صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 21 مرداد 1393 تعداد بازديد: 2753 
تبیین محدوده صحابه و ویژگی‌های آنان(اثبات وجود افراد باغی در میان صحابه با تعریف اهل سنت)
دفاع از صحابه
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحیم


تاریخ: 21/05/1393


مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم؛ اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم؛ با برنامه دفاع از صحابه در خدمت استاد ابوالقاسمي و میهمان منازل شما هستيم.

استاد ابوالقاسمي:

بسم الله الرحمن الرحيم؛ بنده هم خدمت شما و بينندگان عرض سلام و وقت به خير دارم و اميدوارم در هرکجا که هستند در ظل توجهات بقيه الله الاعظم روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء زندگي بابرکتی داشته باشند.

مجري:

دوستان مي‌دانيد كه برنامه دفاع از صحابه چه هدفي را دارد و آن دسته از عزيزاني كه در هفته‌هاي گذشته بيننده برنامه‌هاي شبكه ولايت بودند یا از طريق آرشيو شبكه جهاني ولايت و از طريق بازپخش بيننده بودند قطعاً‌ مي‌دانند كه هدف برنامه چیست و روال اين برنامه به چه صورت است؛ اين‌جا مطالبي را كه قبلاً هم در شبكه جهاني ولايت توسط اساتيد و كارشناسان مطرح شده است را با ديد ظريف‌تر و موشكافانه‌تری نسبت به آن برخورد مي‌كنيم به خصوص بحث صحابه كه نياز بيشتري به آن ديده مي‌شود، شبهات و تهمت‌هايي كه نسبت به مذهب شيعه داده مي‌شد كه شيعه قائل به ارتداد همه صحابه جز سه يا چهار نفر است در جلسه گذشته پاسخ داده شد و خلاف آن از طريق كساني كه ادعايي را داشتند ثابت شد، روايات و اسنادي كه خود اهل سنت در اين خصوص داشتند عبارت‌هايي كه در كتب تاريخي آن‌ها بود ارائه شد، تعاريفي كه شيعه از صحابه دارد مشخص شد؛ و همچنين مطرح شد كه اهل سنت چندين تعريف از صحابه دارند كه هیچ‌کدامشان متفق نيستند كه صحابه چه تعريف خاصي دارد و در مورد دايره محدوده صحابه علماي اهل سنت نتوانستند به‌صورت قطعي اظهار نظر كنند؛ اما طبق روال برنامه‌هاي گذشته، اول به اخبار و رويدادهاي اخيري كه رخ داده بود اختصاص دارد تا شما بينندگان عزيز شبكه جهاني ولايت در جريان آن قرار بگيريد بعد از آن إن‌شاءالله به لب مطلب و بحث دفاع از صحابه خواهيم پرداخت؛ از استاد عزيز درخواست مي‌كنم مطالب و اخباري را كه بايد شيعيان و اهل سنت در جريان آن قرار بگيرند بفرماييد.

استاد ابوالقاسمي:

بسم الله الرحمن الرحيم. خبري در فضاي مجازي پخش شده بود كه ديگر سايت‌ها هم خبر و عكسش را گذاشتند، همان خبري كه قبلاً می‌گفتند وهابيون براي اينكه جايي را منفجر كنند، از عزيزان بيننده عذر می‌خواهم حتي از طريق محل خروج خودشان حاضر هستند مواد منفجره را داخل بدنشان كنند و از اين طريق عمليات انفجاري انجام دهند، كه يك شخصي در كربلاي معلا بود، تصوير را ملاحظه می‌کنید كه خودش را از درون بمب‌گذاری كرده بود، داخل خودش را بمب گذاشته بود و قصد داشت حرم را منفجر كند اين پوشكي را كه هم می‌بینید براي همين گذاشته بوده كه مبادا مواد منفجره بيرون بيايد كه بحمدالله شناسايي و دستگير شد؛ يك تروريست عربستاني بود که به حالتي كه می‌گویند می‌میرد مثل روزي كه از مادر متولد شده، آن روز با پوشك بود روز مردنش هم می‌خواست با پوشك از دنيا برود.

اما خبر ديگري كه إن‌شاءالله خبر خوشحال كننده‌ای است و اميدواريم كه صحيح باشد. خبر رسيده كه شخصي به نام حارث الضاري كه مسبب كل درگيري‌ها در عراق بود از دنيا رفته و او مهم‌ترین مبلغ طرح تقسيم عراق بود و در همين ايام نتوانست آن آرزويي كه داشت را ببيند و خبر رسيده که از دنيا رفته است، ما دوست نداريم خبر مرگ كسي را بشنويم اما وقت شخصي با اسلام و مسلمين با شيعه و سني دشمني می‌کند كاري جز آرزوي مرگ او را نمی‌توانیم كنيم.

خبر ديگري كه باز خبر مسرت‌بخشي است يكي از كارشناسان سياسي آقاي عبدالله النفيسي گفته که سه پايتخت عربي بغداد، دمشق و بيروت به دست ايراني‌ها افتاده و صنعا يعني يمن هم به زودي به دست ايراني‌ها خواهد افتاد؛ خيلي از خبرها به شيعيان نمی‌رسد كه چه اتفاقاتي در يمن می‌افتد ولي اگر شما شبكه‌هاي وهابي عرب زبان را نگاه كنيد فريادشان به آسمان بلند است؛ البته آن‌ها ادعا می‌کنند كه شيعيان به‌صورت نظامي يمن را می‌گیرند ولي غير از اين است چون اگر شيعيان می‌خواستند به‌صورت نظامي بگيرند چند وقت قبل می‌توانستند بگيرند، تا دروازه‌هاي صنعا رسيدند ولي گفتند ما به هیچ‌وجه نمی‌خواهیم كه جنگ و خونريزي به راه بيندازيم و آن شهرهايي را كه گرفته بودند كلاً تخليه كردند حتي سازمان ملل و شوراي امنيت تائید كردند كه شيعيان با وجود قدرت و با وجود این‌که توانستند تمام شهرهاي منتهي به صنعا را بگيرند اما تمام اين شهرها را پاک‌سازی كردند گفتند ما نمی‌خواهیم جنگ و كشتار باشد، ما می‌خواهیم عدل و عدالت و مساوات بين مردم باشد نه اينكه حاكمي كه طرفدار سلفي‌هاست با ارتش سلفي‌ها شيعه و سني را بكشد و الآن هم اين كارهايي كه شيعيان كرده‌اند سبب جذب گسترده مردم به سمت تشيع در يمن شده و آن نيروهاي سلفي كه در اين چند وقت از يمن و ديگر جاها به سوريه آمده بودند خيلي‌ها كشته شدند و ديگر سلفي‌ها در يمن نيروي فراواني ندارند و دچار شكست‌هاي فراواني می‌شوند.

خبر ديگر که از يك جهت مسرت‌بخش و از يك جهت موجب اندوه است كه طارق الهاشمي يكي از وهابيون سرشناس كه موجبات فساد گسترده در سرقت اموال اهل سنت را به راه انداخت و بعد هم وقتي دستور بازداشتش آمد از عراق فرار كرد. اين آقا قبلاً با كردها پيمان داشت بعد كه ديدند كردها از اهل سنت و شيعه طرفداري كردند به داعش دستور داد كه به مناطق کردنشین حمله كنند و دستور مستقيماً توسط ايشان صادر شد يعني اگر ما بخواهيم اخبار را نگاه كنيم به خوبي می‌فهمیم اين وهابيون چه افراد پليدي هستند كه حتي حاضر نيستند به كردهاي سني كه قبلاً هم‌پیمان خودشان بودند رحم كنند.

عكس ديگري كه باز در فضاي مجازي پخش شد عكسي بود از ديدار آقاي مكين با مسئولين جبهة النصره كه حدود دو سال و نيم تا سه سال قبل در سوريه انجام شد و آن موقع سر و صداي زيادي داشت اما در عكس يك شخصي است كه اگر دقت كنيد دقیقاً شبيه چهره ابوبكر البغدادي رهبر داعش است، آن‌هايي كه ادعا می‌کنند كه ما هيچ ارتباطي نداريم اين تصويرش كه در فضاي مجازي پخش شد كه تحليل گران گفتند اين مقدار شباهت ممكن نيست اتفاقي باشد اين يا خود اوست يا يكي از بستگان درجه يك مثل پسر يا برادر اوست كه ارتباط تنگاتنگ با آمريكايي‌ها داشتند.

خبر ديگري خبر مسرت‌بخشي است اين است كه امير قطر علناً گفت ما ارتباط خود را با گروه‌هاي مسلح قطع كرديم. اگرچه اين به معناي اعتراف به اين است كه ما قبلاً ارتباط داشتيم يعني ما گروه‌هاي مسلح را تجهيز می‌کردیم ولی از اين جهت خيلي براي ما مهم نيست چون مشخص بود اما این‌که می‌گوید ما ارتباط خود را قطع كرديم يعني نشان‌گر اين است كه نيروهاي داعشي و وهابي قدرت چنداني ندارند و تنها راهي كه اين‌ها دارند بازگشتن به سمت آن جبهه شيعه و سني متحد با هم است يعني اين‌ها يك گروه وهابي داشتند می‌خواستند با اين گروه وهابي بين شيعه و سني اختلاف بيندازند ولي به خوبي روشن می‌شود كه خودشان متوجه شدند كه به هیچ‌وجه نمی‌توانند كاري انجام دهند و البته يك كليپي هم وجود دارد كه بد نيست ببينيد اين‌ها كه سر می‌برند و كارهاي ديگر می‌کنند اگر يك گروه فقط چند نفر مقابل آن‌ها بايستند چه اتفاقاتي می‌افتد؛ كليپ را با هم ببينيم بعد در خدمت خواهيم بود.

مجري:

بينندگان عزيز و ارجمند كليپي كه آماده شده تمام بخش‌هاي آن كشتن وهابي‌ها است و بخش عمده‌ای از آن به جز كليپ كمين، توسط خودشان است؛ خودشان همديگر را می‌زنند خودشان فرار می‌کنند و اتفاقات ديگري كه می‌افتد ما بخش‌هايي را تقديم حضور شما عزيزان می‌کنیم با هم اين كليپ را می‌بینیم.

كليپ:

خودزنی وهابي‌ها

مجري:

اين وهابي‌هايي كه این‌گونه زنان و كودكان را می‌کشند اين صحنه‌ها برايشان اتفاق می‌افتد و فقط اين نيست كه شما فكر كنيد اين‌ها كه ده‌ها نفر از زنان و كودكان را بی‌رحمانه این‌گونه می‌کشند، قدرت و جبروتي دارند خلاصه خيلي كارها می‌توانند كنند. استاد ابوالقاسمي در خدمت شما هستيم.

استاد ابوالقاسمي:

اما چند خبر ديگر راجع به كودك هفت ساله‌ای كه سر بريدن را ياد گرفت وجود دارد، يك كودك لبناني كه جا پاي پدر داعشي خود گذاشته و خبرش را پخش كردند كه اين‌ها در استراليا زندگي می‌کردند و از استراليا اين لبناني‌ها به سوريه و در عراق آمدند و مشغول كشتن مردم شدند اما جالب اينجاست اين‌ها از استراليا آمده‌اند و استراليا نمی‌تواند كاري انجام بدهد، اين تصويري هم كه اينجاست تصوير سر بريده در دست اين كودك است. دو كودك ديگر چون از خانواده‌هاي مهم عربستاني بودند، اين دو كودك هم براي جهاد به قول خودشان به سوريه رفتند تا به‌عنواني پرنده‌هاي بهشتي شوند و عربستان سعودي به پدر و مادرشان فشار مستقيم آورده‌اند و كاغذي را براي بازگرداندن آن‌ها باز كردند يعني اگر بخواهند برگردانند می‌توانند و دست خودشان است.

مجري:

مادرشان ظاهراً به خاطر اين كار طلاق گرفته‌اند.

استاد ابوالقاسمي:

قرار شده برگردانند. همين افرادي كه بسيار روي شيعه و سني فشار می‌آوردند اين آقاي نبيل العوضي از بزرگان وهابيون كويت است که از ده نفر از آن‌ها شناسنامه كويتي را گرفت و گفت شما لياقت كويتي بودن را هم نداريد به خاطر این‌که در داخل كشور درگيري ايجاد می‌کنید ما كه می‌گوییم وهابي‌ها دشمني ايجاد می‌کنند همين آقا از وهابيون سرشناس است و برنامه‌هاي بسيار زيادي داشته است الآن خود كويتي‌ها خبردار شدند و جلويش را گرفته‌اند.

 خبر ديگر نامه‌ای از بن لادن را در  dailymirrorچاپ كرده‌اند كه اين نامه را در مخفي‌گاه خود آن روزي كه كشته شد حدود 21 صفحه است به روساي القاعده نوشته بوده است، در اين نامه آورده است كه داعش همان گروه‌هايي است كه ما هستيم فقط كساني هستند كه به‌صورت علني اين كارها را انجام می‌دهند و به خاطر ندانم كاري‌شان همه را با ما دشمن می‌کنند و مايه آبروريزي ما می‌شوند. پيش‌بيني‌ای كه كرده خيلي جالب است، می‌گوید ما يك مقدار عقل داريم و اين كارها را خيلي علني انجام نمی‌دهیم اما داعشي‌ها همين كار‌ها را علني انجام می‌دهند و مايه آبروریزی ما می‌شوند.

واقعيت همين است وهابي‌ها اگر بخواهند بگويند چيزي به نام وهابيت وجود ندارد، امروز در يكي از شبكه‌هاي وهابي بيننده‌ها به خوبي از پس كارشناس‌هاي شبكه‌ها برآمدند و به آن‌ها ثابت كردند كه وهابيت وجود دارد يعني گير افتادند از یک‌طرف می‌گویند چيزي به اسم وهابيت نيست از طرف ديگر بايد بگويند اين‌ها كه هستند، آيا كساني كه اين كارها را می‌کنند سني هستند؟ نه، قطعاً سني نيستند ما می‌گوییم اين‌ها وهابي هستند و مشكل حل می‌شود.

مجري:

شما بيننده برنامه دفاع از صحابه هستيد و در اين برنامه براي رضاي خداوند از حيثيت واقعي صحابه دفاع خواهيم كرد و طبق آن تعريفي كه شيعه از صحابه دارد و همه‌ی آن‌ها را بزرگوار و قابل تقدير و ستايش می‌داند. استاد ابوالقاسمي دوست داريم خلاصه‌ای از آنچه كه در جلسات گذشته مطرح شد را بفرماييد تا بعد إن‌شاءالله طرح سؤال خواهيم كرد.

استاد ابوالقاسمي:

اما راجع به عقيده شيعه نسبت به صحابه و عقيده اهل سنت نسبت به صحابه اولين تفاوت اساسي این است که تعريف ما شيعيان از صحابه برگرفته شده از روايات اهل‌بیت علیهم‌السلام است كه می‌گویند صحابه تمام افراد مؤمنی هستند كه پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم را ديدند و طرفدار اهل‌بیت علیهم‌السلام (شيعه) بودند و با ايمان از دنيا رفتند كه اين تعريف را مرحوم عاملي در كتاب الصراط المستقيم جلد3 صفحه181 مطرح می‌کند با سندي كه اين سند در كتاب‌هاي ديگر از جمله علل الشرايع يا معاني الاخبار شيخ صدوق با سند صحيح آمده بود.

در عيون الاخبار الرضا روايتي از امام رضا علیه‌السلام است كه فرمودند اصحاب پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم همان كساني هستند كه بعد از پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم دچار تبديل و تغيير نشدند و در كتاب بحارالانوار صحابه كسي است كه پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم را ديده باشد، مؤمن باشد و با ايمان از دنيا رفته باشد و همين تعريف را عرض كرديم؛ جناب سلمان هم همين تعريف را اعتقاد داشته و می‌فرمود صحابي پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم همان كسي است كه با رسول خدا صلي الله و عليه و آله و سلم وارد بهشت شود، كاري نداريم كه در دنيا با پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم بوده يا خير، اگر در دنيا با حضرت بوده و در قيامت هم با حضرت وارد بهشت شود يعني اين شخص سيره پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم را رها نكرده است و سند روايت هم معتبر است.

اما تعريف دوم كه برگرفته شده از تعريف رايج اهل سنت است؛ گاهي می‌خواهند با اهل سنت بحث كنند مجبور می‌شوند آن تعاريف اهل سنت را به كار ببرند. اما گفتيم در نزد اهل سنت 19 تعريف براي صحابه وجود دارد كه براي انتخاب هر يك از آن‌ها اختلاف است. ما در اين‌جا فعلاً دوازده تعريفش را داريم كه تعريف‌ها همه با هم اختلاف دارد كه اصلاً بعضي‌ها گفتند بايد مجتهد باشد اگر مجتهد نباشد صحابه به حساب نمی‌آید. پس ما بايد كدام تعريف را قبول كنيم؟ لذا در مناظراتشان اولين اشكالي كه می‌گیریم اين است كه يك تعريف صحيح از صحابه را ارائه كنيد كه می‌گویند نمی‌خواهیم! كه آقاي سجودي در مناظره با آقاي عباسي گفتند نمی‌خواهم تعريف ارائه كنم، اين پاسخش بود. عدد صحابه در نظر شيعه روايت صحيح السند داريم که 12 هزار نفر هستند كه با ايمان از دنيا رفتند و روايت در الخصال شيخ صدوق آمده كه حضرت فرمودند اصحاب رسول خدا 12 هزار نفر بودند كه 8 هزار از اهل مدينه و 2 هزار از اهل مكه و 2 هزار از طلقاء و در بين‌شان قدري و مرجئي و حروري و معتزلي و اصحاب رأی وجود نداشت، شب و روز گريه می‌کردند و می‌گفتند خدايا ما را قبل از اينكه دنیاطلب شويم از دنيا ببر.

اما نزد اهل سنت می‌گویند ما بيش از 120 هزار صحابي داريم اما نمی‌دانیم اين‌ها چه كساني هستند. در كتاب الجامع الاخلاق راوي آقاي خطيب بغدادي مطرح كرده است كه اصحاب حضرت 114 هزار نفر بودند.

جايگاه صحابه در نزد شيعه طبق روايات معتبر و كتب معتبر شيعه كه اين‌ها متواتر است و نياز به بررسي سندي ندارد، امير مؤمنان علیه‌السلام راجع به صحابه می‌فرمایند:

لقد كانوا يصبحون شعثا غبرا وقد باتوا سجدا وقياما يراوحون بين جباههم وخدودهم ويقفون على مثل الجمر من ذكر معادهم .

 نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) - ج 1 ص 190

صبح هنگام غبارآلود بودند (شب تا صبح عبادت كردند) و تا صبح عبادت كردند، از ذكر قيامت گویا روي آتش ايستاده‌اند وقتي ياد خدا می‌شد بين پيشاني‌شان به خاطر سجده زياد مثل زانوي حيوانات پينه بسته بود اگر ياد خدا می‌شد اشك می‌ریختند و... که روايت طولاني است. پس اين تعريف صحابه است نه آن صحابي كه مثل آقاي وحشي، قاتل حضرت حمزه كه شراب می‌خورد و در حوض شراب مرد؛ قطعاً صحابه چنين خصوصياتي ندارند و با این خصوصیات اصلاً صحابي به حساب نمی‌آید.

روايت از امام سجاد علیه‌السلام است كه فرمودند خدايا به اصحاب پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم پاداش خير بده؛ اصحاب چه كساني بودند؟ كساني كه حق صحبت را مراعات كردند در جنگ‌ها امتحان خوب پس دادند اگر دستوري بود به سرعت نزد پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم می‌رفتند، حاضر شدند از زن و بچه در راه اسلام بگذرند و با پدر و فرزندانشان بجنگند نه كساني كه از جنگ‌ها فرار كردند. امام باقر علیه‌السلام به ديدن صحابه می‌آمدند به خاطر اينكه او صحابي پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم بود. امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند صحابه هم راست‌گو بودند و به پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم دروغ نمی‌بستند، اشكال‌شان فقط اين بود كه گاهي اوقات حرف‌ها را درست نمی‌شنیدند يا فراموش می‌کردند. امام كاظم علیه‌السلام فرمودند خدا فلاني را لعنت كند كه نظرات صحابه را رد می‌کرد. روايت از امام رضا علیه‌السلام كه فرمودند: هر كس به صحابي هر پيامبري دشنام دهد شلاق می‌خورد. اين بخشي از نظرات اهل‌بیت علیهم‌السلام در مورد صحابه است.

اما در مورد اهل سنت عرض كرديم كه هيچ روايت معتبري كه بتواند مدح صحابه را طبق تعريف‌شان ثابت كند وجود ندارد. از بيعت رضوان شروع كنيم كه بيعت رضوان حداكثر مربوط به همان حاضرين می‌شود كه نزديك به هزار و چهارصد يا پانصد نفر بودند، صحابه از نظر آن‌ها بيش از 114 هزار يا 120 هزار نفر‌ هستند با اين هزار و پانصد نفر چطور می‌خواهید عدالت همه ثابت كنيد؟ جداي از اين بسياري از كساني كه در كتب اهل سنت به‌عنوان صحابي مطرح شده‌اند اصلاً وجود خارجي نداشته‌اند كه ما كليپ آقاي الحويني عالم سرشناس وهابي را آورديم و همین‌جا هم ضميمه كردم و كليپش موجود است كه إن‌شاءالله در سايت خواهيم آورد.

مجري:

شبكه‌هاي فارسي زبان هم كه وجود خارجي برخي‌هايشان را منكر شدند.

استاد ابوالقاسمي:

بله. آيا شيعيان پيرو واقعي صحابه هستند يا اهل سنت؟ عرض كرديم كه طبق اقرار علماي اهل سنت شيعه در زمان رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم به وجود آمده و اين‌جا كتاب‌هاي مختلفي را در اين زمينه آورده‌اند را ضميمه كرديم كه مطرح كرده‌اند در بين صحابه در زمان پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم ابوذر، مقداد، جابر، ابي ابن كعب، أبو الطفيل عامر بن واثلة، عباس بن عبدالمطلب و فرزندانش، عمار ياسر و ابو ايوب انصاري شيعه بودند. كتاب ابن ابي حاتم و كتاب الزينه مطرح می‌کنند كه شيعه گروهي بودند كه با امیرالمؤمنین علیه‌السلام در زمان حيات پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم ارتباط نزديك داشته‌اند مثل جناب سلمان، جناب ابوذر و جناب مقداد. كتاب ضحي الاسلام تألیف احمد امين مطرح می‌کند كه تشيع از صحابه‌ای است كه با اخلاص به علي علیه‌السلام محبت داشتند از جمله سلمان، ابوذر، مقداد و ديگران.

كتاب الاستيعاب از ابن عبدالبر جلد سوم مطرح می‌کند جناب سلمان، ابوذر، مقداد، خباب، جابر، ابي سعيد الخدري و زيد بن ارقم حضرت علي علیه‌السلام را از ديگران برتر می‌دانستند و طبعاً وقتي برتر بدانند خلافت را هم حق حضرت می‌دانند.

كتاب خطط الشام از آقاي محمد كرد علي مطرح می‌کند و می‌گوید شيعه نام گروهي از بزرگان صحابه است كه در زمان پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم گفتند ما حضرت علي علیه‌السلام را خليفه می‌دانیم مثل جناب سلمان، جناب ابوسعید الخدري كه می‌گفت مردم مأمور به پنج چيز بودند، چهار تا را انجام دادند يكي را رها كردند از جمله نماز، زكات، روزه و حج پرسيدند آن‌که ترك كردند چه بود؟ فرمود ولايت را ترك كردند مثل ابوذر غفاري، عمار بن ياسر، حذيفه، ذي الشهادتين، خزيمه، ابو ايوب انصاري، خالد بن سعيد بن العاص، و قيس بن سعد بن عباده و افراد ديگر.

كتاب «الباحث عن علل الطعن في الحارث» از آقاي عبد العزيز الغماري مطرح می‌کند كه آنان گروه بسيار زيادي از صحابه بودند كه می‌گفتند حضرت علي علیه‌السلام از همه صحابه از جمله ابوبكر برتر است از جمله جناب سلمان، ابوذر، مقداد، خباب، جابر، زيد بن الارقم، ابو الطفيل، عمار بن ياسر، ابي بن كعب، حذيفه، بريدة، ابو ايوب انصاري، سهل بن حنيف، عثمان بن حنيف، ابوالهيثم بن التيهان، خزيمة بن ثابت، قيس بن سعد، عباس بن عبدالمطلب و همه بني‌هاشم، همه‌ی فرزندان عبدالمطلب و ديگراني كه قابل شمارش نيستند.

طبق روايات شيعه و سني عرض كرديم روايات متواتر شيعه و سني و سند صحيح نزد اهل سنت اين صحابه در زمان رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم وجود داشتند. روايت شيعه در كتاب بصائر الدرجات است كه پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم فرمودند:

يا علي تخرج أنت وشيعتك من قبورهم ووجوهكم كالقمر ليلة البدر

بصائر الدرجات - محمد بن الحسن بن فروخ ( الصفار ) - ص 104

اي علي تو و شيعيانت از قبر بيرون می‌آیید و مانند ماه می‌درخشید.

روايت ديگر می‌فرماید که شيعيان در سمت راست عرش بر روي منبر‌هايي هستند.

اما در نزد اهل سنت در كتاب مستدرك حاكم اين عبارت را مطرح می‌کند كه رسول خدا فرمودند: من درخت هستم، فاطمه سلام‌الله‌علیها شاخه‌هاي آن است، علي علیه‌السلام باعث ثمر دادن آن است، حسن و حسين علیهما‌السلام ميوه‌هاي آن هستند و شيعيان ما برگ اين درخت هستند؛ اين روايت در مستدرك حاكم با سند صحيح نقل شده و متواتر بود.

اما از بزرگان‌شان كليپ پخش كرديم كه گفته‌اند هیچ‌یک از بزرگان صحابه نه در زمان ابوبكر نه در زمان عمر و نه در زمان عثمان به اسم اهل سنت نبودند و اصلاً چيزي به اسم اهل سنت در آن زمان وجود نداشته است.

عرض كرديم که شيعيان تعداد زيادي از صحابه را در كتب رجالي خويش توثيق نموده و هم عدالت و هم ضابط بودن آن‌ها را قبول كرده‌اند. اما اهل سنت از یک‌سو ادعاي قبول روايات كل صحابه را دارند ولي از سوي ديگر، حتي براي ضابط بودن صحابه مشهور دليلي ندارند.

والصحبة لا تنافي النسيان

توضيح الأفكار لمعاني تنقيح الأنظار ج 2 ص 263، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل الأمير الحسني الصنعاني الوفاة: 1182هـ، دار النشر: المكتبة السلفية - المدينة المنورة، تحقيق: محمد محي الدين عبد الحميد

صحابي بودن منافاتي با نسيان ندارد

بلكه اصلاً در صحيح بخاري آمده عمر ماجراي تيمم را فراموش كرده بود اين حرف آقاي محمد بن اسماعيل امير صنعاني از بزرگان و علماي‌ آنان است.

تعدادي از صحابه طبق آيه قرآن يا روايات صحيح بخاري و مسلم دروغ‌گو هستند. اساسي‌ترین اشكالاتي كه به شيعه گرفتند روايت ارتد الناس الا ثلاث أو اربع است که گفتيم طبق روايات صحيح السند شيعه مقصود از الناس كل مردم يا كل صحابه نيست، يك گروه خاصي بودند كه اين روايت در كتاب اختيار معرفة الرجال الشيخ طوسي جلد1 صفحه38 با سند صحيح نقل كرده است كه يك گروه خاصي بودند كه اين روايت در مورد آن‌ها مطرح شده است.

اساسي‌ترین اشكالات شيعه به عقيده اهل سنت نسبت به تعريف صحابه بدين شرح است كه طبق روايات معتبر اهل سنت بعد از رحلت رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم عموم صحابه جز مردم مدينه، مكه و طائف مرتد شدند، عموم اهل مدينه منافق شدند و عموم مردم مكه هم می‌خواستند مرتد شوند. علت ارتداد صحابه، صحابه بودند از جمله طرفداران مسيلمه كذاب توسط رجال بن عنفوه گمراه شد، طرفداران طليحه اسدي توسط خود طليحه كه صحابي بود گمراه شدند و طرفداران سجاح مالك بن نويره كه به ادعاي روايت اهل سنت كه او هم صحابي بود گمراه شدند يعني سه نفر از صحابه سه دين جديد بعد از پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم درست كردند. تعدادي از افرادي كه به‌عنوان صحابي معرفي شدند نه فقط مرتد شدند بلكه مرتد از دنيا رفتند. طبق روايات معتبر اهل سنت در ماجراي كشتن عثمان كل صحابه مشهور جز چهار نفر دچار فتنه شدند. تعداد زيادي از صحابه توسط صحابه كشته شدند. عامل اصلي قتل خليفه سوم صحابي بودند. تعداد زيادي از قاتلين سیدالشهدا علیه‌السلام صحابي بودند. بسياري از بزرگان خوارج صحابي بودند. تعداد زيادي از صحابه منافق بودند. بيش از 20 نفر از صحابه طبق روايت معتبر اهل سنت بعد از تحريم شراب، شراب خوردند و حتي بعضي در حال شراب‌خواری از دنيا رفتند. اين خلاصه بحثي بود كه ما راجع به صحابه تا به حال مطرح كرديم.

مجري:

بينندگان عزيز و ارجمند ملاحظه فرموديد و در جلسات گذشته به‌صورت مفصل در خصوص ايراداتي كه به تعريف عام اهل سنت در مورد صحابه وارد می‌شود را مطرح كرديم كه به هر حال اين تعريف بايد عیب‌یابی شود چون آن را عاري از عيب نمی‌دانیم و اگر بخواهند همان تعريف عام را در مورد صحابه داشته باشند به مشكل برمی‌خورند.استاد ابوالقاسمي در جلسات گذشته طبق تعريف عام اهل سنت مطالبي را بيان كردند در خصوص برخي از صفات ناپسند آن‌هايي كه شايستگي اين را نداشتند كه در دايره تعريف صحابه داخل باشند؛ استاد ابوالقاسمي در خلال فرمايشات خود به بحث باغي بودن برخي از صحابه اشاره‌ای را داشتيد، ما دوست داشتيم بدانيم كه آيا اين تعريف عامي كه نسبت به صحابه دارند آن صحابه باغي را هم در بر می‌گیرد يا خير؟

استاد ابوالقاسمي:

مستحضر هستيد كه تعدادي از صحابه نه تعدادي كم بلكه تعداد زيادي از صحابه در دو طرف جنگ جمل، دو طرف جنگ صفين و دو طرف جنگ نهروان حضور داشتند، هم داخل خوارج برخي از صحابه بودند هم طرفداران معاويه هم طرفداران حضرت علي علیه‌السلام و هم طرفداران عايشه و هم طرفداران حضرت علي علیه‌السلام در جنگ جمل. در قرآن آيه‌ای داريم راجع به بغات:

وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ

سوره حجرات آیه9

و اگر دو طايفه از مؤمنان با هم بجنگند ميان آن دو را اصلاح دهيد و اگر [باز] يكى از آن دو بر ديگرى تعدى كرد با آن [طایفه‌ای] كه تعدى می‌کند بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد پس اگر باز گشت ميان آن‌ها را دادگرانه سازش دهيد و عدالت كنيد كه خدا دادگران را دوست می‌دارد

اما در كتب اهل سنت باغي چه خصوصيت‌هايي دارد؟ كتاب مختصر اختلاف العلماء مطرح می‌کند:

قال أصحابنا يصلى على كل مقتول بشيء كان منه ممن ينتحل الإسلام غير البغاة فإنه لا يصلى عليهم

مختصر اختلاف العلماء ج 1 ص 399، اسم المؤلف: الجصاص /أحمد بن محمد بن سلامة الطحاوي الوفاة: 321، دار النشر: دار البشائر الإسلامية - بيروت - 1417، الطبعة: الثانية، تحقيق: د. عبد الله نذير أحمد

اصحاب اهل سنت گفته‌اند بر هر كسي كه كشته شود بايد نماز خواند، من جمله كساني كه طرفدار اسلام‌اند، ينتحل يعني تظاهر به اسلام می‌کنند، از كساني كه واقعاً يا ظاهراً ادعاي اسلام می‌کنند، اما بر باغيان حق نماز نداري، يعني اصلاً بر باغي حتي نماز هم نبايد خواند يعني اگر شما می‌دانستید يك شخصي منافق است، منافق ظاهراً مسلمان است و ادعاي اسلام می‌کند، اگر از دنيا رفت بايد بر او نماز بخوانيد، شخصي ديگر دروغ‌گو بود شما می‌دانستید دروغ‌گو است اما اگر از دنيا رفت بايد بر او نماز بخوانيد، اگر يك شخص ديگر اهل فحشا بود ولي ادعاي اسلام داشت اگر از دنيا رفت ولو در حال فحشا شما بايد برايش نماز بخوانيد، شخصي در حال رباخواری از دنيا رفت بايد برايش نماز بخوانيد اما اگر كسي باغي بود حق نماز خواندن برايش را هم نداريد، شخص به چه درجه پستي برسد كه علماي اهل سنت گفته‌اند بر باغي نماز هم نبايد خواند و اين فتوا را از احناف به مقدار زيادي مطرح كرده‌اند كه تقریباً همه‌ی احناف اين را قبول دارند و گفتند ما بر بغاة به هیچ‌وجه نماز نمی‌خوانیم. اين مسئله شرعي و جايگاه باغي كه مشخص شد.

اما ببينيم كه آيا در جنگ‌هايي كه بين صحابه رخ داده باغي وجود دارد يا خير. آقاي ابن حجر عسقلاني در كتاب تلخيص الحبير في أحاديث الرافعي الكبير مطرح می‌کند:

قَوْلُهُ ثَبَتَ أَنَّ أَهْلَ الْجَمَلِ وَصِفِّينَ وَالنَّهْرَوَانِ بُغَاةٌ هو كما قال وَيَدُلُّ عليه حَدِيثُ عَلِيٍّ أُمِرْت بِقِتَالِ النَّاكِثِينَ وَالْقَاسِطِينَ وَالْمَارِقِينَ

تلخيص الحبير في أحاديث الرافعي الكبير ج 4 ص 44، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الوفاة: 852، دار النشر: - المدينة المنورة - 1384 - 1964، تحقيق: السيد عبدالله هاشم اليماني المدني

ثابت شده است كه اهل جمل يعني عايشه همسر رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم، آقاي طلحه، آقاي زبير و ديگر صحابه‌ای كه آن سمت بودند، اهل صفين يعني آقاي معاويه، آقاي عمروعاص و ديگر كساني كه در آن سمت بودند از جمله بُسْرِ بْن اَرْطاة و ديگر صحابه‌ای كه آن سمت بودند، اهل نهروان از جمله حرقوص و امثالهم همه‌ی اين‌ها باغي هستند، اين مطلب از آقاي رافعي است، در شرح كلام رافعي می‌گوید هو كما قال، حرف درست است، اين مطلب صحيح است و مدرك اين روايت هم حرف حضرت علي علیه‌السلام است كه فرمودند: پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم به من دستور داده كه با ناكثين و قاسطين و مارقين بجنگم، ناكثين اهل جمل بودند چون بيعت‌شان را شكستند، قاسطين اهل شام بودند چون از حق كناره گرفتند و با حضرت بيعت نكردند، مارقين هم اهل نهروان هستند روايت صحيح داريم که:

يَمْرُقُونَ من الدِّينِ كما يَمْرُقُ السَّهْمُ من الرَّمِيَّةِ

الجامع الصحيح المختصر (صحيح البخاري) ج 3 ص 1321، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا

آن چنان‌که تير از كمان بيرون می‌رود اين‌ها هم از دين بيرون می‌روند، در مورد اهل شام هم حديث صحيح داريم:

وَثَبَتَ في أَهْلِ الشَّامِ حَدِيثُ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ وقد تَقَدَّمَ وَغَيْرُ ذلك من الْأَحَادِيثِ

تلخيص الحبير في أحاديث الرافعي الكبير ج 4 ص 44، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الوفاة: 852، دار النشر: - المدينة المنورة - 1384 - 1964، تحقيق: السيد عبدالله هاشم اليماني المدني

دقت كنيد حديث عمار را به اهل شام تطبيق می‌کند، كه گروه باغي جناب عمار را می‌کشد. ملاحظه فرموديد كه علماي اهل سنت گفته‌اند كساني كه بر ضد حضرت علي علیه‌السلام جنگيدند فئه باغيه بودند. نمونه ديگري در كتاب نصب الرايه مطرح می‌کند:

قال إمام الحرمين في كتاب الإرشاد وعلي رضي الله عنه كان إماما حقا في ولايته ومقاتلوه بغاة

نصب الراية لأحاديث الهداية ج 4 ص 69، اسم المؤلف: عبدالله بن يوسف أبو محمد الحنفي الزيلعي الوفاة: 762، دار النشر: دار الحديث - مصر - 1357، تحقيق: محمد يوسف البنوري

امام الحرمين گفت حضرت علي علیه‌السلام امام حق بود و كساني كه با او جنگيدند همه باغي هستند

چه كسي اين را گفته است؟ امام الحرمين و كساني كه با حضرت علي علیه‌السلام جنگيدند همه باغي هستند، اما باغي چيست؟ طبق فتواها نبايد براي باغي نماز بخوانيم، به اين‌جا كه می‌رسند:

وحسن الظن بهم يقتضي أن يظن بهم قصد الخير وان أخطأوه وأجمعوا على أن عليا كان مصيبا في قتال أهل الجمل

نصب الراية لأحاديث الهداية ج 4 ص 69، اسم المؤلف: عبدالله بن يوسف أبو محمد الحنفي الزيلعي الوفاة: 762، دار النشر: دار الحديث - مصر - 1357، تحقيق: محمد يوسف البنوري

ما بايد حسن ظن داشته باشيم و بگوييم إن‌شاءالله قصدشان خير بوده است! باغي است بر امامش خروج كرده ولي دلش پاك بوده است! آقاي قرائتي خدا حفظشان كند براي كسي كه دلش پاك بوده يك مثال قشنگي زدند و گفتند كه به بعضي از خانم‌ها می‌گوییم حجاب را رعايت كن می‌گویند كه دلت بايد پاك باشد ايشان گفتند شما اگر ببينيد شوهرت با چند نفر خانم دیگر نشسته و بگو بخند می‌کند آن‌وقت شما خودت در دلت احساس ناراحتي می‌کنی يا خير؟ گفت طبيعتاً بله؛ گفت پس دل اين آقا پاك است. این‌که دل پاك باشد يك ادعاست پاك بودن دل علامت دارد اگر دل آدم پاك باشد به جنگ امام زمانش نمی‌رود، آيه‌ی قرآن است:

وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ

سوره حجرات آیه 9

و اگر دو طايفه از مؤمنان با هم بجنگند ميان آن دو را اصلاح دهيد و اگر [باز] يكى از آن دو بر ديگرى تعدى كرد با آن [طایفه‌ای] كه تعدى می‌کند بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد پس اگر باز گشت ميان آن‌ها را دادگرانه سازش دهيد و عدالت كنيد كه خدا دادگران را دوست می‌دارد

تا قبل از بغي احتمال پاكي دل وجود دارد اما وقتي باغي شد اين احتمال وجود ندارد. به شما گفته شد صلح كنيد جنگ نكنيد در جنگ مسلمان‌ها كشته می‌شوند گفتند نه بايد جنگ را ادامه بديم اين است كه باغي می‌شود، می‌گویند شايد اين‌ها باغي نبودند!؟ می‌گوییم خير در باغي بودن اين‌ها شكي نيست پيامبر اكرم صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم فرموده‌اند:

وَيَقُولُ وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إلى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إلى النَّارِ

الجامع الصحيح المختصر (صحيح البخاري) ج 1 ص 172، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا

پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم می‌فرمودند: واي بر عمار كه گروه سر كش او را می‌کشند او آن‌ها را به سمت بهشت دعوت می‌کند و آن‌ها او را به سمت آتش

ابن حجر گفته بود فئه باغيه كل اهل شام هستند يعني او به اهل شام می‌گوید برويم بهشت ولي اهل شام می‌گویند آقاي عمار بفرماييد به جهنم برويم؛ يك نفر يا دو نفر او را نكشتند بلكه گروه باغيه او را می‌کشند لذا كشته شدن جناب عمار براي مخالفين عمار بسيار سنگين بود.

روايتي خيلي عجيب با سند صحيح در مسند احمد و ديگر كتب اهل سنت آمده كه وقتي جناب عمار به شهادت رسيد عمرو بن حزم پيش عمروعاص آمد، اين روايت در خيلي از كتاب‌ها از جمله مسند احمد ج4 ص199 آمده كه عبدالله از پدرش احمد بن حنبل از عبدالرزاق از معمر از طاوس نقل می‌کند و این‌که از عبدالرزاق نقل كرده سندش هم صحيح است همين روايت به‌طور كامل در مصنف عبدالرزاق هم آمده است که:

17813 حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا عبد الرَّزَّاقِ قال ثنا مَعْمَرٌ عَنِ طَاوُسٍ عن أبي بَكْرِ بن مُحَمَّدِ بن عَمْرِو بن حَزْمٍ عن أبيه قال لَمَّا قُتِلَ عَمَّارُ بن يَاسِرٍ دخل عَمْرُو بن حَزْمٍ على عَمْرِو بن العصا فقال قُتِلَ عَمَّارٌ وقد قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ فَقَام عَمْرُو بن الْعَاصِ فَزِعاً يُرَجِّعُ حتى دخل على مُعَاوِيَةَ فقال له مُعَاوِيَةُ ما شانك قال قُتِلَ عَمَّارٌ فقال مُعَاوِيَةُ قد قُتِلَ عَمَّارٌ فَمَاذَا قال عَمْرٌو سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يقول تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ فقال له مُعَاوِيَةُ دُحِضْتَ في بَوْلِكَ أو نحن قَتَلْنَاهُ إنما قَتَلَهُ علي وَأَصْحَابُهُ جاؤوا بِهِ حتى القوه بين رِمَاحِنَا أو قال بين سُيُوفِنَا

مسند الإمام أحمد بن حنبل ج 4 ص 199، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة - مصر

ابوبکر بن محمد بن عمرو بن حزم از پدرش نقل مى‌کند که گفت: هنگامی‌که عمار یاسر به شهادت رسید، عمرو بن حزم نزد عمرو عاص رفت و گفت: عمار کشته شد، و رسول خدا صلى الله علیه وآله فرموده است: گروه ستمگر، عمار را مى‌کشند، عمرو عاص ناراحت شد و جمله «لا حول ولا قوة الا بالله» را مى‌گفت تا نزد معاویه رفت،‌ معاویه پرسید: چه شده است؟ گفت: عمار کشته شده است. معاویه گفت:‌ کشته شد که شد، حالا چه شده است؟ عمرو گفت: از رسول خدا صلى الله علیه وآله شنیدم که مى‌فرمود: عمار را گروه باغى و ستمگر خواهد کشت، معاویه گفت: در نجاست خودت غوطه‌ور شدی و لغزش پیدا کردی! مگر ما او را کشته‌ایم، عمار را علی و یارانش کشتند که او را همراه خویش وادار به جنگ کردند و او را بین نیزه‌ها و شمشیرهاى ما قرار دادند.

پس كساني كه در آن‌جا حاضر بودند يا می‌گفتند حضرت علي علیه‌السلام و اصحاب او قاتلين عمار هستند يا می‌گفتند معاويه و اصحاب او قاتلين عمار هستند، اين نبوده كه بگويند يك گروه محدودي قاتلين عمار بودند، آن جبهه‌ای كه قاتلين عمار است آن جبهه فئه باغيه است.

اكنون ما سؤال می‌پرسیم يا بايد طرفدار آقاي معاويه شد بگوييد فئه باغيه حضرت علي علیه‌السلام و اصحابش هستند و همه‌ی اين‌ها جهنمي هستند، فئه باغيه اگر اجتهاد كردند ناراحتي ندارد پس عمرو عاص براي چه بايد ناراحت شود بايد خوشحال هم باشد چون اجتهاد كرده و ثواب هم برده است، ولی از اين قضيه ناراحت شده پس توجيهات الكي نكنيد حالا اگر اين فئه باغيه كه جهنمي هستند و حتي نبايد برايش نماز خواند حضرت علي علیه‌السلام و اصحابش هستند كه نمی‌شود چنين حرفي زد؛ بگوييد تعريف صحابه شامل حضرت علي علیه‌السلام و اصحابش نمی‌شود پس يك تعريفي بياوريد كه شامل اين‌ها نشود، اگر معاويه و اصحابش فئه باغيه هستند و جهنمي هستند يك تعريفي درست كنيد كه شامل معاويه و اصحابش نشود. آن بحث كه ما هميشه داريم اين است كه تعريف شما از صحابه تعريف غلطي است. يك تعريف غلط از صحابه ارائه كرديد كه شامل افرادي می‌شود كه جهنمي و فئه باغيه هستند. جالب اينجاست آقاي مناوي يك جمله‌ای مطرح می‌کند می‌گوید وقتی‌که آقاي عمار اين چنين به شهادت رسيد و معاويه اين حرف را زد پيش حضرت علي علیه‌السلام آمد و گفت:

ولما لم يقدر معاوية على إنكاره قال إنما قتله من أخرجه فأجابه علي بأن رسول الله إذن قتل حمزة حين أخرجه قال ابن دحية وهذا من علي إلزام مفحم لا جواب عنه وحجة لا اعتراض عليها

فيض القدير شرح الجامع الصغير ج 6 ص 365، اسم المؤلف: عبد الرؤوف المناوي الوفاة: 1031 هـ، دار النشر: المكتبة التجارية الكبرى - مصر - 1356هـ، الطبعة: الأولى

زمانی که معاویه نتوانست موضوع را انکار کند گفت او را کسی کشته که (از منزلش) خارجش کرده است و حضرت علي علیه‌السلام جواب دادند که (طبق اين حرف) قاتل حضرت حمزه هم پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم است چون پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم حضرت حمزه را براي جنگ آورد. ابن دحيه گفت اين پاسخي كه حضرت علي علیه‌السلام داده جوابي است كه نمی‌توان رد كرد و دليلي است كه هيچ نقضي ندارد.

همچنین در ادامه می‌نویسد:

وقال الإمام عبد القاهر الجرجاني في كتاب الإمامة أجمع فقهاء الحجاز والعراق من فريق الحديث والرأي منهم مالك والشافعي وأبو حنيفة والأوزاعي والجمهور الأعظم من المتكلمين والمسلمين أن عليا مصيب في قتاله لأهل صفين كما هو مصيب في أهل الجمل وأن الذين قاتلوه بغاة ظالمون له لكن لا يكفرون ببغيهم

فيض القدير شرح الجامع الصغير ج 6 ص 366، اسم المؤلف: عبد الرؤوف المناوي الوفاة: 1031 هـ، دار النشر: المكتبة التجارية الكبرى - مصر - 1356هـ، الطبعة: الأولى

الامام عبد القاهر الجرجاني گفت: تمام علماي عراق و حجاز چه اهل حديث و چه اهل رأی اجماع دارند، مالك، شافعي، ابوحنیفه، اوزاعي، كل متكلمين و المسلمين معتقدند که هم در جنگ صفين و هم در جنگ جمل حق با حضرت علي علیه‌السلام بوده است، و کسانی که با او جنگیدند باغي و ظالم بودند، اما ما تكفير‌شان نمی‌کنیم.

تكفير نكنيد اما اگر تكفير نمی‌کنید دليل نمی‌شود آن‌ها را صحابي بدانيد، باغي و ظالم كه بودند پس ظلم‌شان را كه قبول داريد، اين را می‌خواهید چه‌کار كنيد؟ اجماع كل اهل سنت است و يك نفر و دو نفر هم نبودند چندين هزار نفر از صحابه بودند كه در اين جنگ‌ها كشته شدند، چند هزار از صحابه را يا بايد بگوييد صحابه نبودند يا بايد بگوييد تعدادي از آن‌ها باغي بودند لذا ما درخواستي كه داريم اين است كه يك تعريف صحيح از صحابه مطرح كنيد تا ما دچار اين مشكلات نشويم.

مجري:

يكي از اين شبهاتي كه اين‌ها مطرح می‌کنند در قبال پاسخ دادن به اين موضوع و بحث باغي بودن برخي از صحابه طبق تعريف عام استناد‌شان به آيه 9 سوره مباركه حجرات است همين آيه‌ای كه شما هم در ابتدا به آن اشاره‌ای داشتيد و اين‌ها به اين آیه استناد می‌کنند كه دو طرفي كه با هم جنگيده‌اند مؤمن بوده‌اند، با استناد به اين آيه بايد آن‌ها صلح مي‌کردند، دو طايفه مؤمنی بودند كه هیچ‌کدام باغي نبودند.

استاد ابوالقاسمي:

چیزی که می‌فرمایند در واقع خلاف نص صريح قرآن و برداشت اجماعي علماي اهل سنت است اولاً در اجماع علماي اهل سنت بود كه بغاۀ ظالم هستند و ظالم مؤمن نيست. اما در جواب آن آيه ابتدا بايد آيه را درست بفهميد و درست آيه را تفسير كنيد تا دچار مشكل نشويد. خود علماي اهل سنت جواب را داده‌اند آقاي نظام الدين نيشابوري در تفسير غرائب القرآن و رغائب الفرقان بيان می‌کند:

وقد يقال: إن الباغية في حال بغيها ليست بمؤمنة وإنما سماهم المؤمنين باعتبار ما قبل البغي كقوله ) يا أيها الذين آمنوا من يرتدّ منكم عن دينه ( [ المائدة: 54 ] والمرتد ليس بمؤمن بالاتفاق.

تفسير غرائب القرآن ورغائب الفرقان ج 6 ص 163، اسم المؤلف: نظام الدين الحسن بن محمد بن حسين القمي النيسابوري الوفاة: 728 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1416هـ - 1996م، الطبعة: الأولى، تحقيق: الشيخ زكريا عميران

بسيار گفته شده است که باغي مؤمن نيست، و به اعتبار قبل از سركشي‌شان به آن‌ها مؤمن گفته‌اند مثل آیه‌‌ای که می‌فرماید: كساني كه ايمان آورديد هر كدام از شما كه مرتد شويد...، و اجماع است که مرتد مؤمن نيست.

وهابي‌ها اين چنين استدلال می‌کنند و می‌گویند در آيه قرآن گفته يا ايها الذين آمنوا من يرتد منكم، پس ایمانشان را ثابت كرده حالا كه مرتد شد شايد مرتد مؤمن هم داشته باشيم! استدلال‌هاي وهابي اين چنين است وقتي بگويند باغي مؤمن داريم مرتد مؤمن هم دارند، من يرتد منكم، هر مؤمنی كه مرتد شود؛ در صحيح بخاري روايت دارند كه جنگ با مسلمان كفر و مثل ارتداد می‌ماند و فرقي نمی‌کند و آيه قرآن می‌فرماید:

وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا...

سوره حجرات آیه 9

و اگر دو طايفه از مؤمنان با هم بجنگند ميان آن دو را اصلاح دهيد...

مثل اين می‌ماند كه اگر مؤمنی مرتد شد بگوييد برگرد توبه كن، اگر ديدي دو گروه از مؤمنان با هم جنگيدند بين‌شان صلح برقرار كنيد، اگر يكي باغي شد و از قتالش توبه نكرد، يك مرحله بدتر می‌شود يعني يك مرحله درگيري است كه از ايمان خارجش می‌کند و مرحله دوم بغي است، دو مرحله گذشته، وهابي‌ها می‌گویند خير شايد يك مرتد مؤمن هم داشته باشيم، اين استدلال‌هاي عجيب و غريب وهابي‌هاست كه مخالف نص صريح آيات قرآني است.

مجري:

پاسخ اين شبهه هم داده شد. ما دوست داريم     اگر سؤالی يا ابهامي براي شما بينندگان عزيز در خلال فرمايشات استاد به وجود آمده چه شيعيان چه اهل سنت چه آقايان سلفي و‌هابي كه ما با آن‌ها قطعاً اولويت بيشتري خواهيم داد براي سؤالات و مطالب خودشان، إن‌شاءالله روي خط تشريف بياورند و تماس بگيرند اگر دوست داشتند پشت خط منتظر بمانند اگر نه شبكه با آن‌ها تماس می‌گیرد كه هزينه‌ای هم متقبل نشوند فقط دوست داريم ما در اين‌جا نظرات مخالفين را هم بشنويم حالا كه علماي آن‌ها حاضر نيستند به گفت‌وگوي علمي بنشينند پس حداقل يك رابطي باشد بين ما و علمايشان به‌عنوان يك بيننده كه از آن‌ها مطالبي را بگيرند و در اين‌جا مطرح كنند كه ببينند سؤالات و ابهاماتشان پاسخي برايش وجود دارد يا خير.

بيننده جهاني از كردستان:

سلام‌علیکم و رحمت الله. در ابتدا لازم می‌دانم يك شعر را به ساحت مقدس امیرالمؤمنین علیه‌السلام تقديم كنم.

من کیستم گدای تو یا مرتضی علی                    احیای من ثنای تو یا مرتضی علی

عمری بود ز لطف خداوند زنده‌ام                         در سایه‌ی لوای تو یا مرتضی علی

از حب حیدر است که خاکم حسینی است          ممنونم از عطای تو یا مرتضی علی

شرط قبولی همه طاعات روز حشر                      باشد فقط ولای تو یا مرتضی علی

دل را ز شـــرارِ عشــق سوزانـــــد علی                یک عمــر غریـب شهــر خود مانــد علـی

وقتــی که شکافــت فـرق او در محــراب               گفتــند مگــر نمــاز می‌خواند علـی؟

شمس جمال امیرالمؤمنین يك صلواتي هديه كنيم به ساخت مقدس صديق اكبر، فاروق اعظم، مولي الموحدين امیرالمؤمنین علیه‌السلام. در ابتدا چند سؤال سندي از عزيزان اهل سنت دارم اولاً خدا را شاهد می‌گیرم كه ما در كردستان با برادران اهل سنت شافعي زندگي می‌کنیم و هيچ اختلاف و درگيري نداريم، نه شافعي حكم به تكفير شيعه می‌کند نه شيعه حكم به تكفير شافعي می‌کند حتي ما اهانت به مقدسات اين بزرگواران را طبق فتواي حضرت آيت الله سيد علي حسيني خامنه‌ای دامت بركاته حرام شرعي می‌دانیم اما بحث سندي را جدا می‌دانیم. همان‌طور كه قرآن گفته است وَجادِلهُم بِالَّتي هِيَ أَحسَنُ ما هم به شيوه‌ی نيكويي به اين بزرگواران عرض ادب و احترام می‌کنیم ولي در كنارش بحث‌هاي سندي را هم ارائه می‌دهیم. بنده در مورد جناب عمر بن خطاب و از لحاظ علمي اين آقا يك سؤال دارم. عزيزان اهل سنت در كتب‌شان آورده‌اند كه عمر بن خطاب گفته است كه «كل النساء أفقه من عمر، حتى ربات الحجال»، يعني تمام زنان از عمر دانا‌تر هستند حتي پيرزن‌هايي كه در كنج خانه‌ها هستند. كه سندش هم از آقاي ابن جوزي صفحه 129 است، تفسير ابن كثير دمشقي سلفي جلد1 صفحه 467، تفسير كشاف آقاي زمخشري جلد1 صفحه 357، تاريخ بغداد جلد3 صفحه 257 و تفسير الدر المنثور سيوطي جلد2 صفحه133

من از عزيزان اهل سنت اين سؤال را دارم كه يكي از شرايط خليفه پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم بايد علم باشد و كسي كه از لحاظ علمي واقعاً سواد نداشته باشد لايق به جانشيني پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم نيست اما در مقابل حديث صحيح و متواتر داريم در كتب آقايان اهل سنت داريم كه انا مدينة العلم و علي بابها، من شهر علم هستم و علي درب آن است. به نظر شما كسي كه از لحاظ انصاف بخواهد يك مقدار انصاف داشته باشد كسي را كه درب علم پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم است انتخاب می‌کند يا كسي كه می‌گوید تمام پيرزن‌ها از من داناتر هستند؟ اين را كتب شيعه نگفته كتب خود برادران اهل سنت است.

مطلب دوم این‌که جهل جناب عمر به حكم تيمم در صورت نبودن آب و ساقط شدن نماز در حالي كه آيه صريح داريم كه فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا سوره نساء آيه 43، اين آقا فتوا داده است كه اگر آب نبود نماز نخوانيد! اگر اين آقا قرآن را خوانده پس چطور فتوا داده است كه اگر آب نبود نماز نخوانيد، سندش هم در صحيح مسلم جلد3 صفحه 193، صحيح بخاري جلد1 صفحه87.

بيننده: مسلم از سر پل ذهاب:

عرض سلام و خسته نباشيد دارم خدمت آقاي حسيني و استاد ابوالقاسمي. بنده با شبكه كلمه تماس گرفتم و در مورد توسل گفتم در سوره مائده آيه 35 گفته شده كه می‌توان به امیرالمؤمنین علي علیه‌السلام يا به پيامبران توسل جست ولي اعلام كردند خير نمی‌شود به پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم توسل جست فقط با نماز خواندن و كار‌هاي شايسته می‌شود به پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم توسل جست بعداً اعلام كرده بودند كه اگر بخواهيم از حضرت علي علیه‌السلام توسل بخواهيم نمی‌خواهد بگوييد حضرت علي علیه‌السلام مرا نجات بده به من بچه بده بايد به حضرت علي علیه‌السلام يا پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم بگويي از خدا درخواست كنيد تا به من بچه بدهد نه اينكه مستقيماً بگويي يا حضرت علي علیه‌السلام به من بچه بده اين شرك است اين دون الله است اين غير از خداست؛ لطفاً در مورد اين موضوع توضيح دهيد.

بيننده: مهدوي از آلمان:

بسم الله الرحمن الرحيم اللهم عجل لوليك الفرج. با عرض سلام خدمت حاج آقا ابوالقاسمي و هم‌چنین شما آقاي حسيني. بنده از آلمان تماس می‌گیرم و می‌خواستم بگويم كه واقعاً اين كساني كه الآن شما می‌بینید كه به اين شكل انسان‌ها را می‌کشند اين‌ها با اسلام چه كردند؟ همكاران ما از آلمان هستند از كشورهاي اطراف اروپا هم هستند، ما در ماه مبارك رمضان كه روزه می‌گرفتیم اين‌ها تعجب می‌کردند و می‌گفتند شما چطور بيست ساعت بيست و يك ساعت تحمل می‌کنید چيزي نخوريد؟ من گفتم دوست داري مسلمان شوي تا توضيح بدهم؟ گفت نه من دوست ندارم مسلمان شوم چون در اينترنت و جاهاي مختلف می‌بینم كه مسلمان‌ها چطور كشت و كشتار می‌کنند و خيلي خطرناك هستند، با خودم گفتم خدايا ببين اين‌ها از اسلام چه درست كرده‌اند، اسلامي كه دين محبت است اسلامي كه اصلاً جنگ در آن نيست چه كسي گفته اسلام اصلاً بايد جنگ كند، مثلاً پيامبر صلي الله و عليه و آله تا به حال شده براي کشورگشایی جنگ كند، جنگ فقط در مقابل دفاع از خود و ناموس است. من به ولله قسم مانده‌ام اين‌ها در اين‌جا براي اسلام يك وجهه‌ی بدی درست كرده‌اند كه اصلاً آدم نمی‌داند چگونه به اين‌ها توضيح دهد.

مجري:

إن‌شاءالله استاد ابوالقاسمي در اين خصوص توضيح خواهند داد كه شما چگونه با اين‌ها برخورد كنيد و بدانيد روش چگونه است. سؤال ديگري داريد؟

بيننده:

ببخشيد من خواهشي از آقاي ابوالقاسمي دارم البته اين يك مسئله شخصي است می‌خواستم رابطه شما با حاج آقا اللهياري بهتر باشد تا ما از همه شما عزيزان استفاده كنيم خيلي بهتر می‌شود در حقيقت من برنامه آقاي اللهياري را كه می‌بینم از طرز صحبت‌هاي ايشان خيلي لذت می‌برم شما را می‌بینم لذت می‌برم، إن‌شاءالله خداوند به هر دو جزاي خير بدهد التماس دعا خدانگهدار.

بيننده: ميثم از زنجان (اهل سنت):

سلام‌علیکم خسته نباشيد. من در استان زنجان پيش برادران شيعه خودم كار می‌کنم. از استاد ابوالقاسمي سؤال دارم كه مثلاً اكثريت نزديك به يك ميليارد و پانصد نفر مسلمان داريم كه برادران شيعه ما هم چهارصد ميليون می‌شوند آيا ما حديث يا روايتي یا آیه‌ای از قرآن داريم كه مثلاً اكثريت اشتباه می‌کردند؟

استاد ابوالقاسمي:

سوره يوسف در قرآن می‌فرماید:

وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ

سوره یوسف آیه 106

و بيشترشان به خدا ايمان نمی‌آورند جز اينكه [با او چيزى را] شريك می‌گیرند

يعني حتي در بين كساني كه ايمان می‌آورند باز اكثريت مشرك هستند. آيات شبيه به اين زياد داريم و روايت هم بسيار زياد است، آيه قرآن می‌فرماید:

...بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ

سوره بقره آیه 100

...بلكه [حقيقت اين است كه] بيشترشان ايمان نمی‌آورند

یا:

...بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ

سوره عنکبوت آیه 63

...با اين همه بيشترشان نمی‌اندیشند

اين آياتي است كه در قرآن راجع به ذم اكثريت آمده است.

مجري:

حديث هم كه هرچقدر بخواهيد راجع به اين موضوع وجود دارد. ما اختلف أمة بعد نبیها الا ظهر أهل باطلها علی اهل حقها.، هر امتي كه بعد از پيامبرش با هم اختلاف كردند اهل باطل بر اهل حق چيره شدند سندش هم صحيح است. دوست عزيز نكته‌ی ديگري داريد؟

بيننده:

 من تشكر می‌کنم جوابم را گرفتم عالي بود. فقط می‌خواستم بگويم وهابيت چيزي است كه ثابت شده نه سني است نه شيعه، حتي از امام خميني رحمۀالله‌علیه مثالي بزنم كه آن موقع حضرت امام گفته بودند كه ما يهود را جداي از صهيونيست می‌دانیم و يهودي‌ها تشكر كردند، ما هم به نوبه‌ی خودمان تشكر می‌کنیم كه برادران شيعه ما را جداي از وهابيت می‌دانند. تشكر می‌کنم خدانگهدار.

مجري:

موفق باشيد خدانگهدار شما باشد ممنونم از شما كه تماس گرفتيد و ما دوست داريم مانند شما عزيزان اهل سنت تماس بگيرند و سؤالات و ابهامات خودشان را مطرح كنند و ما مثل شبكه‌هاي وهابي نيستيم و همه می‌دانند كه به چه اندازه به عزيزان فرصت می‌دهیم.

بيننده: طاها از بندرعباس (اهل سنت):

با عرض سلام خدمت شما و بينندگان عزيز. آقاي ابوالقاسمي یک ‌سوالي داشتم يكي از كانال‌هاي شيعه حديثي را از كتاب ديلمی ‌آوردند كه جلسه‌ای 12 نفره از صحابه در منزل جناب ابوبكر واقع می‌شود كه در اين جلسه چيزي مثل نامه را می‌نویسند كه بعد از پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم حضرت علي علیه‌السلام نيست و هر كس بعد از پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم از خانواده او بخواهد ادعاي خلافت كند اين شخص بايد از بين برود؛ بعدها همسر جناب ابوبكر اين را اعلام می‌کند كه چنين جلسه‌ای شده و آقاي ابوهريره، سعد بن ابي وقاص، جناب عمر، جناب ابوبكر و جناب عثمان هم در آن جلسه بودند، می‌خواستم ببينم اين جريان چقدر واقعيت دارد؟

سؤال بعدي بنده در مورد غسل كردن ام المومنين است كه غسل را علناً به آقايي كه می‌گویند نامحرم بوده ياد می‌داده و خيلي هم اصرار داشتند كه اين واقعيت دارد، من از شما خواهش می‌کنم كه سند اين را براي ما بياوريد و شبكه را هم اگر صلاح می‌دانید اسمش را بياورم.

مجري:

نه اين روايت را ما هم متوجه شديم اميدواريم كه صحيح نباشد ولي در اين خصوص توضيح می‌دهند.

بيننده: مرادي از اصفهان:

سلام بر آقاي حسيني و استاد ابوالقاسمي. در رابطه با صحابه‌ای كه به كشورمان حمله كردند می‌خواستم از شما بپرسم ابوموسی اشعري وقتی‌که شوش را گرفت به چه حقي حضرت دانيال نبي را نبش قبر كرد و بعد براي چه دور از دسترس اهل شوش ايشان را در كف رودخانه خاك كرد و روي ايشان آب جاري كرد در كتابي كه من خواندم تا اين‌جا گفته است ولي من علت را تا آنجایی كه مطالعه كردم نفهميدم كه چه به‌صورت بوده است. و ديگر این‌که شما بارها فرموديد كه وهابيت ساخته دست استعمار است اما تک‌تک اين توحش‌ها را ما در حمله اعراب به ايران می‌بینیم كه يكي از آن همان نبش قبر دانيال نبي است يا همان ديوار انساني كه بارها نشان داديد؛ پس با اين حال ما می‌توانيم بگوييم كه اين را غربي‌ها را انداخته‌اند يا از قرن هشت ابن تيميه راه انداخته است يا خير؟ ممنونم از شما.

بيننده: ناصر از چابهار (اهل سنت):

سلام‌علیکم. بنده فقط می‌خواستم بگويم كه يكي تماس گرفته بود و گفته بود كساني كه علم ندارند نبايد خلافت را به دست بگيرند.

مجري:

بله يكي از دوستان تماس گرفت و با نقل منبع منظور‌شان اين بود كه سه شرط براي خلافت است عدالت، علميت و شجاعت و يك سري عبارت از كتب شما خواندند كه طبق نظر خودتان خليفه دوم در اين زمينه مشكل داشته است.

بيننده:

من یک ‌سوالي دارم؛ وقتی‌که انسان از دنيا برود خداوند نمی‌پرسد آن كسي كه شما او را به خلافت انتخاب كرده بوديد علم دارد يا خير؟ خداوند فقط می‌پرسد شما به قرآن و سنت پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم عمل كرديد یا خیر؟

مجري:

شما دوست داريد روايات خود را در اين خصوص ببينيد كه آيا از خلافت و امامت پرسيده می‌شود يا خير؟

بيننده:

براي ما قرآن از روايت مهم‌تر است.

مجري:

درست است ولي در قرآن نيامده كه شب اول قبر چه سؤال‌هایی پرسيده می‌شود. استاد ابوالقاسمي پاسخ می‌دهند.

استاد ابوالقاسمي:

راجع به این‌که آيا در قرآن بعد از مردن سؤال می‌شود يا خير يك آيه خيلي صريح وجود دارد:

يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ...

سوره اسراء آیه 71

[ياد كن] روزى را كه هر گروهى را با پيشوايشان فرا می‌خوانیم...

روز قيامت كه مردم را صدا می‌زنیم می‌گوییم با امام خود بياييد. آقا ناصر اين آيه در قرآن وجود دارد يا خير؟

بيننده:

قرآن مهم‌تر است يا روايت؟

استاد ابوالقاسمي:

دوست عزيز اين آيه قرآن است

بيننده:

بله می‌دانم قرآن است.

استاد ابوالقاسمي:

شما تا دو دقيقه قبل می‌گفتيد قرآن مهم‌تر است ولي الآن می‌گویید روايت. روايت هم براي شما می‌آورم مشكلي نيست. هم از قرآن براي شما آورديم هم از روايت می‌آوریم و هم از اقرار علماي اهل سنت می‌آوریم. در بسياري از رواياتشان تصريح كرده‌اند كه وقتي بعضي از صحابه از دنيا می‌رفتند می‌گفتند خليفه‌ات كيست؟ می‌گفت فلاني بعد فلاني و بعد فلاني، مقاله‌اش را هم روي سايت وليعصر عجل‌الله‌فرجه‌الشریف گذاشته بوديم و اين است آيا در قبر و قيامت از ولايت علي و ائمه علیهم‌السلام سؤال می‌شود؟ در اين مقاله روايت اقرار ميت به اسامي خلفا بعد از مردن آمده است.

بيننده:

سؤال دومم ر ا می‌توانم بپرسم؟ أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ به چه معناست؟

استاد ابوالقاسمي:

چشم اين را هم پاسخ می‌دهیم. در كتاب بيهقي «باب ما جاء في شهادة الميت لرسول الله بالرسالة والقائمين بعده بالخلافة»، باب شهادت دادن مرده به نبوت پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم و به خلفاي بعد از پيامبر و روايت در اين زمينه صحيح و ثابت است، اين را آقاي بيهقي از بزرگان علماي اهل سنت مطرح می‌کند. پس در باب اينكه روز قيامت و بعد از مردن در مورد ائمه علیهم‌السلام سؤال می‌شود هم در قرآن آيه داريم و هم روايت داريم و هم اقرار علماي اهل سنت است. ما راجع به آيه:

أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ...

سوره زمر آیه 36

آيا خدا كفايت‏ كننده بنده‌اش نيست...

كه شما پرسيديد، هم آيات زيادي داريم كه خداي متعال می‌فرماید:

...كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا

سوره نساء آيه 166 - سوره اسراء آيه 96 - سوره فتح آيه 28

...و كافى است‏ خدا گواه باشد

درست است؟

بيننده:

بله.

استاد ابوالقاسمي:

اما در همين قرآن آيه ديگري است که می‌فرماید:

...قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ

سوره رعد آیه۴۳

...بگو كافى است‏ خدا و آن كس كه نزد او علم كتاب است ميان من و شما گواه باشد

يك شخص ديگر را به خدا عطف كرده است؛ این‌که در قرآن آمده و كنار خدا كسي را قرار داده شرك است يا خير؟

بيننده:

اين شرك نيست ولي خداوند نگفته به كسي كه از دنيا رفته بايد توسل كرد.

استاد ابوالقاسمي:

ببينيد الآن شما يك بحث ديگر را مطرح كرديد سؤال شما اين بود قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا يا أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ كه در قرآن آمده به چه معناست؟ معناي آن استقلالي است؟ اين‌ها را اگر شما يك مقدار ياد بگيريد بد نيست، آيا اهل سنت توسل به زنده را قبول دارند؟

بيننده:

توسل به زنده را قبول دارند.

استاد ابوالقاسمي:

البته ما اجماع اهل سنت در توسل به مرده هم داريم، اما يك سؤال ديگر آيا اين زنده خداست يا غير خدا؟

بيننده:

زنده خداست.

استاد ابوالقاسمي:

زنده خداست؟!! شما اگر از يك زنده كمك بخواهيد آن زنده خداست يا غير خدا؟

بيننده:

غير خداست.

استاد ابوالقاسمي:

أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ، چرا شما از زنده كمك خواستيد؟

بيننده:

این‌که زنده است، از كسي كه فوت كرده نبايد كمك خواست.

استاد ابوالقاسمي:

آقا ناصر شما گفتيد أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ، خدا براي شما كافي است درست است؟

بيننده:

بله خدا كافي است.

استاد ابوالقاسمي:

اگر كافي است پس چرا از زنده كمك می‌خواهید؟ چرا به زنده توسل می‌کنید؟

بيننده:

ببينيد وقتي من از يك كسي پول می‌خواهم به خدا كه نمی‌توانم بگويم به من پول بده.

استاد ابوالقاسمي:

بحث پول گرفتن كه نيست، بحث كمك خواستن است، شما گفتيد توسل، توسل با این‌که برويد پول بگيريد فرق می‌کند. اهل سنت توسل به زنده را قبول دارند درست است؟

بيننده:

بله.

استاد ابوالقاسمي:

آيا زنده خداست يا غير خدا؟

بيننده:

زنده اگر يك شخص باشد غير خداست.

استاد ابوالقاسمي:

پس غير خداست، أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ، چرا از زنده كمك می‌خواهید؟

بيننده:

خداوند كه نگفته از غير خدا كمك نخواهيد.

استاد ابوالقاسمي:

خدا هم نگفته از مرده كمك نخواهيد. شما به أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ استدلال كرديد و گفتيد خدا كافي است اگر خدا كافي است نه به زنده و نه به مرده توسل نكنيد، اما اينكه می‌گویید اهل سنت توسل به مرده ندارند، در كتاب فتاواي منبع العلوم كوه‌ون تألیف آقاي محمد عمر سربازي در جلد اول ص 163 توسل به پيامبر اكرم صلي الله و آله و سلم بعد از رحلت را بيان می‌کند و می‌گوید اين روايت صحيح است. و بعد اين جمله را شما خودتان از صفحه گيرنده‌تان بخوانيد من نمی‌خوانم.

بيننده:

و از تمام ائمه توسل به زندگان و مردگان ثابت است و تمام علماي ديوبند به اين متفق‌اند.

استاد ابوالقاسمي:

آقاي محمد عمر سربازي می‌گوید تمام ائمه توسل به زنده و مرده و تمام علماي ديوبند هم قبول دارند.

مجري:

حالا دوست داريم نظرتان را بشنويم، قانع شديد؟

بيننده:

بله ممنون خداحافظ.

بيننده: نجفي از كرج:

سلام‌علیکم و رحمت الله شب شما به خير. من ابتدا جا دارد تشكر كنم از جنابعالي و استاد بزرگوار جناب حضرت آيت الله قزويني كه اين برنامه بسيار زيبا و خوب را گذاشته‌اند. من رشته تحصيلي خودم حوزه روابط بین‌الملل است ولي پيگيرم و يك ساعت و نيم الي دو ساعت وقت می‌گذارم و برنامه‌هاي شما را می‌بینم. خدمت شما عرض كنم كه اين آقايي كه ديروز از زاهدان تماس گرفته بودند كه چرا ائمه علیهم‌السلام اسمشان برده نشده و يا اينكه اگر اين‌ها بودند چرا به جز حضرت علي علیه‌السلام هیچ‌کدام به خلافت نرسيدند، اين‌ها مثل اينكه خودشان را به خواب می‌زنند و اينكه بحث مشروعيت و مقبوليت را از هم قائل به تفكيك نيستند. آيا قبول داريد كه 124 هزار پيامبر را خداوند فرستاد؟ ما سؤال می‌کنیم از اين 124 هزار انبياي الهي چه تعداد از اين‌ها حكومت تشكيل دادند؟ به جز پنج الي شش نفر يا نهايت ده نفر كه كم‌تر يا بيشتر را شما می‌دانید، مثل حضرت سليمان و حضرت موسي و حضرت محمد صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم و چند نفر ديگر واقعاً اين‌ها نتوانستند حكومت تشكيل دهند، آيا اين‌ها از مشروعيت الهي العياذ بالله افتاده‌اند و پيامبر خدا نبوده‌اند؟ اين جوابي است كه من در سؤال آقاي عثمان از زاهدان می‌دهم. اين‌ها مشروعيت داشتند ولی مقبوليت نداشتند همان‌طور كه حضرت استاد جناب آقاي ابوالقاسمي از آيات قرآن آوردند در خيلي از جاها اكثريت مشروعيت نمی‌آورد ممكن است مقبوليت موقت بياورد؛ در اثر تسلط حاكمان ظلم و جور به اصطلاح تبليغات منفي و جنگ رواني بتوانند غالب شوند اما اين‌ها مشروعيت نمی‌آورند بلكه ممكن است موقتاً براي آن‌ها مقبوليت بياورد.

من می‌خواستم يك مطلبي را از شبكه‌هاي وهابي عرض كنم، سال گذشته اگر به خاطر داشته باشيد اين‌ها سرودي را پخش می‌کردند كه آن سرود زیرنویسی هم داشت كه می‌گفتند قرآن براي تعميم نظر عمر خليفه دوم نازل شده است كه البته بعد از مدت كوتاهي اين را قطع كردند. خواستم يك توضيحي هم در رابطه با اين قضيه هم بفرماييد. خدمت شما عرض كنم كه آيا این‌که شما می‌گویید قرآن در رابطه با نظر فلان آقا آمده آيا اين شرك است يا خير؟ يعني واقعاً اين همه خلايق و مسائل در طول 23 سال فقط براي تعميم نظر ايشان بوده است؟ این‌که خودش شرك و توهين به قرآن است.

بحث ديگري كه اين‌ها ايراد می‌گرفتند اين بود كه شما از امام رضا علیه‌السلام می‌خواهید كه فلان حاجت ما را برآورد بعد گفتند آقا امام رضا علیه‌السلام اگر حيواني آن‌جا برود العياذ بالله نمی‌تواند خودش آن را دفع كند حالا من از اين‌ها سؤال می‌کنم آيا خداوند متعال قادر مطلق است يا خير؟ من اگر الآن مثلاً بگويم خدايا اين پارچ كه آنجاست به من بده اگر خدا اين پارچ را به من نداد العياذ و بالله بايد بگوييم خدا قادر نيست و قدرت ندارد؟! خداوند با حكمت خود به من دست داده تا من با دستم بروم اين پارچ را بردارم. يك بحث حكمت الهي است و بحث ديگر كه ما در رابطه با ائمه علیهم‌السلام معتقد هستيم ريشه قرآني دارد، قرآن می‌فرماید اعوذ بالله من الشيطان الرجيم وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ، آيا اين را هم منكريد و به اين هم اعتقاد نداريد؟ اين را كه قرآن گفته است، امام حسين علیه‌السلام كه در صحراي كربلا همه هستي خود را در راه خدا گذاشت آيا من شيعه به حرمت امام حسين علیه‌السلام كه حتي طفل شش ماهه‌اش را براي احياي دين الهي داده است آيا به حرمت آن انسان شريف و بزرگوار متوسل شوم شرك است؟! آنجایی كه می‌گوید ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ، كه آقايان استناد می‌کنند گفته بخوانيد مرا ولی نگفته كه چه جوري بخوانيد.

مجري:

ممنونیم از شما آقاي نجفي عزيز؛ فرمايش ديگری نداريد؟

بيننده:

می‌خواستم بگويم اگر كسي خواب باشد می‌شود بيدارش كرد اما اگر كسي خودش را به خواب بزند با لگد هم بيدار نمی‌شود.

بيننده: غديري از اصفهان:

سلام‌علیکم خسته نباشيد. من می‌خواستم دو مطلب را بگويم يكي این‌که اين‌ها هر روز می‌گویند عمر داماد حضرت علي علیه‌السلام بود بايد بگويم كه نبود، ابوبكر وقتي فوت كرد زن دومش دو فرزند داشت يك دختر و يك پسر كه نام پسرش محمد بن ابوبكر بود. حضرت علي علیه‌السلام با زن ابوبكر ازدواج كرد سپس عمر به خواستگاري دختر ابوبكر آمد يعني در واقع عمر داماد ابوبكر بود اما اين‌ها می‌گویند كه عمر داماد حضرت علي علیه‌السلام بوده است. مطلب ديگر این‌که سال گذشته يكي از اين شبكه‌ها را می‌دیدم كه آقاي ‌هاشمي اين حديث از پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم را خواند كه هر كس بميرد و امام زمان عجل‌الله‌فرجه‌الشریف خودش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است و سؤالی را از بيننده‌ها پرسيد گفت آن‌هايي كه قبل از امام زمان عجل‌الله‌فرجه‌الشریف زندگي می‌کردند آن‌ها چطور امام زمان عجل‌الله‌فرجه‌الشریف را بشناسند؟ اين آقا كه خودش را كارشناس می‌داند امام زمان عجل‌الله‌فرجه‌الشریف را فقط در امام دوازدهم می‌دید و فقط ايشان را به‌عنوان امام زمان عجل‌الله‌فرجه‌الشریف می‌شناخت. دستتان درد نكند خداحافظ.

مجري:

موفق باشيد خدانگهدار شما باشد. از شما بينندگان متشکریم؛ برگرديم به تماس‌هاي شما و مطالبي كه مطرح كرديد و إن‌شاءالله از استاد ابوالقاسمي در خصوص سؤالات توضيح می‌خواهیم. آقاي جهاني از كردستان بحث افقه بودن زنان نسبت به خليفه دوم طبق آنچه كه در كتب اهل سنت آمده است را مطرح كردند و این‌که شرط خلافت اين بوده است و اينكه بحث تيمم و جهل برخي را نسبت به اين موضوع را تعيين كنيد.

استاد ابوالقاسمي:

اما این‌که شرط امامت افضليت و اعلميت است يك عبارتي در كتب اهل سنت است از جمله كتاب زاد المعاد كه می‌نویسد:

ومنها أن المستحق لإمرة القوم وإمامتهم أفضلهم وأعلمهم بكتاب الله وأفقههم في دينه

زاد المعاد في هدي خير العباد ج 3 ص 601، اسم المؤلف: محمد بن أبي بكر أيوب الزرعي أبو عبد الله الوفاة: 751، دار النشر: مؤسسة الرسالة - مكتبة المنار الإسلامية - بيروت - الكويت - 1407 - 1986، الطبعة: الرابعة عشر، تحقيق: شعيب الأرناؤوط - عبد القادر الأرناؤوط

كسي كه شايسته‌ی امارت و امامت گروهي است بايد از همه اعلم باشد

يك قاعده مسلّمي نزد آن‌هاست كه در آن شكي نيست؛ اما از خود علماي اهل سنت، از خود پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم صلي الله و آله و سلم از امير مؤمنان علیه‌السلام، از صحابه روايات فراواني دارند در مورد این‌که امير مؤمنان اعلم الناس است كه من قبلاً فقط فهرستش را نشان دادم. اعلميت مطلق در كلام رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم عبارت‌اند از علي اكثر أو اكبر امتي علما، علي اكثر اصحابي علما، قسمت الحكمة عشرة و علي اعلم بالواحد منهم، اعلم امتي من بعدي علي، اعلم الناس بعدي علي، علي عالمكم فاتبعوه، وصايت يوشع بن نون به خاطر اعلميت وي بود و علي نيز وصي من است، افضلكم و اعلمكم علي، اين‌ها روايت‌هايي است كه فقط از رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم آمده و هر كدام از اين‌ها از چندين صحابي نقل شده است؛ براي مثال روايت علي اكثر او اكبر امتي علما از معقل بن يسار و از خود حضرت علي علیه‌السلام، از حضرت صديقه طاهره سلام‌الله‌علیها، از براء بن عازب، از زيد بن ارقم، از انس بن مالك از عايشه از بريده از اسماء از ابوسعید خدري و ديگران نقل شده است؛ بنابراين مطلبی كه شما ملاحظه می‌کنید كه يك روايت شما خوانديد كه خليفه دوم گفته كه كل الناس افقه من عمر، اين يك امر مسلم بوده است و همه‌ی مردم می‌دانستند؛ رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم بارها گفته بود كه از همه‌ی شما اعلم و افضل حضرت علي علیه‌السلام است لذا در اين شكي نيست، اگر از اين جهت هم بخواهيم وارد بحث شويم كه خلافت حضرت را ثابت كنيم اين براي ما ممكن است و مشكلي ندارد يعني يكي از راه‌هاي ثابت كردن شايستگي حضرت به خلافت همين مسير است.

مجري:

آقا مسلم فرمودند كه با يكي از شبكه‌هاي وهابي تماس گرفته‌اند و بحث توسل را مطرح كردند آيه 35 سوره مائده و اين‌ها گفتند خير آن توسل بحث ايمان و نماز و كارهاي شايسته است نه توسل به خود پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم و اگر كسي مستقيم چيزي را از خود پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم طلب كند اين شرك به خداست.

استاد ابوالقاسمي:

در قرآن آمده است كه قوم بنی‌اسرائیل از حضرت موسي علیه‌السلام حاجتي خواستند:

وَلَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قَالُوا يَا مُوسَى ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَلَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بنی‌اسرائیل

سوره اعراف آیه 134

و هنگامى كه عذاب بر آنان فرود آمد گفتند اى موسى پروردگارت را به عهدى كه نزد تو دارد براى ما بخوان اگر اين عذاب را از ما برطرف كنى حتماً به تو ايمان خواهيم آورد و بنی‌اسرائیل را قطعاً با تو روانه خواهيم ساخت

درخواست مستقيماً از حضرت موسي علیه‌السلام است نمی‌گوید موسي اگر تو دعا كردي و خداي تو برطرف كرد، بلکه می‌گوید اگر تو برطرف كني.

سوره آل عمران آيه 47 می‌فرماید:

...أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ...

سوره آل عمران آیه 49

... من از گل براى شما [چيزى] به شكل پرنده خلق می‌کنم آنگاه در آن می‌دمم پس به اذن خدا پرنده‏‌اى می‌شود و به اذن خدا نابيناى مادرزاد و پيس را بهبود می‌بخشم و مردگان را زنده می‌گردانم...

يك بار شما می‌گویید من آن مقامي را دارم كه اگر از خدا بخواهم خدا آن كار را انجام می‌دهد، يك بار ديگر می‌گویید خدا به من اين مقام را داده كه من خودم اين كار را انجام دهم، انبياي بزرگ الهي خودشان اين كار را انجام می‌دادند اين نبوده كه كسي بگويد بخواه تا خدا به خاطر تو انجام دهد، خودشان انجام می‌دادند با قدرتي كه خدا به آن‌ها داده بود يا در ادامه می‌فرماید:

...وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ

سوره آل عمران آیه 49

...و شما را از آنچه می‌خورید و در خانه‌هایتان ذخيره می‌کنید خبر می‌دهم مسلماً در اين [معجزات] براى شما اگر مؤمن باشيد عبرت است

يعني همه خصوصيت‌ها را به خودش نسبت می‌دهد بنابراين طبق آيات صريح قرآن می‌شود از خود پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم خواست البته با اين نيت كه پيامبر و امامان علیهم‌السلام قدرتشان را از خدا گرفته‌اند. بنده يك جايي براي تبليغ رفته بودم و يكي از كساني كه تحت تأثیر وهابيت بود پيش من آمد، همان روز‌هايي كه آقاي رضازاده آن وزنه را بلند كرد و گفت يا ابوالفضل، اين بنده خدا خيلي شاكي بود پرسيدم چرا اين همه شاكي هستي؟ گفت چرا شما شيعه اين چنين می‌کنید؟ گفتم چه‌كار كرديم؟ گفت آقاي رضازاده وزنه را بلند كرده و گفته یا ابوالفضل؛ گفتم گفته باشد چه اشکالی دارد؟ گفت آخر آن قطري گفت یا الله زمين خورد، بچه من اين را نگاه كرده می‌گوید بابا زور حضرت عباس شيعه‌ها از خدا بيشتر است؟ گفتم ببينيد عزيز من مطلبی كه شما می‌گویید بچه‌هاي شيعه هم می‌دانند كه اگر خدا نخواهد حضرت عباس هيچ كار نمی‌تواند بكند اگر خدا بخواهد حضرت عباس كه هیچ‌یک انسان عادي هم می‌تواند خيلي از كارها را انجام دهد اين قدرتي است كه خدا داده و خدا اين مقام را به حضرت قمر بني‌هاشم داده به خاطر كرامت‌هايي كه داشته است پس اعتقاد به اينكه اين قدرتي كه خود اين شخص دارد از طريق خداست مانعی ندارد اما اگر اين اعتقاد نباشد نسبت به زنده و مرده شرك می‌شود.

مجري:

آقاي مهدوي از آلمان فرمودند دوستانشان را وقتي به بحث اسلام ترغيب می‌کردند می‌گفتند اين اسلام همان ترورها و حركات وهابيت است.

استاد ابوالقاسمي:

متأسفانه يك سابقه تاريخي دارد كه آن خواهر گرامي ما از اصفهان هم گفتند كه در زمان صدر اسلام این‌طور شد، بله اين اتفاق افتاده در صدر اسلام هم آن زماني كه حمله كردند نمی‌دانستند بايد چه‌كار كنند، اين‌ها براي گسترش اسلام نبود براي کشورگشایی بود لذا از سمت مشرق بلاد اسلامي چيني‌ها و از سمت مغرب بلاد اسلامي رومي‌ها گفتند ما حاضريم همه مردم ما كشته شود اما اسلام اين‌جا نيايد چون به نام اسلام يك شهر را می‌گرفتند و كل مردم را می‌کشتند بعد می‌گفتند اسلام به اين‌جا وارد شد، آمدند به يك شهري وارد شدند قول دادند كه ما از شما يك مرد را هم نمی‌کشیم، جنگ تمام شد همه را گرفتند و همه را جز يك نفر كشتند گفتند ما از شما يك مرد نمی‌کشیم يك مرد هم نكشتيم پاي حرفشان هم ماندند! اسلام این‌گونه وارد آن‌جا شد. لذا اين گسترش اسلام نبود بلکه کشورگشایی بود و لذا در همان زمان اين اتفاق افتاد الآن هم همين اتفاق افتاده است و در واقع می‌خواهند کشورگشایی كنند و هدف ديگرشان بدبين كردن غیرمسلمان‌ها به اسلام است.

گفتند ارتباط ما با آقاي اللهياري بهتر شود؛ دوست عزيز ما مشكلي با ايشان نداريم مشكل از آن‌طرف است، می‌گفتند من می‌خواهم با دختر پادشاه ازدواج كنم پنجاه درصد حل است گفتند يعني چه؟ گفت پنجاه در صد من حل است بايد ببينيم دختر پادشاه راضي می‌شود يا نه؛ ما مشكلي با ايشان نداريم ايشان خودشان را دختر پادشاه حساب می‌کند و قبول نمی‌کند، ما بارها گفتيم دوست عزيز بحث علمي و مناظرات با بی‌ادبي و اين روش صحيح نيست با همه هم الحمدلله ايشان‌ طرف است، هر طيفي شما بگوييد با آن‌ها طرف است فقط جديداً از يك طيفي طرفداري كرد که ما كليپش را هم داريم و در زمان لزوم پخش خواهيم كرد، طيفي كه تقریباً همه می‌دانند طيف گمراهی است ايشان از اين طيف طرفداري كرده است؛ آن مقدار معلوماتي كه ايشان در مورد بحث با وهابيت داشت معلومات مناسبي بود، دوست داشتيم ايشان بيايد و از اين حرفش برگردد و از اين روشش دست بردارد به طريق اهل‌بیت علیهم‌السلام و مؤدبانه بحث كند كه هنوز اين رخ نداده است اما دوست داريم إن‌شاءالله رخ دهد.

مجري:

البته اين طيف طيفي است كه همه شيعيان و شبكه‌هاي شيعه با آن مخالف‌اند؛ طيفی كاملاً گمراه است و حركت خاصي نيست و ذهن‌ها به سمت جايي حركت نكند. آقا ميثم از زنجان از عزيزان اهل سنت بحث اكثريت را مطرح كردند و پاسخش را به‌صورت آنلاين شما فرموديد. آقا طاها هم از بندرعباس روايتي را اشاره كردند كه بحث لو دادن داستان خلافت توسط يكي از همسران پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم بوده است و بحث دوم هم بحث غسل عايشه در مقابل نامحرم بود.

استاد ابوالقاسمي:

غسل همسر رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم در مقابل نامحرم چون ممكن است عزيزان اهل سنت ناراحت شوند ما اين را كامل مطرح نمی‌کنیم فقط در سايت مقاله‌ای را گذاشتيم که آيا تهمت فحشا به عايشه صحت دارد يا خير؟ كه در اين مقاله مفصل تهمت‌هايي كه ادعا می‌شود شيعيان زدند و آنچه در كتب اهل سنت موجود است و ما قطعاً قبول نداريم را مطرح كرديم كه در سايت وليعصر عجل‌الله‌فرجه‌الشریف موجود است؛ عنوان مقاله چنين است كه آيا تهمت فحشا به عايشه صحت دارد؟ در اين‌جا روايت‌هايي كه در كتب اهل سنت و شيعه وجود دارد ما جواب داديم و يكي از آن‌ها اتهام غسل كردن عايشه در مقابل برادر رضاعی خويش است كه در اين‌جا كل بحث و جواب را كه ما شيعه‌ها جواب داديم را ببينيد لذا خيلي اين را مطرح نمی‌کنیم.

اما راجع به اينكه گروهي بودند و با هم بر ضد امير مؤمنان علي علیه‌السلام هم‌پيمان شدند در كتب شيعه روايت فراوان دارد اما در كتب اهل سنت روايتي است با مضمون هلك اصحاب العقده در چندين كتاب آمده از جمله طبقات الكبري که يك شخص را در مسجد پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم ديدم صحبت می‌کند سه بار گفت قسم به خدا طرفداران آن پيمان هلاك شدند، گفتيم چه كسي است؟ گفت صحابي رسول خدا صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم ابي بن كعب و بعد پرسيديم اهل عقده چه كساني هستند؟ گفت اگر يك هفته زنده بمانم می‌گویم و روز پنج‌شنبه شد که خبر دادند:

فإنه قد مات سيد المسلمين اليوم أبي بن كعب

الطبقات الكبرى ج 3 ص 501، اسم المؤلف: محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله البصري الزهري الوفاة: 230، دار النشر: دار صادر - بيروت - -

سيد المسلمين ابي بن كعب از دنيا رفت

و خلاصه عجل به او مهلت نداد؛ اين راجع به قضيه پيمان كه در كتب اهل سنت آمده است اما اين اهل پيمان چه كساني بودند ما از عزيزان اهل سنت می‌خواهیم توضيحي براي اين روايت بدهند.

مجري:

خانم مرادي از اصفهان بحث ابوموسی اشعري و نبش قبر حضرت دانيال را مطرح كردند.

استاد ابوالقاسمي:

در مورد حضرت دانيال نبش قبر نبود. در ايران اين قاعده كه اگر بدن پيامبر را زير آسمان بگذارند باران می‌بارد وجود داشت و پيكر مطهر حضرت دانيال را هر وقت خشک‌سالی می‌شد بيرون می‌آوردند لذا گفتند جايي دفن كنيد كه ديگر دست‌شان به ايشان نرسد، در روايت این‌طور مطرح كردند و نمی‌شود حتماً اين را با نبش قبر يكي دانست؛ البته نبش قبر در تاريخ توسط صحابه زياد مطرح شده است از جمله معاويه قبور صحابه شهيد در جنگ احد را نبش كرد يعني اولين كسي كه قبور مسلمانان‌ و صحابه را نبش كرد آقاي معاويه بوده است كه قبلاً بحثش را مفصل مطرح كرديم.

اما اينكه وهابيت ساخته استعمار است يا خير؟ ما می‌گوییم وهابيت ساخته استعمار است ولي اين توحش در حمله اعراب به ايران هم موجود بود چرا اين را با آن مرتبط ندانيم؟ چون توحش در خيلي جاها موجود است اما نمی‌شود ما اين‌ها را با هم يكي بدانيم؛ شما فرض كنيد از جهت فكري طرفداران چنگيز خان هم توحش داشتند كه چون طرفداران چنگيز توحش داشتند پس اين‌ها هم طرفداران آن‌ها هستند؟ ما يك سري قواعد فكري داريم كه اين‌ها را كنار هم می‌گذاریم و می‌بینیم روش فكري اين‌ها با روش فكري بريتانيايي‌ها و كساني كه اين‌ها را ساختند يكي است و از جهت منابع تاريخي هم اين به‌صورت صريح و صحيح هم نقل شده است لذا ما اين‌ها را مرتبط با آن‌ها می‌دانیم.

مجري:

آقا ناصر هم از چابهار كه از عزيزان اهل سنت بودند در خصوص بحث سؤال در قيامت پرسيدند كه استاد ابوالقاسمي همان‌جا مفصل پاسخ ايشان را داد و ايشان هم در اين خصوص و هم در مسئله توسل قانع شدند. آقاي نجفي از كرج نسبت به اين شبهه كه امير مؤمنان علیه‌السلام ابتدا به خلافت نرسيد پس امامت نداشت را با تاريخ انبيا مقايسه كردند و پاسخش را دادند و جا دارد اين‌جا بحث حضرت‌ هارون را هم براي بينندگان عزيز يادآوري كنيم كه نسبت به اين موضوع پاسخ مناسبي است و بحث موافقات خليفه دوم را مطرح كردند كه به چه صورت است.

استاد ابوالقاسمي:

در كتب اهل سنت روايت‌هايي وجود دارد كه بسيار جالب است؛ احمد بن حنبل در فضائل الصحابه جلد1 ص343 حديث 495 روايتي ذکر می‌کند که آقاي عمر بن خطاب گفت خدا در سه مورد با من موافقت كرده است! نمی‌گوید من با نظر خدا در سه جا موافقت كردم می‌گوید خدا در سه مورد با من موافقت كرده است كه در آن سه مورد پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم هم مخالف خليفه دوم می‌گفته است.

495 حدثنا عبد الله بن سليمان قثنا أيوب بن محمد الوزان الرقى قثنا مروان نا حميد الطويل عن أنس بن مالك قال عمر بن الخطاب وافقني ربي عز وجل في ثلاث قلت يا رسول الله لو اتخذنا من مقام إبراهيم مصلى فنزلت واتخذوا من مقام إبراهيم مصلى قلت يا رسول الله يدخل عليك البر والفاجر فلو حجبت أمهات المؤمنين فأنزل الله آية الحجاب وبلغني أنه كان بينه وبين بعض أزواجه كلام فاستقريتهن امرأة امرأة فقلت لتكفن عن أذى رسول الله أو ليبدلنه الله بكن أزواجا خيرا منكن مسلمات مؤمنات قانتات الآية حتى أتيت على إحدى أمهات المؤمنين فقالت يا عمر أما في رسول الله ما يعظ نساءه حتى تعظهن أنت فاسكت فأنزل الله عز وجل ) عسى ربه إن طلقكن أن يبدله أزواجا خيرا منكن مسلمات مؤمنات

فضائل الصحابة لابن حنبل ج 1 ص 343، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس

گفتم پيامبر برويم پشت سر مقام ابراهيم نماز بخوانيم آيه نازل شد اين كار را انجام دهيد، گفتم پيامبر خوب نيست همسرانت با نامحرم‌ها بنشينند بگو حجاب داشته باشند آيه حجاب نازل شد و آيه ديگر این‌که همسران پيامبر ايشان را اذيت می‌کردند گفتم پيامبر اين‌ها را رها كن و زن ديگر بگير، آيه نازل شد كه نظر خليفه دوم درست است. الآن ما بايد بگوييم پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم نمی‌دانست همسرانش نبايد با نامحرم بنشيند اما خليفه دوم اين‌ها را فهميده است؛ و بعد با اين عبارت وافقني ربي، خدا با من موافقت كرده! واقعاً زشت است چنين مطالبي را به خداوند نسبت دادن كه براي بالا بردن مقام خليفه دوم هم مقام خدا و هم مقام پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم پايين آورده شود.

مجري:

همين عبارت از زبان امام صادق علیه‌السلام نعوذبالله صادر می‌شد كن فيكون می‌کردند. بحث ديگري هم داشتند كه بحث توسل و اجابت بود كه وقتي يك زمان در جايي توسل كنيم كه اجابت نشود اگر اين قاعده را بخواهيم بگوييم كه توسل صحيح نبوده بحث اولويت خدا هم زير سؤال خواهد رفت. تماس آخر هم آقاي غديري بودند که بحث ازدواج ام‌کلثوم را مطرح كردند كه بارها پاسخ داده شده كه اين فرزند، فرزند خليفه اول بوده و نه فرزند آقا امیرالمؤمنین علیه‌السلام؛ ايشان يادآوري كردند در يكي از شبكه‌هاي وهابي سؤال كارشناس وهابي از بيننده اين بوده كه قبل از امام زمان بقيه‌ی مردم چه امامي داشتند.

استاد ابوالقاسمي:

يك مطلبي وجود دارد كه گفته قبل از امام زمان عجل‌الله‌فرجه‌الشریف چه می‌کردند كه جوابش مشخص است كه امام‌هاي قبلي بودند اما يك شبهه‌ای يك مقدار دقيق‌تر مطرح می‌کنند كه آیا قبل از وجوب امامت، دين مردم ناقص بوده است؟ در جواب می‌گوییم آن كساني كه اعتقاد به پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم داشتند با همان چيزهايي كه آمده بود دینشان كامل بود مثلاً قبل از وجوب نماز آن‌هايي كه از دنيا رفتند، قبل از وجوب جهاد آن‌هايي كه از دنيا رفتند، قبل از وجوب حج آن‌هايي كه از دنيا رفتند مثلاً حضرت سميه و شوهرش که از دنيا رفتند و به شهادت رسيدند بايد بگوييم مقامشان پايين‌تر از بقيه است چون آن موقع هنوز روزه واجب نشده بود حج واجب نشده بود؟ خير این‌گونه نيست؛ ولايت حضرت علي علیه‌السلام هم همین‌طور است وقتي ولايت حضرت علي علیه‌السلام واجب نشده بود كساني كه از دنيا رفته‌اند به گردنشان نبوده است همین‌که پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم و همه‌ی حرف‌هاي پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم را قبول كرده‌اند و شهيد شدند يعني ایمانشان كامل بود؛ اگر پيامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله وسلم ولايت حضرت علي علیه‌السلام را می‌گفت اين‌ها هم قبول می‌کردند.

مجري:

بسيار عالي ممنونيم از شما بينندگان عزيز كه تا اين لحظه همراه ما بوديد و به خصوص از عزيزان اهل سنت كه تماس گرفتند و شبهات و سؤالات خود را مطرح كردند، در هر برنامه ما منتظر هستيم كه سؤالات آزادانه مطرح شود و دعوايي هم با كسي نداريم بحث كاملاً علمي است و دوست داريم كه اين عزيزان حتي آقايان وهابي هم بيايند و بحث علمي مطرح شود و كارشناسان نسبت به سؤالات و شبهات شما پاسخ‌گو باشند. ممنونيم از شما بينندگان عزيز و ارجمند يا علي مدد خدانگهدار.

 

پایان

وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى

 



حجت الاسلام و المسلمین ابوالقاسمی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر