صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 20 مرداد 1393 تعداد بازديد: 2851 
راه و بی راه 20 - تفاوت دید گاه وهابیت با واهل سنت در مبحث توسل (7)
راه و بی راه
دانلود صوت
دانلود فيلم

به نام خداوند بخشنده مهربان

موضوع : تفاوت ديد گاه وهابيت با واهل سنت در مبحث توسل (7)

فهرست مطالب :

فهرست مطالب :

*******

روايت عثمان بن حنيف در جواز توسل به پيامبر (ص) بعد از وفات آن حضرت

جيل صادق : کسي که توسل به پيامبر (ص) را کفر و شرک بداند ، پيامبر (ص) را مشرک دانسته است

ايرادات وهابي ها به روايت عثمان بن حنيف

اشکال الباني به روايت عثمان بن حنيف

کشتن مسلمانان به بهانه هاي مختلف به دست گروهک تروريستي داعش

برملا شدن دست استعمار در ساخت گروهک هاي ترويستي به نام اسلام و برعليه اسلام و مسلمانان

جنايات داعش در کوه هاي سنجار

تماس بينندگان

 

*******

برنامه راه و بيراه

تاريخ : 20 /05 /93

مجري :

بسم الله الرحمن الرحيم

رحمت خداوند بر شما عزيزاني که در مقابل گيرنده هاي خود نشسته و باز هم بيننده برنامه راه و بيراه هستيد ، برنامه اي که تاريخچه سياسي و اعتقادي وهابيت را براي شما عزيزان ارائه مي دهد تا اين که اين برنامه هم براي شيعيان و هم براي اهل سنت و هم براي ساير مسلمانان مفيد باشد و مطمئن شوند که وهابيت با اين جناياتي که در حق بشريت انجام مي دهد ، از اسلام جدا است و هيچ ارتباطي با آن ندارد .

طبق معمول هفته هاي گذشته در خدمت استاد عزيز و گرامي ، حجت الاسلام و المسلمين يزداني هستيم . در اين برنامه موضوع توسل و استغاثه از ديدگاه اهل سنت و هم‌چنين تقابل ديدگاه وهابيت با ساير مذاهب اسلامي را در اين خصوص مطرح کرديم و از همان جلسات اول نظرات شيعه و اهل سنت و وهابيت ارائه شد .

اگر در جلسه گذشته با ما همراه بوده باشيد ، در اواخر برنامه بحث توسل صحابه جليل القدر رسول اکرم (ص) ، جناب عثمان بن حنيف رسيديم و قرار شد که در جلسه استاد يزداني به طور مفصل به اين موضوع بپردازند .

روايت عثمان بن حنيف در جواز توسل به پيامبر (ص) بعد از وفات آن حضرت

استاد يزداني :

يکي از رواياتي که بسيار صريح و قطعي جواز توسل به پيامبر بزرگوار اسلام (ص) را ثابت مي کند ، روايتي است که از صحابه جليل القدر رسول خدا (ص) و امير المؤمنين (ع) نقل شده است .

عثمان بن حنيف در زمان خليفه دوم ، والي کوفه بوده است و در زمان اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (ع) ، قبل از جنگ جمل والي بصره مي شود که آن اتفاقات براي او رخ مي دهد .کساني که براي شرکت در جنگ با امير المؤمنين (ع) در جمل آمده بودند ، عثمان بن حنيف را به شدت اذيت کردند و آن جنايات را در حق او انجام دادند .

البته موضوع اين برنامه شخصيت عثمان بن حنيف نيست ، با اين که ايشان هم در نزد ما و هم نزد اهل سنت ، قابل احترام مي باشند . با اين حال بسيار عجيب است که بخاري و مسلم هيچ روايتي از ايشان نقل نکرده‌اند که شايد به خاطر همان اتفاقات جنگ جمل باشد .

روايت طبراني

روايت هم در معجم کبير و هم در معجم صغير طبراني بيان شده که ما از معجم صغير ايشان نقل خواهيم کرد .

کتاب الروض الداني الي المعجم الصغير للطبراني معروف به معجم صغير ، با تحقيق محمد شکور محمود الحاج أمرير ، چاپ المکتب الاسلامي بيروت ، صفحه 306 به بعد ، روايت 508 :

حدثنا طاهر بن عيسي بن قيرس المصري التميمي .حدثنا أصبغ بن الفرج ، حدثنا عبدالله بن وهب عن شعيب بن سعيد المکي ، عن روح بن قاسم ، عن ابي جعفر الخطمي المدني ، عن ابي امامة بن سهل بن حنيف ، عن عمه عثمان بن حنيف : أن رجلا کان يختلف إلي عثمان بن عفان في حاجة له ، فکان عثمان لايلتفت إليه ولاينظر في حاجته ، فلقد عثمان بن حنيف ، فشکا ذلک إليه ، فقال له عثمان بن حنيف : ائت الميضأة ، فتوضأ ، ثم ائت المسجد فصلي فيه رکعتين ، ثم قل : اللهم إني اسألک وأتوجه إليک بنبينا محمد صلي الله عليه وآله وسلم نبي الرحمة يا محمد إني اتوجه بک إلي ربک جل وعز .فيقضي لي حاجتي . وتذکر حاجتک ورح إلي حتي اروحّ معک .فأنطلق الرجل فصنع ماقال له عثمان . ثم أتي باب عثمان فجاء البوّاب حتي أخذ يده ، فأدخله عثمان بن عفان، فأجلسه معه علي الطنفسّة وقال : حاجتک ؟فذکر حاجته فقضاها له ...

فقال عثمان بن حنيف : والله ما کلمته ولکن شهدت رسول الله صلي الله عليه و آله وأتاه ضرير فشکا عليه ذهاب بصره . فقال له النبي صلي الله عليه وآله : أفنصبر ؟ فقال : يا رسول الله صلي الله عليه وآله إنه ليس لي قائد وقد شق علي . فقال له النبي صلي عليه وآله وسلم : إيت الميضأة ، فتوضأ ثم صل رکعتين ثم ادع بهذه الدعوات ... ولم يروه عن روح بن القاسم إلا شبيب بن سعيد ابوسعيد المکي ، وهو ثقة وهو الذي يحدث عن ابن احمد بن شبيب عن ابيه عن يونس بن يزيد الابلي ، وقد روي هذا الحديث شعبة عن ابي جعفر الخطمي واسمه عمير بن يزيد وهو ثقة ، تفرد به عثمان بن عمربن فارس بن شعبة والحديث صحيح . وروي هذا الحديث عن عون بن عمارة عن روح بن قاسم عن محمد بن المنکدر عن جابر رضي الله عنه ،وهم فيه عون بن عمارة والصواب حديث شبيب بن سعيد .

پسر سهل بن حنيف از عمويش عثمان بن حنيف نقل مي کند :

شخصي با عثمان کاري داشت که هر روز نزد عثمان بن عفان مي رفت تا کار او را راه بياندازد ؛ ولي عثمان اصلا به او توجه نمي کرد و مشکل او را حل نمي نمود .

( اين هم نکته اي است که خود را خليفه پيامبر (ص) مي داند ؛ اما ارباب رجوع اصلا برايش مهم نيست ) .

آن شخص با عثمان بن حنيف ملاقات کرد و از عثمان بن عفان شکايت کرد که من هرچه نزد عثمان مي روم تا کارم را انجام دهد ، او چنين کاري نمي کند . عثمان بن حنيف به او گفت : برو وضو خانه و وضو بگير ، بعد به مسجد رسول خدا (ص) برو و دو رکعت نماز بخوان و بعد از نماز بگو : خدايا من از تو در خواست حاجت مي کنم و به تو روي مي آورم با توسل به رسول اکرم (ص) که او پيامبر رحمت است .

بسيار صريح و واضح که واسطه من در برآورده شدن اين حاجت، نبي مکرم اسلام (ص) است .

 

 يا محمد (ص) ! من به وسيله شما به خداوند روي مي آورم که حاجت من برآورده شود .

عثمان بن حنيف به او گفت : اين دعا را بخوان و بيا پيش من تا با يکديگر به نزد عثمان بن عفان برويم . توسل آن شخص به رسول خدا (ص) فورا اجابت شد . تا به درب خانه عثمان رسيدند ، دربان خانه عثمان دست او را گرفت و گفت : عثمان تو را طلب کرده است . نزد عثمان رفت ، عثمان او را در جايگاه مخصوص خود نشاند و گفت : کار تو چيست ؟ آن شخص کار خود را گفت و مشکلش حل شد ...

عثمان بن حنيف مي گويد : من شاهد بودم در زمان پيامبر (ص) شخص نابينايي از چشم خودش نزد رسول خدا (ص) شکايت کرد ...

رسول خدا (ص) همين دعا را به شخص ياد داد . آن شخص هم دعا را خواند و فورا چشمش بينا شد .

اين اصل روايت بود که داستان بسيار زيبايي دارد و توسل را به روشني ثابت مي کند . خود آقاي طبراني در ذيل روايت شرح مي دهد :

اين روايت را از روح بن قاسم فقط شبيب بن سعيد ابو سعيد مکي نقل کرده و او ثقه است . او همان شخصي است که او از ابن احمد بن شبيب از پدرش از يونس بن يزيد الايلي روايت نقل مي کند . اين روايت را شعبه از ابي جعفر الخطمي که اسمش عمير بن زيد و ثقه است ، نقل کرده و عثمان بن عمر بن فارس بن شعبه فقط اين روايت را بيان کرده و سندش به او ختم مي شود و اين حديث صحيح مي باشد .

آقاي طبراني که بسيار کم در باره صحت و ضعف روايت نظر مي دهد ، گفته که اين حديث صحيح است ، حديثي که چند سند دارد ، کاملا صحيح است .

 همين روايت را از عون بن عماره از روح بن قاسم از محمد بن منکدر و از جابر رحمت الله عليه نقل کرده است و آن روايتي که صحيح تر و بهتر است ، حديث شبيب بن سعيد مي باشد .

 حديث عون بن عماره که نقل کرده همان روايت مشهوري است که قسمت آخر روايت را گفته و داستان عثمان بن حنيف را با آن شخص ندارد ؛ اما روايت شبيب بن سعيد اين قسمت اضافه را هم دارد و خود آقاي طبراني هم مي گويد : آن روايتي که درست است ، حديث شبيب بن سعيد مي باشد .

طبراني ، الروض الداني إلي المعجم الصغير للطبراني ، با تحقيق محمد شکور محمود الحاج امرير ، چاپ مکتبه الاسلامي بيروت ، ص 306 به بعد ، حديث 508

2 . صالحي شامي

آقاي صالحي شامي يکي ديگر از بزرگان اهل سنت ، سند اين روايت را تصحيح کرده است . در کتاب سبل الهدي والرشاد في سيرة خير العباد ، تأليف محمد بن يوسف الصالحي الشامي ، در جلد 12 ، چاپ دار الکتب العلميه بيروت ، صفحه 407 ، باب پنجم في ذکر من توسل به صلي الله عليه وآله بعد موته :

روي الطبراني والبيهقي – بإسناد متصل ورجاله ثقات – عن عثمان بن حنيف أن رجلا کان يختلف إلي عثمان بن حنيف في حاجة ...

پس آقاي صالحي شامي ، از بزرگان اهل سنت هم مي گويد : اسناد روايت متصل و راويانش ثقه هستند. جالب است که در صفحه بعد روايت که تمام مي شود ، به پيروي از عثمان بن حنيف اين جملات را مي گويد :

اللهم إني اسألک ونتوجه إليک بنبيک محمد صلي الله عليه وآله أن تحسن عاقبتنا في الامور کلها وأن تجيزنا من خزي الدنيا والآخرة ...

خود او هم توسل مي کند و دقيقا همان دعايي را که عثمان بن حنيف به آن شخص و رسول خدا (ص) به شخص نابينا ياد داده بودند را مي گويد و در ادامه حاجت خود را هم طلب مي کند که همان عاقبت به خيري است :

خدايا من از تو مي خواهم و به سوي تو رو مي کنم با توسل به پيامبر (ص) که عاقبت ما را به خير کن ...

الصالحي الشامي ، محمد بن يوسف ، سبل الهدي و الرشاد في سيره خير العباد ، چاپ دار الکتب العلميه بيروت ، ج 12 ، ص 407 و 408

3 . علي بن ابوبکر هيثمي

کتاب مجمع الزوائد و منبع الفوائد ، تأليف نور الدين علي بن ابي بکر بن سليمان الهيثمي المصري ، با تحقيق محمد عبد القادر احمد عطا ، الجزء الثاني ، چاپ دار الکتب العلميه بيروت ، صفحه 468 ، روايت 3668 :

وعن عثمان بن حنيف أن رجلا کان يختلف إلي عثمان بن عفان في حاجة له ، فکان عثمان لايلتفت إليه ولاينظر في حاجته . فلقي عثمان بن حنيف فشکا ذلک إليه ...

قلت : روي الترمذي وابن ماجة طرفا من آخره خاليا من قصة وقد قال الطبراني عقبه : والحديث صحيح بعد ذکر طرقه التي روي بها.

روايت را بيان مي کند و در آخر مي گويد : اين روايت را ترمذي و ابن ماجه بيان کرده اند ؛ اما داستان عثمان بن حنيف را نقل نکرده است . و طبراني به دنبال روايت که با طرق مختلف آن را بيان کرده ، گفته است که سند روايت صحيح مي باشد .

الهيثمي المصري ، نور الدين علي بن ابي بکر بن سليمان ، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، با تحقيق محمد عبد القادر احمد عطا ، چاپ دار الکتب العلميه بيروت ، الجزء الثاني ، ص 468 ، روايت 3668

4 . حصني الدمشقي

کتاب دفع شبه من شبّه و تمرد ، تأليف تقي الدين ابي بکر الحصني الشافعي الدمشقي ، با تحقيق عبد الواحد مصطفي ، چاپ دار المصطفي ، صفحه 420 به بعد :

ارشاد النبي (ص) امته للتوسل إلي الله به : حديث الضرير واستمرار الصحابة علي ذلک بعد وفاته (ص)

روي الترمذي من حديث عثمان بن حنيف أن رجلا ضرير البصر أني إلي النبي (ص) ....

وقال الترمذي حديث حسن صحيح ...

فهذا الحديث صحيح صريح في التوسل والاستجابة وليس فيه أنه فعل ذلک في حضرة النبي (ص) ولافيه التقييد بزمن حياته ولا أنه خاص بذلک الرجل بل إطلاقه عليه الصلاة والسلام يدل علي أن هذا التوسل مستمر بعد وفاته شفقة عليهم لانه بهم رئوف الرحيم ولإحتياجهم إلي ذلک في حاجاتهم ويدل علي ذلک أن عثمان بن حنيف راوي الحديث هو وغيره فهموا التعميم ولهذا استعماله هو وغيره بعد وفاته النبي (ص)...

در صفحه 425 :

فهذا من اوضح الادلة علي الاحتجاج بالتوسل بالنبي (ص) بعد وفاته کحياته لفعل عثمان راوي الحديث ولفعل غيره في حياته وبعد وفاته وهم اعلم بالله عز و جل وبرسوله من غيرهم وإليهم ترجع الامورفي القضايا التي شاهدوها

عنوان هم جالب است :

رسول خدا (ص) به امتش ياد داد که چگونه به سوي خدا توسل کنيد . اگر حاجتي داشتيد ، چطور توسل کنيد و بعد از وفات ايشان ، صحابه هم به اين ارشاد رسول خدا (ص) عمل کردند .

روايت را نقل مي کند : ترمذي از عثمان بن حنيف ...

سخنان ترمذي را هم در مورد قسمت آخر روايت بيان مي کند .

در صفحه بعد :

اين حديث صحيح است و صريح در جواز توسل و استجابت

(يعني هم توسل کند و هم رسول خدا (ص) حتما پاسخ مي دهند )

 در اين روايت نيامده که حتما در حضور رسول خدا (ص) دعا کنيد ؛ بلکه هم زمان حيات ايشان را شامل مي شود و هم بعد از وفات .

(اگر شخصي در حضور رسول خدا (ص) هم دعا کند ، خداوند دعاي او را مستجاب مي کند و هم زماني که ايشان در قيد حيات نباشند اگر دعا کند و به ايشان توسل کند ، خداوند حاجت او را مي دهد.)

 مخصوص آن فرد خاص هم نيست که فقط آن فرد توسل کند و خداوند حاجت او را بدهد ؛ بلکه کاملا مطلق است و ثابت مي کند توسل بعد از پيامبر (ص) هم جايز است ؛ زيرا رسول خدا (ص) بايد با همه امت خودش مهربان باشد و براي اين که مردم در حاجات خود به توسل نياز دارند .

اين روايت دلالت مي کند بر اين که عثمان بن حنيف ، راوي حديث تعميم را فهميده است

(تعميم يعني اين که توسل قبل از وفات و بعد از وفات ، فرقي نمي کند و هم به زنده و هم به مرده مي توان توسل کرد )

 و به شخص ديگري هم ياد داده و بعد از وفات رسول خدا (ص) هم توسل را انجام داده و کاملا هم واضح است ....

 اين واضح ترين دليل ما بر احتجاج به توسل به پيامبر (ص) بعد از وفات ايشان است ؛ همان طور که در حيات ايشان هم جايز بود ؛ زيرا عثمان بن حنيف بعد از وفات پيامبر (ص) ، به شخصي ياد داد که به رسول خدا (ص) توسل کن و پاسخ گرفته است ...

الحصني الشافعي الدمشقي ، تقي الدين ابي بکر ، دفع شبه من شبّه و تمرد ، با تحقيق عبد الواحد مصطفي ، چاپ دار المصطفي ، ص 420 به بعد

5 . محمد بن علي شوکاني

 

شوکاني در فقه زيدي مذهب است . مذهبي که در فقه يکي از شاخه هاي احناف است ؛ اما از نظر اعتقادي سلفي مي باشد. و وهابي ها هم او را به شدت قبول دارند . منتهي در بحث توسل با وهابي ها مشکل دارند.

کتاب تحفه الذاکرين ، تأليف امام علامه مجتهد محمد بن علي الشوکاني ، چاپ مؤسسه الکتب الثقافيه لبنان ، الطبعه الاولي ، صفحه 180 ، روايت را نقل مي کند و در ادامه مي گويد :

في الحديث دليل علي جواز التوسل برسول الله (ص) إلي الله عزوجل مع اعتقاد أن الفاعل هو الله سبحانه وتعالي وأنه المعطي المانع ما شاء کان وما لم يشأ لم يکن .

اين روايت صراحتا ثابت مي کند که توسل به پيامبر (ص) جايز است ؛ ولي با يک شرط ، اين که کسي که حاجت را مي دهد ، خداوند است و کسي هم که اگر نخواهد حاجت را بدهد ، باز هم خداوند است و رسول خدا (ص) فقط واسطه است.

الشوکاني ، محمد بن علي ، تحفه الذاکرين ، چاپ مؤسسه الکتب الثقافيه بيروت ، الطبعه الاولي ، ص 180

اين اعتقاد همه مسلمانان است . ما اگر به ائمه اطهار (ع) توسل مي کنيم ، نمي گوييم ائمه ما قدرتي در کنار قدرت خداوند دارند و حاجات ما را مي دهند ؛ بلکه ما مي گوييم قدرت اصلي از آن خداوند است و خداوند به اهل بيت عصمت (ع) اين قدرت را عطا کرده که حاجات مردم را بدهند و فاعل حقيقي ، خداوند است ، ايشان هم اين سخن را مي گويند .

6 . علي بن عبد الله سمهودي

کتاب خلاصه الوفا بإخبار دار المصطفي ، تأليف علي بن عبد الله بن احمد الحسيني السمهودي ، الجزء الاول ، با تحقيق دکتر محمد الامين محمد محمود احمد الجکني ، صفحه 415 :

وصححه البيهقي وزاد : فقام وقد ابصر وله وللطبراني عن عثمان بن حنيف ايضا أن رجلا کان يختلف إلي عثمان بن عفان في حاجة ...

الحسيني السمهودي ، علي بن عبد الله بن احمد ، خلاصه الوفا بإخبار دار المصطفي ، با تحقيق دکتر محمد الامين محمد محمود احمد الجکني ، ص 415

آقاي سمهودي هم تصحيحات اين روايت را در کتاب خود بيان مي کند .

7 . ابن حجر هيثمي

کتاب الجوهر المنظم في زياره قبر الشريف النبوي المکرم ، تأليف احمد بن حجر الهيثمي ، چاپ دار الجوامع الکلم قاهره ، صفحه 149 :

وفي حياته صلي الله عليه وآله ما أخرجه النسائي والترمذي وصححه...

وهذا المعني حاصل في حياته وبعد وفاته ومن ثم استعمل السلف هذا الدعاء في حاجاتهم بعد موته ، وقد علمه عثمان بن حنيف الصحابي راويه لمن کان له حاجة عند عثمان بن عفان زمن امارته بعده (ص) ... و روي الطبراني بسند جيد أنه صلي الله عليه وآله ذکر في دعائه : بحق نبيک والانبياء الذين من قبلي ولافرق بين ذکر التوسل والاستغاثه والتشفع والتوجه به صلي الله عليه وآله او بغيره من الانبياء وکذا الاولياء ..

روايتي است که توسل در زمان حيات پيامبر (ص) را نسائي و ترمذي آن را نقل کرده و تصحيح نموده اند ...

اين روايت اختصاص به زمان حيات رسول خدا (ص) ندارد ؛ بلکه هم اختصاص به زمان حيات و هم بعد از وفات ايشان دارد به همين دليل است که سلف اين دعا را در حاجات خود بعد از وفات رسول خدا (ص) استفاده مي کردند . عثمان بن حنيف صحابي ، راوي اين روايت ، همين دعا را به کسي که حاجتي ، نزد عثمان بن عفان ، در زمان امارت او و بعد از وفات رسول خدا (ص) ياد داد .

الهيثمي ، احمد بن حجر ، الجوهر المنظم في زياره قبر الشريف النبوي المکرم ، چاپ دار الجوامع الکلم قاهره ، ص 149

8 . جميل صدقي زهاوي

کتاب الفجر الصادق في الرد علي الفرقه الوهابيه المارقه ، تأليف علامه بغداد جميل صدقي الزهاوي ، چاپ دار الصديق الاکبر ، صفحه 81 و82 :

ومنها ما رواه الترمذي والنسائي والبيهقي والطبراني بإسناد صحيح عن عثمان بن حنيف أن رجلا ضريرا أتي النبي صلي الله عليه وآله ...

قد تقول الوهابية : إن هذا انما کان في حياة النبي صلي الله عليه وآله ، فليس يدل علي جواز التوسل به بعد موته .

فنجيب : أن الدعاء هذا قد استعمله الصحابة والتابعون ايضا بعد وفاته صلي الله عليه وآله لقضاء حوائجهم. يدل عليه ما رواه الطبراني والبيهقي أن رجلا کان يختلف إلي عثمان زمن خلافته في حاجة ...

فهذا توسل ونداء بعد وفاته صلي الله عليه وآله

روايتي است که ترمذي و نسائي و بيهقي و طبراني با سند صحيح از عثمان بن حنيف بيان کرده که مردي نابينا نزد رسول خدا (ص) آمد ...

وهابي ها مي گويند : اين داستان فقط براي زمان حيات رسول خدا (ص) است و براي توسل به ايشان بعد از وفات ، فايده اي ندارد .

ما به وهابي ها جواب مي دهيم : اين دعا را صحابه و تابعين بعد از وفات رسول خدا (ص) براي گرفتن حاجات خود استفاده مي کردند .

بعد در ادامه روايت طبراني و بيهقي را نقل مي کند ، همان روايتي که ما بيان کرديم . اين توسل و صدا زدن رسول خدا (ص) بعد از وفات ايشان است .

صدقي الزهاوي ، جميل ، الفجر الصادق في الرد علي الفرقه الوهابيه المارقه ، چاپ دار الصدق الاکبر ، ص 81 و 82

9 . زيني دحلان

در کتاب الدرر السنيه في الرد علي الوهابيه ، تأليف سيد احمد بن سيد زيني دحلان ، چاپ مکتبه الاحباب ، صفحه 24 :

ومن الاحاديث الصحيحة التي جاء فيه التوسل ما رواه الترمذي والنسائي والبيهقي والطبراني بإسناد صحيح عن عثمان بن حنيف وهو صحابي مشهور: أن رجلا ضريرا أتي النبي صلي الله عليه وآله ....

روايات صحيحي که تصريح دارد بر جواز توسل ... که روايت را نقل مي کند .

سيد زيني دحلان ، سيد احمد ، الدرر السنيه في الرد علي الوهابيه ، چاپ مکتبه الاحباب ، ص 24

10 . دکتر عزت عطية

در کتاب البدعة تحديد ها و موقف الاسلام منها ، تأليف دکتر عزت علي عطيه ( از استادان دانشگاه الازهر مصر بود ، همان شخصي است که سني مذهب مي باشد ؛ اما به رضاع کبير فتوا داد و از دانشگاه الازهر اخراج شد ) همين روايت را بيان کرده و به آن استدلال نموده است که اين روايت سندش صحيح است :

وأصرح ما ورد فيه ، ما رواه الطبراني بسنده عن عثمان بن حنيف أن رجلا کان يختلف إلي عثمان بن عفان في حاجة له ...

در ادامه جواب ابن تيميه را هم مي دهد :

وکل ما ذکره ابن تيميه هنا مردود وغير مقبول...

هر چه سخن ابن تيميه در مورد اين روايت گفته شده ، مردود و غير قابل قبول است ...

عطيه ، عزت علي ، البدعه تحديدها و موقف الاسلام منها

مجري :

استاد يزداني ! اگر اجازه دهيد بنده در اين قسمت از برنامه ايراد هايي که وهابي ها به اين روايت وارد کرده اند را بيان کنم تا شما هم پاسخ آن را ارائه دهيد .

قبل از آن کليپي آماده شده که يکي از علماي اهل سنت ، همين روايت را خوانده و به آن استدلال کرده است . نتيجه گيري که ايشان از اين روايت کرده اند ، بسيار جالب است .

جيل صادق : کسي که توسل به پيامبر (ص) را کفر و شرک بداند ، پيامبر (ص) را مشرک دانسته است

کليپ :

شيخ جيل صادق ، از علماي اهل سنت :

اين کتاب الاذکار است که گلچيني از سخنان پيامبر (ص) مي باشد ، نويسنده اين کتاب امام ، حافظ ، شيخ الاسلام محيي الدين ابي زکريا يحيي بن شرف النووي متوفاي سال 676 هجري است . اين کتاب از انتشارات دار الکتاب العربي چاپ پانزدهم مي باشد .

در اين کتاب امام همام نووي در صفحه 167 مي گويد : در کتاب ترمذي و ابن ماجه از عثمان بن حنيف آمده است : مردي نابينا نزد پيامبر (ص) آمد و عرض کرد از خدا بخواه که سلامتي و بينايي را به من باز گرداند . حضرت فرمودند : اگر بخواهي دعا مي کنم و اگر صبر کني ، براي تو بهتر است . عرض کرد : براي من دعا کن . حضرت فرمودند : وضويي نيکو بگير و اين دعا را بخوان : خداوندا به واسطه پيامبرت که رسول رحمت است به تو روي آوردم و حاجت خود را از تو طلب مي کنم . اي محمد به واسطه تو به پروردگارم روي آوردم تا حاجتم روا شود . خداوندا او را شفيع من قرار ده .

ترمذي گفته اين حديث حسن و صحيح است .

عزيزان اين حديث دلالتش بر جواز توسل به پيامبر(ص) روشن است . پيامبر خدا (ص) کسي است که به شخص نابينا آموخت که به او در غيابش متوسل شود و بگويد : « يا محمد » . پس هر کس متوسلين به پيامبر را مشرک بداند ، نتيجه سخنش تکفير پيامبر (ص) است . چرا ؟ زيرا اين قاعده شرعي اسلام است که کمک به گناه ، گناه است وکمک به کفر ، کفر است و کمک به شرک ، شرک است ؛ پس کسي که بگويد : توسل به پيامبر (ص) کفر و شرک است ، او پيامبر (ص) را مشرک دانسته است . پناه بر خداوند به خاطر همين .

عزيزان توجهي به تبليغات وهابي ها و دعوت کنندگان سلفي نداشته باشيد و در حقيقت حرکت آن ها شيطاني و فرعوني است و هدفشان تکفير مسلمانان و کافر و مشرک دانستن مردم است . پناه بر خداوند از فتنه و شر آن ها و الحمد لله رب العالمين .

مجري :

ملاحظه فرموديد که اين عالم اهل سنت چه نتيجه اي از اين روايت گرفتند . اگر زمان به ما اجازه مي داد ، استنادات بسيار زيادي از علماي اهل سنت را در خصوص اين روايت ، براي شما ارائه مي داديم و از بينندگان عزيز خواهش مي کنم که با ديدن چند برنامه از شبکه هاي وهابي ، ذهنيت خود را تغيير ندهند . شبکه هاي وهابي از جانب وهابيت ساپورت مالي مي شوند و بالطبع نظرات و اعتقادات آن ها را بيان مي کنند و اميدواريم در آينده اهل سنت هم براي خود شبکه اي داشته باشند تا بتوانند اعتقادات و نظرات خود را به گوش جهانيان برسانند .

ايرادات وهابي ها به روايت عثمان بن حنيف

اما ايراداتي که برخي از اين آقايان از روايت مطرح شده گفته اند :

ايراد اول :

اين که طاهر بن عيسي که در سند روايت آمده بود ، مجهول است و نمي توان به مجهول استناد کرد .

استاد يزداني :

ما در برنامه هاي گذشته ، ايرادات را از زبان الباني و بقيه نقل مي کرديم ؛ اما در اين برنامه از زبان يکي از نوادگاه محمد بن عبد الوهاب بيان خواهيم کرد .

کتابي به نام تيسير العزيز الحميد في شرح کتاب التوحيد ، تأليف سيلمان بن شيخ عبد الله بن شيخ الاسلام محمد بن عبد الوهاب ، با تحقيق اسامه بن عطايا بن عثمان العتيبي ، جلد اول ، چاپ دار الصميعي رياض عربستان ، صفحه 452 :

واحتجوا ايضا : بحديث رواه الطبراني في المعجم الکبير فقال : حدثنا طاهر بن عيسي بن قيرس المصري ثنا اصبغ بن الفرج ...

والجواب من وجوه : الجواب الاول : أن راويه طاهر بن عيسي ممن لايعرف بالعدالة بل هو مجهول . قال الذهبي : طاهر بن عيسي بن قيرس ابو الحسين المصري المؤدب عن سعيد ابن ابي مريم ويحيي بن بکر واصبغ بن الفرج وعنه الطبراني . توفي سنة اثنتين وتسعين ومائتين . ولم يذکر فيه جرحا ولاتعديلا ، فهو إذا مجهول الحال لايجوز الاحتجاج بخبره ، لاسيما فيما يخالف نصوص الکتاب والسنة

مسلمانان به حديثي که طبراني در معجم کبير روايت کرده ، احتجاج کرده‌اند . طاهر بن عيسي بن قيرس المصري نقل مي کند .... روايت را با سند آن بيان مي کند و در ادامه مي گويد :

راوي اول روايت ، طاهر بن عيسي مجهول مي باشد و عدالت او ثابت نشده است . ذهبي شرح حال طاهر بن عيسي را بيان مي کند و نه جرح در آن آورده و نه تعديل و اصلا به اين فرد مجهول الحال نمي توان احتجاج کرد ، به خصوص زماني که با کتاب و سنت در تعارض است .

سليمان بن شيخ عبدالله بن محمد بن عبد الوهاب ، تيسير العزيز الحميد في شرح کتاب التوحيد ، با تحقيق اسامه بن عطايا بن عثمان العتيبي ، ج 1 ، چاپ دار الصميعي رياض ص 452

البته قرآن و سنتي که محمد بن عبد الوهاب آورده است ؛ چون با قرآني که معجزه رسول خدا (ص) هيچ تعارضي ندارد .

پاسخ به اشکال اول :

 بنده وثاقت طاهر بن عيسي را ثابت مي کنم که ايشان توثيق دارند و مجهول نيستند . در کتاب الاکمال في رفع الإرتياب عن المؤتلف والمختلف في الاسماء و الکني و الانساب ، تأليف امير حافظ ابن ماکولا ( از بزرگان علم رجال اهل سنت ) ، الجزء الاول ، چاپ دار الکتاب الاسلامي بيروت ، صفحه 296 :

طاهر بن عيسي بن اسحاق بن عبد الله بن ابان بن عبد الله عبد الصمد بن بشير مولي بني تميم ، يعرف بابن قيرس ، حدث عن زهير بن عباد ويحيي بن عبد الله ابن بکير وغيرهما وکان معلم کتاب بعسکر مصر وکان ثقة ...

طاهر بن عيسي بن .... معروف به ابن قيرس .... ثقه است .

ابن ماکولا ، الإکمال في رفع الإرتياب عن المؤتلف و المختلف في الاسماء و الکني والانساب ، چاپ دار الکتاب الاسلامي بيروت ، ص 296

وهابي ها مي گويند : مجهول است و براي او توثيق نداريم ؛ ولي ابن ماکولا ايشان را توثيق کرده است . پس شبهه اول که مجهول بودن راوي بود ، با جواب ابن ماکولا ، مردود مي شود .

ايراد دوم :

ابي سعيد مکي از نفر اول مجهول تر است .

الثاني : قوله : عن ابي سعيد المکي اشد جهالة من الاول . فإن مشايخ ابن وهب المکيين معروفون کداوود بن عبد الرحمن ، زمعة بن صالح وابن عيينة وطلحة بن عمرو الحضرمي وابن جريج وعمر بن قيس ومسلم بن خالد الزنجي وليس فيهم من يکني ابا سعيد ، فتبين أنه مجهول .

اشکال دوم اين که جهالت ابي سعيد مکي از راوي اول بيشتر است . زيرا استادان ابن وهب که مکي هستند ، همه معروفند مثل : داوود بن عبد الرحمن ، زمعه بن صالح و ابن عيينه و طلحه بن عمرو حضرمي و ابن جريج و عمر بن قيس و مسلم بن خالد الزنجي و .. اصلا استادي به نام ابا سعيد نداشته ؛ پس مجهول است .

شيخ سليمان بن شيخ عبد الله بن محمد بن عبد الوهاب ، تيسير العزيز الحميد في شرح کتاب التوحيد ، با تحقيق اسامه بن عطايا بن عثمان العتيبي ، ج 1 ، چاپ دار الصميعي رياض ، ص 453

اين سخن علامه سليمان بن عبد الله بن محمد بن عبد الوهاب است . ديگر لازم نيست که به دنبال توثيق ابو سعيد شبيب بن ابي سعيد بگردم ؛ زيرا از روات صحيح بخاري و مسلم است و صدها روايت در کتاب هاي اهل سنت دارد و تمام بزرگان اهل سنت در وثاقت او اجماع دارند .

پاسخ به اشکال دوم :

در همين کتاب ، محقق وهابي اين کتاب در پاورقي جواب مي دهد :

ليس الامر کما ذکره الشيخ سليمان فقد جاء مصرحا بإسم ابي سعيد المکي عند الطبراني وهو : شبيب بن سعيد المکي وهو من رجال البخاري وقد وثقه ابن المديني وابو زرعه وغيرهما وقال النسائي : لا بأس به وقال ابوحاتم : صالح الحديث لا بأس به وتکلم ابن عدي في رواية ابن وهب عنه ، ولکنه توبع في هذه الرواية کما بينه ابن ابي حاتم في العلل .

واقعيت اين نيست که شيخ سليمان گفته است ؛ بلکه واقعيت اين است که اسم ابي سعيد مکي نزد طبراني، شبيب بن سعيد مکي و از روات بخاري است . ابن مديني ، ابوزرعه و... او را توثيق کرده اند و نسائي و ابو حاتم هم در مورد او گفته اند که اشکالي در باره او نيست . تنها اشکالي که وجود دارد اين است که ابن عدي گفته اگر ابن وهب از او روايت نقل کرد ، قابل قبول نيست ؛ اما اين روايتي که نقل شده هم از ابن وهب است و هم پسرش از او نقل کرده است ؛ پس اشکال ندارد .

سليمان بن شيخ عبد الله بن محمد بن عبد الوهاب ، تيسير العزيز الحميد في شرح کتاب التوحيد ، با تحقيق اسامه بن عطايا بن عثمان العتيبي ، ج 1 ، چاپ دار الصميعي رياض ، ص 453

سيلمان بن عبد الله مي گفت : اشد جهالة ؛ ولي ايشان از روات بخاري است و تمام علماي اهل سنت بر وثاقت او اجماع دارند نه اين که مجهول باشد . اين هم از سخنان علامه سليمان بن عبدالله ، نوه محمد بن عبد الوهاب است . زماني که تقوا نباشد ، چشم بسته هر چه را خواست مي گويد .

ايراد سوم :

ايراد سوم اين است که اگر ما صحت سند را بپذيريم ( که با توجه به اين دو ادعاي مضحکي که اين آقاي وهابي بيان کرده بود و رد هم شد ، بايد بپذيرد) توسل را ثابت نمي کند .

الثالث : بتقدير ثبوته ، فليس فيه دليل علي الدعاء الميت والغائب غاية ما فيه أنه توجه به في دعائه ، فأين هذا من دعاء الميت ؟

اشکال سوم : فرض کن که اين روايت صحيح است ، آيا از اين روايت خواستن و دعاي ميت ثابت مي شود ؟ يا ثابت نمي شود ؟ نهايت چيزي که اين روايت ثابت مي کند ، توسل آن شخص به دعاي رسول خدا (ص) است . اين جا دعاي ميت کجاست ؟

سليمان بن شيخ عبدالله بن محمد بن عبد الوهاب ، تيسير العزيز الحميد في شرح کتاب التوحيد، با تحقيق اسامه بن عطايا بن عثمان العتيبي ، ج 1 ، چاپ دار الصميعي ، ص 454

پاسخ به اشکال سوم :

اولا ما از اين روايت استغاثه را نمي خواستيم ثابت کنيم ، قصد ما از بيان اين روايت ، اين است که بحث توسل را ثابت کنيم ؛ هر چند که استغاثه را هم مي توان اثبات کرد ؛ ولي ادعاي ما اين است که توسل را ثابت مي کند و اين آقا مي گويد:

اين روايت دلالت بر استغاثه ندارد و نهايت چيزي که اين روايت ثابت مي کند ، توسل آن شخص به دعاي رسول خدا (ص) است . اين جا دعاي ميت کجاست ؟

در حالي که اگر چشمان خود را باز کند و توجه بيشتري کند ، مي بيند که عثمان بن حنيف به آن شخص مي گويد که وضو بگيرد و به مسجد رسول خدا (ص) و نزد قبر شريف برود و از قبر رسول خدا (ص) حاجت خود را طلب کن و با توسل به ايشان ، اين دعا را بخوان .

ولي اين آقا مي گويد : اين روايت توسل به دعاي رسول خدا (ص) است ، پيامبر (ص) زنده بودند که براي اين شخص ، دعا کنند . اگر پيامبر (ص) زنده نبود ، توسل به دعاي ايشان چگونه ثابت مي شود ؟ بسيار عجيب است !!! اينقدر تعصب چشمان ايشان را در بر گرفته که روايت را به خوبي نديده و با سرعت از سند آن گذشته که متوجه نشده ابو سعيد کيست ؟

اين فرد به علت عناد و لجاجتي که با رسول خدا (ص) دارد ، اصلا متن روايت را نخوانده است . اگر متن روايت را مي خواند ، چنين سخني را بيان نمي کرد . مي گويد : نهايت چيزي که ثابت مي کند ، توسل به دعاي پيامبر (ص) است ؛ در حالي که در زمان اين روايت اصلا رسول خدا (ص) در قيد حيات نيستند که بتوانند براي او دعا کند و شخص به دعاي آن حضرت متوسل شود .

آن فرد به مسجد النبي (ص) مي رود و به قبر شريف ايشان متوسل مي شود و دعا مي کند و رسول اکرم (ص) را واسطه بين خود و خداوند قرار مي دهد .

ايراد چهارم :

اين اشکال بسيار بي ارزش و بي ربط است :

الرابع : انهم زعموا انه دليل علي الدعاء کل غائب وميت من الصالحين ...

فرض کنيم که ثابت شود کسي از رسول خدا (ص) بتواند حاجت خود را بگيرد ، چرا شما اين را به بقيه صالحين تعميم مي دهيد ؟ ...

و جالب است که در ادامه بحث قياس را مطرح مي کند و مي گويد :

 رسول خدا (ص) اشرف مخلوقات است و با دليل اين بحث ثابت شد . چرا براي بقيه اين بحث را مطرح مي کنيد و آن ها را با رسول خدا (ص) قياس مي کنيد ؟ در حالي که قياس از ديدگاه شيعه باطل است .

سليمان بن شيخ عبدالله بن محمد بن عبدالوهاب ، تيسير العزيز الحميد في شرح کتاب التوحيد ، با تحقيق اسامه بن عطايا بن عثمان العتيبي ، ج 1 ، چاپ دار الصميعي رياض ، ص 455

پاسخ به ايراد چهارم :

جواب اين اشکال بسيار واضح است . انصافا اين شخص بسيار بي سواد است که هنوز نمي داند که قياسي که شيعه قبول ندارد ، قياس مناط ظني است و ما قياس مناط ظني را قبول نداريم . اين قياس ، قياس مناط ظني نيست ؛ بلکه قياس مناط قطعي است و واضح است که ما از چهار نوع قياس ، فقط نوع آخر آن را قبول نداريم و سه نوع ديگر قياس مورد قبول ما مي باشد .

اين روايت ثابت مي کند که حداقل توسل به پيامبر (ص) جايز است و شرک نمي باشد و همين براي ما کفايت مي کند ؛ يعني توسل و خواستن از غير خدا ، جايز است و اين تمام استدلال هاي شما را به آيات قرآن کريم که ضد توسل و استغاثه بيان مي کنيد را مردود و باطل مي کند . ما فقط از اين روايت توسل به رسول خدا (ص) را ثابت مي کنيم و نمي خواهيم توسل به امام حسين (ع) و ساير اهل بيت (ع) را ثابت کنيم .

اشکال الباني به روايت عثمان بن حنيف

مجري :

 نکته ديگري که باقي مانده ايرادي است که آقاي الباني به اين روايت وارد کرده که شايد جدي تر باشد و آن اين است که اگر بخواهيم روايتي را که شبيب بن سعيد در سلسله سند آن است را بپذيريم ، دو شرط دارد : شرط اول اين که ايشان از يونس نقل کرده باشد و دوم اين که اين روايت از طريق فرزندش عبد الله به ما رسيده باشد . که يکي از اين شروط را اين روايت ندارد . شما چه پاسخي نسبت به اين روايت داريد ؟

استاد يزداني :

اين اشکال را بنده از کتاب التوسل و انواعه و احکامه ، تأليف الباني نقل مي‌کنم :

فهذا الکلام يفيد أن شبيبا هذا لابأس بحديثه بشرطين اثنين ، الاول : أن يکون من رواية ابنه احمد عنه و الثاني أن يکون من رواية شبيب عن يونس

اين روايت زماني صحيح و درست است که دو شرط داشته باشد : اول اين که روايت را پسرش احمد از او نقل کرده باشد و دوم اين که شبيب از يونس نقل کرده باشد .

الباني ، محمد ناصر الدين ، التوسل و انواعه و احکامه

اين مهمترين اشکال آقاي الباني است که به اين روايت وارد کرده است . اگر اين دو شرط را نداشته باشد ، روايت شبيب براي ما فايده اي ندارد . دلائلي را هم که بيان مي کند ، بسيار باطل و مردود است . پس اين روايت شرط اول را دارد و شرط دوم را دارا نيست و شبيب اين روايت را از روح بن قاسم نقل کرده است ، در اين صورت روايت مردود است .

پاسخ به اشکال الباني به روايت عثمان بن حنيف

جواب ما به اين اشکال بسيار صريح و واضح است . آقاي الباني شما مي گوييد : در صورتي اين روايت مورد قبول است که اين دو شرط را داشته باشد ؛ در صورتي که آقاي ذهبي خلاف اين سخن را بيان مي کند .

در کتاب المستدرک علي الصحيحين ، تأليف ابي عبدالله محمد بن عبد الله حاکم نيشابوري ، با تحقيق مصطفي عبد القادر عطا ، چاپ دار الکتب العلميه بيروت ، ج 1 ، صفحه 707 :

همين روايت را بيان مي کند ؛ البته دو روايت است . روايتي که وهابي ها آن را قبول دارند و روايت ديگري که در ادامه همان روايت نقل شده : روايت 1930 از کل کتاب و روايت 130 از اين باب :

اخبرنا ابو محمد عبد العزيز بن عبد الرحمن بن سهل الدباس مکة من اصل کتابه ، ثنا ابو عبد الله محمد بن علي بن يزيد الصائغ ، ثنا احمد بن شبيب بن سعيد الحيطي ، حدثني ابي ، عن روح بن قاسم ...

پس اين روايت از يونس نيست . راوي اول احمد پسر شبيب است و شرط دوم که از يونس نقل شود را ندارد و از روح بن قاسم نقل شده است ؛ بنابراين به نظر اين روايت مردود باشد .

اما حاکم نيشابوري مي گويد :

هذا حديث صحيح علي شرط البخاري ولم يخرجا ...

اين روايت صحيح تراست بنا بر شرايط بخاري ؛ اما بخاري و مسلم اين روايت را نقل نکرده است .

پس نظر شما آقاي الباني يک طرف و نظر حاکم نيشابوري در طرف ديگر است . از اين مهمتر شماره روايت 1930 بود که آقاي شمس الدين ذهبي در تلخيص روايت مي گويد :

قال في التلخيص : علي شرط البخاري

يعني سخت ترين شرط را که آقاي بخاري گذاشته را اين روايت دارا است.

سخن آقاي ذهبي کاملا مطابق با قواعد است ؛ چون هر دو از روات بخاري و ثقه هستند و گفته که من از او شنيدم و شکي در آن نيست ؛ ولي براي سخن آقاي الباني دليلي پيدا نکردم . از اين گذشته آقاي حاکم نيشابوري هم زماني که روايتي را که داستان عثمان بن حنيف را ندارد ، نقل مي کند، مي‌گويد: :

تابعه شبيب بن سعيد الحبطي عن روح بن قاسم زيادات في المتن والاسناد والقول فيه قول شبيب فإنه ثقة مأمون .

اين روايت را شبيب بن سعيد از روح بن قاسم با زياده در سند و متن نقل کرده است و سخن حق در اين جا ، سخن شبيب است که او هم ثقه و مورد اطمينان مي باشد .

حاکم نيشابوري ، ابي عبدالله محمد بن عبد الله ، مستدرک علي الصحيحين ، با تحقيق مصطفي عبدالقادر عطا ، چاپ دار الکتب العلميه بيروت ، ج 1 ، ص 707

بنابراين پاسخ آقاي الباني را با سخن حاکم نيشابوري و شمس الدين ذهبي داديم که هر دو مي گويند : شرايط بخاري را دارد و روايت صحيح تر روايتي است که شبيب بن قاسم نقل کرده است ، برخلاف نظر الباني .

اين ها در علم حديث درجه بندي دارند ، محدث ، امام . حافظ ؛ يعني کسي است که صد هزار حديث حفظ باشد . حجت ؛ يعني کسي است که سيصد هزار حديث حفظ باشد . و حاکم که حاکم بالاترين درجه علم حديث است؛ يعني کسي است که تمام احاديث منقول از رسول خدا (ص) را حفظ باشد.

آقاي حاکم نيشابوري که "حاکم" است گفته که اين روايت شرايط بخاري را دارا مي باشد .

مجري :

ايرادات وارده به سند اين روايت مطرح و پاسخ داده شد . يکي از موارد که هر هفته در حال پخش آن هستيم ، جنايات وهابي ها است . در اين زمينه کليپي را آماده کرده ايم که شايد اين کليپ را در فضاي مجازي ديده باشيد ؛ اما نکته اي که در اين جا بيشتر تأکيد شده ، بحث مکالمه اي است که بين آن وهابي ها و سه راننده اي است که در دولت اسلامي عراق و شام داستان معروفي دارد که اين راننده ها چه کساني بودند که اين طور وحشيانه کشته شده اند .

کشتن مسلمانان به بهانه هاي مختلف به دست گروهک تروريستي داعش

کليپ 2 :

داستان با متوقف شدن چند راننده کاميون توسط دولت اسلامي عراق و شام و در يک ايستگاه بازرسي ، در جاده اي در سوريه آغاز شد .

مکالمه بين وهابي ها و رانندگان :

 مأمور وهابي : همان جايي که هستيد بزنيد کنار . کارت شناسايي لطفا ... چرا توقف نکرديد ؟ شما شيعه هستيد ، درسته ؟

 راننده : ما سني هستيم و از شهر حمص .

مأمور وهابي : هر دوي شما ؟ از سوريه هستيد ؟

راننده : بله

مأمور وهابي : هر دوي شما سني هستيد ؟ مطمئنيد ؟

راننده : بله ، ما فقط مي خواهيم زندگي کنيم . ما براي يک لقمه نان اين جا هستيم .

مأمور وهابي : چطور به من ثابت مي کنيد که سني هستيد ؟

راننده : قسم به خداي بزرگ و پيامبر .

مأمور وهابي : علوي ها با ناموس مسلمانان چه کردند ، مي دانيد ؟

راننده : به خدا من خبر ندارم و کاري به اين موضوع ندارم .

مأمور وهابي : آن ها به زنان تجاوز مي کنند و مسلمانان را مي کشند .

راننده : ما هيچوقت به ارتش و علوي ها نزديک نشده ايم .

مأمور وهابي : شما مي گوييد که ما مشرک هستيم ؟ همان طور که آن ها همه با شما مي جنگند .

راننده : ما براي رزق و روزي اين جا آمده ايم .

کشتن وحشيانه راننده ها توسط وهابي ها.

مجري :

فقط به خاطر اين که شايد آن ها شيعه باشند ، آن ها را کشتند و اين روند را هم ادامه مي دهند . اين کليپ يکي از جناياتي است که ضبط و سپس پخش شده است . قطعا روزانه از اين جنايات بسيار زياد توسط وهابيت انجام مي شود و به دست ما نمي رسد .

استاد يزداني در اين خصوص توضيحاتي داريد با توجه به اين که خيلي از اين تکفير ها حول توسل و استغاثه است .

استاد يزداني :

البته اين کليپ جديد نيست و شايد براي اوايل جنگ سوريه بوده است و اين مأموري که در حال بازجويي است ، بعدا کشته شد و عکس هاي او پخش شد . اين کليپ نشانگر وحشيگري هاي اين وهابي ها است . اين کليپ در فيسبوک يکي از دوستانم بود ، اينقدر مورد توجه قرار گرفت که خود فيسبوک کليپ را حذف کرد ؛ اما در حال حاضر در صفحات ديگر قابل دسترسي مي باشد .

به هر حال اين ها ساخته دست استعمار است که ما قبلا از کليپ هاي خود غربي پخش کرديم که گفته بودند ما داعش را ساختيم و ما هم ثابت نموديم که وهابيت ساخته دست استعمار است .

مجري :

بخش ديگري که به برنامه راه و بيراه اضافه کرده ايم ، مستند لانه زنبور است که در خصوص ارتباط وهابيت با استعمار مي باشد که به صورت اعترافاتي از دو طرف است .

در اين هفته سخنان گوردن داف ، رئيس بزرگ ترين مرکز خصوصي ـ اطلاعاتي امريکا است .

برملا شدن دست استعمار در ساخت گروهک هاي ترويستي به نام اسلام و برعليه اسلام و مسلمانان

کليپ 3 : لانه زنبور (3 )

گوردن داف از شاخص ترين متخصصين امنيتي ـ نظامي آمريکا و مدير بزرگترين سازمان اطلاعاتي خصوصي آمريکا :

من به برخي از جناح هاي موجود در عراق مشاوره مي دادم . در ماه ژانويه آن جا بودم، کساني را داشتم که هفته قبل با داعش ديدار کردند . بنابراين ما طرف ديگر داستان را هم شنيديم . چيزي که در باره داعش مشخص است ، ما با آن ها صحبت کرده ايم و ديدار کرديم . دکتر هم چند روزي با آن ها زندگي کرده است ، حتي پيشنهاد داده اند که يکي از افراد ما در عمليات عراق آن ها را همراهي کند . اما فراتر از همه اين ادعا ها نشانه هايي مي بينيم که دشمن اين ها و دشمن اسرائيل ، مشترک هستند . شيوه عملکرد داعش و شيوه عملکرد اسرائيل يکسان است ، کساني که به عراق مي فرستند ، نيروهاي سازمان سيا و نيروهاي ويژه اي هستند که در پايگاه هاي نظامي آمريکا در اردن آموزش ديده اند .

مي بينيم که سلاح هاي آمريکايي در دست دارند و در استفاده از آن سلاح ها مهارت دارند و هدفشان اين است که به سوي پالايشگاه هاي نفتي مي روند ؛ در حالي که دليلي ندارند که به سراغ آن ها و چاه هاي نفتي مثلا کرکوک بروند ، مگر اين که شراکتي با ترکيه ، اسرائيل يا شرکت هاي نفتي داشته باشند تا بتوانند اين منابع نفتي را اداره کنند . بدون چنين ارتباطاتي چاه هاي نفتي کرکوک بلا استفاده باقي مي ماندند و داعش کارهايي را که اکنون انجام مي دهد را نمي کرد و جاهايي را که اکنون مي رفتند را نمي رفتند ، مگر اين که اتحاد نزديکي با کساني داشته باشند که ادعا مي کنند دشمن آن ها هستند .

ما گزارش هايي را از کارمندانمان در گرجستان دريافت کرديم که حتي داعش از ذخائر تجهيزاتي آمريکا در افغانستان استفاده مي کند که از عربستان سعودي عبور داده شده است و در عقبه تخليه مي شوند و بعد از طريق خط آهن اردن منتقل مي شود .

مردم عامي کوچکترين تصوري از ميزان اطلاعاتي که ما داريم ، نمي توانند داشته باشند . بنابراين پر واضح است که داعش براي انجام کار هايي که مي کند ، از پوشش اطلاعاتي عربستان و اسرائيل بهره مي برد که آمريکا آن ها را وارد کرده و اطلاعاتشان را مي توانند در باره عراق به اشتراک بگذارند . در حالي که اشتراک اطاعاتي براي دستگاه امنيتي عراق ندارند و اطلاعاتي در اختيار عراق نمي گذارد . ما اين جا همه چيز را مي بينيم ؛ چون خاور ميانه و شمال آفريقا کاملا يک دست و صاف است و کيفيت پوشش رصد ماهواره اي و پهبادي ما در منطقه بيشترين حد ممکن است .

مجري :

اين کليپ را با هم ديديم ، موضوعي که در هفته گذشته و در اين روزها ، قلب بسياري از مردم جهان را جريحه دار کرد ، بحث کردها يا ايزدي هايي که از ترس وحشيگيري هاي داعش به کوه ها پناه برده بودند و در آن جا گرسنه و تشنه ، در زير آفتاب کشته شدند ؛ البته تعداد کمي از آن ها توسط نيروهاي امنيتي نجات پيدا کردند . طبق آن چه سازمان هاي بين المللي اعلام کرده اند ، حدود چهل نفر از کودکاني که از دست داعش به کوه ها فرار کرده بودند ، کشته شدند . کليپي را آماده کرديم که ديدن آن محدوديت سني ندارد ؛ اما از شما مي خواهيم که با دقت نگاه کنيد .

هدفي را که شبکه هاي وهابي و گروهک تروريستي و وحشي داعش در منطقه دارد ، چه کساني هستند ؟

جنايات داعش در کوه هاي سنجار

کليپ 4 :

يکي از شهروندان ايزدي در مجلس عراق :

جناب آقاي رئيس ! زنان ما به اسارت برده شده اند . و در بازار کنيزان به فروش مي رسند . خواهش مي کنم برادران ! الان آن جا يک حمله دسته جمعي سنگيني عليه ايزديان صورت گرفته شده است ؛ دور نيست . بله آقاي رئيس ! من در موضوع صحبت مي کنم . خواهش مي کنم آقاي رئيس ! خانواده من سرشان بريده مي شود ، همان گونه که همه عراقي ها دارند سرشان بريده مي شود . همان طور که شيعه و سني و مسيحي و ترکمن و بقيه گروه ها سرشان بريده مي شود و امروز ايزدي ها سرشان بريده مي شود .

خدمتي مدير وهابي شبکه وهابي کلمه :

حالا گروهي آمده اند که انتقام بگيرند !!!

يکي از شهروندان ايزدي در مجلس عراق :

برادران ! ما درخواست مي کنيم ، به دور از اختلافات سياسي ، يک نظام انساني مي خواهيم . من اين جا به نام انسانيت سخن مي گويم ، نجاتمان دهيد ، به دادمان برسيد . چهل و هشت ساعت است که سه هزار خانواده در کوه سنجار محاصره شده اند ، بدون آب و غذا ؛ در حالي که تا کنون هفتاد کودک از تشنگي و فشار مرده اند !!!

پنجاه کهنسال از وضع کنوني مرده اند . زنان ما را اسير کرده اند ؛ مثل کنيزان ، به عنوان کنيز دارند در بازار بردگان فروخته مي شوند .

جناب آقاي رئيس ! ما از مجلس عراق در خواست مي کنيم که فورا وارد عمل شوند براي نجات از اين کشتار گاه ؛ هفتاد و دو شبيخون عليه ايزديان !! الان در قرن بيست و يکم !! سرمان بريده مي شود و به تدريج مي ميريم !! يک دين کاملا از روي زمين کنده مي شود .

برادران ! من شما را به نام انسانيت مي خوانم ، به نام انسانيت درخواست مي کنم که نجاتمان بدهيد . جناب آقاي رئيس ! در خواست مي کنم ...

کارشناس وهابي شبکه کلمه :

و حتي ايران ؛ براي ايراني ها ، داعش بهتر است من با سند براي شما ثابت مي کنم .

سندي ديگر از جنايات داعش ، قتل عام زنان و کودکان توسط داعش

چهل و هشت ساعت است که سه هزار خانواده در کوه سنجار محاصره شده اند ، بدون آب و بدون غذا !! در حالي که تا کنون هفتاد کودک از تشنگي و فشار مرده اند !!

کارشناس وهابي شبکه کلمه :

داعش چرا در مقابل اين ها بايد بد باشد !!!

مجري :

تصاوير را ملاحظه فرموديد ، اين وهابي هايي که در مقابل اين جنايات داعش سکوت کرده اند ، در مقابل جنايات کوه سنجار ديگر لازم نيست که عکس العملي از خود نشان دهند . عده اي که از عطش مردند ، به فکر بقيه باشيد .

استاد يزداني :

اين تصاوير واقعا تکان دهنده و ناراحت کننده بود ، کودکاني که از ترس داعش فرار کرده و از تشنگي مرده بودند . واقعا براي ما خيلي تأثر آور است . کساني که از داعش دفاع مي کرديد ، در مقابل اين جنايات چه پاسخي مي دهيد ؟ چگونه اين کودکان را قتل عام کردند؟ . براي ما فرقي نمي کند که چه ديني داشته باشند ، به هر حال انسان هستند و کودکانشان بي گناه بودند و نبايد اين گونه وحشيانه کشته مي شدند .

مجري :

قطعا براي همه ما ثابت شده که اگر دست داعش به اهل سنت ايران هم برسد ، همين کارها را انجام مي دهند و براي آن ها فرقي نمي کند که کرد يا بلوچ يا لر يا فارس باشند . ممکن است که در مراتب قصاوت فرق کنند ، مثلا از آن راننده کاميون پرسيد که شما سني هستيد ؟

آن ها را با اسلحه کشت و ذبح نکرد ؛ اما جنايت همان است و جنايتکاران آن هم ، همان ها هستند و قطعا اگر در مقابل عوامل داعش در هر جا که هستند ، نايستيم ، فتنه اي که براي اهل سنت به وجود خواهد آمده ، بسيار وحشتناک مي باشد .

تماس بينندگان

بيننده : آقاي رضايي از زاهدان – شيعه

به نظر بنده تمام مصائبي که الان گريبانگير جامعه اسلامي است ، مربوط به اين وهابي هاي ملعون مي شود .

بيننده : خانم مولايي از تهران – شيعه

بنده دو مسأله را مي خواستم بيان کنم . اول اين که زماني که اهل سنت بحث توسل را پيش مي کشند ، مي گويند که مگر مرده صداي زنده را مي شنود ؟ و به شيعيان مي گويند که شما قبر پرستي مي کنيد . ما در نماز مي گوييم :

السلام عليک ايها النبي ورحمة الله وبرکاته

سلام بر تو اي رسول خدا (ص)

مگر سلام کردن و خطاب "ايها" به انساني که حاضر و ناظر است داده نمي شود ؟ پس رسول خدا (ص) با رحمت خود ، سايه سر ما هستند . همان طور که در نماز به ايشان سلام عرض مي کنيم ، زماني که در مقابل قبر مطهر ايشان هم مي ايستيم ، همين سلام را خدمتشان عرض مي نماييم . آيا اين گونه سلام دادن را وهابي ها مي گويند .

مجري :

بله ،تازگي ها شبکه هاي وهابي ضمير مخاطب را حذف کرده و مي گويند :

السلام علي النبي

بيننده :

پس اگر مخاطب آن ها رسول خدا (ص) نيست ، چه کسي مي تواند باشد ؟ ما سلام خود را به ايشان مي رسانيم ؛ اما وهابي هايي که در مسجد النبي (ص) هستند ، مانع اين کار مي شوند و وهابي ها کار ما را اشتباه مي دانند . حال سؤال من اين است که ضمير خطاب را که در نماز به کار مي برند ، يک نمونه از توسل است يا اين که اين توسل شمرده نمي شود و آن ها نماز خواندن خود را تغيير داده اند ؟

سؤال بعدي من در مورد امام زمان (عج ) است . چند روز قبل کليپي را از آقاي قزويني ، در شبکه وهابي وصال ديدم که گفته بود : من با يک واسطه از شخصي شنيدم که با امام زمان (عج ) در ارتباط بوده ، شنيدم که امام زمان (عج ) در زمان شاه ، با زني تهراني ازدواج کردند .

استاد قزويني که استاد ما هستند ، ولي ادعا دادن اين که يک شخصي امام زمان است ، به نظر من درست نيست که بخواهيم آن را در يک شبکه جهاني بيان کنيم .

مجري :

البته ايشان نقل قول کردند و در اين خصوص توضيحات لازم را دادند . اهل سنت هم از اين نمونه مطالب زياد دارند .

بيننده : آقاي طاهري از بوشهر – شيعه

ما ساکن جنوب هستيم و کارمان در دريا است . عده از دوستان ما که در اثر يک طوفان به سمت قطر رفته بودند ، مي گفتند که زماني که ما را دستگير کردند ، از ما پرسيدند که ما شيعه هستيم يا سني ؟ خواستم اين را بگويم که اين وهابي هاي کوردل چقدر از شيعه مولي الموحدين علي بن ابيطالب (ع) وحشت دارند . اين وهابي ها نه دين دارند و نه انسانيت .

بيننده : محمد ادريس از زاهدان – اهل سنت

مي خواستم در مورد دست نبستن تشيع در نماز صحبت کنم . چرا اهل تشيع در نماز دستان خود را نمي بندند ؟

استاد يزداني :

چون رسول خدا (ص) دستان خود را نمي بسته .

بيننده :

رسول خدا (ص) در نماز دستان خود را مي بسته ؟

استاد يزداني :

ايشان در نماز دستان خود را نمي بسته ، شما اگر در اين مورد روايتي را داريد ، ارائه دهيد .

بيننده :

در کل نماز خواندن ، ديدار با خداوند است . زماني که انسان در مقابل خداوند قرار مي گيرد ، آيا بهتر نيست که با احترام بايستد ؟ اگر انسان ضعف خود را در مقابل خداوند نشان دهد ، بهتر نيست ؟

استاد يزداني :

درست است با احترام در نماز بايستد ؛ ولي احترام که دست بستن نيست . درست است که انسان ضعف خود را در مقابل خداوند نشان دهد ، دستان خود را در کجا قرار دهد ، بالاي سينه ، روي ناف و يا زير ناف ؟ مذاهب اهل سنت چهار دسته هستند : مالکي ها : جايز نمي دانند . حنبلي ها و حنفي ها ، زير ناف مي بندند و شافعي ها هم بالاي سينه مي گذارند . ما از کدام مذهب شما پيروي کنيم ؟ رسول خدا (ص) چگونه بوده ؟ پيامبر اسلام (ص) چه کاري انجام مي دادند ؟ حضرت 23 سال نماز خوانده اند ، حالا شما بگوييد که رسول خدا (ص) چگونه نماز مي خواندند که ما هم همانطور بخوانيم ؟

بيننده :

در زمان پيامبر (ص) نبودم که ببينم ايشان چگونه نماز خوانده اند .

استاد يزداني :

روات اهل سنت بودند که همه گفته اند که حضرت دست بسته نماز نخوانده اند ؛ بلکه دست باز نماز خوانده اند. ما روايت صحيح در اين مورد داريم که پيامبر بزرگوار اسلام (ص) دست باز نماز خوانده اند . اما دليل اين که اهل سنت دست بسته نماز مي خوانند را هم بيان کرده اند . بنده يک روايت از صحيح ترين کتاب هاي اهل سنت و وهابيت بخوانم :

در کتاب صحيح سنن ابن ماجه ، تأليف محمد ناصر الدين الباني ، ج 1 ، چاپ رياض عربستان ، صفحه 313 ، باب اتمام الصلاه ، روايت 877 :

          مردي وارد مسجد شد و رسول خدا (ص) هم در کناري بود ... روايت مفصل است :

عن محمد بن عمرو بن عطاء ، قال : سمعت ابا حميد الساعدي ـ في عشرة اصحاب رسول الله (ص) فيهم ابو قتادة ـ فقال : ابو حميد : أنا اعلمکم بصلاة رسول الله . قالوا : لم ؟ فوالله ما کنت بأکثرنا له تبعة ولا اقدمنا له صحبة . قال : بلي، قالوا : فأعرض ، قال : کان رسول الله (ص) إذا قام الي الصلاة کبّر ، ثم رفع يديه حتي يحاذي بهما منکبيه ، ويقر کل عضو منه في موضعه ....

از محمد بن عمرو بن عطاء مي گويد : ابا حميد ساعدي که در بين ده نفر از اصحاب که ابو قتاده هم آن جا بوده گفته : مي خواهم نماز پيامبر (ص) را به شما ياد دهم ....

الباني ، محمد ناصر الدين ، صحيح سنن ابن ماجه ، ج 1، چاپ رياض عربستان ، ص 313 ، باب اتمام الصلاه

در اين روايت تمام حرکات ايشان را بيان مي کند : زماني که مي خواست نماز بخواند ، تکبير مي گفت و... تمام جزئيات نماز رسول خدا (ص) را نقل مي کند؛ اما گزارشي در باره دست بستن ندارد ...

 

 در کجاي اين روايت گفته شده که رسول خدا (ص) ، دست بسته نماز خواندند . به ما نشان دهيد . اصلا چه کسي گفته است که دست بسته بودن يعني احترام گذاشتن . اگر من به شکل احترامي که ژاپني ها و هندي ها به يکديگر احترام مي گذارند ، نماز بخوانم ، اين جايز است ؟

بيننده :

به اين صورت که حکم الله نيست .

استاد يزداني :

شما حکم الله را به ما نشان بده ، بگوييد که در کجا اين حکم الله بيان شده که بايد دست بسته نماز خواند ؟ آيا آيه اي در قرآن در اين زمينه وجود دارد ؟ روايتي از رسول خدا (ص ) نقل شده است ؟

ما نه از خداوند آيه اي داريم و نه سخني از رسول خدا (ص) داريم که دست بسته نماز بخوانيم .

مجري :

شما ادله خود را در باره اين که دست بسته نماز مي خوانيد ، بيان کنيد . اهل سنت هند مثل شما دست بسته نماز مي خوانند ؟

بيننده :

براي اين که نهايت ضعف خود را نشان دهيم . بله ، همه اهل سنت دست بسته نماز مي خوانند .

مجري :

مالکي ها دست بسته نماز خواندن را مکروه مي دانند . اگر بحث خضوع باشد که هر فرهنگي براي خود نشانه و نماد خضوع و خشوع دارند . اگر با احکام ديني اين گونه بخواهيم بر خورد کنيم ، بايد هر منطقه و فرهنگي بايد با احکام دين به سليقه و فرهنگ خود عمل کنند .

استاد يزداني :

بنده متني از يکي از بزرگان اهل سنت بخوانم که ايشان تصريح دارند که قضيه چيست ؟

کتاب شرح بدايه المجتهد و نهايه المقتصد ، تأليف امام قاضي ابو وليد محمد بن احمد بن احمد بن رشد القرطبي الاندلسي مشهور به ابن رشد ، با تحقيق عبد الله العبادي ، جلد 1، چاپ دار السلام ، صفحه 323 :

المسألة الخامسة : اختلف العلماء في موضع اليدين إحداهما علي الاخري...

وسبب في اختلافهم أنه قد جاءت آثار ثابتة نقلت فيها صفة صلاته عليه الصلاة و السلام ولم ينقل فيها أنه کان يضع يده اليمني علي اليسري و ثبت ايضا أن الناس کانوا يؤمرون بذلک . و ورد ذلک ايضا من صفة صلاته عليه الصلاة و السلام في حديث ابي حميد فرأي قوم أن آثار التي اثبتت ذلک ، اقتضت زيادة علي الآثار التي لم تنقل فيها هذه الزيادة وأن الزيادة يجب ان يصار إليها .

 مسأله پنجم : علما در اين که دست بسته نماز بخوانند ، اختلاف دارند . اين که دست راست را بر دست چپ بگذارند يا اين که دست چپ را بر دست راست بگذارند يا اين که اصلا دست ها را بگذارند يا نگذارند ...

علت اختلاف علما در اين است روايات صحيحي از رسول خدا (ص) در باره نحوه نماز خواندن نقل شده است ؛ ولي در هيچ کدام از اين روايات نقل نشده که دست راست را روي دست چپ بگذارد يا اين که دست چپ را روي دست راست بگذارد . ( حال وظيفه ما در اين زمينه چيست ؟ )

ثابت شده که مردم ، کساني غير از رسول خدا (ص) مي گفتند که دست بسته نماز بخوانيد ، رسول خدا (ص) چنين سخني نمي گفت . و در ادامه روايت ابو حميد ساعدي را بيان مي کند که در آن به هيچ وجه دست بسته نماز خواندن ، بيان نشده است و علما ما هم تصميم گرفتند که بر آن زياده دليلي نيست .

القرطبي الاندلسي ، ابو وليد محمد بن احمد بن احمد بن رشد معروف به ابن رشد ، شرح بدايه المجتهد و نهايه المقتصد ، با تحقيق عبد الله العبادي ، ج 1 ، چاپ دار السلام ، ص 323

مجري :

اين قاعده علمي بود که استاد يزداني آن را بيان کردند . شما زماني که چشمان خود را مي بنديد ، بيشتر تمرکز داريد يا زماني که چشمان شما باز است ؟

بيننده :

زماني که چشمان انسان باز باشد ، تمرکز بيشتر است . به هر حال دست ها را ببنديم بهتر است .

استاد يزداني :

حتي اگر خلاف سنت رسول خدا (ص) باشد ؟ نعوذ بالله ايشان نمي فهميدند که اين طور نماز نخواندند . چرا ايشان دست بسته نماز نخواند ؟

بيننده :

آقاي يزداني زماني که نام پيامبر (ص) برده مي شود ، بايد صلوات بفرستيم .

استاد يزداني :

زماني که رسول خدا (ص) دست بسته نماز نخوانده ، چرا بايد دست بسته نماز خواند ؟ يعني ما بهتر از رسول خدا (ص) احترام به خداوند را مي فهميم ؟

بيننده : آقاي عرفاني از مشهد مقدس – شيعه

مي خواستم نکته اي را در مورد جنايات گروهک تروريستي داعش بيان کنم که اين تصاوير بنده و خيلي از بينندگان عزيز را تحت تأثير قرار داده است . نکته دوم هم در مورد توسلي است که وهابيت با آن مشکل دارند ؛ ولي عقيده بعضي از اهل سنت با اين وهابي ها فرق مي کند . ما شيعيان توسلي را که به رسول خدا (ص) و خاندان پاکشان داريم ، از آن نتيجه گرفته ايم ، چيزي نيست که ساخته خودمان باشد که آن ها نامش را شرک بگذارند .

در زندگي هر شخصي از ما شيعيان اتفاق افتاده ، زماني که به اين خاندان مطهر (ع) متوسل مي شويم ، پاسخ مي گيريم و کاملا مجرب مي باشد .

مجري :

نه تنها شيعيان که از اهل سنت هم کساني هستند که با توسل نتيجه گرفته اند . آيت الله قزويني نمونه هايي از آن ها را در برنامه هاي خود بيان کرده اند .

بيننده : آقاي احمدي از فارس – اهل سنت

بنده مي خواستم انزجار خود را از جنايات داعش اعلام کنم و هر انساني که اين جنايات را ببيند ، ناراحت مي شود و از اين گروهک تروريستي منزجر مي شود .

از همين شبکه هم ميخواستم از شبکه هاي اهل سنت که به شيعيان زمان صحبت کردن نمي دهد ، انتقاد کنم .

مجري :

آقاي احمدي من از شما انتقادي داشتم که شما در همان ابتدا شما انزجار خود را از جنايات داعش اعلام کرديد ؛ اما از اين شبکه ها به نام شبکه هاي اهل سنت نام برديد ؛ در صورتي که اين شبکه ها از گروهک داعش دفاع شديدي مي کنند و ما کليپ هاي آن ها را پخش کرديم و بالطبع ما از شما عزيز اهل سنت توقع داريم که اين شبکه ها را ، شبکه هاي اهل سنت نناميد ؛ زيرا در اين صورت ، نام اهل سنت ، جريحه دار مي شود .

بيننده :

شبکه هاي کلمه و وصال عقيده هاي اهل سنت را رواج مي دهند و نمي دانم که عقيده آن ها در باره داعش چيست ؟ ولي تا جايي که من شنيدم آن ها هم از داعش اعلان بيزاري کرده اند .

مجري :

 ما کليپ آن ها را پخش کرديم که گفته بودند داعش براي عراقي ها و براي ايراني ها بهتر است . شما چطور کليپ جنايات را ديده ايد ؛ اما سخنان کارشناسان اين شبکه ها را نديديد .

بيننده :

ما نمي توانيم از يک دقيقه يا دو دقيقه سخن يک عالم ، برداشت کنيم که نظر اين عالم چيست ؟

استاد يزداني :

ما قبلا کليپ کامل اين کارشناس شبکه را پخش کرديم که ايشان از داعش دفاع مي کند . برنامه در دفاع از داعش پخش کردند که يکي از داخلي ها به عنوان سخنگوي داعش با آن شبکه تماس گرفت و از داعش دفاع کرد .

مجري :

مورد بعدي ، چندين بار مدير اين شبکه گفته ا ند که شيعيان و اهل سنت خرافي هستند ، آيا شما اين سخن را مي پذيريد ؟

بيننده :

به هيچ عنوان .

مجري :

تفاوت بعدي ، شما به عنوان يک اهل سنت ، مانند عثمان بن حنيف توسل را قبول داريد يا نه ؟

بيننده :

توسل را قبول دارم ؛ اما توسل شرعي را قبول مي کنم . شما فقط مي گوييد که وهابي ها توسل را قبول ندارند . آن ها هم توسل را قبول دارند ، منتها توسل شرعي را ، توسلي که با قرآن مغايرت نداشته باشد .

مجري :

به نظر شما توسل عثمان بن حنيف به عنوان يک صحابي جليل القدر ، شرعي بوده يا نبوده ؟

بيننده :

بنده مطمئن هستم که صحابي ،توسل غير شرعي ندراند ؛ چون آن ها تربيت شده مکتب رسول خدا (ص) هستند . اين حديث ، يک حديث دروغ است . حديثي که با قرآن مغايرت داشته باشد ، کذب و دروغ است .

استاد يزداني :

يعني علماي اهل سنت متوجه نشده اند که اين روايت ، کذب است و گفتند که صحيح است ؛ ولي شما متوجه کذب بودن روايت شده ايد؟ . علماي اهل سنت نفهميدند که اين روايت با قرآن مغايرت دارد ؟ فرق شما با اهل سنت در همين است که علماي اهل سنت مي گويند : سند روايت صحيح است و با قرآن مغايرت ندارد ؛ ولي شما مي گوييد : سند روايت ضعيف است و با قرآن در تضاد است . بنده اين مطلب را با مدرک بيان مي کنم :

در کتاب الروض الداني إلي المعجم الصغير للطبراني ، ج 1 ، صفحه 306 : اين روايت را بيان مي کند که عثمان بن حنيف بعد از رحلت پيامبر (ص) ، به مردم ياد مي دهد که به ايشان توسل کن و اين دعا را بخوان :

اللهم اني اسألک واتوجه اليک بنبينا محمد صلي الله عليه و آله وسلم نبي الرحمة يا محمد إني اتوجه بک الي ربک جل وعز . فيضي لي حاجتي

عالم اهل سنت مي گويد :

والحديث صحيح ....

يعني آقاي طبراني به اندازه شما قرآن نخوانده که سه کتاب به آن اندازه نوشته است ؟

بيننده :

اما اين روايت با آيه قرآن تضاد دارد .

استاد يزداني :

يعني طبراني قرآن نخوانده و شما خوانده ايد ؟

بيننده :

طبراني که معصوم نيست .

استاد يزداني :

شما برادر عزيز ، معصوم هستيد ؟ يا به اندازه طبراني علم رجال مي داني ؟ بنده علمايي را که گفته اند اين روايت صحيح مي باشد ، نام مي برم : آقاي صالحي شامي ، هيثمي ، حصني دمشقي ، محمد بن علي شوکاني ، سمهودي ، زيني دحلان ، جميل صدقي زهاوي و ده ها تن از علما گفته اند که سند روايت صحيح است ؛ يعني شما از اين علماي بزرگ بهتر مي فهميد ؟

بيننده :

من اين روايت را قبول ندارم ؛ زيرا با قرآن در تضاد است .

مجري :

همين سخنان که بحث توسل را شرک مي دانند ، نتيجه اش جنايات داعش شده است .

بيننده :

آن ها تند رو هستند ، شما بايد تند رو ها را از اهل سنت جدا کنيد .

استاد يزداني :

فرق اهل سنت با وهابي ها در اين است که وهابي ها توسل را قبول ندارند ؛ ولي اهل سنت ، قبول دارند . اين علما همه از بزرگان اهل سنت بوده اند . من سخن شما را قبول کنم يا سخن علماي اهل سنت را ؟

بيننده :

در اين مناطق ، هيچ کس اين توسل ها را قبول ندارد . فرق اهل سنت با داعش اين است که داعش ، اهل سنت تند رو هستند .

مجري :

تنها فرق داعش با اين افراد اين است که اين ها قدرت ندارند و داعش قدرت دارد .

استاد يزداني :

بنده چند مدرک از علماي اهل سنت نشان دهم که مي گويند : ما بر جواز توسل ، اجماع داريم . کتاب دفع شبه من شبّه و تمرد ، تأليف حصني دمشقي شافعي از علماي بزرگ اهل سنت متوفاي سال 829 هـ آمده است که :

ذلک مما اجمع اهل التوحيد عليه و اجمعوا علي تکفير من قال بخلاف ذلک .

تمام اهل توحيد بر جواز توسل به رسول خدا (ص) بعد از وفات ايشان ، اجماع دارند و هرکس اين توسل را قبول نداشته باشد ، ما او را کافر مي دانيم .

حصني دمشقي شافعي ، تقي الدين ابي بکر ، دفع شبه من شبّه وتمرد ، متوفاي 829 هـ

نفر دوم : آقاي صدقي الزهاوي در کتاب الفجر الصادق بيان مي کند که :

ومعظم الامة اجمعوا علي جواز التوسل به صلي الله عليه وآله و بغيره من الصحابة والصالحين ، فقد صدر من کثير من الصحابة والعلماء من السلف والخلف واجتماع اکثرهم علي الحرام أو الشرک لايجوز ..

اکثر مسلمين بر جواز توسل اجماع دارند ...

صدقي الزهاوي ، الفجر الصادق في الرد علي الفرقه الوهابيه المارقه

مولوي عبدالرحمن سربازي را که قبول داريد ، ايشان هم مي گويند : همه مسلمانان بر جواز توسل اجماع دارند .

بيننده :

بايد دليل آن ها را ديد .

استاد يزداني :

شما يک آيه از قرآن بياوريد که گفته باشد توسل جايز نيست .

مجري :

اولا شما گفتيد که دليل اين اجماع چه بوده ؟ شما اجماع را به عنوان يک منبع مستقل ، حجت مي دانيد . دوما شما بعضي از انواع توسل به پيامبر (ص) را قبول داريد ؟

بيننده :

من فقط از خداوند طلب مي کنم ؛ زيرا خداوند در قرآن فرموده که من را با اسما من بخوانيد .

استاد يزداني :

شما يک آيه بياوريد که توسل را حرام دانسته باشد .

بيننده :

توسلي را که خداوند گفته توسل شرعي است . آيه 35 مائده که گفته توسل به اعمالتان کنيد .

يا ايها الذين امنوا فاتقوا الله و ابتغوا اليه الوسيله وجاهدوا في سبيل الله ...

واو قبل از جاهدوا در اين آيه چه نقشي را دارد ؟

بيننده :

من نمي دانم

استاد يزداني :

شما که نمي دانيد ؛ پس حرفي هم نزن و سخن علماي اهل سنت را گوش کن که مي گويند : مراد از اين توسل ، توسل به رسول خدا (ص) است .

شما بگويد که نقش واو در اين آيه چيست ؟

بيننده :

واضح است که مي گويد به اعمالتان توسل کنيد . کجاي اين آيه گفته است که به پيغمبر توسل کن ؟

استاد يزداني :

وابتغوا اليه الوسيله به چه معناست ؟

بيننده :

يعني وسيله جستن .

استاد يزداني :

من هم رسول خدا (ص) را وسيله بين خود و خداوند قرار مي دهم ، از اين آيه ثابت مي شود . اي کساني که ايمان آورده ايد ، براي خود يک وسيله بياوريد . من هم رسول خدا (ص) را وسيله مي برم .

بيننده :

از کجاي اين آيه اين معنا ثابت مي شود ؟ گفته است که وجاهدوا في سبيل الله ..

استاد يزداني :

شما مي توانيد خلاف اين را ثابت کنيد ؟ شما معناي حرف واو را نمي دانيد ؟ واو در اين جا به چه معناست ؟ اگر گفتي ، بنده سخن شما را مي پذيرم .

بيننده :

واو عطف است ، من دستور زبان عربي را نمي دانم

استاد يزداني :

دستور زبان عربي نمي دانيد ؛ پس چرا از قرآن استدلال مي کنيد ؟ کسي که ادبيات عرب را نمي داند ، اشتباه مي کند که سراغ قرآن مي رود ؛ زيرا نمي تواند از قرآن چيزي بفهمد . شما زماني که زبان انگليسي را نمي داني ، مي تواني از کتاب‌هاي انگليسي استنباط کني و چيزي بفهمي؟

اشکال ما اين است هر کسي آمده و به قرآن استدلال مي کند ، بدون اين که از قرآن خبري داشته باشد . علماي اهل سنت ، همين آيات و روايات را خوانده اند و مي گويند : همه بر جواز توسل ، اجماع داريم ؛ ولي وهابي مي گويد : نه من قبول ندارم ، با اين که هنوز معناي واو در اين آيه را نمي داند .

مجري :

شما گفتيد که اين توسل مخالف و متضاد با قرآن است . شما همان آيه را بياوريد يا اين که حداقل مضمون آن را بيان کنيد .

بيننده :

قرآن به ما گفته که خداوند اسماء حسنايي دارد که شما با آن اسماء حسني خداوند را بخوانيد . نگفته است که به پيامبر توسل کنيد .

استاد يزداني :

يا ابانا استغفر لنا

نص آيه قرآن است که فرموده : پيامبر (ص) را وسيله خود قرار دهيد .

بيننده :

اين آيه را نشان دهيد .

استاد يزداني :

شما از کدام مذهب هستيد . بنده از علماي شافعي ، آيه قرآن نشان مي دهم . شما ابن کثير شافعي را مي شناسيد ؟

تفسير قرآن العظيم ، تأليف ابن کثير شافعي دمشقي ، متوفاي 774 هـ ، صفحه 502 و 503 :

وقوله : ولو انهم إذ ظلموا انفسهم جاءوک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا الرحيما : يرشد تعالي العصاة والمذنبين إذا وقع منهم الخطا والعصيان أن يأتوا الي الرسول ، فيستغفروا الله عنده ، ويسألوه أن يستغفر لهم فإنهم إذا فعلوا ذلک تاب الله عليهم ورحمهم و غفر لهم و لهذا قال : لوجدوا الله توابا رحيما .

اگر کسي گناهي انجام داد و برخود ظلمي کرد و نزد تو (پيامبر ) آمد و از خدا طلب استغفار کرد و پيامبر هم براي او طلب استغفار کرد ، خداوند توبه او را مي پذيرد .

اين آيه گنهکاران را ارشاد مي کند که اگر گناه و خطايي کردند ، نزد رسول خدا (ص) بروند و در محضرايشان از خداوند طلب استغفار کنند و از پيامبر(ص) هم بخواهند که طلب استغفار کند و رسول خدا (ص) هم براي آن ها طلب استغفار کند ، در آن زمان خداوند توبه آن ها را مي پذيرد .

ابن کثير شافعي الدمشقي ، ابي الفداء اسماعيل بن عمر ، تفسير قرآن العظيم ، متوفاي 774 هـ ، ص 502 و 503

بيننده :

اين آيه در زماني بوده که رسول خدا (ص) زنده بودند و گنهکاران نزد ايشان مي رفتند و ايشان براي آن گنهکاران طلب استغفار مي کردند . دراين جا پيامبر (ص) زنده بودند ، مرده که نبودند .

مجري :

من يک نکته را به عنوان اتمام حجت بيان کنم . شما فرموديد که در اين جا نيامده که وسيله پيامبر (ص) است ، شما امام شافعي را قبول داريد ؟ ايشان در کتاب ديوان شعر خود گفته اند که آل پيامبر (ص) وهم إليه وسيلتي : آل پيامبر (ص) وسيله ما هستند . در زمان امام شافعي ، رسول خدا (ص) زنده بودند ؟

بيننده :

بله ، در قرآن آمده که محبت آل پيامبر (ص) وسيله ما است .

استاد يزداني :

بنده يک مطلب ديگر از يکي از بزرگان شافعي نشان دهم :

در کتاب الاذکار من کلام سيد الابرار ، تأليف نووي شافعي ( از علماي بزرگ شافعي ) ، ج 1 ، صفحه 232 ، فصل زيارت قبر النبي (ص) و اذکارها :

مفصل بيان مي کند که شخصي نزد قبر رسول خدا (ص) آمد و از قبر ايشان طلب حاجت کرد و اين آيه را خواند .

نووي شافعي ، محيي الدين ابي زکريا بن شرف ، الاذکار من کلام سيد الابرار ، ج 1 ، ص 232

شما متأسفانه نه سخن علماي خود را قبول مي کنيد و نه سخن قرآن کريم را و نه سخن خودتان را .

مجري :

به دنبال حقيقت باشيد نه به دنبال لجاجت . ما در همين چند دقيقه به اندازه چند جلسه مطلب بيان کرديم .

از شما بينند گان عزيز و ارجمند تشکر مي کنيم از اين که با ما همراه بوديد .

اللهم عجل لوليک الفرج

يا علي

 خدا يار و نگهداتان .



حجت الاسلام و المسلمین یزدانی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر