صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 18 مرداد 1393 تعداد بازديد: 2484 
سراب وهابیت 103 - توهین و جسارت وهابیان
سراب وهابیت
دانلود صوت
دانلود فيلم

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ: 18/5/93

موضوع برنامه: توهين و جسارت وهابيان

مجري:

ما در هفته‌هاي گذشته مبحثي را آغاز کرديم تحت عنوان بحث تحريف در کتب اهل سنت توسط وهابيت، امروز در اين رابطه چه مطلبي را براي ما آماده کرده‌ايد؟

استاد روستايي

ما هر هفته با دست پر مبحث تحريف را ادامه مي‌دهيم؛ چون بناي وهابيت از اول بر دروغ و تحريف بوده است و از اساس چيزي غير از دروغ نداشتند که ارائه دهند و يد طولايي در تحريف دارند و ما هم به اين زودي آن‌ها را رها نخواهيم کرد و اگر بخواهيم هم نمي‌توانيم؛ چون خيلي دروغ مي‌گويند.

آقاي خدمتي مدير سياسي شبکه کلمه اين قدر دروغ گفته است که هر کاري مي‌کنيم که از موضوع نهج البلاغه بيرون بياييم، نمي‌رسيم؛ حتي به دروغ‌هاي ديگرش هم فرصت نمي‌کنيم بپردازيم؛ به همين خاطر بحث تحريف فعلا ادامه دارد.

گاهي تحريف با اضافه کردن يک عبارت است، گاهي اوقات با تغيير عبارت است و گاهي اوقات با حذف عبارت است.

ما با تحريف حذف عبارت شروع مي‌کنيم.

گاهي اوقات عبارتي را حذف مي‌کنند تا براي فضائل اهل بيت را زير پا بگذارند و زير سؤال ببرند که ما چند مورد را در جلسات گذشته بيان کرديم و يکي دو مورد را در اين قسمت بيان مي‌کنيم.

ما در احاديث داريم:

الْمَهْدِيُّ من عِتْرَتِي من وَلَدِ فَاطِمَةَ

سنن أبي داود، ج 4، ص 107

در بعضي از کتاب‌ها بيان شده است که مثلا اين حديث در فلان کتاب آمده است؛ اما امروزه که مي‌رويم آن کتاب را بررسي و جستجو مي‌کنيم، ملاحظه مي‌کنيم که همچين چيزي در آن کتاب امروزه موجود نيست؛ مثلا به عنوان نمونه در کتاب الصواعق المحرقه في رد علي اهل البدع زندقه آمده است:

ومن ذلك ما أخرجه مسلم وأبو داود والنسائي وابن ماجة والبيهقي وآخرون المهدي من عترتي من ولد فاطمة

الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة، ج 2، ص 472

يعني احاديثي که بشارت مي‌دهد به بوجود حضرت مهدي سلام الله عليه.

ابو داود هم در اين سند آمده است و اين روايت فعلا در چاپ‌هاي امروزي ابو داود وجود دارد؛ اما مي‌گويد: مسلم، ابو داود، نسائي و ابن ماجه و بيهقي و ديگران اين روايت را آورده‌اند.

کتاب بعدي منهاج السنه آقاي ابن تيميه است که مي‌گويد:

ورواه الترمذي وأبو داود من رواية‌‌ام سلمة وأيضا فيه المهدي من عترتي من ولد فاطمة

منهاج السنة النبوية، ج 8، ص 255

آقاي ترمذي اين روايت را نقل کرده است.

در کتاب المنتقي منهاج الاعتدال که مختصر منهاج السنه ابن تيميه است، مي‌گويد:

وأخرجه أبو داود والترمذي من حديث‌‌ام سلمة وفيه المهدي من عترتي من ولد فاطمة

المنتقى من منهاج الاعتدال، ج 1، ص 534

در اين کتاب هم به ترمذي نسبت داده شده است.

تا اينجا در 4 کتاب اصلي برادران اهل سنت بيان شده است، به کتاب مسلم، نسائي، ترمذي و ابن ماجه اين مسئله نسبت داده شده است.

ما همين روايت را و کلمه عترتي را در نزم افزار جستجو مي‌زنيم تا ببينيم در کتاب‌هاي موجود در نرم افزار وجود دارد يا نه، اين روايت در صحيح مسلم نيست که آقاي ابن حجر هيثمي گفت در صحيح مسلم است.

در کتاب سنن ترمذي اين عبارت يافت مي‌شود:

وَالْمُسْتَحِلُّ من عِتْرَتِي

سنن الترمذي، ج 4، ص 457

در ادامه حديث چيزي نياورده است و آن روايت مذکور در ترمذي وجود ندارد.

مجري:

يک فرصت در اختيار شبکه‌هاي وهابي و طرفداران‌شان قرار بدهيد که شايد اين‌ها پيدا کردند.

استاد روستايي:

آقايان وهابي يا بايد اين روايت را در اين کتاب‌ها پيدا کنند که با اين کار براي ما ثابت مي‌شود که در اين کتب دست برده‌اند و يا اين که بگويند ابن حجر هيثمي يک ادعايي کرده است و دروغ گفته است.

ابن حجر هيثمي از علماي بزرگ شافعي مذهب اهل سنت است و انسان کمي نيست.

ما با توجه به سابقه‌اي که از وهابي‌ها داريم که مطالبي که به ضررشان است تحريف مي‌کنند و فضائل اهل بيت را حذف و تحريف مي‌کند، با توجه به اين سابقه، ما در اينجا انگشت وهابيت را به سوي وهابيت مي‌گذاريم و کاري به ابن حجر هيثمي نداريم و نه حتي به ابن تيميه وهابي، ما انگشت را به سمت انتشارات وهابي مي‌گيريم، اگر خود آقايان وهابي توجيه ديگري دارند بيان کنند.

تا اينجا اين روايت نه در صحيح مسلم بود و نه در سنن ترمذي.

در سنن نسائي هم چنين روايتي وجود ندارد.

در کتاب سنن ابن ماجه هم روايتي با اين عبارات پيدا نکرد.

فقط اين روايت در سنن ابي داود وجود دارد، ما در مورد سنن ابي داود بحثي نداريم؛ چون اين روايت در سنن ابي داود موجود است.

صحبت ما در اينجا است که آقاي ابن حجر هيثمي در الصواعق المحرقه گفت:

ومن ذلك ما أخرجه مسلم وأبو داود والنسائي وابن ماجة والبيهقي وآخرون المهدي من عترتي من ولد فاطمة

الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة، ج 2، ص 472

از احاديثي که بشارت به حضرت مهدي داده است که در مسلم و نسائي و ابو داود و ابن ماجه آمده است، اين حديث است.

اين 3 نفر را گفته است و بعد ابن تيميه نفر چهارمي را در منهاج السنه اضافه کرد:

ورواه الترمذي

منهاج السنة النبوية، ج 8، ص 255  

ترمذي اين روايت را بيان کرده است.

اما در ترمذي در حال حاضر چيزي موجود نيست.

بعد آقاي ذهبي در مختصر منهاج السنه باز همين نسبت را به ترمذي مي‌دهد:

وأخرجه أبو داود والترمذي من حديث‌‌ام سلمة وفيه المهدي من عترتي من ولد فاطمة

المنتقى من منهاج الاعتدال، ج 1، ص 534

ما در کتاب‌ها بررسي و جستجو کرديم، اين رويات در سنن ابي داود وجود دارد که مورد بحث ما نيست؛ اما نه در صحيح مسلم و نه در سنن ابن ماجه و نه در سنن نسائي و نه سنن ترمذي اين عبارت امروزه موجود نيست و اين انگشت اتهامي است به سمت وهابيت که چرا اين کتاب‌هاي اهل سنت را شما تحريف کرديد؟

مجري:

کليپي آماده کرده‌ايم که يکي از شبکه‌هاي وهابي نسبت به علما و مولوي‌هاي اهل سنت به صراحت جسارت مي‌کند و اين‌ها را لعن مي‌کند، کليپ را با همديگر ببينيم.

کليپ:

خدمتي:

در اينجا اشاره مجددي داشته باشم به بعضي از کساني که بنده آن‌ها را سني‌هاي اثني عشري مي‌نامم، مولوي‌هاي اثني عشري مي‌گويم، مولوي اثني عشري از خدا بترس؛ اما تعدادي هستند که نام عالم بر خود گذاشته‌اند عمامه عالم بر سرگذاشته اند؛ اما لعنت و نفرين خدا بر آن‌ها باد.

اما لعنت و نفرين خدا بر آن‌ها باد.

اما لعنت و نفرين خدا بر آن‌ها باد.

مجري:

ما از تمامي شما عزيزان اهل سنت که بيننده برنامه ما هستيد و مولوي‌هاي بزرگواري که خط‌شان از وهابيت جدا است و با شنيدن اين کلمات ناراحت مي‌شوند عذرخواهي مي‌کنيم.

همين آقايان وهابي که به اين سهولت اهل سنت را لعن و نفرين مي‌کردند؛ به خاطر اينکه چرا شما با شيعيان يکجا مي‌نشينيد و وحدت و تقريب داريد، يک ادعاي خيلي جالب را مطرح کردند در مورد شخصي که ايشان را اصلا نبايد لعن و نفرين کرد و در خلال صحبت‌هايشان که لعن و نفرين آن شخص را جايز نمي‌دانند.

تعريف لعن در کلام اين وهابي‌ها را در اين کليپ با هم مي‌بينيم.

کليپ:

سجودي:

کافراي زنده را هيچ کس حق ندارد لعنت کند؛ مثلا لعنت بر رئيس جمهور اسرائيل يا نخست وزير اسرائيل جايز نيست؛ چون تا هنوز زنده است، امکان دارد تا فردا مسلمان شود.

ملعون بودن يعني مترود از رحمت خدا شدن.

نمي‌توانيد لعنت به رئيس جمهور يا نخست وزير اسرائيل بفرستيد.

اگر انسان کاري را انجام دهد ملعون مي‌شود.

نمي‌توانيد لعنت به رئيس جمهور يا نخست وزير اسرائيل بفرستيد.

مجري:

همين افرادي که به صراحت نسبت به مولوي‌‌ها و علماي اهل سنت لعن و نفرين مي‌کنند، همين افراد نسبت به يک شخصي که نزد همه معلوم الحال است، اين گونه موضع گيري مي‌کند، شما اين فرد را لعن نکنيد ممکن است اين فرد مسلمان شود. مولوي اهل سنت امکان ندارد مسلمان و مؤمن شوند؛ ولي نخست وزير اسرائيل امکان دارد مؤمن و مسلمان شود؛ پس مولوي‌ها بايد لعن شوند.

دليل اين برخوردشان چيست؟

چرا مولوي‌هاي اهل سنت را اين گونه لعن مي‌کنند؟

دليل ريشه‌اي اين موضوع چيست؟

استاد عباسي:

اين ريشه در پايه تفکر اين‌ها و پايه اعتقادي اين‌ها در برنامه ريزي اين‌ها براي دشمني با حق دارد و اين دشمني با حق با نحوهاي مختلف و درجاهاي مختلف خودش را نشان مي‌دهد.

کساني که در عرصه عمل مي‌گويند که مثلا نبايد با يهود مخالفت و مقابله کرد، شما آن‌ها را رها کنيد، مسلمانان مناطق مختلف مثلا در غزه عبادت خودشان را بکنند و ما در عراق جهاد خواهيم کرد، شما نگران جهاد نباشيد، اين‌ها حتي در بيان هم حاضر نيستند که بپذيرند تا خدا ناکرده کسي به هم پيمانان و دوستان‌شان برخورد و توهيني نداشته باشد.

اگر کسي از مسير حق دور شد؛ چه عامدا و چه جاهلا باشد، کار به اينجا خواهد رسيد و اين فضاحت و نکبت در زندگي او خواهد آمد که مسلماناني که به سوي قبله نماز مي‌خوانند و کعبه و قبله را قبول دارند و پيامبر و خدا را قبول دارند،‌‌‌‌‌‌ قرآن را قبول دارند، آن‌ها مستحق لعن و نفرين و کشتن و شکنجه هستند و آن‌هايي که به نوعي بيشتر دشمني را با مسير حق و با دين حق مي‌کنند، اين‌ها براي‌شان محبوب مي‌شوند.

اين دقيقا آن انگشت اتهام و تکفيري که به سمت مسلمانان گرفته‌اند و ديگران را تبرئه مي‌کنند.

معلوم نيست براي ما که اين شخص اين مبنا را از کجا مي‌تواند ثابت کنند.

قرآن هم نبايد در رابطه با ابي لهب مي‌فرمود:

تَبَّتْ يَدا أَبي‏ لَهَبٍ وَ تَبَّ

سوره المسد، آيه 1  

چون ممکن بود در قيد حيات هدايت شود و مؤمن از دنيا برود.

اين براي ما خيلي تعجب آور نيست؛ چون اين‌ها يک روزي نسبت به ابليس هم همين حرف را گفتند؛ حتي ابليس را هم نمي‌شود شما لعن کنيد، چه کسي به شما اجازه داده است که ابليس را لعن کنيد؟

قرآن مي‌فرمايد:

أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ

سوره هود، آيه 18

براي آن‌ها نيست براي چه کساني است و براي چه ظالميني است؟

آن‌هايي که ظلم به خودشان کرده‌اند که مسلمان‌ها را در بر مي‌گيرد که مثلا مشرکين باطني شده‌اند؛ اما آن کساني که کودکان را مي‌کشند و مي‌گويند برنامه ما کشتن کودک است، اگر مدرسه يا بيمارستان را زديم اين برنامه ماست؛ چون بايد از ريشه و پايه اين‌ها را از بين برد، اين‌ها ظالم نيستند؟

اين‌ها دنبال نسل کشي هستند و خيلي راحت دفاع مي‌کنند و خيلي راحت صحبت مي‌کنند و در مقابل ملاحظه مي‌کنيد که دقيقا آن‌ها دوست و دشمن را  جا به جا در نظر گرفته‌اند.

در رابطه با يهود‌‌‌‌‌‌ قرآن مي‌فرمايد:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آَمَنُوا الْيَهُودَ

سوره مائده، آيه 82

  اينکه ديگر لفظ‌‌‌‌‌‌ قرآن است و حديث نيست که ضعيف باشد و علماي شيعه هم اختراع نکرده‌اند.

در اين آيه با چند لفظ تأکيد بيان مي‌کند، شديدترين مردم، محکمترين مردم، از جهت عداوت با کساني که ايمان آورده‌اند با اين همه تأکيد گفته است و مرحله بعد مي‌فرمايد:

وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا

  سوره مائده، آيه 82

نه مسلماناني که به گمان آقايان وهابي مشرک هستند.

ابتدا يهود را ذکر مي‌کند و بعد از آن مشرکين را مي‌آورد.

اين که مي‌گويند شما يهود را حرف نزنيد؛ ولي مسلمان‌ها را لعن و نفرين کنيد و مسلمان‌ها مستحق لعن و نفرين هستند، اين ضوابط لعن و نفرين را شما از کجا جعل کرديد؟

اگر کسي گفت آنجا مي‌کشند شما کاري نداشته باشيد، در مرحله بعد مي‌گويند حرف نزنيد و صدا‌يتان هم درنيايد و در مرحله بعد هم مي‌گويند حتي لعن هم نکنيد، نه اينکه در خيابان اين کار نکنيد؛ پيش خودتان هم لعن نکنيد؛ چون ممکن است مسلمان شود.

واقعا اين مضحک نيست کسي که هزاران هزار کودک را کشته است و خون هزاران هزار بر گردن او است؛ چه در فلسطين و چه در لبنان در صبرا و شتيلا آن فجايع را نسبت به مسلمانان و شيعيان جنوب لبنان رقم زدند و درجاهاي مختلف اين کار را انجام داده‌اند، آن وقت مي‌گويند اين را نمي‌شود حتي لعن کرد، شما بيان‌تان را نسبت به اين کساني که هزاران کودک را کشته‌اند اصلاح کنيد؛ چون يک وقتي دوستان اين آقا ناراحت مي‌شوند.

خودش هم گفته است که من اينجا هزار برابر پول معلمي دريافت مي‌کنم، اين هزاران برابر پول از راه درآمدهاي مشروع به دست نمي‌آيد و براي اينکه قدر داني از صاحبان آن پول‌ها شود بايد بگوييد: فلان آقا را لعن نکنيد و با فلان يهودي دشمني نکنيد، اين‌ها مومن و مسلمان هستند و بعد همان مي‌شود که قلعه‌هاي اين‌ها در عربستان پاس داشته مي‌شود و نگه داشته مي‌شود و حفظ مي‌شود و حتي بعضي از خيابان‌ها گاها به نام همين افراد نامگذاري مي‌شود؛ چون بايد خدمت‌ها و دوستي‌‌ها و محبت‌‌ها يک طوري جبران شود.

بخشي از تحريف برمي‌گردد به اين نکته که يک روايت را دستکاري کنند؛ مثلا يک چاپ را تغيير دهند اين مورد، يکي از موارد تحريف است و يکي ديگر از موارد تحريف خود بي‌اعتنايي کردن وکنار گذاشتن و مراجعه نکردن به يک کتاب است؛ يعني تلاش کنند که يک کتاب را از عرصه خارج کنند.

براي من اين واقعا يک سؤال است که کتاب عقايد اهل سنت و جماعت جناب عبدالرحمن سربازي که ترجمه کتاب المهند علي المفند است و تقريظ بيش از صد نفر از علماي ديوبند چه از علماي ديوبند و چه از علماي هند و چه از علماي حجاز و غيره را دارد که عقايد ما همين است، چرا اين کتاب ترک شده است و کنار گذاشته شده است؟

چرا وهابي‌ها با حرص و ولع بعضي از کتاب‌ها را چاپ مي‌کنند؛ اما حاضر نيستند اين کتاب را چاپ کنند؟

چرا حاضر نيستند اين کتاب را تکثير کنند؟

چرا اين کتاب را به عنوان يک عالم اهل سنت در سايت‌هاي مختلف‌شان قرار نمي‌دهند تا ديگران استفاده کنند؟

اين خودش يک نوع تحريف است و آن‌ها با چنين شخصيت‌هايي دشمن هستند.

در اين کتاب عقايد اهل سنت و جماعت در رد وهابيت و بدعت يک سري موارد را به صورت سؤال به عنوان اختلاف با وهابيت از جانب ديوبند آورده است، يک شبه‌اي ايجاد شده بود بر اثر بعضي از حرف‌ها که ديوبنديه هم مثل وهابيت بحث جشن ميلاد پيامبر را قبول ندارد، در خيلي از موضوعات مطرح شده بود که اينجا جواب داده شده است، يکي از سؤالات اين است به عنوان سؤال 21:

آيا شما به اين مطلب قائل هستيد که ذکر ولادت جناب رسول الله شرعا قبيح و از بدعات سيئه و حرام است يا چيز ديگر؟

ايشان پاسخ داده بودند:

ذکر ولادت با سعادت نبي اکرم از عالي‌ترين مستحبات است.

و بعد مي‌گويد:

حاشا که ما يا احدي از مسلمين گفته باشيم (خود اين جمله تعريضي به وهابيت است، وقتي مي‌گويد ما يا احدي از مسلمين و با توجه به اينکه وهابيت گفته است؛ پس اصلا وهابيت از دايره مسلمين خارج است که چنين حرفي زده است) که ذکر ولادت شريفه آن حضرت بلکه حتي ذکر غبار نعلين شريفين آن حضرت و... داراي قباحت و از بدعات سيئه و يا حرام است؛ بالعکس به عقيده ما ذکر حالاتي که کوچک‌ترين تعلق و ارتباطي به ذات پاک رسول الله دارند، از پسنديده‌ترين مندوبات و از اعلي‌ترين مستحبات است.

در همين بحثي که به بحث يهود و لعن مرتبط مي‌شود و به همين خاطر من اين مطلب را انتخاب کرده‌‌ام، در همين مورد مطلبي نقل مي‌شود در مورد علت‌‌‌هايي که وهابيت با ميلاد پيامبر مبارزه مي‌کند حالا کساني که اينجا اين طور هواي‌‌‌‌ يهودي‌ها را دارند که آقا ممکن است مومن شود، ممکن است مسلمان شود ببينيد چه قدر دچار تناقض گويي هستند.

مجري:

همين ديد را نسبت مولوي‌هاي اهل سنت ندارند، اگر مولوي‌هاي اهل سنت ممکن است هدايت شوند، چرا لعن مي‌کنيد؟

نسبت به شيعيان چنين تفکري را ندارند؛ اما نسبت به نخست وزير به هر حال کشور دوست و همسايه‌شان چنين نظري را دارند.

استاد عباسي:

در کتاب مجموع فتاوي بن باز وقتي بن باز در رابطه با مولد صحبت مي‌کند، در رابطه با جشن ميلاد گرفتن پاسخ مي‌دهد، مي‌گويد يکي از مطالبي که ما بر رد اين مسئله داريم:

وقد رددنا ذلك أيضا إلى سنة الرسول صلى الله عليه وسلم فلم نجد فيها أنه فعله ولا أمر به... بل هو من البدع المحدثة ومن التشبه بأهل الكتاب من اليهود والنصارى في أعيادهم

مجموع فتاوى العلامة عبد العزيز بن باز رحمه الله، عبد العزيز بن عبد الله بن باز (المتوفى 1420هـ) أشرف على جمعه وطبعه محمد بن سعد الشويعر، ج 1، ص 180

اگر از حيث رفتار شما براي يهود دعا کردي و لعن نکردي و همراه شدي با يهوديان عالم، اين اشکالي ندارد و تشبه به اهل کتاب و يهود و نصاري نيست، اگر شما هم پيمان شديد براي نابود کردن مسلمان‌ها در يک منطقه، اين تشبه به اهل کتاب نيست؛ اما اگر جشن ميلاد گرفتي؛ چون مسيحي‌ها هم براي حضرت عيسي جشن ميلاد مي‌گيرند يا‌‌‌‌ يهودي‌ها جشن ميلاد دارند، تشبه به آن‌ها مي‌شود و بدعت و حرام مي‌شود.

من اليهود والنصارى في أعيادهم وبذلك يتضح لكل من له أدنى بصيرة ورغبة في الحق وإنصاف في طلبه أن الاحتفال بالموالد ليس من دين الإسلام

مجموع فتاوى العلامة عبد العزيز بن باز رحمه الله، عبد العزيز بن عبد الله بن باز (المتوفى 1420هـ) أشرف على جمعه وطبعه محمد بن سعد الشويعر، ج 1، ص 180

از دين اسلام نيست و اين تشبه به کفار و تشبه به يهود و نصاري است، اگر شبيه شدي به يهود و نصاري در مسلمان کشي، شبيه شدي به يهود و نصاري در دعا براي کسي کهمسلمان‌ها را مي‌کشد يا جلوگيري از لعن نسبت به کسي که مسلمان‌ها را مي‌کشد، اين تشبه به کفار نيست؛ اما اگر يک جشن ميلاد برگزار کردي براي پيامبر، اين تشبه به کفار و يهود و نصاري است.

همان جناب آقاي سربازي و البته خليل احمد سهارنپوري پاسخ اين مطلب را گفته است، گفته است که بعضي از علماي ديوبند نظرشان اين است که نبايد جشن ميلاد برگزار شود؛ چون با فعل کفار مشابهت دارد:

اين نيز از جمله افتراهاي دجالان و مبتدعين است که بر ما و بر اکابر ما بسته‌اند، به طور يقين بيان داشته‌‌‌‌ايم که ذکر ولادت آن حضرت از بهترين مندوبات و از برترين مستحبات است؛ پس چگونه نسبت به مسلماني گمان برده مي‌شود که بگويد ذکر ولادت شريفه آن حضرت معاذ الله با فعل کفار مشابهت دارد، (ببينيد اينجا دو مرتبه تعريض به وهابيت مي‌زند) چگونه نسبت به مسلماني گمان برده مي‌شود که بگويد ذکر ولادت شريفه پيامبر با فعل کفار مشابهت دارد.

بن باز صريح مي‌گويد که با فعل کفار مشابهت دارد و آن‌ها حرف بن باز را به يک عالم ديوبندي نسبت دادند، ايشان دفاع مي‌کند و مي‌گويد: شما چطور در مخيله‌تان گنجيد يک نفر مسلمان باشد و بگويد جشن ميلاد گرفتن براي پيامبر شبيه به يهوديان شدن است، شما خجالت نمي‌کشيد اين حرف را مي‌زنيد و به يک عالم مسلمان اين سوء ظن پيدا مي‌کنيد؟

اين مطلب را رشيد احمد گنگوهي نگفته است؛ اما بن باز گفته است، ايشان مي‌گويد اصلا در مخيله يک مسلمان نبايد بگنجد که يک مسلماني پيدا شود و اسمش مسلمان باشد؛ اما بگويد جشن ميلاد پيامبر شبيه به يهود شدن است؛ پس اگر بن باز اين را گفت، بن باز مسلمان نيست و مقابل پيامبر ايستاده است.

کساني که مراقب هستند يک سر سوزن شبيه‌‌‌‌ يهودي‌ها نشوند و به اين بهانه جشن ميلاد گرفتن را جايز نمي‌دانند، آيا نگران اين نيستند که در کشتن مسلمان‌ها شبيه‌‌‌‌ يهودي‌ها نشوند؟

نگران اين نيستند که در قتل عام و جنايت عليه مسلمان‌ها شبيه به‌‌‌‌ يهودي‌ها شوند؟

نگران اين نيستند که در حمايت کردن از مسؤلين آن حاکميت زورگويي که مسلمان‌ها را مي‌کشد شبيه به‌‌‌‌ يهودي‌ها و مسيحي‌ها نشوند؟

با اين مدارک و اسنادي که در اختيار ما قرار مي‌گيرد، با اين همه مطلب علمي که وجود دارد، مي‌بينيم وهابيت فقط به دنبال سوء استفاده از مطالبي است که ظاهر آن‌ها ظاهر ديني است، اگر توجه کنيم هرجايي که به نفع‌شان بوده است، مطلبي را گفته‌اند و هرجا به نفع‌شان نبوده است، سراغ يک مطلب ديگري رفتند و ضد آن و خلاف آن عمل کردند.

اگر شما اين قدر به تشبه به يهود و نصارا دقت داريد و نگران هستيد که مي‌گوييد يک جشن ميلاد کوچک هم براي پيامبر برگزار نکنيد، اگر اين دغدغه شما جدي است، چرا اينجا با يهود و نصارا همراه مي‌شويد؟

معلوم مي‌شود مشکل و مسئله‌‌‌‌‌تان دين نيست، سوء استفاده از دين است؛ همان طور که ابن تيميه در جريان شد رحال و جريان‌هاي ديگر عمل کرده است.

لَا تُشَدُّ الرِّحَالُ إلا إلى ثَلَاثَةِ مَسَاجِدَ

صحيح البخاري، ج 1، ص 398

7 قرن قبل علماي اهل سنت و علماي شيعه از اين روايت پيغمبر نفهميدند که نبايد بار سفر بست رفت مدينه براي زيارت پيامبر يک مرتبه شما فهميديد؟

در اين قضيه اين همه جشن ميلاد گرفته مي‌شد، هيچ کس نفهميد که تشبه به يهود و نصارا است، يک مرتبه بعد از 14 قرن عالم جليل القدري پيدا شد و گفت اين تشبه به يهود نصارا است.

يک سري الفاظ قشنگ را کنار هم ديگر بچينيد، اين به دليل تشبه به يهود و نصارا و اين اين دليل و اين اين دليل و واقعا بازي با الفاظ و سخره گرفتن احکام اسلامي و مضامين اسلامي است.

بحث لعن يک بحث اسلامي و يک بحث‌‌‌‌‌ قرآني است.

جايي که دل‌تان مي‌خواهد لعن مي‌کنيد و مي‌گوييد علماي اهل سنت گفته است، انگار هيچ اتفاقي رخ نداده است و جايي که رفيق و هم دست خودت در جنايت عليه مسلمانان و کشتار مسلمانان با شما همراه است، لعن را حرام مي‌کنيد.

در رابطه با داعش اول خودتان مي‌گفتيد که داعش براي ايران و بشاراسد است، وقتي که رابطه شما با داعش برملا و واضح شد، يک مرتبه جو گير شديد و قضيه را لو داديد، مي‌گفتند از اصيل‌ترين اهل سنت است، ما دفاع مي‌کنيم و اين‌ها جنايتي هم نکرده‌اند و نهايتا يک سيلي به لپ شخص زدند و همه چيز آرام است و اين‌ها ظاهرا آمده‌اند فقط حکومت کنند.

روزنامه اسرائيلي آهارونوت ذکر کرد که دستگاه اطلاعاتي موساد در موصل خدمت رساني به برادران لااله الالله گو و يا الله گوي داعشي مي‌کند.

مگر مي‌شود کسي با تعداد اندکي نيرو بتواند کارهاي انجام دهد و پشتوانه نداشته باشد؟

صلاح‌هاي اسرئيلي که از اين‌ها گرفته شده است هنوز يادمان نرفته زماني که در سوريه در تنگنا قرار گرفتند، هواپيماهاي چه کشوري بلند شد و بمب باران کرد و از اين‌ها حمايت کرد، هواپيماهاي همين کشور بلند شد و از اين‌ها حمايت کرد.

هنوز يادمان نرفته برخي از سران اين‌ها وقتي در سوريه زخمي شدند، اين‌ها را براي درمان به بيمارستان‌هاي تلاويو و حيفا بردند.

اگر تشبه و ارتباط و رفاقت ايراد دارد، همه جا ايراد دارد يا نه جايي که منافع ما اقتضا مي‌کند بگوييم ايراد ندارد؛ ولي اينجا را بگوييم چون مسئله پيامبر است و يک شب‌‌‌‌‌ مي‌خواهد شب ميلاد پيامبر جشن بگيرد، دنيا را به آخر مي‌رساند که تشبه به يهود و نصارا پيدا شده است.

مجري:

اين‌ها مطابق نقل قول، با شعار مرگ بر اسرائيل اعلام مخالفت کردند و گفتند چنين تعبيري را جايز نمي‌دانند.

استاد روستايي، ادامه مطالب شما را در خصوص تحريف مي‌شنويم.

استاد روستايي:

در بحث حذف عبارت و تغيير عبارت، مطالب ديگري وجود داد که ما به بحث المهدي من عترتي اشاره کرديم و يک مورد را بيان کرديم؛ اما گاهي اوقات يک واژه‌اي را تغيير مي‌دهند و يک واژه‌اي را از بين مي‌برند براي اينکه مطالبي را بپوشانند.

در طول تاريخ بين علما اختلافاتي بوده است و شک و شبهه‌اي در آن نيست، ما نمي‌خواهيم بگوييم که اين اختلافات به حق بوده است يا باطل بوده است، ما اصلا در مقام قضاوت اين مسئله نيستيم؛ اما با اسناد صحيح همان طور که برادران عزيز اهل سنت در کتاب‌هايشان گزارش کرده‌اند، مواردي آمده است که برخي از علماي اهل سنت يک سري اختلافاتي با همديگر داشته‌اند.

اگر فهميده شود که حق با اين فرد است يا حق با آن فرد است، بايد بررسي و تحقيق کند راه اين مسئله حذف نيست، راه اين مسئله تحريف نيست، خيلي منطقي و خيلي زيبا کسي بنشيند با قواعد علمي  متقن و مبرهن بررسي کند و ملاحظه کند که حرف اين فرد درست است يا آن فرد درست است.

هم شيعه و هم سني اعتقادشان اين است که اين افراد معصوم نيستند.

اعتقاد ما شيعيان اين است که 14 معصوم را معصوم مي‌دانيم واهل سنت هم پيامبر را فقط معصوم مي‌دانند؛ ولي قطعا علماي خودشان را معصوم نمي‌دانند، طبيعتا وقتي دو عالم يک نظري نسبت به يک ديگر داشته باشند، طبيعتا خود اهل سنت اين را مي‌دانند و يک مسئله عقلي است که حرف يکي از آن عالم درست است، راهش اين است که با بررسي منطقي و زيبا بيايم اين مسئله را حل کنيم و به نتيجه برسيم؛ اما آقايان وهابي چون منطق ندارند و استدلال ندارند، هميشه يک قيچي در دست دارند و هر جايي که به ضررشان است، آنجا را قيچي مي‌کنند.

يک جاهايي را بتعبير خودشان با ناخن مي‌تراشند؛ براي اينکه قدرت استدلال ندارد و منطق ندارند و نمي‌توانند تحليل کنند.

ما توقع زيادي از اين‌ها داريم؛ چون از بچگي جز کشت و کشتار چيزي به اين‌ها ياد نداده‌اند، علم و قاعده علمي به اين‌ها ياد نداده‌اند؛ براي همين اين کار را انجام مي‌دهند.

در کتاب‌هاي مختلف آمده است که برخي از علما با جناب ابوحنيفه امام فرقه حنفي اختلافاتي داشتند، آقايان وهابي اين‌ها را تحريف کرده و به گونه‌اي هم تحريف کرده‌اند که آن عبارت هيچ معناي ديگر نمي‌دهد.

در کتاب السنه پسر احمد حنبل مي‌گويد:

حدثني مهنا بن يحيى الشامي سمعت أحمد بن حنبل رضي الله عنه يقول ما قول أبي حنيفة وعندي والبعد والاسواء

السنة لعبد الله بن أحمد، ج 1، ص 181

مهنا پسر يحيي شامي يک روايتي براي من گفته است: گفتار ابوحنيفه و نزد من و دور بودن مساوي است.

اين عبارت خيلي مبهم است، اصلا يعني چه؟

گفتار ابوحنيفه و نزد من و دور بودن مساوي است يا مثلا بگوييم نزد من گفتار ابو حنيفه نيست و نزد من و بعد اسواء يعني دوري اسواء است، عبارت هيچ معنايي ندارد.

سند روايت را هم بررسي مي‌کنيم.

مهنأ بن يحيى السامي صاحب الامام أحمد... قال الأزدي منكر الحديث وقال الدارقطني ثقة نبيل وذكره بن حبان في الثقات... وكان من خيار الناس

لسان الميزان، ج 6، ص 108

البته عضدي هم گفته منکر الحديث؛ يعني احاديثش خلاف اعتقادات است که مورد بحث ما نيست؛ چون اين آقا حديثي نقل نکرده است، يک جمله‌اي را از احمد بن حنبل شنيده است يعني حديث پيغمبر را نقل نکرده است که کسي بخواهد روي آن منکر الحديث بودنش مانور دهد، يک جمله‌اي را از احمد نقل مي‌کند.

آقاي دارقطني مي‌گويد: ثقه است و آقاي ابن حبان هم مي‌گويد از بهترين مردم‌ بوده است و در کتاب ثقات هم نامش را آورده است.

بنابراين اصل سند درست است.

عبارت چه بوده است که اينجا تحريف شده است؟

باز آن دستان امانت دار وهابيت اين را تحريف کرده است.

من اصل عبارت را به شما از کتاب ديگري نشان مي‌دهم، البته من ترجمه نمي‌کنم چون من دوست ندارم کلام‌مان شائبه توهين داشته باشد.

ما نسبت به هر کسي که صحبت کنيم با منطق و استدلال صحبت مي‌کنيم و توهين نمي‌کنيم.

اگر بگوييم فلاني اين مشکل را دارد، خيلي قشنگ و مستدل و اگر مورد حديثي باشد با احاديث مبرهن ثابت مي‌کنيم و اگر مورد حديثي نباشد، با دلايل قطعي و مبرهن توضيح مي‌دهيم.

رسالت شبکه ولايت همين است، ما از الفاظ توهين آميز و تحريک آميز اجتناب مي‌کنيم.

اصل اين عبارت در کتاب تاريخ بغداد جلد 15 صفحه 569 آمده است:

حدثنا عبد الله بن أحمد بن حنبل حدثنا مهنى بن يحيى قال سمعت أحمد بن حنبل يقول ما قول أبي حنيفة والبعر عندي إلا سواء

تاريخ بغداد، ج 13، ص 439

عبد الله بن احمد مي‌گويد: از مهني بن يحيي شيندم که احمد گفت.

من واژه بعر را ترجمه نمي‌کنم؛ چون يک لفظ توهين آميزي است؛ ولي اصل واژه بعر است که اين‌ها مي‌گويند:

ما قول أبي حنيفة وعندي والبعد والاسواء

السنة لعبد الله بن أحمد، ج 1، ص 181

بعد کجا، بعر کجا، بعد يعني دوري بعر يک معناي ديگري مي‌دهد.

سند چطور است محقق کتاب هم آمده اينجا گفته است.

اسناده الي مهني صحيح و مهني شديد في السنه

آقاي مهني آدم ثقه‌اي بوده است و خيلي هم در سنت دقيق بوده است و احاديث را خيلي دقيق نقل مي‌کرده است.

 فکان عبدالله ما سمع هذا من ابيه ماخذه عن مهنا

عبدالله از باباش نشنيده است از مهنا شنيده است.

مجري:

اگر ممکن است آن لفظ را ترجمه بفرماييد؛ چون براي کساني که مي‌خواهند قضاوت کنند مبهم مي‌ماند.

استاد روستايي:

من نمي‌خواهم خداي ناکرده جسارتي توهيني شود، من از بينندگان عزيز عذر مي‌خواهم و سعي مي‌کنم محترمانه اين عبارت را ترجمه کنم، به معناي فضله است، فضله حيوان که مي‌گويند، بعر به اين معناي مي‌شود؛ ولي يک معناي خيلي دقيق‌تري دارد که خيلي واضحتر است که من آن را بيان نمي‌کنم.

نمي‌خواهيم هم بگوييم حرف آقاي احمد بن حنبل درست است يا حرف ابو حنيفه درست است، اصلا کاري به اين حرفا نداريم، ما روي سخن‌مان اين است که حنفي‌ها انديشمندان زيادي نزد خودشان دارند با وجود اختلافات زيادي که ما با عزيزان اهل سنت داريم که در جلسه علمي و بحث علمي بايد حل شود، سخن ما اينجا است، اين‌ها انديشمندان زيادي نزد خودشان دارند، شما بگذاريد اين مسئله را خود حنفي‌ها حل کنند، لازم نيست قيچي دست بگيريد و يا ناخن بلند کنيد و آن را بتراشيد.

احمد بن حنبل چنين نظري داشته است، شما اگر خيلي اهل اصلاح هستيد، بگوييد جناب احمد اشتباه کرده است و معصوم نبوده است يا برادران حنفي بياد از حنفيه دفاع کنند، راهش تحريف نيست.

ما نمي‌خواهيم بگوييم که حرف احمد غلط است يا درست است، ما دنبال اين قضيه نيستيم، ما دنبال اين هستيم که چرا آقايان قيچي دست مي‌گيرند و شروع به بريدن و قطعه قطعه کردن مي‌کنند.

مجري:

اين هفته هم دروغ ديگري از رئيس شبکه کلمه آقاي خدمتي داريم که نسبت دروغ ديگري به کتاب شريف نهج البلاغه داده است، کليپ دروغ ممنوع اين هفته را ببينيم.

کليپ دروغ ممنوع:

دروغ بستن به نهج البلاغه در مورد سجده امير المومنين عليه السلام

و اين بدعتي است که آقايان به وجود آورده‌اند که حضرت علي بر روي سنگ نماز مي‌خوانده است، هرگز چنين چيزي صحت ندارد، در نهج البلاغه آمده است که حضرت علي بر پوست و جلد و پارچه نماز مي‌خوانده است.

مجري:

من از اساتيد محترم مي‌پرسم آيا در نهج البلاغه واقعا چنين عباراتي وجود دارد؟

استاد روستايي:

ما که در نهج البلاغه يک چنين عبارتي را نديديم.

ايشان نسخ مختلف نهج البلاغه در دنيا را بررسي کند و اين را به ما نشان دهد، ما در نهج البلاغه اين عبارت را نديديم؛ حتي بنده عباراتي را ديدم که اهل سنت هم در برخي موارد اين گونه سجده را جايز نمي‌دانند.

استاد عباسي:

اين عبارت در نهج البلاغه به طور قطع وجود ندارد؛ چون هم با مباني شيعه و هم با روايات اهل سنت معارض است.

در صحيح بخاري روايت و باب داريم که حضرت فرمودند:

بَاب قَوْلِ النبي صلى الله عليه وسلم جُعِلَتْ لي الْأَرْضُ مَسْجِدًا وَطَهُورًا

صحيح البخاري، ج 1، ص 168

پيامبر فرمودند که براي من زمين محل سجده و پاکننده قرار داده شد.

در اين مسئله روايات فراوان ديگري نيز وجود دارد.

وقتي بخاري بابي با اين نام درست مي‌کند، اين از نظر فقهي نشان دهنده اين است که مطابق قاعده بايد بر همين باشد، اگر چيزي ديگري نقل کرده باشند يا فقها مطالب ديگري آورده‌اند، زمين محل سجده و پاکننده است و پارچه اصلا زمين نيست، پارچه و فرش و غيره زمين به حساب نمي‌آيند.

در سيره پيامبر هم که نگاه مي‌کنيم مثلا در مجمع الزوائد جلد2 روايت داريم که پيامبر در يک روز باراني براي نماز آمدند و سجده کردند و زمين گل شده بود و حضرت روي اين سجده کردند و پيشاني حضرت گل ماليده شده بود از سجده‌اي که بر روي اين زميني که بر اثر باران گل شده بود، اگر قرار بود بر روي پارچه سجده کردن جايز باشد، چرا پيامبر خودشان را به اين زحمت انداختند که پيشاني‌شان گلي شود؟

طبيعتا عقل حکم مي‌کند که بر روي پارچه‌اي سجده کنند تا اينکه پيشاني را از اين مسئله حفظ کنند؛ در حالي که چنين مطلبي رخ نداد.

اگر در نهج البلاغه وجود دارد، بياورند.

من نمي‌دانم اين نهج البلاغه‌اي که ايشان دارند، چند مطلب و چند عبارت در آن آمده است که هر آنچه که ايشان‌‌‌‌‌ مي‌خواهد، مي‌رود سراغ نهج البلاغه و پيدا مي‌کند.

يک دائره المعارف 300 جلدي است که هر آنچه مي‌خواهد در اين نهج البلاغه پيدا مي‌کند؛ ولي وقتي ما مي‌رويم در اختيار ما يک چنين مطلبي قرار نمي‌گيرد.

مجري:

شايد اين‌ها يک کتابي به عنوان نهج البلاغه نوشته‌اند، آقاي خدمتي نهج البلاغه‌اي که اين مطالب را از آن مي‌خواني نشان بده که چاپ کجا است؟

ما قطعا آن را تهيه مي‌کنيم.

استاد روستايي:

عرض کنم ما نه تنها پيدا نکرديم که پيامبر اين را جايز بداند، امير المومنين که به کنار حتي صحابه ديگر اين را جايز نمي‌دانستند، خود رسول خدا هم اين ماجرا را جايز نمي‌دانستند.

در برخي روايات داريم که يک صحابي روي عمامه‌اش سجده کرد و پيامبر نارحت شد و فرمود:

أرفع عِمَامَتَك

مصنف ابن أبي شيبة، ج 1، ص 240

عمامه‌ات را بردار، چرا روي اين سجده مي‌کني؟

برخي مي‌گويند ما روايت از پيامبر داريم که روي کور عمامه و روي بخشي از عمامه سجده مي‌کردند، اين مسئله را اهل سنت ضعيف مي‌دانند.

در کتاب حاوي الکبير ماوردي شافعي مي‌گويد:

فنقول أما الجبهة فالمباشرة بها واجبة وعليه إلصاقها بمحل السجود من أرض أبو بساط فإن سجد على كور عمامته أو على حائل دون جبهته لم يجزه

الحاوي الكبير، ج 2، ص 127

ما شافعي‌ها مي‌گوييم واجب است که پيشاني به زمين بخورد، اگر کسي بر روي پارچه عمامه‌اش سجده کند يا روي يک حائلي سجده کند؛ ولي پيشانيش به زمين نخورد، پوست پيشاني به زمين نخورد جايز نيست.

بعد مي‌گويد جناب ابوحنيفه اين کار را جايز مي‌داند.

بعد استدلال کرده به يک روايت از پيامبر که پيامبر بر عمامه‌اش سجده مي‌کرده است و بعد ايشان مي‌گويد:

فأما الخبر فضعيف

الحاوي الكبير، ج 2، ص 127

اين روايت ضعيف است و مورد قبول نيست و پيامبر چنين کاري نکرده است و اميرالمومنين قطعا دستور پيامبر را عمل مي‌کرده است.

علاوه براين صحابه اين کار را قبول نداشتند.

جناب آقاي عبدالله بن عمر اين مسئله را اصلا قبول نداشت و کراهت داشت که بر عمامه خودش سجده کند که در منابع متعدد برادران اهل سنت اين مسئله آمده است و حتي اشخاصي مثل ابن مسعود که شخصيت کمي هم نيست، سجده بر عمامه را جايز نمي‌داند و ايشان فقط بر زمين سجده مي‌کرده است.

در کتاب مجمع الزوائد هيثمي آمده است:

وعن أبي عبيدة أن ابن مسعود كان لا يصلي أو لا يسجد إلا على الأرض

مجمع الزوائد، ج 2، ص 57

فقط روي زمين سجده مي‌کرد.

بعد مي‌گويد آقاي طبراني اين را نقل کرده و سندش را هم مي‌گويد:

وإسناده حسن

مجمع الزوائد، ج 2، ص 57

سندش معتبر و حسن است.

بنابراين صحابه اين مسئله را جايز نمي‌دانند و آقاي شافعي هم اين مسئله را جايز نمي‌دانست و جناب عبدالله بن عمر هم اين مسئله را مکروه مي‌دانست که کسي بر پارچه عمامه سجده کند.

عن نافع أن بن عمر كان يكره أن يسجد على كور عمامته حتى يكشفها

المحلى، ج 3، ص 267

ابن عمر کراهت داشت که بر بخشي از عمامه‌اش سجده کند، عمامه را کنار مي‌زد که پيشانيش واضح شود و سجده کند.

مجري:

بريم کليپ وهابي چه خبر اين هفته را ببينيم که داراي صحنه‌هاي بسيار دلخراشي است و براي کساني که مشکل قلبي دارند توصيه نمي‌شود.

کليپ وهابي چه خبر:

محمد مؤمن زاده:

سلام خانم‌ها و آقايان، بيننده وهابي چه خبر هستيد، اجازه بدهيد قبل از هر چيزي به اين نکته اشاره کنم که اين برنامه قرار است به گوشه‌اي از جنيايت وهابي‌ها بپردازد.

اميدوارم که طاقت ديدن آن را داشته باشيد.

همان طور که مي‌دانيد وهابي‌ها تمام تلاش‌‌شان را کرده‌اند تا خودشان را مسلمان معرفي کنند و بگويند که بر عليه شرک وکفر قيام کرده‌اند؛ اما واقعيتي که همه ما الان و امروزه ما ملاحظه مي‌کنيم، اين است که‌‌ جنايت‌هاي وهابي‌ها بيشتر از همه گريبانگير خود مسلمانان شده است؛ مثلا همين چند وقت پيش در شهر موصل چند صد نفر از شهروندان موصل را که از شيعيان و اهل سنت بودند به صورت دست جمعي و به طرز فجيعي قتل عام کردند. 

تاحالا از خودتان سؤال کرده‌‌‌ايد وهابي‌هايي که به ظاهر ادعاي مسلماني و دفاع از اهل سنت را دارند، چه شد که در جريان کشتار مردم مظلوم فلسطين به جاي دفاع از مردم مسلمان فلسطين، تبديل به دشمن رده اول فلسطين شدند.

مفتي وهابي:

در خصوص تجهيز کردن قواي نظامي در غزه و خارج کردن‌‌‌‌ يهودي‌ها از فلسطين واجب است، بله؛ اما در مورد غزه آن‌ها بايد فرمانده و پرچم داشته باشند و کساني که در غزه هستند نه فرمانده دارند و نه پرچم؛ بلکه آن‌ها شيعه هستند و از شيعه پيروي مي‌کنند يا کمونيست هستند، آن‌ها را ياري نکنيد.

خبر از تلويزيون ايران:

گروه تروريستي تکفيري داعش در جديدترين اقدام خود اعلام کرد شرکت در راهپيمايي روز قدش ممنوع است.

عده‌اي از اعضاي گروهک تروريستي داعش هم با لگ مال کردن پرچم فلسطين اعلام کردند بايد پرچم داعش به جاي فلسطين به احتزاز درآيد.

مؤمن زاده:

ما اين چيزها را مي‌بينيم که با قاطعيت مي‌گويم حساب اهل سنت از وهابيت جدا است؛ چرا که خود اهل سنت کم از وهابي‌ها ضربه نخورده‌اند و متأسفانه ما هر روز شاهد کشتار و اذيت و آزار اهل سنت توسط وهابي‌ها هستيم.

من فکر مي‌کنم اين وهابي‌ها اين قدر مسلمان کشته‌اند که ديگر عادت به مسلمان کشتن کرده‌اند، تا جايي که وقتي يک مسيحي بي‌گناه را هم مي‌گيرند و مي‌خواهند بکشند اصرار دارند که اول مسلمان شود بعد او را بکشند.

درست است که بلاي وهابيت گربيان گير مسلمانان شده است؛ اما متأسفانه هيچ کدام از فرق و اديان از شر وهابيت در امان نمانده‌اند.

مجلس عراق:

آقاي رئيس!

سر ما به اسم اسلام (زير پرچم لااله الا الله) بريده مي‌شود.

آقاي رئيس! زنان ما به اسارت برده شده‌اند و در بازار کنيزان به فروش مي‌رسند، سر خانواده من بريده مي‌شود؛ همان گونه که سر همه عراقي بريده مي‌شود؛ همان طور که شيعه و سني و مسيحي و ترکمن و بقيه قتل عام مي‌شوند، نجات‌مان دهيد، به دادمان برسيد. 48 ساعت است که 3 هزار خانواده در کوه سنجار محاصره شده‌اند، بدون آب و غذا، 70 کودک از تشنگي و فشار مرده‌اند!! 50 کهنسال از وضع کنوني مرده‌اند، زنان ما را اسير کرده‌اند؛ مثل کنيزان به عنوان کنيز در بازار بردگان به فروش مي‌رسند، به نام انسانيت درخواست مي‌کنم که نجات‌مان دهيد.

مؤمن زاده:

روي صحبتم با آن کساني است که خواسته يا ناخواسته از وهابي‌ها حمايت مي‌کنند و فکر مي‌کنند اگر وهابي‌ها بر آن‌ها حکومت کند ديگر قدرت دارند و همه مشکلات‌شان حل مي‌شود، بايد براي يک بار هم که شده کلاه‌‌‌‌‌تان را قاضي کنيد و ببينيد واقعا يک چنين موجوداتي ارزش حمايت کردن دارند و تاريخ در مورد وهابي‌ها و کساني که از آن‌ها حمايت مي‌کنند بهتر قضاوت خواهد کرد.

حق نگهدارتان يا علي مدد.

بيننده آقاي خليلي از اصفهان:

خيلي اعصابم خرد شده است، به حق جدم امام حسين به حق جد مادرم امام صادق، الهي خدا عذاب‌شان دهد و ريشه اين‌ها را خشک کند.

آقا من فقط يک گله‌اي از شما داشتم، چرا اين برنامه‌هايي که در شبکه‌هاي وهابي پخش مي‌کنند، اين‌ها را خيلي کم نشان مي‌دهيد؟

اين‌ها را بايد طوري نشان دهيد که مثل پيام بازارگاني که لابلاي برنامه‌تان تا اين ملکه ذهن مردم شود، من ديروز ديدم در شبکه کلمه شخصي به سجودي زنگ زد و گفت: من با‌‌‌‌‌‌ قرآن و دليل با شما حرف مي‌زنم، آيه و سوره‌اش را نمي‌دانم چه بود، گفت: همان طور که قرآن فرموده است: پيامبر زنده است و اعمال شما را مي‌بيند و روز قيامت هم شفيع شما مي‌شود.

بعد اين جوابي داد که اگر کسي ببيند خنده‌اش مي‌گيرد، يک مثال‌هايي مي‌زند و بعد به آن ربطش مي‌دهد.

به همين خاطر مي‌خواستم بگويم اين برنامه‌‌ها را نشان بدهيد و زيادتر بکنيد که مردم ببينند؛ چون هرجا مي‌نشينيم، مي‌گوييم شبکه ولايت اين را ديد؟ مي‌گويند نه ما چنين چيزي نديديم، دسترسي به سايت در منطقه اصفهان هم به علت سرعت کم اينترنت خيلي پايين است، مي‌خواهيم عکس ببينيم نمي‌شود چه برسد به آپارات.

خواهش مي‌کنم در شبکه‌‌‌‌‌تان اين‌ها را خيلي پخش کنيد.

مجري:

ان شاء الله به صورت ميان برنامه و کليپ در خواهد آمد و در خلال برنامه‌‌ها پخش خواهد شد.

بيننده:

 همين شبکه‌اي که خودش را به موش مردگي مي‌زند، شبکه وصال، کليپ اين را هم نشان دهيد.

مجري:

ان شاء الله دوستان نداي شيعه برنامه‌هاي اين‌ها را نقد مي‌کنند و کليپ‌هاي آن‌ها را نشان مي‌دهند.

بيننده:

مي‌شود در طول هفته سه روز پخش کنيد؟

مجري:

بله، چشم در مورد باز پخشش هم صحبت مي‌شود.

تمام جنايات را ما نمي‌توانيم از شبکه پخش کنيم.

نسخه موبايلي شبکه جهاني ولايت براي دريافت برنامه‌ها را مي‌توانيد از بازار دانلود کنيد که با حجم‌هاي متفاوت و هر خط ارتباطي و سيم کارتي که شما داريد و با واي فا مي‌توانيد شبکه جهاني ولايت را به صورت زنده ملاحظه کنيد.

بيننده آقا مسعود از قم:

امروز به نيابت از طرف شما و دوستان شما و همه بينندگان شما مشرف شدم حرم حضرت معصومه و زيارت کردم و نائب الزياره بودم و مخصوصا کساني که آرزو دارند که به پا بوس حضرت بيايند در حرم حضرت معصومه سلام الله عليها تأکيد داشتم.

چندي پيش که در مشهد بودم به همين منوال نائب الزياره دوستان بودم.

ما به اندازه وجود کوچک خودمان به ياد دوستان هستيم که در اقصي نقاط عالم هستند و دل‌شان مي‌تپد براي اين اماکن مقدسه و دعا گوي‌شان هستيم و ان شاء الله که خداوند حفظ‌شان کند.

از ابتدايي که مسدع شدم فکر مي‌کنم حضرت عالي و دوستان بيننده  و هم کساني که صداي من را مي‌شناسند مي‌دانند ما عادت نداريم در تاريکي قرار بگيريم و حرف بزنم، در روشنايي و با صداي بلند حرف مي‌زنيم و از عقيده خودمان دفاع مي‌کنيم؛ بر خلاف يک عده‌اي که  در تاريکي قرار مي‌گيرند و با اسامي مختلف هتاکي مي‌کنند و دروغ مي‌ گويند و شبه پراکني مي‌کنند.

الحمد الله پيروان حيدر کرار اگر بنده قابل باشم و خودم را يکي از آن‌ها بدانم، چنين است که در روشنايي قرار مي‌گيريم و حرف را مي‌زنيم.

به هر حال از روز اول بنده حرفم اين بود که اين جناياتي که به نام اسلام در تاريخ صورت گرفته است، مظلوميتي بر اسلام روا داشته‌اند و بر خلق خدا روا داشته‌اند که اين مظلوميت از حد کلمات فراتر است، علي رغم اين تلخي‌هايي که در اين ايام مي‌بينيم، اين فجايعي که در کشورهاي مختلف اسلامي شاهد آن هستيم، با همه اين تلخي‌هاي که واقعا اشک به چشم مي‌آورد و خون به دل مي‌آورد و خدا مي‌داند که من خودم را شريک مي‌دانم؛ حتي با آن‌هايي که مسلمان نباشند، مسلمان‌ها که به جاي خود است؛ حتي اگر مسلمان هم نباشد باز احساس همدردي با آن‌ها مي‌کنم؛ اما آقايان مدعي شبکه‌هاي توحيدي بحمد الله والمنه در نزد خردمندان که از روز اول آبرو نداشتند؛ اما با اين فجايع اگر در نزد برخي از افراد که حسن ظن افراطي داشته‌اند و اندک آبرويي هم براي اين‌ها مانده بود، با حمايت‌هايي که اين‌ها از اين جنايت کاران مي‌کنند رفت.

در حقيقت اين مصداق همان عرايض بنده بود که اين‌ها در اسلام در طول تاريخ کشته‌اند و تهمت زده‌اند و دست و پا بريده‌اند و هنوز اربده مي‌کشند و دم از مسلماني مي‌زنند.

شما مي‌فرماييد آقاي خدمتي از نهج البلاغه خودشان آدرس مي‌دهند، شما مي‌دانيد که بنده اين قدر نرم صحبت مي‌کنم که گاهي در صحبت کردن با اين آقايان خودم را در نزد خداوند خجل مي‌پندارم و ممکن است برخي از دوستان ايراد به من بگيرند که شما چرا با اين‌ها اين قدر نرم صحبت مي‌کنيد؛ بنابراين صحبت از اين نيست که تهمت بزند؛ ولي به وضوح عرض مي‌کنم خدمت شما آقاي خدمتي و همکارانش واقعا آبرويي ندارند، چيزي ندارند مسئله فقط سر برخي از هموطنان ما و هم دينان ما و هم نوعان ما است که اين‌ها فريب نخورند.

اين آقاي سجودي که امروز تماس بينندگان را قطع مي‌کند؛ چون از پيروان علي بن ابي طالب مي‌ترسند، نه از مسعود نخعي و شريفي بترسند، بنده که شاگردم نه از استادان ما بترسند، اين‌ها از منطق شيعه مي‌ترسند و بحثي راجع به آن‌ها نيست؛ اما امروز ايشان مي‌گفت بنده از لحظه‌اي که شيعه را ترک کردم، خدا براي من ساخته است، آقاي سجودي خدا به شيطان مهلت داد به تو هم مهلت مي‌دهد، فريب نخور به کجا مي‌روي؟ به کجا رسيدي؟

تماس تلفني که در برنامه نمي‌گذاري، پيام هم که من براي تو گذاشتم، تو مي‌داني که من با شما چگونه صحبت مي‌کنم، ‌‌به خدا مي‌ترسم نزد خدا معاقب باشم؛ اما پيام من يک دقيقه سلام عليکش را پخش مي‌کني، بقيه‌اش را مي‌ترسي. مي‌ترسي وقتي مي‌گوييم ما واکسينه شده‌ايم در مقابل لا حکم الا لله پيروان عمرعاص، ما در تاريخ واکسينه شديم، فقط بگو‌‌‌‌‌‌ قرآن و فقط بگو الله، ملت شيعه واکسينه شده است، اين‌ها را من گفتم به شما ترسيدي پخش کنيد.

بيننده آقا شاهين از ملاير:

در مورد همين کليپ‌هايي که پخش کرديد عرايضي داشتم.

وهابيت خبيث که اصلا بويي از اسلاميت که هيچ، بويي از انسانيت نبرده است؛ يعني يک حيوان درنده با هم نوع خودش آن کار را نمي‌کند؛ ولي اين‌ها از آن حيوان درنده هم بدتر هستند.

من از ديدن اين تصاوير خيلي متأثر شدم.

مجري:

تصاويري که از اين گروهک داعش پخش مي‌شود، مي‌تواند بفهمد که سرحد درندگي است.

بيننده:

اين برادران، به قول معروف وهابي‌هاي داخلي هستند، برخي هستند از اين مفتي‌هاي مفتکي مفتي‌هاي نفتي که بعضا از اين تکفيري‌ها حمايت مي‌کنند، اين‌ها به خدا قسم فرداي قيامت جرم وهابي که سر مي‌برد، پاي همين‌ها نوشته مي‌شود و همه اين‌ها فرداي قيامت گيرند؛ به خاطر اينکه با حرف‌شان از آن‌ها حمايت کرده‌اند، واقعيت‌‌ها را مي‌بينند؛ ولي اين‌ها غرق در فساد و لجن هستند، فرق خوب و بد را نمي‌خواهند درک کنند.

شما به اهل سنت بزرگوار در عراق نگاه کنيد، همين امروز حمله کردن سمت اقليم کردستان همه آن‌ها سني هستند، آنجا که شيعه ندارد، همه کرد سني هستند.

براي آن‌ها سني و شيعه فرق نمي‌کند، هر کس جلو اين‌ها قرار بگيرد، از بين مي‌برند.

بحث من از همين‌ها است که بيشتر از کارها آن‌ها دلم به درد مي‌آيد.

برخي از اين علما هستند اسم هم نمي‌آورم، داخلي هستند که از اين‌ها حمايت مي‌کنند شما منظور من را مي‌فهميد که من چه کساني را مي‌گويم.

مجري:

از اينکه اسم نمي‌اوريد ممنون هستيم.

   بيننده:

نه اسم نمي‌آورم، خودشان مي‌دانند که چه کساني هستند.

واقعا صحنه‌‌ها را که من ديدم خيلي متأثر شدم.

بيننده آقا عباس از اهواز:

السلام عليک يا ابا عبدالله

سلام بر سر بريدگان کربلا.

بنده آذري زبان هستم؛ ولي مقيم اهواز هستم، برنامه شما را ديدم و عرايضي داشتم.

بنده حقير در مدتي که در اهواز بودم، به جلسات‌‌‌‌‌ قرآني پافشاري مي‌کردم؛ چون ما در منطقه‌اي هستيم که متأسفانه يک مقدار‌‌‌‌‌‌ قرآن کم نور شده است‌.

ما زماني که وارد اينجا شديم، جلسات‌‌‌‌‌ قرآني را پا برجا کرديم و مستمر برگذار کرديم و امام جمعه وقت اينجا هم خيلي کمک کردند، البته ما از شهرستان‌هاي اهواز هستيم، يکي از دوستان ما از مهندسين بود از لحاظ دانشگاهي سواد بالايي داشت و استاد دانشگاه بود؛ ولي از علوم ديني هيچي متوجه نمي‌شد و در مورد امام زمان هم مي‌گفت شما چرا اين حرف‌ها را مي‌زنيد، اين شبکه‌هاي وهابي را يک مدتي ديد، يک روز آمد پيش من و گفت فلاني من خيلي منقلب شدم، برخي از حرف‌ها را از اين شبکه وهابي شيندم، مي‌خواهم يک سري اطلاعات ديني در مورد امام زمان و... داشته باشم، گفتم کتاب‌هايي در مورد حضرت حجت وجود دارد، شما مي‌توانيد مطالعه کنيد، ايشان رفتند و مطالعه کردند، بعد از 6 ماه آمدند پيش من و مقاله‌اي نوشتند در مورد اين قضيه که بنده در وبلاگ خودم اين را گذاشتم براي جواب وهابيتي که نتوانستند هنوز جواب خوبي براي حجت خداوند در هر زماني که بياد ايشان فرمودند که البته استدلال‌هاي آن شخص است و يک کسي که اطلاعاتي از دين نداشته است و تازه وارد مذهب تشيع شده است از لحاظ اينکه فهم و شهود پيدا کرده است، مي‌گويد من ديدم زماني که ما در آن زندگي مي‌کنيم، تکميل کننده‌اش 12 ساعت است که هر ساعتي را 12 قسمت مي‌کند؛ يعني اگر ما بخواهيم يک را بخوانيم عقربه آن بايد روي دوازده باشد و باقي ساعت‌ها همين منوال خوانده مي‌شود، ديدم قوام تمام زمان‌ها 12 است، اين چيزي است که خودش به اين استدالال رسيده است.

مي‌گويد در احاديث حضرت رسول اکرم به 12 امام اشاره شده است که تکميل کننده دين اسلام و رسالت پيامبر اکرم است و قائم به تمام اهل بيت دوازدهمين اين‌ها است، مي‌گويد من اين‌ها را بررسي کردم ديدم در مورد غيبت به نتيجه‌اي رسيدم ديدم چون شيطان چندين هزار سال عبادت کرده است که در روايات نيز آمده است و اگر بخواهد امام زماني که ظهور مي‌کند از بين برنده شيطان و ظلم باشد حداقل بايد از لحاظ عبادت به رتبه ايشان برسد، البته استدلال اين شخص است و چنين چيزي در روايات شيعه نيست، خدايي ناکرده کسي سوء استفاده نکند.

مي‌گويد من ديدم برحسب علم توازن اگر بخواهد اين شخص با اعمال شيطان لعنت الله عليه به توازن برسد و عدالت خداوند حتي در مورد شيطان رعايت شود، بايد امام زماني باشد در غيبت که بتواند از لحاظ اعمال بتوازن برسد تا بتواند با او بجنگد و در نهايت حق بر باطل پيروز شود.

مجري:

البته اعمال شيطان غير قابل مقايسه است با حتي يک سجده آقا امام زمان.

بيننده:

البته استدلال اين شخص است، اصلا بحث تشيع نيست.

من دو سه سؤال از شبکه وهابي کردم؛ ولي جواب ندادند و تلفنم را قطع کردند، يکي در مورد صيغه‌اي بود که اين‌ها شبهه‌اش را وارد کردند، گفتم حکم شما در مورد زني که  4 بچه دارد و بيوه شده است و هيچ مردي به خاطر فرزندان اين زن نمي‌تواند اين را به عقد دائم خود درآورد؛ يعني هيچ مردي توان مالي ندارد و نمي‌تواند اقدام کند از لحاظ اين که مخارج اين خانواده را تأمين کند، اين زن هم مثل هر انساني شهوت دارد و بايد در نهايت ارضاء شود، اهل سنت در مورد چنين زني چه حکمي مي‌دهد؟

بيننده آقا محمد از زاهدان از اهل سنت:

يکي اينکه استاد فرمودند که پيامبر وقتي نماز مي‌خواندند، پيشاني‌شان گلي شد، منظورشان اين است که روي زمين نماز مي‌خواندند؟

شما چه دليلي داريد که امام علي عليه السلام روي سنگ بايد پيشاني‌شان را بگذارد؟

يعني که رسول اکرم پيشاني خود را روي زمين گذاشتند، روي زمين ساده؟

مجري:

بله

بيننده:

برادران اهل تشيع ما پيشاني را روي سنگ مي‌گذارند؟

مجري:

اولويت با تربت امام حسين است، اگر نبود بر سنگ مي‌گذارند.

بيننده:

اگر مثلا اين سنگ يعني خاک اگر نباشد؛ يعني زمين ناپاک است يا نه؟

استاد روستايي:

ما سجده بر ارض را آورديم، ارض يعني زمين و سنگي که داخل آن زمين استکه  جزء زمين به حساب مي‌آيد.

بنابراين وقتي مي‌گوييم صحابه بر روي ارض سجده مي‌کردند و آقا رسول خدا طبق روايتي که استاد عباسي خواندند بر ارض سجده مي‌کردند؛ يعني چه بر زمين و چه بر سنگ؛ اما قطعا اين بايد پاک باشد، اين را که اجماع امت اسلامي است، البته برخي علماي اهل سنت يک نقطه نظرهايي دارند؛ ولي ما شيعيان اجماع داريم که جاي سجده بايد پاک باشد؛ چه سنگ باشد و چه گل باشد.

مجري:

شما ادله‌اي بياوريد که پيامبر اجازه داده است که بر فرش سجده شود.

بيننده:

از گفته ايشان ثابت مي‌شود که رسول الله بيرون از خانه داشتن نماز مي‌خواندند و باران مي‌باريد و پيشاني‌شان گلي شد، داخل مسجد اگر بود.

مجري:

يعني پارچه نگذاشتند، با اينکه زمين گلي بود، بر روي زمين سجده کردند.

استاد عباسي:

اگر شما بخواهيد از اين برداشت کنيد که من اين طور متوجه شدم که بيرون از منزل بودند و حالا آنجا مثلا فرشي نبوده است يا پارچه‌اي نبوده است که سر روي خاک گذاشته‌اند، نه ببينيد ما نهي از پيامبر داريم؛ يعني پيامبر نهي هم فرموده‌اند که بر غير زمين و تراب کسي سجده کند.

اين روايت در مسند احمد بن حنبل جلد 6 صفحه 323 با سند صحيح آمده است که نقل شده است از ابي صالح از ‌‌ام سلمه سلام الله عليها:

رَأَتْ نَسِيباً لها يَنْفُخُ إذا أَرَادَ ان يَسْجُدَ فقالت لاَ تَنْفُخْ فان رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال لِغُلاَمٍ لنا يُقَالُ له رَبَاحٌ تَرِّبْ وَجْهَكَ يا رَبَاحُ

مسند أحمد بن حنبل، ج 6، ص 323

انگار شخص يک جوري بود که سختش بود که سر روي خاک بگذارد، يک پارچه‌اي پيدا مي‌کرد که سر روي آن بگذارد، حضرت فرمودند که صورتت را به خاک بچسبان، سرت را بر خاک بگذار، پيشانيت را روي خاک بگذار.

اين دستور حضرت است؛ حتي ما در روايت داريم با روايت صحيح سند که برخي از افراد وقتي که گرم بود و شدت گرما زياد بود، اين‌ها از پارچه که معمولا گرماي کمتري مي‌گيرد استفاده نمي‌کردند؛ درحالي که صحابه پيغمبر بودند، پيامبر اين امر را به آن‌ها فرموده بودند و آن‌ها مراعات مي‌کردند، اين‌ها سنگي را بر مي‌داشتند داخل دست‌شان نگه مي‌داشتند تا اين سنگ که کاملا که خنک شد بتوانند پيشاني بر اين سنگ بگذارند.

يک روايت نيست مجموعه‌اي از روايات است که شخصي از شدت گرما عمامه را جلو آورد که پيشاني را روي عمامه بگذارد، حضرت با دست کنار زدند و فرمودند پيشاني را بر زمين بگذاريد.

البته اين حکمت و دليل دارد، در روايات معصومين آمده است که علت و دليل اين است پوشيدني‌ها و خوردني‌ها مسجود آدمي به طور طبيعي هستند، به نوعي آدم‌ها هميشه دنبال اين‌ها هستند، براي نمازي که براي تقرب به خدا است، چيزي باشد که از زمين و آنچه از زمين مي‌رويد و خوردني و پوشيدني نيست و مردم بدين جهت استفاده نمي‌کنند.

در کتاب مصنف ابن ابي شيبه مي‌گويد: ما نماز ظهر را با پيامبر مي‌خوانديم:

فَآخُذُ قَبْضَةً من الْحَصَى فَأَجْعَلُهَا في كَفِّي ثُمَّ أُحَوِّلُهَا إلَى الْكَفِّ الأَخْرَى حتى تَبْرُدَ ثُمَّ أَضَعُهَا لِجَبِينِي حين أَسْجُدُ من شِدَّةِ الْحَرِّ

مصنف ابن أبي شيبة، ج 1، ص 286

يک مقدار سنگ برمي‌داشتيم در دست‌مان نگه مي‌داشتيم؛ سپس در دست ديگر‌مان قرار مي‌داديم و کف دست ديگر مي‌ريختيم و در دست‌هايمان را جا به جا مي‌کرديم تا اينکه سرد شود و آن وقت پيشاني‌مان را بر روي آن مي‌گذاشتيم.

اگر يک تکه پارچه‌ جايز بود، خيلي راحت بود که سرد هم بود و مشکلي هم ايجاد نمي‌کرد که از همان لباس خودشان را جلو بياورند از عبا يا دشاشه خودشان بياورند و سر روي آن بگذارند و نماز بخوانند.

مجري:

اگر خواستيد از اميرالمومنين ما مي‌توانيم براي شما بياوريم.

امير المومنين دستور دادند عمامه را کنار بگذاريد.

در کتاب سنن کبري اميرالمومنين مي‌فرماييد:

إذا كان أحدكم يصلي فليحسر العمامة عن جبهته

سنن البيهقي الكبرى، ج 2، ص 105  

عمامه را از پيشاني خود کنار بزند و بعد نماز بخواند.

اين نظر اميرالمومنين در کتب شما است.

استاد روستايي:

محمد آقا اين مسأله حل شد؟

بيننده:

حالا ديگر من خودم...

استاد روستايي:

حالا ديگر نشد، اين شبکه، شبکه شبه افکني نيست.

شما يک سؤالي فرموديد ما جواب داديم، اگر مي‌خواهيد روي اين قضيه فکر کنيد، برويد فکر کنيد بعدا که براي شما حل شد زنگ بزنيد و شبهه بعدي را مطرح کنيد.

اينکه يک شبه‌اي مطرح شود بعد بگوييد حالا ديگر من نمي‌شود اين فايده ندارد.

مجري:

اگر اجازه بدهيد سؤال‌شان را بپرسند.

بيننده:

شبکه وصال يک کليپ در مورد آيت الله قزويني پخش کردند که مي‌گفتند ذهبي روايات صحيح مسلم و بخاري را ضعيف مي‌داند.

مجري:

بله، ذهبي در مورد بخاري و مسلم تضعيف دارد.

بيننده:

در مورد بخاري گفته است، منظور از بخاري عبد الله بخاري است که در قرن 6 يا 5 بوده است.

مجري:

در برنامه نداي شيعه، آقاي شريفي و آقاي خورشيدي دقيقا اين را پاسخ داده‌اند؛ يعني دقيقا همين کليپ را پخش کردند و به تعبير آقاي شريفي هر گردي گردو نيست...ايشان اشتباه گرفته بود، آيت الله قزويني درست گفته است، آقاي قزويني تعابيري دارند در باب خلقت لفظي‌‌‌‌‌‌ قرآن؛ يعني آقاي بخاري‌‌‌‌‌‌ قرآن را مخلوق مي‌دانستند و همين علت شده است که آقاي ذهبي آقاي بخاري را تضعيف کرده است و اتفاقا منابعي هم اين عبارات را مي‌آورد و مي‌گويد رازيان از آقاي بخاري نقل روايت نکرده‌اند؛ به خاطر مسئله خلق‌‌‌‌‌‌ قرآن و استغفار مي‌کند به درگاه خداوند از اين نظر که آقاي ذهبي نقل کرده است راجع آقاي بخاري و خودش داشته است.

بيننده:

اگر ذهبي ايرادي و اشکالي از مسلم و بخاري دارد، بايد شبکه ولايت نشان دهد.

مجري:

برنامه نداي شيعه اين تعابير را نشان داد.

بيننده:

در بخش پالتاک من نگاه کردم، نشان نداده است.

مجري:

برنامه هفته گذشته بوده است و شب قبل نبوده است.

استاد روستايي:

برنامه قبلي نداي شيعه را که پخش شده است شما در آرشيو سايت برويد و اين برنامه را دانلود کنيد، کامل کليپ را پخش کرده‌اند و عبارات را توضيح داده‌اند.

مجري:

در المغني في الضعفا از آقاي ذهبي نقل مي‌کند:

أبو عبد الله محمد بن إسماعيل البخاري مولى الجعفيين فحجة إمام ولا عبرة بترك أبي زرعة وأبي حاتم له من أجل اللفظ لأنه مجتهد في المسألة بل ومصيب

المغني في الضعفاء، ج 2، ص 557

بحث لفظ همان بحث خلقت‌‌‌‌‌‌ قرآن است، آقاي بخاري طبق تعابير بسيار که از هل سنت داشتند قائل به اين بوده است که‌‌‌‌‌‌ قرآن مخلوق است و برخلاف نظر اشاعره که‌‌‌‌‌‌ قرآن را مخلوق نمي‌داستند و آقاي ابوحاتم و آقاي ابو زرعه روايت آقاي بخاري را ترک کرده بودند

آقاي سبکي هم به اين مسأله اعتراض کرده است که بحث خيلي مفصلي است.

بيننده آقاي رستمي از گرگان:

بنده طلبه هستم از گرگان که تازه پايه شش‌مان تمام شده است و وارد پايه هفتم مي‌شويم.

وقتي من اين کليپ‌ها را ديدم، از وهابيت خيلي ناراحت شدم؛ به خاطر همين گفتم به شما زنگ بزنم تا به وهابيت بفهمانيم که ما کجا و آن‌ها کجا، من باب تعريف نيست فقط مي‌خواهيم به وهابيت بفهمانيم که مذهب آن‌ها چقدر پوسيده است، از همان پايه سوم در‌‌‌‌‌‌ قرآن يک مجموعه‌اي را تشکيل داديم که در آن کار مي‌کرديم، امامت و ولايت و اثبات خدمات امير المومنين خيلي هم با دوستان‌مان موفق بوديم و ماحصل کارمان اين بود که مثلا در جمع خودمان ما يک رساله‌اي نوشتيم به نام الصديقة الشهيده که عربي و فارسي و من باب هجوم الي بيت فاطمه سلام عليها بود و ماحصل بعدي‌‌مان الحسين في بيان العامه روايتي که اهل سنت در مورد امام حسين آورده‌اند اين به زبان عربي است، همچنين يک شرحي هم ما در کتاب کافيه نوشتيم.

اين را گفتم تا وهابيت بفهمند که حتي ما طلاب شيعه شما که عددي نيستي آن آقاي کي بود آقاي هاشمي حديث مرفوع بالا رفته نمي‌دانم کجا بالا رفته است، بابا خنده‌مان گرفت وقتي ديدم يک کليپ را به شما بگويم که ما از پس اين وهابي‌ها برمي‌آييم.

طلابي که بقول آقايان ما جوجه طلبه‌‌‌‌ايم، فضلا از علماي اين‌ها چه برسد به علماي ما، ما در مقابل اين‌ها مي‌توانيم قرار بگيريم و نيازي نيست علماي بيان در شبکه ماهواره جواب اين‌ها را بدهند.

علما بنشينند به درس و بحث خودشان بپردازند و شيعيان را بفيض برسانند.

نيازي نيست که علما وارد ميدان شوند، اين را گفتم آقايان بدانند امثال هاشمي و سجودي و امام الکل‌شان آقاي خدمتي و ترشابي همين آقاياني که خيلي مدعي هستند از طرف بچه‌هاي استان گلستان از طرف طلاب‌شان زنگ بزنم که ما حاضريم ما طلابي که هنوز تحصيل سطح يک‌مان تمام شده بگويم ما حاضريم با شما مناظره کنيم چه برسد به علماي ما.

شما يک برنامه‌اي تشکيل بدهيد که در آن معرفي کتب کنيد مثلا کتاب کلامي، کتاب ادبي، کتاب لغتي و کتاب فقهي و کتاب اصولي؛ چون که غير از مردم عوام اهلش هم برنامه شما را نگاه مي‌کنند و برنامه شما را من دارم مي‌بينم و بين دوستان خودمان الگو است و خيلي تأثيرش قوي بوده است، از شما خواهش مي‌کنم برنامه 10 دقيقه‌اي يا 15 ديقيقه‌اي معرفي کتب ادبي و کلامي بگذاريد.

من يک روايت ديده بودم در کتاب الملاحم و الفتن سيد بن طاوس که در آخر الزمان بعد از اينکه پرچم‌هاي سياهي مي‌آيد و امام علي عليه السلام مي‌فرمايند که دست و پاهاي‌‌‌‌‌تان را حرکت ندهيد؛ يعني ملزم خانه‌‌ها‌‌‌‌‌تان باشيد تا جايي که اقوامي مي‌آيد که سنگ دل هستند:

قلوبهم كزبر الحديد... أسماؤهم الكنى ونسبتهم القرى

اسم‌هاي اين‌ها کنيه‌هايشان است و نسبت اين‌ها به شهر‌‌ها است.

ما گفتيم نه قطعا اين است؛ ولي ترتيب خيلي کمي به داعش دارد؛ مانند ابوبکر بغدادي، دوست دارم که اساتيد محترم در مورد اين حديثي که در کتاب الملاحن و الفتن سيد بن طاووس آمده است يک فرمايشي داشته باشند تا ما استفاده کنيم؛ چون که خيلي در واتساپ يا لاين اين حديث غوغا کرده است و گفته‌اند که اين تطبيق به داعش دارد اين‌ها کنيه است.

مجري:

البته يک همچين حديثي در کتب اهل سنت وجود دارد که خود اهل سنت تطبيقي داده‌اند و ما کليپ آن را هم داريم.

بيننده آقاي رحمتي از اراک:

من اين کليپ وهابيت را ديدم خيلي حقيقتا از جناياتي که اين‌ها مي‌کنند قلبم درد گرفت، البته جاي خوشحالي هم دارد که ما پيروان اميرالمومنين علي عليه السلام منطق‌مان چيز ديگري است و اين‌ها پيروان ثقيفه منطق‌شان چيز ديگري است، متأسفانه اين‌ها همان قبيله بني کلبي هستند که امام صادق عليه السلام در موردشان فرموده است که اين‌ها مي‌آيند، ما در احاديث داريم که اين‌ها در عراق مي‌آيند و خونريزي و جنايت مي‌کنند و زمين اين‌ها را مي‌بلعد، ان شاء الله ما منتظر آن روز هستيم که زمين اين‌ها را ببلعد و اين‌ها را از بين ببرد؛ بلکه هم نسل‌شان از روي زمين برچيده شود، اين‌ها ذات‌شان مشکل دارد و حقيقتا حرومزاده هستند.

مجري:

اين تعابير را لطف کنيد استفاده نکنيد.

اين دوست عزيزمان هم از کتاب سيد ابن طاووس روايتي را خواندند که در آخر الزمان گروهي مي‌آيند که اسم‌‌هايشان به صورت کنيه است و اسم‌هايشان به شهرها برمي‌گردد و گفتند مطابقت آن با داعش چقدر مي‌تواند صحيح باشد؟

استاد روستايي:

من يک توضيحي دارم نسبت به آن بحث تضعيف بخاري که ايشان ايرادي گرفتند، ببينيد تضعيف جناب بخاري نه تنها درست است؛ بلکه آقاي ذهبي يک عبارتي را به کار مي‌برد، البته ايشان دو صفحه قبل ترجمه الذهلي را مي‌گويد بعد در دو صفحه بعد مي‌گويد: کساني که از اين آقا روايت کردند چه کساني هستند، مي‌گويد يکي از آن‌ها محمد بن اسماعيل البخاري است:

ويدلسه كثيرا

سير أعلام النبلاء، ج 12، ص 275

آقاي بخاري روايت مي‌کرد و خيلي هم اهل تدليس بود.

ما بارها در شبکه تدليس را بيان کرديم؛ يعني پوشاندن حقيقت اين سند يا متن را دستکاري مي‌کند.

آقاي شعبه پدر رجال علم اهل سنت مي‌گويد:

لأن ازنى أحب إلى من ان ادلس

الجرح والتعديل، ج 1، ص 173

زنا کنم از تدليس بهتر است.

يا در تعابير ديگر دارد مي‌گويد:

التدليس أخو الكذب

حلية الأولياء، ج 9، ص 107

تدليس برادر دروغ است.

اين چيزي است که ذهبي نسبت به بخاري و ذهلي مي‌گويد و مي‌گويد بخاري از آن روايت مي‌کرده است و خيلي هم اهل تدليس بوده است.

استاد عباسي:

در رابطه با مطلبي که فرموديد که از ملاحم الفتن نقل کردند، روايات اين چنيني داريم، ايشان دو سه تا تطبيق ديگر و نکاتي که به تطبيق مي‌خورد بيان کرد، من يک قاعده کلي عرض کنم و آن اينکه رواياتي که مربوط به تطبيق شرايط است که ما بخواهيم قطعا يک گروهي را يک جرياني را بر يک مطلبي از روايات تطبيق دهيم و بگوييم خوب اين مثلا اين‌ها صفياني‌هاي آخر الزمان هستند، اين را ائمه ما نهي کرده‌اند؛ يعني تا آن اتفاق رخ نداده است و آن زمان نيامده است، نبايد نسبت به اين تطبيق اقدام شود، بگوييم احتمال اين مطلب وجود دارد و از اين حيث اشکالي ندارد و روايات اين چنيني هم داريم که ممکن است اين‌ها هماني باشند که در روايت هم آمده است؛ اما به قطع نمي‌گوييم.

مجري:

اشاره کردند به آقاي مناوي که تضعيف آقاي بخاري را از آقاي ذهبي نقل مي‌کند که از آقاي ذهبي نقل شده که:

وقال الذهبي كان من أفراد العالم مع الدين والورع والمتانة هذه عبارته في الكاشف ومع ذلك غلب عليه الغض من أهل السنة فقال في كتاب الضعفاء والمتروكين ما سلم من الكلام لأجل مسألة اللفظ تركه لأجلها الراويان هذه عبارته وأستغفر الله نسأل الله السلامة ونعوذ به من الخذلان

فيض القدير شرح الجامع الصغير، المناوي، ج 1، ص 32

از کتاب کاشف ايشان نقل مي‌کند در کتاب ضعفا و متروکين خود در مورد آقاي بخاري مي‌گويد ايشان عقيده‌اش خالي از ايراد نبوده است، در خصوص مسئله لفظ يعني همان بحث خلقت‌‌‌‌‌‌قرآن اختلاف بين اشاعره و معتزله بوده است و در آن قرن‌ها ابو ضرير رازي و ابوحاتم ايشان را ترک کردند، پناه مي‌برد به خدا از اين تضعيفي که آقاي ذهبي در خصوص آقاي بخاري دارند.

پايان.



حجت الاسلام عباسی و حجت الاسلام روستایی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر