صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 14 مرداد 1393 تعداد بازديد: 2521 
شناخت صحابه راستین با دروغین-عقیده شیعه و اهل تسنن نسبت به معنا و جایگاه صحابه
دفاع از صحابه
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحیم


تاریخ:14/05/1393


مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم، عرض سلام و ادب خدمت استاد ابوالقاسمی و بینندگان شبکه جهانی ولایت، با برنامه دفاع از صحابه در خدمت شما هستیم

استاد ابوالقاسمی:

بنده هم خدمت، جناب‌عالی و بینندگان شبکه جهانی ولایت، عرض سلام و ادب و احترام دارم

مجري:

طبق روال برنامه، خبرهای مهم را از استاد ابوالقاسمی دریافت و استفاده خواهیم برد

استاد ابوالقاسمي:

 در مورد اخبار اين هفته اولا آن چيزي كه جلب توجه كرد براي همه كساني كه اهل مطالعه اخبار هستند، سخنراني ملك عبدالله پادشاه عربستان بود كه به جاي اين‌كه در ابتداي صحبت‌هايش راجع به فلسطين و غزه صحبت كند در مورد درگيري‌هاي بين بعضي احزاب داخلي و فتنه‌هاي موجود در كشور صحبت كرد و در آخر هم يك اشاره جزئي به قضيه فلسطين كرد به اين صورت كه من به اسرائيلي‌ها توصيه مي‌كنم كه اگر اين چنين به غزه حمله كنند جوانان غزه با عقده از اسرائيل بزرگ مي‌شوند و بعدها براي اسرائيل درد سر درست خواهند كرد، اين نهايت صحبتي بود كه پادشاه عربستان براي دفاع از مردم غزه كرد و به خوبي مشخص شد كه برخورد دلسوزانه‌ايي با اسرائيل داشت و در همان زمان يكي از مفتي‌هاي درجه يك عربستان آقاي صالح الفوزان تصريح كرد كه لعن كردن اسرائيل حرام است و ما حق نداريم اسرائيل را لعن كنيم به اين دليل كه لعن افراد زنده جايز نيست، از طرفي ديگر اتفاقي كه افتاد اين بود كه خانم كلينتون آمد و يك سري از مطالب پشت پرده كه قبلا ما راجع به آن صحبت كرده بوديم كه زماني كه اخوان المسلمين سقوط كرد ما يك برنامه‌ايي راجع به اخوان المسلمين در شبكه داشتيم و بنده عرض كردم اخوان المسلميني‌ها درسته در ابتدا ادعاي اسلام داشتند ولي رفتند با آمريكايي‌ها هم پيمان شدند و مجري طرح‌هاي آمريكا در منطقه شدند و طرح هم از اين قرار بود كه بيايند و داعشي‌ها و كل تروريست‌هاي مسلمان را در كشور مصر جمع كنند و سپس كه جمع شدند يك كشوري تشكيل بدهند كشور به اصطلاح اخوان المسلميني كه به صورت نظامي توسط اخوان المسلميني‌ها اداره شود. بعد از اين قضيه اسرائيلي‌ها به بهانه اين‌كه اين‌ها تروريست هستند و حمله مي‌كنند و آن طرح نيل تا فرات را حداقل تا نيل را خيلي راحت اشغال مي‌كنند و اين طرحي بود كه داشتند و خانم كلينتون مقداري از آن را در كتابي كه جديدا چاپ كرده اعتراف و مطرح كرده است كه ما با اخوان المسلميني‌ها هماهنگ مي‌كرديم براي اين‌كه داعش بيايد در مصر اعلام موجوديت كند. از طرف ديگر بودجه اين طرح‌ها قرار بوده توسط كشورهايي از جمله قطر و عربستان تامين شود و همين الان عربستان سعودي به داعشي‌ها در موصل به هر فرمانده گروه 1500 دلار ماهيانه جدا از حقوقشان ‌و ‌يك ماشين مدل بالا هديه مي دهد. جداي از اين داعشي‌ها مقام حضرت زينب كبري سلام الله عليها را در غرب موصل محلي كه معروف بود حضرت زينب سلام الله علیها به آن‌جا رفته اند را تخريب كردند.

از اخبار بسيار مهمي كه در هفته گذشته اتفاق افتاد كليپي بود كه در فضاي مجازي به صورت گسترده پخش شد و ‌مرتبط است با سخنان رئيس سازمان سيا كه در اين سخنراني علناً گفته بود ما اسلامي خواهيم ساخت كه براي ما مناسب باشد «سنصنع لهم اسلاماً يناسبنا» و اين سخنان رئيس سيا آقاي جيمس وولسي كه در سال 2006 اين صحبت ها را كرده بود و الان اين سخنان پخش شده است كه ما يعني سيا اسلامي خواهيم ساخت كه با اهداف آمريكا مناسبت داشته باشد و بعد كاري انجام مي دهيم كه اين ها ‌بر ضد كشور هاي مختلف قيام كند و آن اسلامي كه ما مي خواهيم كشورهاي مختلف را در بر بگيرد. طبيعتاً بعد از مدتي هدف اين ها بود كه به بهانه ي اين كه اين ها اسلام تند رو هستند مشغول درگيري با آن‌ها شوند و آن‌ها را از بين ببرند و كلاً كنترل كشور هاي اسلامي را در دست بگيرند، اما نكته‌ايي كه باز ما ديروز در برنامه‌ايي كه بعد از ظهر داشتم و صحبت كردم داعشي‌ها با اين‌كه مي‌گويند ما قبر را قبول نداريم و حرام است كه روي قبر ساختمان باشد، اولين كاري كه كردند اين بود كه آمدند يك مقر در كنار قبر صدام درست كردند يعني قبر صدام را مركز درگيري‌هاي خودشان كردند البته وقتي كه پايگاه‌هاي آن‌ها تقريبا ديروز بود كه سقوط كرد از آن منطقه فرار كردند و يك گروهي از نيروهاي مسلح به نام سيف الله البتار آمدند و آن منطقه را منفجر كردند يعني اين بار شيعه‌ها بودند كه يك زيارتگاه را منفجر كردند البته اين ها به صورت رسمي نبودند يك گروهي بودند كه به صورت خود جوش رفتند و زيارتگاه صدام حسين را تخريب كردند، ملاحظه مي‌كنيد كه ائمه بقيع عليهم السلام نبايد حرم داشته باشند ولي داعشي‌ها وقتي مي‌آيند در عراق در محل قبر صدام حسين اين حرم و بارگاه را روي قبر صدام حسين كه مي شود مقبره خانوادگي آن‌ها بنا مي‌كنند، نكته‌ ديگري كه باز در اين ايام مهم بود سخنراني‌هاي مفتي عربستان در مورد غزه بود كه علناً گفت تظاهرات در دفاع از غزه حرام است و يك كار غوغا سالارانه و سر و صداي بي جهت است.

مجري:

اتفاقا شبيه به همين تعبير را يكي از شبكه‌هاي وهابي داشت كه اين صداهايي كه بلند مي‌شود باعث مي‌شود صداي مظلومان غره به دنيا نرسد و در اين صداها صداي مظلومان غزه پنهان شود.

استاد ابوالقاسمي:

بله! اين تعبير‌هاي جالبي است كه اين ها دارند همانند جريان‌هايي كه مي‌گفتند حضرت عمار علیه السلام را حضرت علي علیه السلام ‌كشته است چون حضرت علي علیه السلام او را براي جنگ آورده است يا اين‌كه حضرت حمزه علیه السلام را پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم كشته است چون پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم او را براي جنگ آورده است، يكي از اخبار بسيار اندوه بار خبري بود كه در هفته گذشته راجع به دختران اهل سنت موصل بود كه دو تا كليپ در فضاي مجازي پخش شد كه يكي تعرض نيروهاي داعش به يك دختر شيعه بود كه گروهي از نيروهاي داعش طبق گفته‌ايي كه در ذيل خبر نقل شده بود به يك دختر شيعه تعرض كردند و گفتند ما زنان شيعه را به عنوان كنيز خودمان مي‌دانيم و بعد همين كار را با دختران سني موصل نيز انجام دادند و گفتند اين‌ها بايد به زور با ما ازدواج كنند و كليپ ازدواج گروهي آن‌ها با دختران موصل در فضاي مجازي هم پخش شده است، زنان ايزدي و مسيحي را همان ابتدا به كنيزي گرفتند و براي فروش به مناطق مختلف بردند يعني دقيقا همان كاري كه وهابي‌ها در ابتداي حكومت خودشان انجام دادند جبلتي در تاريخ خود مطرح مي‌كند كه وهابي‌ها وقتي به منطقه طائف حمله كردند مردها را كشتند زن‌ها و كودكان را به اسارت گرفتند " و هذا دعوبهم مع من يحاربهم" با هر كسي وهابي‌ها بجنگند همين كار را انجام مي‌دهند الان نيز داعشي‌ها همين كار را دارند انجام مي‌دهند و زن‌ها و كودكان را به كنيزي و بردگي مي‌گيرند و اين واقعا براي مسلمان‌ها دردناك است كه چنين روزي را براي خودشان ببينند، صحابه رسول خدا صل الله عليه و آله و سلم آرزو مي‌كردند كه اي‌كاش ما مي‌مرديم و روزي كه زن‌هاي مسلمان را در زمان معاويه بصره بن عرطاد به كنيزي گرفت و در بازار آورد را نمي‌ديديم، واقعا براي يك مسلمان غيور سخت است ديدن چنين روز هايي كه وهابي‌ها و داعشي‌‌ها بيايند اين كارها را بر ضد مسلمانان انجام دهند، جالب اين جاست كه وهابيون شبكه فارسي زبان و شبكه‌هاي وصال عربي كه كليپ آن را قبلاً هم پخش كرديم مي‌گفتند كه داعشي‌‌ها ساخته و پرداخته ايران هستند، حالا الان داعشي دايه مهربان‌تر از مادر شده‌اند و حسابي اين‌ها را تحويل مي‌گيرند و مي‌گويند كه اين‌ها خوب و مؤمن هستند كار بدي انجام نمي‌دهند ولي همه جنايت‌هايي را كه داعشي‌ها در ايام انجام دادند را ديدند، البته كار اشتباهي كه كردند حمله آن‌ها به سد موصل بود كه به سد موصل حمله كردند و ان شاء الله اين حمله موجب نابودي كامل آن‌ها را فراهم بياورد چون نيرو كم داشتند و بيشتر نيروها را آن‌جا آوردند تعداد زيادي از آن‌ها هم كشته شدند و الان شهرهاي اصلي آن‌ها از جمله تكريت و موصل بي دفاع مانده و ان شاء الله نيروهاي عراقي همان طور كه يك يك شهرها را فتح مي‌كنند آن‌جا را هم فتح خواهند كرد و فتنه داعشي‌ها از عراق بر طرف خواهد شد، حالا بعداً كجا مي‌خواهند بروند به اردن، عربستان، آن كساني كه اين‌ها را پروراندند خودشان پاسخ گو خواهند بود.

مجري:

 درخواست مي‌كنم خلاصه‌اي از آن‌چه را كه در هفته گذشته در خصوص بحث صحابه گفته شد بفرماييد.

استاد ابوالقاسمي:

در ابتدا يك عبارتي را از ابن كثير مطرح كرديم كه شيعيان كافر هستند چون به صحابه جسارت مي كنند و به صحابه هيچ اعتقادي ندارند، گفتيم واقعاً يك مقايسه‌اي بين عقيده شيعه و اهل سنت در مورد صحابه داشته باشيم، اولين نكته تعريف صحابه در نزد شيعه و نزد اهل سنت بود، تعريف صحابه در نزد شيعه برگرفته شده از روايات اهل بيت عليهم السلام بود كه تمام آن‌ها افراد مؤمني هستند كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم را ديده‌اند طرفدار اهل بيت عليهم السلام بودند و با ايمان از دنيا رفتند، كه بعضي از عبارت‌ها را من براي شما آماده كرده‌ام:

و كان النبي صلي الله عليه و آله و الصدر الاول مبعدين من هذه الرحمه و المروي في احاديثنا اختلاف اصحابي لكم رحمه قيل و من اصحابك قال: اهل بيتي و من تبعهم

الصراط المستقیم ج3 ص181-علی بن یونس العاملی

پرسيدند يا رسو الله اصحاب شما چه كساني هستند، فرمودند اهل بيت علیهم السلام و طرفداران اهل بيت علیهم السلام هستند.

احاديث جمع است يعني مستفيض است و نياز به بررسي سند ندارد، شیخ صدوق در این راستا در یکی از آثارشان به نقل از امام رضا علیه السلام ذيل روايت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  می‌نویسند:

 اصحابي كالنجوم بايهم اقتديتم اهتديتم،.. من لم یغیر بعده و لم یبدل

عیون اخبار الرضا ج 2 ص93-شیخ صدوق

 حضرت فرمودند اين‌ها درست است ولي مقصود از صحابه چه كسي است، تعريف ما از صحابه با شما فرق مي‌كند مقصود ما كساني هستند كه بعد از پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم دين‌شان را تغيير ندادند ما فقط و فقط آن‌ها را صحابه مي‌دانيم و غير از آن‌ها را صحابه نمي‌دانيم يعني پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم مي‌فرمايند "اصحابي" پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم عام مي فرمايد و به صورت مطلق مطرح مي‌كنند، خب اين اصحاب چه كساني هستند؟ اصحاب، "من لم يغير بعده و لم يبدل"، اين‌ها اصحاب هستند و همين روايات را در كتب شيعه به عنوان تعريف مطرح كرده‌اند يعني يك بار همان روايات را برداشته‌اند و به صورت علمي تعريف كرده‌اند، كسي كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم را ديده باشد و به حضرت ايمان داشته و بر ايمان و اسلام از دنيا رفته است، يك روايت است از جناب سلمان رحمه الله كه آقای هیثمی در یکی از آثارشان آورده‌اند اشعث بن غيث و جرير بن عبدالله البجلي آمدند نزد جناب سلمان، سلام كردند گفتند، تو سلمان فارسي هستي؟ فرمود بله گفتند، تو صحابي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستي؟ گفت نمي‌دانم، تعجب كردند

قال لهما انا صاحبكما الذي تريدان انی قد رايت رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم و جالسته، فانما صاحبه من دخل معه الجنه

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ج8 ص40. المولف: أبو الحسن نور الدين علي بن أبي بكر بن سليمان الهيثمي (المتوفى: 807هـ) التحقیق: حسام الدين القدسي دارالنشر: مكتبة القدسي، القاهرة

 من همان صاحب شما هستم كه مي خواهيد، پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم را ديده‌ام هم نشين پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم بوده‌ام.. صحابي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم كسي است كه همراه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم وارد بهشت شود

يعني تعريف شما از صحابي كسي است كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم را ديده باشد و هم نشين او بوده باشد، اين تفسير جناب سلمان از صحابه است نه اين‌كه هر كس پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم را ديد و مسلمان بود بشود صحابي، هر كسي كه تا آخر با حضرت باشد تا لحظه مردن اين صحابي مي شود؛ آقاي هيثمي مي‌گويد اين سند صحيح است، خب اين تعريفي بود كه در كتب شيعه آمده و در كتب اهل سنت هم تاييد دارد و روايت صحيح السند از جناب سلمان است. ما بعضي اوقات در كتب شيعه مي‌آيند همان تعريف رايج اهل سنت را مطرح مي‌كنند به عنوان تعريف صحابه چون با اهل سنت بحث مي‌كنند و صحبت علمي دارند و مي‌گويند صحابه فلاني و فلاني همان تعريفي كه آن‌ها به كار مي‌برند.

دومين مطلب تعريف صحابه نزد اهل سنت بود كه در نزد اهل سنت 19 تعريف براي صحابه وجود دارد كه براي انتخاب هر يك بين آن‌ها اختلاف است كه كدام يك صحيح است و مي‌توان پذيرفت كه اين تعريف‌ها بدين شرح است:

·         همراهي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم يا ديدن حضرت، كه اين را آقاي احمد بن حنبل و آقاي ابن اثير جوزي مطرح كرده كه هر كسي با پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم حتي يك ساعت همراه بوده به او مي‌گويند صحابي.

·         همراهي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم + روايت، كه عرض كرديم اشعث بن غيث و جرير بن عبدالله البجلي در آن روايت جناب سلمان اين تفسير را قائل بودند.

·         هم عصري با پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم + اسلام، يعني اگر مسلماني در زمان رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم مي زيسته اين شخص طبق اين تفسير صحابي بوده كه اين نظر يحيي بن عثمان بن صالح المصري از علماي سرشناس اهل سنت است و هم چنين ابن عبدالبر در الاستيغاف و ابن منده در معرفه الصحابه همين تعريف را براي صحابه قائل بودند يعني اگر كسي مسلمان و هم دوره پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود صحابي مي‌شد.

·         همراهي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم يا ديدن حضرت+ قيد اسلام، تعريف آقاي محمد بن اسماعيل بخاري در صحيح بخاري است.

·         همراهي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم يا رويت+ قيد اسلام+ عقل، يعني زماني كه پيغمبر را درك كرده بايد عاقل باشد اگر آن زمان مجنون بوده صحابي به حساب نمي آيد.

·         همراهي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم + ايمان قلبي در زمان رويت نه اسلام، اسلام يك امر ظاهري است اما ايمان قلبي در درون است و با اسلام ظاهري فرق مي كند اين تعريف با تعريف آقاي بخاري فرق مي كند.

·         همراهي با پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم + عدالت، در اين تعريف شخص بايد عادل هم باشد اگر عادل نباشد اصلا صحابي نيست يعني دقيقاً اين تعريف ضد تعريف عدالت صحابه است كه هر صحابه ايي عادل است كه اين ها مي گويند هر عادلي كه با پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم همراه بوده صحابه محسوب مي‌شود.

·         همراهي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم + روايت + طول مدت، پس در اين تعريف شخص بايد روايت هم از حضرت نقل كرده باشد و مدتي هم كه همراه حضرت بوده طولاني بوده باشد، اين را آقاي زركشي در كتاب البحر المحيط خود از بعضي از علماي اهل سنت مطرح كرده است.

·         ديدن پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم + بلوغ+ اسلام+ رضايت به امر دين، يعني از دين بدش نيايد كه اين را آقاي خطيب بغدادي از اهل علم نقل كرده است.

·         همراهي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم + طول مدت + مشاركت در جنگ‌ها، يعني اگر در جنگ‌ها شركت نكرده باشد صحابي نيست.

·         همراهي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم + اخذ علم + عدم اشتهار به نفاق، اين تعريف را آقاي ابن حزم مطرح كرده است.

·         همراه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم + اسلام+ اجتهاد، يعني در بين آن تعداد زياد صحابه اگر مجتهد نباشند صحابي به حساب نمي آيند.

خب ما 19 تعريف از صحابه در كتب اهل سنت را پيدا كرديم كه 12 تاي آن را بيان كرديم كه البته يك اختلاف جديد پيدا كرديم كه در برنامه مطرح كرديم كه آيا اجنه هم داخل در صحابه مي‌شوند يا خير كه البته بعضي‌ها گفته‌اند كه اجنه جز صحابه به حساب مي‌آيند چون زنده بودند، مسلمان بودند و پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم را هم ديده‌اند، پس اشكال اهل سنت اين است كه اصلا تعريف صحابه را نمي‌دانند و بين علمايشان اختلاف است آقاي احمد بن حنبل يك نظر دارد آقاي بخاري نظر ديگري آقاي ابن حجر چيز ديگري و صحابه مشخص نيست ‌چيست، خب وقتي نمي‌دانيد صحابه كيست از چه چيزي مي‌خواهيد دفاع كنيد؟ ما تعريف صحابه را از اهل بيت عليهم السلام با روايت‌هاي مستفيض گرفته‌ايم اصلا نيازي هم به بررسي سند ندارد جداي از اين آمده‌ايم براي اين صحابه جايگاه ارزشمندي قائل شده‌ايم شما اصلا نمي‌دانيد صحابه كيست كه بخواهيد از آن‌ها دفاع كنيد.

اما در مورد تعداد صحابه مي‌گويند كه شيعه‌ها معتقدند تعداد صحابه خيلي كم است، مي‌گوييم خير ما روايت صحيح السند از امام صادق عليه السلام داريم صحابي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم 12 هزار نفر بودند كه اين روايت را ما قبلاً هم مطرح كرديم، شیخ صدوق در این راستا در کتاب خصال ص639 از جناب ابن ابی عمیر از هاشم بن سالم از امام صاداق علیه السلام فرمودند، اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم 12 هزار نفر بودند كه 8 هزار نفر از اهل مدينه، 2 هزار نفر از اهل مكه و 2 هزار نفر از طلقاء، بودند، طلقاء آن كساني بودند كه آزاد شدند ‌اين 2 هزار نفر اهل مکه بودند كه هجرت كردند و در بين آن‌ها نه يك نفر قدري بود نه يك نفر مرجي بود نه يك نفر حروري بود و نه يك نفر معتزلي بود، نه يك نفر طرفدار مذهب ابوحنيفه و صاحب راي بود و شب روز گريه مي‌كردند مي‌گفتند خدايا روح ما را قبل از اين‌كه دنيا طلب شويم قبض كن سند اين روايت نيز صحيح است. ‌شيعه مي‌گويد اصحاب پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم 12 هزار نفر است خب تعريف مشخص شده تعداد هم از طرف ائمه علیهم السلام مشخص شده است.

اما در نزد اهل سنت مي‌گويند ما بيش از 120 هزار صحابي داريم، آقاي خطيب بغدادي از ابو‌زرعه كه مقامش از بخاري و مسلم بالاتر است نزد اهل سنت مي‌گويد، پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم از دنيا رفت در حالي كه 114 هزار صحابي داشت كه از وي روايت نقل كرده و از وي روايت شنيده بودند، اين را در كتاب الجامع الاخلاق الراوي آقاي خطيب بغدادي مطرح كرده است اين صد و چهار ده هزار تا تفسير و تعريف‌شان مشخص نيست و نمي‌دانيم. بعد از اين‌كه اين قضيه مشخص شد و ما گفتيم صحابه تعدادشان و تعريف‌شان مشخص است حالا خصوصيت‌شان از نظر مدحي بررسي مي‌كنيم، اميرالمومنين علي عليه سلام مي‌فرمايند آن‌ها برادران عزيز و خدا ترس ما هستند اهل عبادت دائم هستند. امام سجاد عليه السلام براي آن‌ها دعاي خاص مي‌كند، امام باقر عليه السلام به خاطر صحابي بودن شخص، به زيارت او مي‌رفتند، امام صادق عليه السلام مي‌فرمايند اساس عقيده تمام آن‌ها را صحيح مي دانند و كل آن‌ها راستگو هستند حالا ممكن است اشتباهاتي در نقل داشته باشند اما دروغ گو نبودند، امام كاظم عليه السلام مي‌فرمايند كسي كه سيره صحابه را رد كند ملعون مي‌داند، امام رضا عليه السلام مي‌فرمايد حكم كسي كه به صحابه دشنام دهد را شلاق مي‌داند.

اما در نزد اهل سنت هيچ روايت و دليل بدون اشكالي در مدح صحابه طبق تعريف آن‌ها وجود ندارند يا از جهت سندي يا از جهت الهي اشكال دارند، جداي از اين تعداد زيادي از افرادي كه به عنوان صحابي مطرح كردند اصلا وجود خارجي نداشتند كه كليپ آن را هم پخش كرديم.

اهل سنت به شيعه اشكال مي‌گيرند كه شما روايت داريد:

 ارتد الناس الا ثلاث او اربع

الكافي - الشيخ الكليني - ج 2 ص 244

 مردم جز سه يا چهار نفر مرتد شدند

 ما در جواب مي‌گوييم كلمه« الناس» در اين روايت، طبق روايات صحيح السند شيعه ناظر به گروهي خاص است و نه تمام مسلمانان. شخصي آمد پيش امام صادق عليه السلام نقل كرد ارتد الناس الا ثلاث او اربع يعني همه مردم؟ فرمودند خير، فأين ساسان، ساسان جز شيعيان ايراني پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم او كجاست او هم مرتد نشد و چند نفر را شمردند، اين روايت مربوط به گروهي خاص بوده، الناس در لغت عربي يعني گروه و آن گروه خاص از مردم مرتد شدند جز سه الي چهار نفر و اين ربطي به عموم صحابه ندارد. روايت صحيح السند است.

اما ما اشكالاتي را گرفتيم و توقع داشتيم در اين مدت طولاني كه برنامه دفاع از صحابه هست بيايند و حداقل به يكي از اين اشكالات جواب دهند؛ روايت‌هاي معتبر اهل سنت را آورديم كه عموم صحابه جز مردم مكه و مدينه و طائف بعد از رحلت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم مرتد شدند مردم مدينه هم عموماً منافق شدند و مردم مكه هم مي‌خواستند مرتد شوند اين خلاصه وضعيت آن زمان، بود که ارائه نمودیم علت ارتداد صحابه، صحابه بودند طرفداران مسيلمة كذاب كه مدعي نبوت بود توسط رجال بن عنفوة صحابي گمراه شدند، رجال بن عنفوة از صحابي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود برگشت به شهر خود و گفت مردم من از پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم شنيدم كه بعد از من مسيلمة پيامبر است و طبق تعريف اهل سنت او صحابي است اما همين آقا فتنه مسيلمة را درست كرد. طليحة اسدي مدعي نبوت بود كه خودش نيز صحابي بود و سجاح كه مدعي نبوت بود طرفدارانش طبق ادعاي اهل سنت توسط مالك بن نويرة صحابي گمراه شدند، تعدادي از افرادي كه به عنوان صحابه معرفي شدند مرتد مردند. صحابه‌ايي كه عاملين اصلي قتل عثمان بودند، از صحيح بخاري روايت آورديم كه آقاي خليفه سوم آن زماني كه در محاصره بود به آن كساني كه در محاصره شركت داشتند گفتند شما را به خدا قسم مي‌دهم و مي‌خواهم فقط كساني كه جز اصحاب پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستند جواب دهند آيا من در فلان جا و فلان جا نبودم؟ گفتند بله ما شاهد هستيم، خب يعني اصحاب پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم در محاصره عثمان كه منجر به كشته شدنش شد دخالت داشتند و اين روايت از بخاري بود و بعد مطرح كردند در ماجراي كشتن عثمان كل صحابه جز چهار نفر دچار فتنه شدند، نكته بعد اين‌كه طبق تواريخ معتبر اهل سنت تعداد زيادي از صحابه در ماجراي كشتن امام حسين عليه السلام دخيل بودند. بيش از 20 نفر از صحابه طبق روايات معتبر اهل سنت بعد از تحريم شراب، شراب خوردند از جمله آقاي وحشي قاتل حضرت حمزه علیه السلام كه گفتند اين آقا آخرين لحظات در حالت مستي در حوض شراب غرق شد.

بحث ديگر اين‌كه ما، شيعه و اهل سنت هم مي‌خواهيم از صحابه دفاع كنيم اهل سنت مي‌گويند ما طرفدار صحابه هستيم، ما آمديم و ثابت كرديم اولاً اولين مذهبي كه در زمان خود رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم موجود بوده مذهب شيعه است، هم روايات را آورديم هم كلام علماي اهل سنت را ثابت كرديم تعداد زيادي از صحابه شيعه بودند. اما چند كليپ پخش كرديم و چندين كتاب ثابت كرديم كه اصلا چيزي به نام اهل سنت در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، در زمان خلافت آقاي ابوبك، در زمان خلافت آقاي عم، در زمان خلافت آقاي عثمان و در زمان خلافت حضرت علي عليه السلام وجود نداشته است، اصطلاح اهل سنت تازه در زمان آقاي معاويه مقداري مطرح شد. از طرف ديگر ما مي‌گوييم طرفدار صحابه هستيم آيا روايت‌هاي صحابه را قبول داريم يا خير؟! ما شيعيان كتاب آورديم و جلوي دوربين ورق زديم و اسم صحابه را به نوبت يك دو سه چهار فلان صحابي روايتش حجت است؛ روايتش حجت است يعني هم راستگوست هم حافظه‌اش قوي است اما اهل سنت از يك طرف ادعا مي‌كنند ما روايات تمام صحابه را قبول داريم از طرف ديگر مي‌گويند ما هيچ دليلي براي ضابط بودن صحابه نداريم چون در كتب رجالي‌شان نيامده‌اند صحابي را تقسيم بندي كنند كه فلان صحابي حافظه‌اش قوي و فلان صحابي حافظه‌اش ضعيف است، بله ممكن است راستگو باشند اما هر راست گويي حافظه قوي ندارد يعني هر راست گويي نقل به عين عبارت نمي‌كند گاهي اوقات شخصي مي‌خواهد آيه قرآن را بخواند غلط مي‌خواند و مي‌گويند اشتباه كرده شايد همان معنا را بدهد اما لفظ قرآن نبايد عوض شود، الفاظ روايات رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم نيز همين طور است و نبايد عوض شود خب صحابه نقل به معنا مي‌كردند پس اشتباه مي‌كردند لذا در كتب اهل سنت هيچ دليلي براي ضابط بودن صحابه وجود ندارد، طبق تعريف اهل سنت در قرآن يا روايات صحيح بخاري و مسلم تعدادي از صحابه دروغگو معرفي شده‌اند از جمله در ماجراي آن مردي كه همسرش را متهم به فحشا و زنا كرد، ماجراي آن كساني كه نزد پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم رفتند و قسم دروغ خوردند يا رسول الله ما براي جهاد مشكل داريم و چند مورد ديگر كه ما از صحيح مسلم و بخاري روايت‌هايي را آورديم كه دروغ گو بودن آن‌ها را اثبات كرد، مطلب ديگر اين‌كه تعدادي از صحابه جز خوارج بودند و خوارج جز سگ‌هاي اهل دوزخ هستند.

مجري:

 استاد ابوالقاسمي در خلاصه مطالبي كه بيان كرديد برخي از صحابه قاتلين عثمان بودند، عثمان خودش صحابه است و صحابه هم ايشان را به قتل رساندند يا در قتال با امام حسين عليه السلام برخي از صحابه جز مباشرين قتل امام حسين عليه السلام بودند، آيا در بين صحابي باز هم افرادي را داريم كه قاتل صحابي ديگر در آن زمان باشد يا خير؟

استاد ابوالقاسمي:

روايت كشتن عثمان را یکی از منابع معتبر اهل سنت آورده‌اند

انَّ عثمان حيث حوصر أشرف عليهم ولا انشدُ الا اصحاب النبي فصدقوه بما قال

صحيح البخاري الجامع المسند الصحيح المختصر من أمور رسول الله صلى الله عليه وسلم وسننه وأيامه ج3 ص1021 ش ح 2626 المولف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي

عثمان آن روزي كه محاصره شده بود، آمد بر بالاي سقف يا حيواني مشرف بر مردم و گفت شما را به خدا قسم مي‌دهم و تن‌ها اصحاب پيامبر را مورد خطابم قرار مي دهم آيا من نبودم كه فلان كار و فلان كار را كردم، اصحاب پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم تصديقش كردند

 اصحاب پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم در جريان محاصره عثمان حاضر بودند و اين روايت صحيح بخاري است كه نشان مي‌دهد بعضي از صحابه قاتل بعضي ديگر.. بودند، آقاي تيجاني ماجرايي را نقل مي‌كرد مي‌گفتند رفته بودم سوريه كنار مرقد حجر بن عدي در آن‌جا ديدم نوشته شده "هذا مرقد سيدنا حجر بن عدي رضي الله عنه"، يك شخصي بود آن‌جا پرسيدم اين‌جا قبر كيست؟ گفت اين‌جا قبر آقاي ما حجر بن عدي رضي الله عنه است، گفتم به چه صورت مرده است؟ گفت آقاي ما معاويه رضي الله عنه او را كشته است. حالا چطور ممكن است كه هم قاتل و هم مقتول رضي الله عنه هستند، شما يا بايد بگوييد اصحاب پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم كه در قتل آقاي خليفه سوم مشاركت داشتند رضي الله عنه نيستند يا بايد بگوييد اصلا تعريف اشتباه است و اين‌ها اصلا صحابه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم نيستند.

مجري:

علت شهادت هم شايد اين بوده كه سيدشان معاويه رضي الله عنه دستور به سب سيدشان علي رضي الله عنه داده و سيدشان حجر بن عدي از سب علي رضي الله عنه ممانعت كرده است

استاد ابوالقاسمي:

اين‌ها يك تناقضاتي است كه نمي‌توانند با آن كاري كنند، روايت از صحيح بخاري است كه اصحاب پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم در كشتن عثمان دخالت داشتند، يا بيايد كلمه اصحاب پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم را از روي اين‌ها برداريد يا اگر مي‌خواهيد بگوييد اصحاب پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستند طبق تفسير اهل سنت ديگر رضي الله عنه براي آن‌ها معنايي ندارد چون قاتل خليفه سوم عثمان هستند ديگر اهل سنت نمي‌توانند بگويند قاتل عثمان رضي الله عنه حالا قاتل حجر بن عدی را شايد بگويند رضي الله عنه اما قاتل خليفه سوم را بگويند رضي الله عنه محال است لذا دچار مشكل مي‌شوند، راه حلي كه شيعه پيشنهاد مي‌كند اين است كه بگوييد تن‌ها و تن‌ها كساني كه از ابتدا تا انتها بر روش رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم بودند اين‌ها صحابه مي‌شوند ديگر شامل اين گونه افراد طبق تفسير شما نخواهد شد، اما ما يك فهرستي را جمع آوري كرديم از صحابه‌ايي كه قاتل صحابه بودند. آقاي خالد بن وليد قاتل صحابي جليل مالك بن نويره است، مالك بن نويره در صحابي بودنش شكي نيست خالد بن وليد هم طبق تفسير اهل سنت شكي در صحابه بودنش نيست، آقای عبدالرزاق در این راستا در یکی از آثارشان استاد آقاي بخاري از معمر، مشايخ مذكور در صحيح بخاري از الزهري، مشايخ مذكور در بخاري از اباقتاده صحابي مي‌گويد

خرجنا في الرده.. قلنا نحن عباد الله هذا لا يحل لك.. و كان الاعراب.. و كان ذلك في مالك بن نويره

المصنف ج 10 ص.174 ش. ح 18722 المولف: أبو بكر عبد الرزاق بن همام بن نافع الحميري اليماني الصنعاني (المتوفى: 211هـ) التحقیق: حبيب الرحمن الأعظمي دارالنشر: المكتب الإسلامي – بيروت

در زمان جنگ‌های رده به جنگ رفتیم...ما کسانی هستیم که خدا را می‌پرستیم، گفتند ما هم خدا را می‌پرستیم

در زمان جنگ‌هاي رده به جنگ رفتيم به اهل يك سري خانه‌ها رسيديم موقع غروب خورشيد شد ما نيزه‌ها را به سمت آن‌ها گرفتيم يعني قصد جنگ با آن‌ها داشتيم گفتند شما كه هستيد، ما كساني هستيم كه خدا را مي پرستيم گفتند ما هم خدا را مي پرستيم، چرا با هم بجنگيم هم ما هم شما موحد هستيم ولي خالد بن وليد آن‌ها را به اسارت گرفت و دستور داد صبح آن‌ها را گردن بزنند، ابو قتاده آن‌جا بود و گفت خالد به ترس از خدا، كشتن مسلمانان جايز نيست خالد گفت بنشين به تو مربوط نيست و ابوقتاده قسم خورد ديگر با خالد جايي به جنگ نرود، و اعراب بودند كه خالد بن وليد را به خاطر غنيمت براي قتل آن مردم تحريك كردند، اين ماجرا ماجراي مالك بن نويره بود يعني آن كساني كه كشته شدند طرفداران مالك بن نويره و خود مالك بودند، مالك صحابي رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است كسي در صحابي بودن مالك بن نويره شكي ندارد و حتي رسول خدا صلي الله علیه و آله و سلم او را به عنوان يكي از مسئولين زمان خودشان بر قومي انتخاب كرده بودند، آقای عسقلانی در کتاب، الإصابة في تمييز الصحابة ج5 ص754 ش.ح7702 المولف: أبو الفضل أحمد بن علي بن محمد بن أحمد بن حجر العسقلاني (المتوفى: 852هـ) التحقیق:عادل أحمد عبد الموجود وعلى محمد معوض دارالنشر: دار الكتب العلمية – بيروت آورده‌اند، مالك بن نويره جز صحابي رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می‌باشد، الاستيعاب نيز اين را آورده كه مالك بن نويره جز صحابي است، يك صحابي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم توسط يك صحابي ديگر كشته شده يا بايد بيايند بگويند خالد بن وليد سيدنا رضي الله عنه مالك بن نويره رضي الله عنه را كشته است راه دوم اين‌كه بيايند بگويند خالد بن وليد رضي الله عنه مالك بن نويره را كه ما قبولش نداريم ولي صحابي است را كشته يعني بگويند ما بعضي از صحابه را قبول نداريم، راه سوم اين است كه بگويند خالد بن وليد يا مالك بن نويره صحابي نبوده و تعريف صحابه شامل حال او نمي باشد، اگر مي‌خواهند طرفداري از خالد كنند بگويند مالك صحابي نبوده و اگر مي‌خواهند طرفداري از مالك كنند بگويند خالد صحابي نبوده به هر صورت بايد بگويند تعريف صحابه شامل يكي از اين دو شخص نمي‌شود.

دو صحابي ديگر كه قاتل و مقتول بودند، اميرالمومنين علي عليه السلام و ابن ملجم‌اند كه در كتاب الاصابه في تمييز الصحابه ابن ملجم را به عنوان صحابي رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم مطرح كرده است، الاصابه ج5 ص109 شماره6385 كه البته عرض كرديم فقط در همين چاپ موجود است و در بقيه چاپ‌ها تماماً اين را حذف كرده‌اند، كتاب الاصابه كتابي كه مخصوص نام صحابه آمده عبدالرحمن بن ملجم مرادي را به عنوان صحابي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم دانسته، است خب از يك طرف طبق تعريف اهل سنت عبدالرحمن بن ملجم مرادي قاتل حضرت علي علیه السلام است و از طرف ديگر صحابي است پس بايد بگويند سيدنا ابن ملجم رضي الله و عنه سيدنا علي رضي الله عنه را كشته يا بايد بگويند سيدنا علي رضي الله عنه توسط ابن ملجم صحابي كه قبولش نداريم كشته شده است و راه ديگر اين است كه بگويند سيدنا علي رضي الله عنه توسط ابن ملجمي كه تعريف صحابي شامل او نمي‌شود كشته شده كه آقاي ابن حجر همين را بيان مي‌كند:

 ذكره الذهبي في التجويد لكونه علي الشرط و ليس باهل ان يذكر مع هولا

الإصابة في تمييز الصحابة ج 5  ص 109 ، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852 ، دار النشر : دار الجيل - بيروت - 1412 - 1992 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : علي محمد البجاوي

 ذهبي او را به عنوان صحابه آورده و تعريف صحابه را دارد اما شايستگي ذكر با صحابه را ندارد

 خب اگر شما مي گوييد قاتل حضرت علي نمي تواند از صحابه باشد با اين‌كه تعريف صدق مي‌كند پس بنابراين تعريف اشكال دارد، شما از اين طرف مي‌گوييد تعريف بر او صدق مي‌كند ولي شايستگي صحابه بودن ندارد خب پس تعريف‌تان اشكال دارد، معادله واضح است يا تعريف اشكال دارد يا او بايد آدم خوبي باشد چون شما مي‌گوييد همه صحابه خوب هستند پس بگوييد تعريف‌مان اشكال دارد پس مجبور مي‌شويد تعريف شيعه را قبول كنيد بنابراين باز در اين‌جا شيعه مقدم است.

اما شخص ديگري كه به عنوان صحابي حساب مي‌شود و قاتل يك صحابي است آقاي معاوية بن خديج فرمانده سپاه معاوية بن ابوسفيان است كه تعداد زيادي از صحابه را كشته است، در این راستا آقای ابن کثیر در یکی از آثارشان می‌نویسند:

 معاوية بن خديج صحابي علي القول الاكثرين

البداية والنهاية ج 1ص40 المولف: أبو الفداء إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي البصري ثم الدمشقي (المتوفى: 774هـ) التحقیق: عبد الله بن عبد المحسن التركي دارالنشر: دار هجر للطباعة والنشر والتوزيع والإعلان

طبق نظر بيشتر علما اين آقا صحابي است

البته در كتب ديگر هم ديده شده است همه گفته‌اند صحابي است، طبق تعريف اهل سنت يكي از افرادي كه توسط معاوية بن خديج صحابي كشته شده، آقاي خال المومنين محمد بن ابي بكر است كه آقاي محمد بن ابي بكر برادر عايشه همسر رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم است، در این راستا آقای تمیمی در یکی از آثارشان می‌نویسند محمد بن ابي بكر الصديق در منطقه شجره همراه با پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم بدنيا آمد بعد مطرح مي‌كند

و صار عليه عمروبن عاص فاقتتلوا... فدخل خربة فيها حمار ميت فأحرق في جوف الحمار و قد قيل انه قتل بالمعركه قتلة معاوية بن خديج

الثقات ج3 ص368 المولف: محمد بن حبان بن أحمد بن حبان بن معاذ بن مَعْبدَ، التميمي، أبو حاتم، الدارمي، البُستي (المتوفى: 354هـ) دارالنشر: دائرة المعارف العثمانية بحيدر آباد الدكن الهند

عمروبن عاص براي جنگ با او رفت، جنگيدند و محمد بن ابي بكر شكست خورد، رفت و وارد خرابه‌اي شد و يك الاغ مرده‌ايي در آن‌جا بود و داخل پوست آن پنهان شد و در داخل اين الاغ او را آتش زد

و بعضي‌ها مي‌گويند در جنگ كشته شده و قاتلش معاوية بن خديج بود، والاول اصح، ولي مورد اول كه آقاي معاويه بن خديج در الاغ آتش زد درست‌تر است بعضي‌ها هم گفته‌اند عمرو بن العاص او را كشته است ولي در بيشتر موارد معاويه بن خديج قاتل خال المومنين محمد بن ابي بكر است، طبق تعريف عزيزان اهل سنت آقاي معاويه بن خديج رضي الله عنه سيدنا خال المومنين محمد بن ابي بكر رضي الله و عنه را كشته است، الان ما بايد بگوييم معاوية بن خديج صحابي نيست يا بگوييم صحابي است و مورد قبول نيست، همين آقاي محمد بن ابي بكر كه به نظر اهل سنت خال المومنين است به گفته عايشه همسر پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم به دستور معاوية بن ابي سفيان كشته شده است، آقای شیبانی با سند صحيح اين روايت را از ابن ابي عمر از عبدالرزاق از معمر از الزهري از قاسم يعني تمام از سرشناسان اهل سنت نقل مي‌كند:

قدم معاويه المدينه.. أكنت تأمن أقعد لك رجالا فيقتلك كما قتلت اخي محمد بن ابي بكر قال ما منت تفعلين لك

الآحاد والمثاني ج1 ص.475 المولف: أبو بكر بن أبي عاصم وهو أحمد بن عمرو بن الضحاك بن مخلد الشيباني (المتوفى: 287هـ) التحقیق: د. باسم فيصل أحمد الجوابرة دارالنشر: دار الراية - الرياض

معاويه آمد نزد مدينه و از عايشه اجازه خواست كه برود نزدش گفت بيا ولي تن‌ها و هيچ كس حق ندارد با تو بيايد وقتي آمد عايشه گفت، آيا از اين نمي‌ترسيدي كه من شخصي را در كمين بگذارم بيايد تو را بكشد، همان طور كه تو برادرم محمد بن ابي بكر را كشتي معاويه در جواب گفت، نه تو چنين كاري انجام نمي دهي

 عايشه همسر رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم اعتقاد داشت كه آقاي معاويه خال المومنين را كشته است، در جملات قبلي گفتيم آقاي معاوية ابن خديج رضي الله عنه خال المومنين محمد بن ابي بكر رضي الله عنه را كشته است، اكنون آقاي خال المومنين معاويه رضي الله عنه آقاي محمد بن ابي بكر رضي الله عنه خال المومنين را كشته است اين‌جا يك خال المومنين ديگر هم اضافه مي‌شود يعني يك خال المومنين يك خال المومنين را كشته است، معاويه برادر همسر پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم از بني اميه است و محمد بن ابي بكر هم برادر عايشه همسر پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم است، دو خال المومنين و هر دو نيز صحابي هستند در اين‌جا يا بايد بگوييم تعريف صحابي شامل يكي از آن‌ها نمي‌شود و يا بايد بگوييم شامل مي‌شود و ما همه صحابه را عادل و همه را بهشتي و رضي الله عنه نمي‌دانيم چون آيه قرآن مي‌گويد:

وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظيماً

سوره النسا آیه 93

 اگر كسي مسلماني را به عمد بكشد جزاي او جهنم است، در جهنم جاودانه است، خدا بر او غضب و لعن كرده است

 خداوند به جاي رضي الله عنه لعن گفته است، يكي از اين‌ها را حالا ما تعيين نمي‌كنيم، خود عزيزان اهل سنت بيايند براي ما مشخص كنند، يكي از صحابه يكي ديگر از صحابه را كشته آن هم با سند صحيح شيعه هم نگفته، عايشه همسر رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم مي‌گويد معاويه برادر من را كشته است خب ما بگوييم عايشه همسر پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم به معاويه دروغ بسته است، برويم سراغ يك صحابي ديگر و يك مقدار درجه را پايين بياوريم و خال المومنين‌ها را حذف كنيم، حضرت عمار ياسر علیه السلام كه در صحابي بودن‌شان هيچ شكي نيست چون هم شيعه هم سني مي‌گويند او صحابي است؛ قاتل ايشان چه كسي است؟ ديگر از نظر اهل سنت از آقاي حجاج نيشابوري و بخاري آگاه‌تر به علم رجال وجود ندارد؛ آقاي حجاج نيشابوري در اين كتاب مي‌گويد:

ابو الغاديه يسار بن سبيع قاتل عمار له صحبه

الكنى والأسماء ج 2  ص 669، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج بن مسلم القشيري أبو الحسين الوفاة: 261 ، دار النشر : الجامعة الإسلامية - المدينة المنورة - 1404 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : عبد الرحيم محمد أحمد القشقري

ابوالغاديه‌ايي كه اسمش يسار بن سبيع است و قاتل عمار صحابي است، ما قبلاً بحث مي‌كرديم با بعضي از اين آقايان در فضاي مجازي و مي‌گفتند اين يسار بن سبيع قاتل عمار با يسار بن سبيع صحابي فرق مي‌كند، ما گفتيم خير، آقاي مسلم بن حجاج تصريح مي‌كند و مي‌گويد يسار بن سبيع هماني كه قاتل عمار است صحابي نيز هست، با اين‌كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند:

 قاتل العمار في النار

علل الحديث ج 2  ص 421 ، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن محمد بن بن إدريس بن مهران الرازي أبو محمد الوفاة: 327 ، دار النشر : دار المعرفة - بيروت - 1405 ، تحقيق : محب الدين الخطيب

 قاتل عمار در دوزخ است

 جالب اين است روايت قاتل عمار في النار را خود ابوالغاديه نقل كرده چون پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم گاهي اوقات مسائل را مطرح مي‌كردند، شخص به آن‌جا آمده براي اين‌كه هدايت كند مي‌گويد قاتل عمار در آتش است، مراقب باش اما رفت و قاتل عمار شد، به بعضي از همسران‌شان گفتند مراقب باشيد كسي مقابل علي علیه السلام سگ‌هاي هوعب به او پارس كنند چنين و چنان است، خب پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم مي‌ديدند، خود شخص خبر نداشت و وقتي به آن‌جا مي‌رسيد به خاطر مي‌آورد ولي اين كار را انجام مي دادند، ابوالغاديه يسار بن سبيع قاتل عمار و حصابي نيز هست خب چگونه اين را قبول كنيم ما به هيچ وجه نمي‌توانيم بگوييم اين شخص صحابي است بر خلاف نظر اهل سنت، ما تقاضا داريم بيايند اين تعريف صحابي را تغيير دهند تا دچار اين مشكل نشوند، معاويه قاتل جناب حجر بن عدي است كه ما مفصل بحثش را مطرح كرديم قاتل جناب عمرو بن همق است كه صحابي جليل القدر پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم است و حضرت براي او دعاي خاص كردند كه هميشه جوان بماند و وقتي از دنيا رفت با اين‌كه سنش زياد بود ولي يك موي سفيد در سر و صورت نداشت اما يكي ديگر از كارهايي كه آقاي معاويه انجام داده كشتن عبدالرحمن بن خالد بن الوليد بن مغيره است. در این راستا در یکی از آثار متقن اين روايت را آورده كه عبدالرحمن بن خالد بن الوليد بن مغيره كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را درك كرده و در صفين هم همراه معاويه بوده

ثم انه اراد معاويه البيعه ليزيد خطب اهل الشام... فأروا رأيكم

الاستيعاب ج 2  ص 829 ، اسم المؤلف: يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر الوفاة: 463 ، دار النشر : دار الجيل - بيروت - 1412 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : علي محمد البجاوي

 وقتي معاويه خواست براي يزيد بيعت بگيرد يك سخنراني برای اهل شام کرد...هر رای دارید بگویید

 گفت اهل شام من پير شدم نزديك است كه بميرم مي‌خواهم شخصي را به عنوان خليفه تعيين كنم، هر راي داريد بگوييد، كه همه گفتند ما مي‌خواهيم با عبدالرحمن بن خالد بيعت كنيم

 فشق ذلك علي معاويه و أسرها في نفسه... أن ياتيه فيسقيه سقية يقتلة بها فأتاه فسقاه فانحرق بطنه و قصته هذه مشهورة عند اهل السير و العلم بالآثار

الاستيعاب ج 2  ص 829 ، اسم المؤلف: يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر الوفاة: 463 ، دار النشر : دار الجيل - بيروت - 1412 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : علي محمد البجاوي

اين قضيه خيلي براي معاويه سنگين بود، در دلش اين جريان را مخفي كرد...دستور داد، سمی به او بده تا بمیرد، سم را داد از درون سوخت، و مرد كل اهل علم و اهل سير به آثار اين قضيه را مي دانند كه آقاي معاويه حتي به دوستان و آشناهاي خودش هم رحم نمي كرده با اين كه صحابي بوده است

 عبدالرحمن مريض شد، معاويه يك طبيب يهودي داشت و نزد عبدالرحمن هم جايگاهي داشت دستور داد، سمي به او بده تا بميرد، دوست صميمي آقاي معاويه از فرماندهان صفين چون مردم گفتند بعد از تو با او بيعت مي‌كنيم به طبيب گفت او را بكش،آمد و سم داد، از درون سوخت پس مرد

 خب اكنون بگوييم خال المومنين معاويه رضي الله عنه دوست صميمي خود عبدالرحمن پسر خالد بن وليد رضي الله و عنهما را مسموم كرده است، آيا واقعا مي توان اين طور گفت؟ ما اين‌جا حكم نمي‌كنيم ما از برادران اهل سنت تقاضا مي‌كنيم يا بيايند يك پاسخ منطقي به ما بدهند يا اين‌كه دست از اين اعتقادي كه همه صحابه خوب هستند بردارند يا بگويند تعريف ما تا به حال از صحابه غلط بوده و تعريف شيعه از صحابه درست است و يا اين‌كه بگويند ما همه صحابه را عادل نمي‌دانيم، البته ما يك فهرستي را طبق نظر اهل سنت جمع كرديم از صحابه‌ايي كه قصد داشتند صحابه ديگري را بكشند كه چون حالا فرصت نيست به همين مقدار بسنده مي‌كنيم.

مجري:

تماس‌های تلفنی را به اتفاق مشاهده نماییم

آقاي شفيعي از اردبیل-اهل سنت

بنده شافعي مذهب هستم، امام شافعي ما سال 150 هجري قمري در غزه فلسطين متولد شده است و در سال 204 هجري قمري در مصر وفات يافته است. يك سري اختلاف به وجود آمده بين برادران شيعه و سني، مي‌خواهم اين را به برادران شيعه بگويم كه وقتي امام شافعي ما در فلسطين متولد شده آيا ما چطور دل‌مان براي برادران فلسطيني نمي‌سوزد بعد من گله‌ايي كه از آقاي ابوالقاسمي دارم اين است كه اگه در سايت ما برن و عنبران رو بزنند عزاداري ما براي سيد الشهدا علیه السلام را مي‌بينند فقط خواهش مي‌كنم اين سايت عنبران را بزنيد تمام عكس‌ها و زيارت قبور همه را نشان مي‌دهد، ما هر ساله براي امام حسين علیه السلام عزاداري مي‌كنيم امام حسين علیه السلام مخصوص شيعه‌ها نيست امام حسين علیه السلام نوه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم است ما كه اسم خودمان را گذاشتيم مسلمان بايد پيرو پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم باشيم امام حسين و امام حسن علیهما السلام نيز نوه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستند و سيدة النساء حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها دختر پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستند به نظر من كسي كه مسلمان باشد و اين‌ها را قبول نداشته باشد به نظر من كافر است و دين ندارد و ديگر اين‌كه وهابيت سني نيست اين‌ها كافرند ما بايد اسم اين‌ها را جنايت كار و تروريست بگذاريم اين‌ها آمده‌اند بين مذاهب شيعه و سني اختلاف انداخته‌اند، من از برادران شيعه خواهش مي‌كنم الان بحث اسلام است بحث ناموس ايران است ما بايد از ناموس خودمان دفاع كنيم اين تروريست‌ها را بايد از منطقه خودمان بيرون كنيم من به اين‌ها لعنت مي‌فرستم من اصلا هيچ كدام از اين‌ها را قبول ندارم نه تن‌ها من بلكه تمام استان اردبيل برادران اهل سنت در هشتجين، عنبران، مين آباد ما اين‌جا زياد سني داريم ‌نزديك 18 هزار نفر ما در اين‌جا سني داريم و تا به الان من نديدم كسي به برادران شيعه اهانت كند حتي زن دايي بنده شيعه هستند هر چند دايي من سني اما خانوم‌شان شيعه است ما اين‌جا اختلافي نداريم شما اگر سايت عنبران را نگاه كنيد برادران شيعه و سني با هم در يك مسجد نماز مي‌خوانند مسجد نبي عنبران كه بزرگ ترين مسجد ماست چند وقت پيش اگر متوجه شده باشيد اين داعشي‌ها، وهابي‌ها مسجد ما را آتش زدند مسجد اهل سنت را در عنبران آتش زدند اين‌ها كه اسم خودشان را مسلمان گذاشتند چطور قرآن پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم را آتش زدند اين آيا اسلام است؟ من از آقاي ابوالقاسمي تشكر مي‌كنم من نزديك يك سال است كه برنامه‌هاي شما را تماشا مي‌كنم در اين مدت كه من برنامه‌هاي شما را دنبال مي‌كنم، اصلا شبكه هاي كلمه و نور را شخصاً قبول ندارم اين‌ها فقط مي‌خواهند بين شيعه و سني اختلاف بيندازند، من كه در ايران زندگي مي‌كنم ايران ناموس من است جز حيثيت من است من بايد از آن دفاع كنم، همين الان اگر حضرت آيت الله خامنه‌اي اگر فتوا دهند خودم شخصاً به جنگ با اين تروريست‌‌ها خواهم رفت، برادران شيعه بدانند ما شافعي مذهب جداي از اين‌ها هستيم، ما زيارت قبور داريم، برادران وهابي بد برداشت مي‌كنند ما به این‌ها متوسل مي‌شويم و آن‌ها را واسطه قرار مي‌دهيم و مستقيم از اين‌ها مدد نمي‌خواهيم، من خودم شخصاً پانزده بار به زيارت امام رضا علیه السلام رفتم اين‌ها نوادگان پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستند ما بايد به این‌ها احترام بگذاريم، برادران شيعه بدانند شافعي مذهب با شيعه خيلي فرق مي‌كند.

مجري:

 قطعاً تفاوت بين اهل سنت و وهابيت يكي از دغدغه‌هاي شبكه ولايت است كه براي همه بينندگان اين شبكه مشخص كند.

 آقا محمد از خرم آباد-شیعه

 يك مدتي است سريال الحسن و الحسين از شبكه كلمه پخش مي‌شود و اين‌كه تحريفات زيادي مثل سريال عمر در اين سريال وجود دارد، بنده درخواست داشتم كه براي اين سريال را هم مثل سريال عمر يك نقد انجام بدهید.

 آقاي حسين زاده از اردبيل-شیعه

 ‌خدمتتان عرض كنم ما مسائلي كه مي‌دانيم درست است بايد اين جرات را هم داشته باشيم كه بگوييم اين درست است هر چند كه به نظر من ممكن درست باشد ولي مطلب غلط باشد شما تصحيحش مي‌كنيد و ديگر اين‌كه بگوييم اين اين چنين باشد آن چنان باشد يعني كه شما به جايي نرسيديد وقتي ما مثلا مي‌گوييم آقاي حسيني در يك دعواهايي هست، يعني آقاي ابوالقاسمي با آقاي حسيني دعوا دارد در آن مطلب حق با آقاي حسيني است، وقتي بگوييم رحمت براي هر دو طرف باشد يعني اين‌كه هم حق و هم باطل قبول داريد.

مجري:

آقاي حسين زاده اين منطق، منطق قرآن هم هست برخي جاها قرآن به صورت سوالي يك     

مطلب را مطرح مي‌كند و آن موضوع بسيار واضح است و وقتي اين‌گونه مطرح شود قطعاً تاثير گذاري آن هم بيشتر خواهد بود.

بيننده:

 مطلب دوم اين است كه صراط مستقيم يك راه است آن هم صراط خداست و خدا بايد آن راه را نشان دهد چون همه چيز را مي‌داند بعد خدا مي‌گويد از پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم اطاعت كن ببينيد وقتي خدا مي‌گويد از پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم اطاعت كن يعني براي پيامبر عظيم الشان صلی الله علیه و آله و سلم جايگاه تعيين مي‌كنند اين‌جا پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم مي‌تواند اشتباه كند معني حرف اين است كه خدا اين‌ها را نمي‌دانسته است بعد ما بايد ببينيم پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم كجا اشتباه كرده آن‌جا اطاعت نكنيم و كجا اشتباه نكرده آن‌جا اطاعت كنيم، ببينيد راه خيلي مشخص است خدا گفته ما بايد از پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم اطاعت كنيم پس ما بايد پيامبرش را قبول كنيم تا مسلمان شويم اگر در اين‌جا پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم به يك عده گفته كه از اين‌ها اطاعت كنيد بعد شما اطاعت نكنيد شما از خدا اطاعت نمي‌كنيد، آقاي حسيني ممكن است شما نتوانيد اين را خيلي به صراحت بگوييد اما من به صراحت عرض مي‌كنم اين‌ها خدا را قبول ندارند نه اين‌كه كافر هستيد بالاخره در ذهن‌تان شخص را به عنوان خدا داريد؛ صراط مستقيم صراطي است كه ما به خدايي اعتقاد داريم كه با آن عظمت خالق السماوات و الارض است، ايشان مي‌فرمايند كه از پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم اطاعت كنيد و وقتي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم مي‌گويد از فلان شخص اطاعت كنيد عليٌ ولي كلِ مومنٍ من بعده، شما اطاعت نكنيد، من مي‌گويم شما به خدا شك داريد، در مورد صحابه هم نيز همين طور است وقتي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم مي‌گويد قاتل عمار علیه السلام در جهنم است چرا شما او را رضي الله عنه مي گوييد، من نمي دانم اين چه منطقي است كه شما داريد، وقتي پيامبر به شما مي گويد عليٌ مع الحق و الحق مع علي مقابلش باطل است نمي‌توانيد بگوييد مقابلش هم حق است.

استاد ابوالقاسمي:

آقاي حسين زاده اگرچه مي‌دانيم شما يك مقدار ناراحت شده‌ايد اما اين منطق ما منطق قرآن است، خداوند در قرآن می‌فرمایند:

و انّا أو إياكم لَعَلَي هدي أو في ضلال مبين

سوره سبا آیه24

 پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم خطاب به مردم و کفار قریش مي‌گويند، پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم قطعاً حق بود و كفار قريش قطعاً باطل بودند، فرمودند، يا ما يا شما بر حق هستيم يا بر باطل يعني يكي از ما و شما برحق است و يكي بر باطل، يعني پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم نمي‌دانستند كدام بر حق است و كدام بر باطل؟

بيننده:

خير پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم مي‌دانند، وقتي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم مي‌گويد اين بر باطل است چرا رضي الله مي‌گويند.

استاد ابوالقاسمي:

دوست عزيز پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم كه مي‌دانست خودش بر حق است و آن‌ها بر باطل هستند چرا نگفت من بر حق و شما باطل هستيد؟ گفت يا من يا شما يا بر حقيم يا بر باطل.

بيننده:

آقاي ابوالقاسمي ببينيد اين كلام براي كفار است من مي‌گويم يا مسلمان نيستم يا هستم وقتي مسلمان هستم يعني تسليم شدم.

استاد ابوالقاسمي:

آقاي حسين زاده يك فرقي بين ايمان و اسلام وجود دارد، اين‌كه شما مي‌فرماييد ايمان است كه همه‌ي دستورات پيامبر صلی الله علیه و اله و سلم قلباً قبول مي‌كند و اسلام قبول ظاهري است تا زماني كه شخص مومن نشود و در قلب او ايمان نيامده باشد در باطن فرقي با كفار نمي‌كند.

بيننده:

دقيقاً همين طور است؛ حرف شما حرف من هم هست اما ببينيد يا ما خدا را قبول داريم و تسليم شديم چرا بايد خودمان تعيين كنيم حالا بياييم مثلا هزار ساعت در مورد قدرت خداوند در كليه صحبت كنند، اين براي خود من مطرح است پيامبرش را قبول دارم قرآن را 14 بار متنش را با تفسير خوانده‌ام آخر فهميدم اين قرآن كلام خداست به هر حال آن براي خود من مفهوم است ببينيد وقتي من مي‌گويم من مسلمانم براي خودم مي‌خواهم بگويم و خدا را قبول كرده‌ام پس فقط يك حرف اين‌جا درست و آن هم حرف خداست كه مي گويد" اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم" حالا اين اولي الامر منكم را آقاي ابوالقاسمي شما نمي‌توانيد براي من مشخص كنيد پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم مشخص مي‌كند اگر هر كسي براي من ثابت كند كه اولي الامر بعد از پيامبر عظيم الشان صلی الله علیه و آله و سلم اسلام آقاي ابوبكر و آقاي عمر يا هر كس از صحابي ديگر است مطمئن باشيد من حتما از شيعه بودن اميرالمومنين علیه السلام دست بر مي‌دارم، ببينيد منطق ما منطق قلب و روح است مزمزه هم نمي‌كنيم.

استاد ابوالقاسمي:

آقاي حسين زاده دقت كنيد يك بحثي است كه بحث روش‌هاي تبليغي است گاهي اوقات اگر شما مستقيم به شخص بگوييد اين كار شما باطل است، درست نيست چون اين شخص كلاً زده مي‌شود راهي كه خداوند متعال به پيغمبرش در قرآن ياد داده اين است كه بيايد به صورت جذب كننده با ديگران صحبت كند حتي خداي متعال به حضرت موسي علیه السلام دستور داد به فرعون با نرمي صحبت كن اين روشي است كه ما صحبت مي‌كنيم خب قطعا هيچ عزيز اهل سنتي نمي‌تواند بگويد من از شما شاكي‌ام چون شما اهانت كرديد، خير ما خيلي مودبانه آمده‌ايم چند فرض مطرح كرديم و گفتيم يكي از اين فرض‌ها را انتخاب كنيد راه حل هم مشخص است يعني فكر كنم يك مقدار خودشان به نتيجه مي‌رسند اين در واقع علاقه‌اي است كه ما به تمام مسلمان‌ها داريم و دوست داريم همه هدايت شوند و اين هم روش تبليغي رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم است، خب ما قبول داريم بعضي از شيعه‌ها به خاطر محبتي كه به اهل بيت علیهم السلام دارند نمي‌توانند تحمل كنند كه مرحله به مرحله حركت كنيم و مي‌گويند ما مي‌دانيم حضرت علي علیه السلام بر حق است و مستقيم بايد سر همان قضيه برويم، اين به خاطر محبت و علاقه‌اي است كه شما به اهل بيت علیهم السلام داريد اما يك بحث بحثه محبت و علاقه به اهل بيت علیهم السلام است و بحث ديگر روش تبليغي با غير شيعيان است.

بيننده:

من نظرم را عرض مي‌كنم كه ببينيد من شيعه هستم و دليل دارم و حالا از برادران سني هم مي‌خواهم دليل‌شان را ارائه دهند تا ما گوش كنيم، من وقتي حق را مي‌دانم حق است اگر زمين و آسمان بهم بريزد مي‌گويم حق است حالا يكي مي‌خواد قبول كند يا نكند به من ارتباطي ندارد ولي گفتن حقيقت مزمزه نمي‌خواهد، پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم گفته اطاعت كنيم آيا نگفته، پس چرا مي‌گوييد اطاعت مي‌كنيم، به من روشش را بگوييد، بگوييد من تشخيص داده‌ام، ببخشيد ولي تشخيص شما براي من هيچ است در مقابل تشخيص پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم، وقتي من مي‌گويم شيعه شدم به خاطر پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم شيعه شده‌ام من خدا را قبول دارم رفته‌ام مطالعه كرده‌ام ديده‌ام قرآن براي خداست و گفته پيامبرش را اطاعت كنيم، رفته‌ام تحقيق كرده‌ام ديده‌ام پيامبر عظيم الشان صلی الله علیه و آله و سلم يك بار هم در رابطه با افراد ديگر غير از اميرالمومنين علي عليه السلام نگفته‌اند كه از آن‌ها اطاعت كنيد وقتي من از او اطاعت مي‌كنم يعني از خدا اطاعت مي‌كنم و براي من اولي الامر مشخص است اين‌كه ما تبليغ كنيم كه اين‌ها مي‌خواهند بيايند يا نيايند اصلا اين وظيفه‌ي من نيست.

مجري:

به هر حال اين نگرش شما است، سوال ديگري در مورد موضوع بحث نداريد؟

آقاي مهدوي از كرج-شیعه:

در شبکه کلمه یک بیننده‌ای تماس گرفته بودند و به حجت الاسلام های ما و بالاخص حضرت‌عالی بی احترامی‌های زیادی کردند و گفتند با شما صحبت كردند و شما گفتيد شيعه‌ها نبايد قرآن بخوانند و ايشان گريه مي‌كردند، بیننده‌ای که تماس گرفته‌اید و امثالهم اين را بدانيد هيچ جا هيچ كدام از شيعه‌ها جدا از قرآن نيستند، قرآن با شيعه‌‌ها زاده شده، قرآن مدح دل شيعه هاست.

مجري:

آقاي مهدوي بنده نكته‌اي را عرض كنم كه استاد ابوالقاسمي حافظ كل قرآن هستند يعني اين‌كه چنين نسبتي به ايشان دادند كاش حداقل فايل صوتي اگر دارند بگذارند، منبعي دارند يا اگر نه كه ديگر حساب دروغ گوها مشخص است كه در چه طيفي هستند.

بيننده:

بله واقعا من خودم ديشب خيلي ناراحت شدم، ديشب جوري بود كه من فقط باز پخش‌تان را مي‌ديدم و منتظر بودم كه چهره‌ي ماه حاج آقا ابوالقاسمي را ببينم و صداي ايشان را بشنوم و اين شكايت را بكنم كه چطور مي‌آيند چنين نسبت‌هايي را به نور ديدگان ما شيعه‌ها مي‌بندند، كدام يك از شيعه‌هاست كه دور از قرآن است، آن كساني كه دور از قرآن‌اند شيعه نيستند، شيعه با قرآن زاده شده، شيعه همراه با قرآن و اهل بيت علیهم السلام قرآن است.

مجري: ‌

به هر حال اين‌ها ادامه دهندگان راه كساني هستند كه به همسران پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم تهمت زنا زدند، انتظار بيشتري از اين‌ها نمي رود، استاد ابوالقاسمي آقاي شفيعي از عزيزان اهل سنت از اردبيل بودند كه در خصوص بحث وهابيت صحبت‌هايي را داشتنتد و اين‌كه شافعي‌ها را ما حساب‌شان را از وهابيت جدا بدانيم.

استاد ابوالقاسمي:

بله ما كل اهل سنت را حساب‌شان را از وهالی‌ها جدا مي‌دانيم به اين دليل كه وهابي‌ها به هيچ وجه اعتقاد به عزاداري، زيارت قبور و حرم ساختن ندارند و اهل سنت به تمام اين‌ها اعتقاد دارند و ما قبلاً مطرح كرديم كه وهابي‌ها تمام اهل سنت و شيعه را كافر مي‌دانند خب همين امروز يك خبري پخش شد كه مي‌خواستيم بگذاريم براي هفته آينده مسئول داعش را كه در يكي از شهرها دستگير كرده بودند علناً گفته بود كه ما هم شيعه و هم اهل سنت را كافر مي‌دانيم مگر اين‌كه توبه كنند خب اين‌كه به اصطلاح در واقع تكفير كل مسلمانان است خب شما كه همه را كافر مي‌دانيد چرا خودتان را به اهل سنت مي‌چسبانيد اين‌ها كه آمدند در موصل زنان اهل سنت را به زور به جهاد نكاح بردند، اين‌ها كه آمدند در موصل اموال اهل سنت را غارت كردند خب اهل سنت اين‌ها را قبول ندارند اصلا نمي‌شود شخصي باشد كه خودش را سني بداند و از اين‌ها طرفداري كند اگر از آن‌ها طرفداري كند در واقع به اهل سنت جسارت كرده است اين راجع به اين موضوع اما يك نكته‌اي گفتند كه كسي كه امام حسين عليه السلام را قبول نداشته باشد كافر است از اين جهت اگر جسارت كنند مي‌شود جز نواصب و نواصي را هم ما كافر مي‌دانيم اما من دوست دارم اين دوست عزيزمان يك نگاهي به كليپ مفتي اعظم عربستان كه تصريح كرده بود قيام امام حسين عليه السلام يك كار اشتباه بوده و يزيد حاكم شرعي بوده و تعداد زيادي از علماي وهابي هم اين حرف را تاييد كردند حتي همين كارشناسان اصلي شبكه وهابي كلمه مي‌گفتند يزيد رضي الله عنه كه ما در ايام محرم كليپش را پخش كرديم كه از يزيد دفاع كردند و گفتند امام حسين علیه السلام اشتباه كرده بوده خب اين‌ها الان دارند متاسفانه به اسم اهل سنت تبليغ مي‌كنند ما اميدواريم تمام اهل سنت ايران مثل شما، عزيزان كه در كردستان، گلستان هستيد، بيايند آگاه شوند و فرق واقعي بين اهل سنت و وهابيت را درك كنند.

مجري:

تماس بعدي آقا محمد از خرم آباد بودند فرمودند سريال حسنين در برخي از شبكه‌ها پخش مي‌شود آيا قصد نقد اين سريال را مثل افسانه عمر داريد يا خير؟

استاد ابوالقاسمي:

ماجراي سريال خليفه دوم با سريال حسنين خيلي فرق مي‌كند، سريال حسنين را يك شخصي نوشته كه نه عالم بوده نه دانشمند سني به حساب مي‌آمد، يك وهابي بود كه همه او را مي‌شناختند اما سريال خليفه دوم را ادعا كردند كه بعداً هم متوجه شدند خير اين طور نبوده. تعداد زيادي علماي سني و وهابي اين سريال را از نظر تاريخي تاييد كردند اين ادعا پاي سريال خليفه دوم بود و بعداً هم مشخص شد صحيح نبوده اما پاي سريال حسنين چنين امضايي نيست لذا از جهت تاريخي اصلا ارزش ندارد حالا آن‌ها ادعا مي‌كردند از جهت تاريخي درست است، خب ما گفتيم باشه درست است؛ مي‌گويند خليفه دوم طبق آن چيزي كه در فيلم بود ‌صحابه به او مي‌گفتند "يابن حنتمه"، خب از اين جسارت بيشتر به خليفه دوم يعني پدرت مشخص نيست چه كسي هست، بعد خودشان ديدند دچار مشكل شدند كه ديگر كلاً اين قسمت‌ها را سانسور كردند ‌يا قسمت‌هايي كه دوستان خليفه دوم مي‌گفتند بريم شراب بخوريم را حذف كرده بودند يا درگيري‌ها و خشونت خليفه دوم در اين فيلم بود، اين فيلم برايشان بسيار سنگين تمام شده بود و لذا ما چون ادعا مي‌كردند اين فيلم صحيح است خب ما آورديم و نقد كرديم، حتي خود شبكه‌هاي وهابي‌ كه اين فيلم حسنين را پخش مي‌كنند ادعاي صحتش را ندارند ولي راجع به فيلم عمر گفتند اين فيلم طبق تاريخ صحيح درست شده است يعني اين‌هايي كه اين‌قدر اهل تعريف و دروغ و دوده بازي هستند خودشان جرات نكردند بگويند فيلم حسنين درست است چون اشكالات بسيار زيادي بيشتر از فيلم خليفه دوم داشت لذا اصلا ارزش بحث و نقد علمي ندارد.

مجري:

آقاي حسين زاده از اردبيل تماس بعدي بودند كه شما در خلال صحبت هايشان با ايشان صحبت كرديد و به هر حال ايشان روش ديگري را مد نظر داشتند در برخورد با مخالفين، توضيحي در اين خصوص داريد بفرماييد.

استاد ابوالقاسمي:

جواب را عرض كردم كه ما همان روش پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم را به كار مي‌بريم گاهي اوقات به صورت مستقيم اما غالباً شخص بايد كسي كه طرف مقابلش است به صورت محترمانه و آرام صحبت كند تا بتواند او را جذب كند.

مجري:

تماس بعدي آقاي مهدوي از كرج بودند فرمودند يك خانمي به اسم مهشيد تماس گرفته و گفته كه استاد ابوالقاسمي فرمودند كه قرآن نخوانيد.

استاد ابوالقاسمي:

من فقط چند عكس نشان مي‌دهم كه جلسات حفظ قرآن در حرم آقا سيدالشهدا عليه السلام است. اين كودكان لباس سفيد پوشيدند كودكاني هستند كه در جلسات حفظ قرآن در حرم سيد الشهدا علیه السلام شركت مي‌كنند. خب ما در حرم‌هايمان اين‌گونه برنامه‌هاي قرآني داريم؛ جالب اينجاست بنده كه به سفر تبليغي رفته بودم در كشورهاي مختلف ديدم مي‌گفتند كشورهاي ديگر تلاش داشتند امسال برنامه‌هايي شبيه به برنامه‌هاي قم و مشهد براي تلاوت قرآن راه بيندازند ولي نتوانستند به چه علت؟ به اين دليل كه اين‌ها خب ما قبلاً مطرح كرديم نماز تراويح طبق نظر اهل سنت مكروه است شيعه‌ها كه مي‌گويند حرام است، اهل سنت مي‌گويند فقط افراد بي سواد و كساني كه قرآن بلد نيستند تراويح بخوانند حالا آمده‌اند يك چيزي را به اسم تراويح به اين صورت بر مردم غالب كرده‌اند، شب مردم مي‌آيند و ايستاده قرآن هم كه در دست ندارند يك يا دو ساعت فقط ايستاده بايد گوش بدهند خب مشخص است بدين شكل خسته كننده است و كسي چيزي متوجه نمي‌شود اما در برنامه‌هاي شيعه همه نشسته‌اند قرآن و رحل جلوي صورتشان است اگر خسته شوند يه مقدار طريقه نشستن‌شان را عوض مي‌كنند قرائت‌ها يك نواخت نيست و چندين نفر قاري خوش صدا مي‌آورند قرائت‌هايي با لحن‌هاي مختلف و فضاي دلنشين، خود شما قياس كنيد آن قرائت قرآني كه در نماز تراويح است كه فقط يك نفر آن هم ايستاده تازه شما نه قرآن را مي بينيد و نه معني آيات را مي‌فهميد اين را شما قياس كنيد با قرآني كه شما محترمانه كنار قرآن نشسته‌ايد قرآن جلوي روي شماست ترجمه را مي‌توانيد ببينيد تفسير قرآن برايتان بيان مي‌شود و قاري‌هاي مختلف براي شما قرائت مي‌كنند، خب در كشور عربي و سني نشين تراويح بود و الان هم تراويح است چون تراويح دارند شب قرآن مي‌خوانند، صبح خسته‌اند و مي روند مي‌خوابند لذا اصلا نمي‌توانند چنين برنامه قرآني در كشورهاي خود داشته باشند يا بايد تراويح را تعطيل كنند و چنين جلسه قرآني بگذارند يا اين‌كه بايد خلاصه مشغول تراويح باشند و اين جلسات را رها كنند، ولي كساني مطرح كردند كه تعداد زيادي از اهل سنت ديگر تراويح نرفتند و روزها در خانه‌هايشان برنامه قرائت قرآن حرم قم را نگاه مي‌كردند خب چقدر لذت بخش است كه اهل سنت برنامه تلاوت قرآن را يك دور كامل از ابتدا تا انتهاي قرآن پاي قرائت يك قاري شيعه مي‌نشينند خب چنين شخص اصلا باورش مي‌شود كه شيعه قرآن ندارد؟ قطعاً قبول نمي‌كند حالا يك مهشيد خانمي از اتاق بغلي به اين‌ها زنگ مي‌زند و مي‌گويد ابوالقاسمي گفته قرآن نخوانيد!

آقا محمد از خمینی شهر-شیعه:

 ابتدا بنده موضع خودم را مشخص مي‌كنم ما شيعه دوازده امامي و عاشق امام حسين علیه السلام و اهل بيت علیهم السلام هستيم. تازگي از زماني كه اين شبكه‌هاي اهل بيت و كلمه و امثالهم تاسيس شدند خب امثال ما جوان‌هاي نسل دومي انقلاب يك مقدار تامل كرديم در اين مسائل ولي خدا رو شكر به حول و قوه الهي و كرم اهل بيت علیهم السلام اين اهل بيت علیهم السلام جايي راه را به ما نشان مي‌دهند كه ما خودمان هم فكرش را نمي‌كنيم، چندي پيش جوان‌هاي ايران مخصوصاً بعضي‌ها برادران شيعه كه متاسفانه دارند ناخواسته به دشمن كمك مي‌كنند و كساني كه با لباس روحانيت و به اسم شيعه دارند به ما ضربه مي‌زنند را همراهي مي‌كنند، آمده بودند انقلاب ما را زير سوال برده بودند و گفته بودند كه جايي عنوان شده كه ما شيعيان حق خروج نداريم تا زماني كه ولي عصر امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف ظهور كند اما اين‌ها مي‌آيند در آيات و روايات سفسطه مي‌كنند اگر بحث خروج بود كه يك بار بخشي از مناظره آقاي حسيني و آقاي اللهياري را پخش كرده بودند كه ايشان سفسطه كرده بودند كه نبايد خروج كنيد تا زماني كه امام عصر عج الله تعالی فرجه الشریف بيايند، اگر منظور از خروج خروجي است كه ما شيعيان الان نرويم حمله كنيم مثلا به چين و آمريكا كه بخواهيم مردم را به شيعه گرايي و اسلام دعوت كنيم، بحث چيز ديگري بود و آمده بودند انقلاب آقاي زيد و امثال آن را زير سوال بردند، يك زماني امام خميني رحمه الله علیه مي‌گفتند اسلام آمريكايي ولي ما نمي‌دانستيم منظور ايشان از اسلام آمريكايي چيست؛ مگر مي‌شود آمريكايي و اسلام، اصلا جور در نمي‌آيد ولي خدا رو شكر اين‌ها پازلي طراحي كردند كه انسان اگر مقداري تامل كند متوجه مي‌شود كه اسلام آمريكايي يعني چه، اسلام آمريكايي اين است كه يك نفر به عنوان شيعه ببرند در مهد خودشان و عليه شيعه دوازده امامي مسائل‌شان را زير سوال ببرند و از طرفي شبكه‌اي هم تاسيس كنند به اسم اهل سنت كه اين‌ها مسلمان و مسلمان كشي راه بيندازند و كساني كه گروه داعش را در اخبارهايشان در شبكه كلمه انقلابيون معرفي مي‌كنند و مي‌گويند كه رژيم عبدالمالكي انقلابيون داعش را بمباران كرد و اين كارشان را محكوم مي‌كنند كه گروه داعشي را كه هر كسي نديده و ناخواسته مي‌داند چه جناياتي را دارند انجام مي‌دهند و خود سني‌ها را سر مي‌برند و به خود سني‌ها تجاوز مي‌كنند و عنوان مي‌كنند كه ايران كه ادعاي شيعه گري مي‌كند هيچ دفاعي از عراق و هيچ دفاعي از مظلومان شيعه نمي‌كند؛ هر كس نداند تمام رسانه‌هاي خارجي مي‌دانند كه ما قلباً و جاناً هميشه از مظلومين سوريه و عراق دفاع كرديم، آقايان نشسته‌اند در حرم يزيد با لباس يزيدي حسين حسين مي‌كنند، آقاي اللهياري شما نشسته‌ايد آن‌جا و مي‌گوييد مثلا آقايان شيعه بايد بشينند اين‌جا كه امثالهم، من احترام مي‌گذارم به برادران افغاني داخل افغانستان كه يكي به جان هم بيفتند و يكي بيايد از آمريكا بين شما وساطت كند، مگر شما خودتان چه چیزی كم داريد، شما داريد تبليغ مي‌كنيد كه يك نفر بالاي سر ما باشد، ما هيچ وقت كسي را بالاي سر خودمان نخواستيم و نخواهيم خواست و با جان و دل هم از برادران سني و هم اديان الهي ديگري كه در ايران هستند ما دفاع مي‌كنيم و دفاع خواهيم كرد، خانم كلينتون در آمريكا مي‌گويد ما گروه داعش را خودمان ساختيم.

مجري:

ان شاء الله در قسمت‌هاي بعدي برنامه لانه زنبور در راه و بي راه اين مطالب را پخش خواهيم كرد.

بيننده:

بله خيلي ممنون، خودشان دارند اعتراف مي‌كنند آن وقت اين آقا رفته و آن‌جا نشسته، بنده ديگه بيشتر از اين مزاحم نمي‌شوم خيلي حرف داشتم چند مدت است مي‌خواستم اين حرف‌ها را بزنم و به صورت عقده شده بود برايم و هنوز هم حرف دارم ولي افراد ديگه منتظر هستند ولي خواهش مي‌كنم از برادران شيعه كه يك مقدار تامل كنيد، دين زوري نيست "لا اكراه في الدين قد تبين الرشد"، شما تامل كنيد به خدا من تامل مي‌كردم مي گفتم بعضي از حرف‌هاي كلمه درست است يا بعضي از حرف‌هاي آقاي الهياري هم درست است ولي خدا رو شكر خدا من را از اين سه چهار راهي نجات داد، با همين مسائل يك وقت‌هايي دشمن باعث مي‌شود انسان آگاه شود، مي‌گفتند ديدم حضرت علي علیه السلام را در كوفه اذيت مي‌كنند بعد يك مسيحي اين صحنه را ديد گفت من مسلمان شدم گفتند چرا اين‌كه سر دسته شان است را دارند اذيتش مي‌كنند و بهش ظلم مي‌كنند، چه طور مي‌خواهيد مسلمان شويد گفت اين علي علیه السلام كه من ديدم كه در خيبر را از جا كند اين سكوتش هم يكي از علائم دينش است من با اين مسلمان مي‌شوم، به هر جهت ممنون از شما و ان شاء الله كه بتوانيم پيرو ولايت فقيه و اسلام واقعي و شيعه حسيني باشيم

 آقاي عاشوري از ميناب-شیعه

 در ميناب همان‌طور كه خودتان اطلاع داريد يك شهري است حاشيه جنوب خليج فارس كه ما با اهل تسنن زندگي مي‌كنيم متاسفانه اين اواخر طوري اين رسانه‌ها دارند برخورد مي‌كنند، بنده سني ندارم 27 يا 28 ساله‌‌ام دانشگاه بودم ولي زياد هم تحصيلات علمي آن‌چناني ندارم كه از كتاب و روايت بگويم ولي خب خدا رو شكر طوري زندگي مي‌كنيم كه با اطلاعات بالاخره خودمان را به روز مي‌كنيم، اين‌جا يك سري مباحث پيش آمده بود كه متاسفانه وهابيت طوري بذر پاشي مي‌كند كه اين اواخر خيلي مشكلات به وجود آمده، يكي از دوستان ما با ما بود كه چند شب است مي‌خواست تماس بگيرد كه حالا مي‌گويد به خاطر مسائل امنيتي تماس نمي‌گيرم.

مجري:

اين دوست عزيز از اهل سنت هستند؟

بيننده:

بله.

مجري:

اين همه اهل سنت دارند اين‌جا تماس مي‌گيرند برخي از آقايان، وهابي زده در شبكه‌هاي وهابي از ايران تماس مي‌گيرند و صحبت مي‌كنند و هيچ اتفاقي هم برايشان نمي‌افتد.

بيننده:

بله من هم همين را عرض كردم و گفتم هر شب ما داريم برنامه‌ها را مي‌بينيم.

مجري:

ايرادي ندارد شما سوال ايشان را مطرح كنيد.

بيننده:

البته سوال آن‌چنان مهمي هم نيست ولي من جواب ايشان را دادم ولي خب مي‌گويند كه بايد با روايات و خيلي مستند باشد، يكي در مورد متعه و صيغه است.

مجري:

ايراد و سوال‌شان در خصوص بحث حليت چه هست؟

بيننده:

به طور كلي مي‌گويند خب اوايل رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم اين را حلال كرد و بعد دوباره حرام كرده بعد دوباره حلال كرده الي آخر. يكي هم يك سوال خيلي پيش پا افتاده كه مي‌گويند در اذان از روز اول كه خود حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم بودند يا بعد ايشان زمان خلفاي راشدين آيا در اذان اشهد ان علي ولي الله مي‌گفتيم كه اين را بنده توضيح دادم كه ‌چه مدت بوده ‌و مباني فقهي‌اش را منتهي قبول ندارند اگر مي شود اين را هم توضيح دهيد

استاد ابوالقاسمي:

آقا محمد از خميني شهر بحث قيام را مطرح كردند و بحث مناظره را كه الحمدلله كه آن مناظره‌اي كه شما انجام داديد با شبكه آقاي اللهياري بحمدالله همه ديدند آن حرف‌هايي را كه ما كنار هم گذاشتيم از ابتدا تا انتهاي مناظره ايشان و كار خاصي هم نكرديم فقط آمديم حرف‌هاي آقاي الهياري را از اول تا آخر كنار هم گذاشتيم حرف‌هاي شما را هم كنار هم گذاشتيم تا مشخص شود سوال چه بوده و جواب‌ها چه بوده است همان كاري كه با مناظره آقاي شريفي و شبكه كلمه كرديم با اين كار همه متوجه مي‌شوند كه در واقع خلاصه مناظره چه بوده آن حرف‌ها و توهين‌هايي كه در مناظره بوده كنار گذاشته مي‌شود فقط يك جو علمي خالص باقي مي‌ماند. ديدند كه آقاي اللهياري ابتدا آمد گفت شما بايد ثابت كنيد اين اذن نداشته بعد آمدند گفتند بايد ثابت كنيد اذن داشته بعد گفت بايد ثابت كنيد اذن خاص بوده بعد آخرش كه ثابت كرديد گفت اين اذن خاص مي‌شود چه فايده‌اي دارد يعني خودش مرحله اول گفت بدون اذن بايد باشد بعد گفت بايد ثايت كنيد اذن بوده يعني هر مرحله يك عقب نشيني يا حرف‌هاي ديگري كه زد و كليپش در فضاي مجازي موجود است و شنيديم كه جديداً مناظره را دارد پخش مي‌كند ولي تحريف شده يعني قطعه‌هايي را كه خيلي خراب كاري كرده بود از مناظره حذف كرده، آن قطعه‌هايي كه ضد حضرت زيد صحبت كرده بود را حذف كرده حالا بايد خودم ببينم آيا راست است يا دروغ؛ ما دوست داريم نه ايشان بلكه همه‌ي غير كساني كه بر حق هستند از شيعه از سني و از مسيحيت و غيره همه به سمت حق بيايند حالا بخصوص ايشان كه لباس روحاني هم به تن دارد و گاهي اوقات براي اهل بيت علیهم السلام هم گريه مي‌كند واقعا ما دوست داريم كسي كه اين چنين است به سمت حق برگردد و يك مقدار با ديد باز نگاه كند كه قضيه چيست كه آمريكايي‌ها آن‌قدر شما را قبول دارند، يكي از عزيزان مي‌گفت كه در ‌يكي از كشورها ما به يك شبكه‌اي خواستيم پول بدهيم كه فقط زير نويس كنند كه فلان روز فلان جا مراسم عزاداري حضرت زهرا سلام الله عليهاست گفتند كه چند روز ديگر بياييد ما به شما جواب مي‌دهيم بعد رفتيم گفتند نه ممنوع است طبق قانون ما نمي‌توانيم اين كار را انجام بدهيم گفتيم چرا ممنوع است گفت طبق قانون ما نمي‌توانيم اين كار را انجام دهيم گفتيم شبكه آقاي فلاني يك سره به مقدسات اهل سنت اهانت مي‌كند گفت از دست ما خارج است يعني حتي زيرنويس اعلام مراسم شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها در آن‌جا ممنوع است، اما بعضي شبكه‌ها به راحتي مي‌آيند به مقدسات اهل سنت جسارت مي‌كنند خب مشخص است فقط فرد يك مقدار فكر بايد كند يا فريب خورده است يا اين‌كه تعمدي در كار است ما مي‌گوييم ان شاء الله تعمدي در كار نيست و دوست داريم كه به سمت حق برگردند.

آقاي عاشوري يك سري سوالاتي پرسيدند راجع به ازدواج موقت؛ اولاً روايتي است در كتاب انصاب الاشراف با سند صحيح كه ابن زبير ‌به ابن عباس گفت به جنگ عايشه آمده‌اي

 و افتيت بتزويج المتعه.. وأما المتعه فقد بلغني ان رسول الله رخص فيها

أنساب الأشراف ج 1  ص 463 ، اسم المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري (المتوفى : 279هـ) الوفاة: 279 ، دار النشر :

 و فتوا مي‌دهيد كه متعه حلال است؛ گفت ، متعه را پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم جايز دانسته و اولين خانواده‌اي كه ازدواج موقت كردند خانواده زبير پدر خودت بوده، پدر تو عبدالله بن زبير با مادرت ازدواج موقت كردند آن وقت تو اشكال ازدواج موقت مي گيري. كساني كه مي‌گويند متعه حرام است خب مي‌دانيد مادر زبير دختر ابوبكر و خواهر عايشه همسر پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم بوده، كساني كه مي‌گويند متعه زناست بايد بگويند دختر ابوبكر خواهر عايشه همسر پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم زنا كرده، كساني كه مي‌گويند كسي كه متعه را جايز بداند بي غيرتي است بايد بگويند آقاي ابوبكر قائل به بي غيرتي دخترش بوده، مي‌توانند اين را قبول كنند؟ خير.

مجري:

بحث حلال بودن و حرام شدن به چه علت در آن زمان حلال بوده و بعد حرام شده.

استاد ابوالقاسمي:

اگر حلال بوده شما بايد دليل تحريم را بياوريد ما نبايد دليل تحريم بياوريم، اگر واقعا خودتان قبول داريد حلال بوده بعد كجا حرام شده؟ در قرآن كه مي‌گويد حلال بوده

 فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن

سوره النسا آیه 24

 يك آيه صريح بياوريد كه گفته باشد حرام شده؛ آن‌ها بايد دليل بياورند نه ما دليل بياوريم.

راجع به اشهد ان علي ولي الله بايد گفت ما اذان را جز اشهد ان علي ولي الله مي‌دانيم نه و شهد ان علي ولي الله را جز اذان، چطور هر كسي وقتي اذان مي‌گويد اگر درود و صلوات بر پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم در اذانش نگويد اين شخص را ما منافق می‌دانيم مي‌گوييم دشمن پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم است اذان گفته ولي بر پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم صلوات نفرستاده با اين‌كه صلوات جز اذان نيست اما مستحب است هر كجا نام رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم آمد صلوات هم فرستاده شود ما شيعيان روايت داريم مستحب است هر كجا اقرار به نبوت پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم شد اقرار به ولايت حضرت هم بشود يعني استحباب اقرار به شهادت نزد شيعه ها دقيقا شبيه به استحباب صلوات در اذان است. آيا در زمان پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم بوده؟ در كتاب السلافه في امر الخلافه كه الان در دست ما نيست دو روايت نقل كرده اند كه هم جناب سلمان و هم جناب ابوذر بعد از ماجراي غدير خم اشهد ان علي ولي الله را در اذان مي‌گفتند و پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم اين را تاييد كردند.

مجري:

متشکر از استاد ابوالقاسمی و بینندگان محترم شبکه جهانی ولایت، تا برنامه بعد خدا یا رو نگهدارتان

پایان

یا علی مدد



حجت الاسلام و المسلمین ابوالقاسمی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر