي رضي الله عنه هم حجر بن عدي رضي الله عنه است هر سه رضي الله عنه هستند.

مجري:

الان هم يك گروه طرفدار ابوبكر البغدادي رضي الله عنه آمده‌اند قبر حجر بن عدي رضي الله عنه را تخريب كرده‌اند.

بيننده:

بله جريان همان است همه رضي الله عنه هستند، مطلب دوم اين‌كه در سوره مائده حضرت موسي علیه السلام خطاب به پروردگار مي‌گويد خدايا بين من و برادرم هارون با صحابه فاسدم جدايي بيفكن، ابن تيميه در صفحه 6 منهاج السنه چاپ دو جلدي مي‌گويد من منهاج السنه را طبق صحابه تنظيم مي‌كنم زيرا حديثي داريم كه مي‌گويد بهترين امت چه كساني بودند مي‌گويند قوم بني اسرائيل يا صحابه بني اسرائيل، در صورتي كه هم در تورات و هم در قرآن هم در احاديث به جا مانده از پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم بدترين قوم را قوم بني اسرائيل معرفي كرده است، يك حديثي داريم به نام حديث منزلت، جديداً يك حديثي را شنيدم درست شبيه حديث منزلت ولي در مورد صحابه است. حديث منزلت مي‌گويد تو نسبت به من مثل هارون علیه السلام به موسي علیه السلام هستي جز بعد از من پيامبري نيست، يك حديث ديگر كه من چند وقت پيش شنيدم در مورد صحابه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم مي‌گويد كه صحابه من مانند صحابه بني اسرائيل هستند با يك فرق،‌‌ آن‌ها در زمان حيات حضرت موسي  علیه السلام كودتا كردند اين‌ها بعد از وفات من كودتا مي‌كنند. روزي در جنگ احد حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم خطاب به شهداي احد مي‌گويد كه من شهادت مي‌دهم كه شما صحابه واقعي من بوديد، ابوبكر كه در كنارش ايستاده بود فهميد اين صحبت طعنه دارد گفت اي پيامبر ما هم در كنار شما جهاد كرديم ما هم در كنار شما بوديم چطور‌‌ آن‌ها فقط صحابه شما هستند گفت چون شما بعد از من كودتا خواهيد كرد، ديگر من نمي‌دانم چقدر اين‌ها دوست دار پيامبرند و خودشان را صحابه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم مي‌دانند اين همه حديث و روايت، من تعجب مي‌كنم از اين‌ها كه همه را رضي الله عنه مي دانند.

علي آقا از تهران –اهل سنت:

بنده به عنوان يك اهل سنت ابتدا مي‌خواهم وقايعي را كه در بعضي از كشورهاي اسلامي اتفاق افتاده با اشاره به آياتي چند از كلام الله خدمت‌تان اظهار نظري كنم، خداوند در قرآن مي‌فرمايند كه "من قتل نفس بغير نفس او فساد في الارض" اگر كسي نفسي را بدون اين‌كه فسادي در زمين انجام داده باشد عمداً بكشد، "فكانما قتل الناس جميعا" مانند اين است كه همه انسان‌ها را كشته باشد، "و من احياها" و اگر كسي نفسي را زنده بگرداند، " فكانما احيا الناس جميعا" مانند اين است كه تمام انسان‌ها را نجات داده باشد، اين نظر دين ماست در آيات متعدد داريم كه "لا يجرمنكم شنآن قوم ان صدّوكم عن المسجد الحرام ان تعتدوا" اي پيامبر مبادا آن كساني كه مانع شدند وارد مسجد الحرام شويد شما تعدي كنيد، در آيه‌اي ديگر داريم "ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به و لئن صبرتم لهو خير للصبرين" اگر مي‌خواهيد عقوبت كنيد و جزا بدهيد به مانند آن‌چه كه با شما عقوبت شده و جزا داده شده اين كار را انجام دهيد، مهم قسمت پاياني آيه است "و لئن صبرتم لهو خير للصبرين" و اگر صبر كنيد اين براي صبر كنندگان بهتر است، جناب آقاي حسيني آياتي كه در اين زمينه در قرآن وجود دارد واقعا فراوان است، ما امت پيغمبري هستيم كه بعد از 13 سال كه در مكه تشريف داشتند شديدترين شكنجه‌ها را ايشان و صحابه بزرگوارشان متحمل شدند بعد از هجرت به مدينه جنگ‌هاي متعددي را سران مشركين، كفار و اهل كتاب بر پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم متحمل شدند بعد از اين‌كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم به قدرت رسيد در اوج قدرت، قدرت را زير پا گذاشتند يعني زماني كه فتح مكه صورت گرفت عوف عمومي دادند و شمشير نكشيدند كه به مردمي كه حدود 20 سال‌‌ آن‌ها را از خانه و كاشانه‌اشان بيرون رانده بودند، اموال‌‌ آن‌ها را مصادره كرده بودند و عزيزان‌‌ آن‌ها را كشته بودند، جنگ‌هاي متعددي را بر‌‌ آن‌ها تحميل كرده بودند بر عليه‌‌ آن‌ها شمشير نكشيدند بلكه‌‌ آن‌ها مطيع محض پيامبرخدا صلی  الله علیه و آله و سلم بودند و پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم عفو عمومي اعلام كردند، و همين است كه "و ما ارسلناك الا رحمة للعالمين" ما تو را نفرستاديم اي پيامبر جز اين‌كه رحمتي براي عالمين باشيد، حالا عده‌اي به نام دين جنايت‌هايي را دارند انجام مي دهند تا به حكومت برسند، ما اهل سنت از اين دسته ابراز برائت مي‌كنيم چرا كه اسلام با كشتن انسان‌ها موافق نيست، اسلام موافق با ايجاد رعب و وحشت نيست، آيه‌اي را كه ابتدا خدمت‌تان عرض كردم واژه نفس را آورده بود، حضرت‌عالي و كارشناس‌تان مستحضر هستيد كه نفس به هر انساني يعني انسان مومن يا غير مومن، انسان يهودي، مسيحي و هر كس ديگر مادامي كه بر عليه دولت اسلامي خروج نكرده باشد، مادامي كه سر به فساد نكشيده باشد هيچ كسي حق كشتن او را ندارد، دين ما آئين ما اين را مي‌گويد. و اما اين چيزي كه شما در برنامه‌اتان مطرح مي‌كنيد در حقيقت واكاوي و قضاوت در مورد گذشته‌اي است كه ما نمي‌توانيم به آن گذشته برگرديم و نمي‌توانيم آن را تغيير دهيم، اين گذشته آن‌ چنان تار و پودي در وجود ما دوانده است كه ما را ساليان سال در خود متوقف كرده بلكه ما مي‌توانيم بگوييم ما از اين گذشته زنداني ساخته‌ايم كه خودمان را در آن محبوس و محدود كنيم اگر واقعا برنامه‌ها و دغدغه‌ها و اهداف و آمال ما به خاطر اين است بايد ميله‌هاي اين زندان را شكست و بايستي برگرديم به منشأ اصلي اين، وقتي كه بنده مي‌گويم خود را از اين زندان آزاد كنيم آزادي از اين زندان به معني دست كشيدن از باورها و اعتقادات باشد نيست بلكه به سر منشأ اصلي دين، قرآن و سنت مطهر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هست برگرديم.

استاد ابوالقاسمي:

علي آقا بنده از شما يك سوال داشتم، اما اين‌جا كه شما رسيديد فرموديد ما به قرآن و سنت برگرديم، فرمايش بسيار خوبي است اما سنت را شيعه يك چيز تعريف مي‌كند و عزيزان اهل سنت چيز ديگري تعريف مي‌كنند، ما الان مي‌خواهيم اين سنت را بگيريم خود شما هم ديديد اول برنامه‌ها هم عرض كردم كل اين بحث‌هايي كه ما مي‌كنيم به اين دليل است كه اهل سنت اگر كسي به صحابه دشنام داد نبايد از او روايت نقل كرد، ما هم مي‌گوييم اگر كسي به صحابه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم دشنام داد بايد شلاق بخورد، ما الان اين سنت پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم را از چه كسي بايد بگيريم آيا از كساني كه با هم جنگيده‌اند يا از كساني كه واقعا صحابي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودند، از اهل بيت پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم شما گفتيد كه در زنداني هستيم كه نمي‌توانيم بيرون بياييم اگر زندان هم باشد ما اين زندان را مي‌پسنديم چون براي رسيدن به سنت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم است، خود شما فرموديد سنت، الان سنت را شما از چه كسي مي‌خواهيد بگيريد از آقاي معاويه يا حضرت علي عليه السلام؟

بيننده:

جناب آقاي ابوالقاسمي اجازه دهيد وارد بحث اشخاص نشويم.

استاد ابوالقاسمي:

همين جا يك سوال مي‌پرسم اسم هم نمي بريم چون شما مي‌گوييد وارد بحث اشخاص نشويم. شما اگر دو نفر باهم جنگيدند يا به هم دشمني زيادي دارند، يكي مي‌گويد من مي‌خواهم حق را به شما برسانم طرف مقابل مي‌گويد من مي‌خواهم برسانم، الان جبهة النصره در حال آدم كشي هستند و مي گويند ما مي‌خواهيم حق و حقيقت را بگوييم از طرف ديگر داعشي‌ها مي‌گويند ما مي‌خواهيم حق و حقيقت را بگوييم، كدام يك از اين‌ها سنت واقعي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم را به شما مي‌رسانند هر جفت‌شان؟

بيننده:

جناب آقاي ابوالقاسمي اين اصلا از سنت‌هاي الهي بوده كه از زمان خلقت حضرت آدم به بعد خدا در انسان‌ها اين جنگ‌ها به اين شيوه ادامه داشته اما اين هم از سنت‌هاي الهي است كه انسان در هر دوره‌اي بايستي كلام خدا و سنت پيامبر صلی الله علیه وسلم را ملاك قرار دهد، خداوند وقتي كه پيامبر صلی الله علیه وسلم را در واقع در مقابل مشركان برد با كتاب خود‌‌ آن‌ها مي نويسد، من اجازه مي‌خواهم  فقط قضاوت پروردگار را بشنويم خداوندي كه اين كساني را كه اصحاب پيامبر صلی الله علیه وسلم ناميده يك فرض را بر ضم ما گذاشته و آن اين است كه "ربنا اغفرلنا و لاخواننا الذين سبقونا بالايمان و لا تجعل في قلوبنا غلاًَ للذين آمنوا ربنا انك رئوف الرحيم" پروردگارا ما را با آن برادران ايماني و آن برادراني كه در ايمان از ما سبقت گرفتند‌‌ آن‌ها را ببخش و بيامرز خدايا كينه‌‌آن‌ها را در دل‌هاي ما قرار نده.

استاد ابوالقاسمي:

علي آقا سوال دارم سبقونا بالايمان يا سبقونا بالاسلام؟

بيننده:

خداوند فرموده‌اند كه سبقونا بالايمان.

استاد ابوالقاسمي:

ايمان امر دروني است يا ظاهري؟

بيننده:

يك امر قلبي است.

استاد ابوالقاسمي:

براي پيدا كردنش بايد واكاوي كرد يا خير؟

بيننده:

چرا بايد واكاوي كرد.

استاد ابوالقاسمي:

احسنتم پس خود شما هم مي‌گوييد بايد واكاوي كنيد، در آيه نمي‌گويد براي همه گذشتگان، للذين سبقونا بالايمان، براي مومنين است، اصلا گير ما همين است ما مي‌خواهيم مومن و غير مومن در آن زمان برايمان مشخص شود.

بيننده:

آقاي ابوالقاسمي بنده خدمت‌تان عرض كردم كه با واكاوي كه مد نظر حضرت‌عالي است من موافقم كه ما برگرديم به قرآن و ببينيم كه خداي متعال چه نظري در رابطه با اين‌ها داشته است

استاد ابوالقاسمي:

بنده يك سوال ساده از شما دارم، آيا آقاي وليد بن عقبه جزء آن كساني كه شما به عنوان صحابه مي شناسيد هست يا خير؟

بيننده:

عرض كردم اجازه بدهيد وارد اشخاص نشويم.

استاد ابوالقاسمي:

ما تا مي‌گوييم وا كاوي كنيم شما مي‌گوييد وارد اشخاص نشويد، طور ديگر بيان مي‌كنيم آيه

ان جاء كم فاسقون بنبا

سوره الحجرات آیه6

 در مورد چه كسي نازل شده است؟

بيننده:

آقاي ابوالقاسمي اجازه دهيد بنده صحبت هايم را كنم.

استاد ابوالقاسمي:

الان 9 دقيقه است كه ما با شما هستيم تقريباً 7 دقيقه را شما صحبت كرديد.

مجري:

بله علي آقا اين‌جا بايد به نتيجه برسيم.

استاد ابوالقاسمي:

علي آقا اگر نمي‌خواهيد پاسخ دهيد ما اصراري نمي‌كنيم. خيلي ساده است شما مي‌فرماييد كه از طريق قرآن واكاوي كنيم، باشد ولي قرآن بعضي‌ها را فاسق معرفي كرده بعضي را مومن و بعضي را منافق، بعضي‌ها را مسلمان غير مومن، بعضي‌ها را "في قلوبهم مرض"، ما بايد بفهميم چه كساني آن زمان بوده‌اند، آيات آمده تا براي ما مشخص كند پس اين يك زنداني نيست كه ما خودمان را داخلش قرار داديم، اين در واقع طريق صحيح فهميدن دين است.

بيننده:

آقاي ابوالقاسمي اجازه مي‌دهيد بنده به يك آيه قرآن استناد كنم؟ "و الذين آمنوا و هاجروا، و جاهدوا في سبيل الله " كساني كه ايمان آوردند و مهاجرت كردند ، و جهاد كردند، در راه خدا و الذين آوو، و كساني كه‌‌ آن‌ها را ماوا دادند، نصروا، و نصرت كردند، اولئك هم المومنون حتي، همه‌‌ آن‌ها مومنون واقعي هستند.

استاد ابوالقاسمي:

يك سوال دارم علي آقا، همه كساني كه هجرت كردند مومن بودند؟

بيننده:

جناب آقاي ابوالقاسمي من نمي‌گويم خدا مي‌گويد.

استاد ابوالقاسمي:

خدا كجا گفته است، خدا گفته است همه كساني كه هجرت كرده‌اند مومن بودند يا مي‌گويد كساني كه هجرت كردند و مومن بودند، "آمنوا و هاجروا"، يك واو آورده است آن‌جا درست است؟ كساني كه ايمان آوردند و بعد هجرت كردند كه در صحيح بخاري است پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند بعضي‌ها هجرت داشتند براي دنيا، بعضي‌ها براي ازدواج با يك زن و همه مهاجرين مهاجر به سمت خدا نبودند، دوم در همان آيه‌اي كه شما مطرح كرديد مي‌گويد الذين آمنوا و هاجروا و جاهدوا، ما در قرآن آيه راجع به فرار اصحاب پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم نداريم؟

بيننده:

بله داريم.

استاد ابوالقاسمي:

آن‌هايي كه فرار كردند مجاهد به حساب مي‌آيند؟

بيننده:

قطعاً چون خداوند‌‌ آن‌ها را مجاهد به حساب آورده  است

مجري:

علي آقا خداوند‌‌ آن‌ها را فراري خطاب كرده است.

بيننده:

اجازه مي‌دهيد با هم بررسي كنيم.

استاد ابوالقاسمي:

نه ديگر علي آقا، دو دو تا ممكن است بشود پنج تا شود؟ كسي كه فرار كرده مجاهد به حساب نمي‌آيد ممكن است براي جهاد رفته باشد اما كسي كه جهاد نكرده و فرار كرده باشد به او مي‌گويند فراري و بين فراري و مجاهد خيلي فرق مي‌كند.

آقا امير عباس از تهران-شیعه

بابت اين تماس كه از زاهدان داشتند يك آقاي محترم همان آيه 100 سوره توبه "و السابقون الاولون من المهاجرين و الانصار" كه اين (من) را اصلا به آن توجه نشد يعني از مهاجرين كه يك معناي خيلي لغوي و ساده‌اي است كه ايشان اصلا به آن توجه نداشته به علاوه اين‌كه من ابتدا از شما كمال تشكر را از برنامه شبكه ولايت دارم و آن كساني كه همان وهابي‌ها هستند به قول آقاي قزويني حتي نمي‌خواهد با ما مناظره كنيد بياييد با بينندگان ما مناظره كنيد و براي خيلي‌ها شفاف شده حتي از داخل قرآن يك مطلب محكم نمي‌توانند بياورند، اگر واقعا يك مطلب محكم بياورند و ثابت كنند همه مي‌روند به دين اين‌ها بر مي‌گردند، اما نمي‌توانند والله اگر بتوانند تا ابد الدهر مطلب بياورند و ما شيعه مي‌مانيم و تا آخرين قطره خونمان را پاي اهل بيت علیهم السلام مي‌دهيم و با لذت اين كار را انجام مي‌دهيم.

آقاي فتاحي از مريوان-اهل سنت

 بحث اعلام برائت ايشان از وهابيت و ايشان گفتند كسي كه قائل به جواز توسل نباشد را اصلا مسلمان نمي‌دانند و آرزوي‌شان سفر به مشهد مقدس بود و فرمودند بحث اين‌كه قتالي كه الان در داعشي‌ها وجود دارد در منطقه كردستان عراق با اهل سنت است و اشاره‌اي به اين داشتند كه علماي اهل سنت را وهابي‌ها ترور كردند و نكته ديگر اين‌كه اين‌ها مي گويند توحيد اما در حقيقت هيچ چيزي ندارند.

استاد ابوالقاسمي:

واقعا كساني كه ادعاي توحيد مي‌كنند مثل همان خوارجي هستند كه مي‌گفتند

لا حكم الا لله

معالم المدرستين - السيد مرتضى العسكري - ج 3 ص 13

اتفاقا ما پيدا كرديم كه خود آقاي محمد بن عبدالوهاب يكي از ادله‌اي كه به آن استدلال مي‌كرد همين لا حكم الا لله است و با اين دليل مسلمان‌ها را تكفير مي‌كرد الان هم فقط مي‌گويند فقط خدا فقط خدا، ياالله ياالله خب با همين ياالله ياالله ديديم كه چند نفر را سر بريدند، اين‌ها در واقع كساني كه كلمة حق يراد به الباطل، حرف حقي است كه از آن قصد باطل مي‌كنند، شيطان اولين كسي بود كه حرف وهابي‌ها را مي زد، شيطان پرست‌ها مي‌گويند ما به اين دليل شيطان را از همه مقرب‌تر مي دانيم چون شيطان جز براي خدا سجده نكرد و گفت فقط خدا و من براي آدم سجده نمي‌كنم و فقط براي خدا سجده مي‌كنم لذا شيطان پرست‌ها مي گويند شيطان از همه مقرب‌تر است.

خداوند در قرآن مي فرمايد:

 و رفعنا لك ذكرك

سوره انشراح آیه5

 اي پيامبر ما ياد تو را بالا برديم

 اهل سنت روايت دارند كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم هر كجا نام من است نام توام كنار نام من است، وهابي‌ها مي‌گويند نخير شما حق نداريد نام پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم را كنار نام خداوند بگذاريد اين بدعت و شرك است؛ روايت صريح برگرفته از آيه، مي گويند ما قبول نداريم چون خدا اين‌جا اشتباه كرده، پيامبرها مي‌گويند توسل جايز است آيه صريح قرآن است، مي‌گويند خير اين‌جا پيامبرها اشتباه كردند، جالب است بيننده‌اي با ما تماس گرفتند از حضرت يعقوب علیه السلام گفتم، گفت حضرت يعقوب علیه السلام اشتباه كردند.

مجري:

ممنون از استاد ابوالقاسمی و بینندگان شبکه جهانی ولایت، تا برنامه بعد خدا یار و نگهدارتان پایان یا علی مدد



حجت الاسلام و المسلمین ابوالقاسمی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر