صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 13 مرداد 1393 تعداد بازديد: 3075 
راه و بی راه 19 - تفاوت دیدگاه وهابیت و اهل سنت در بحث توسل (6)
راه و بی راه
دانلود صوت
دانلود فيلم

 به نام خداوند بخشنده مهربان

برنامه راه و بيراه

تاريخ : 13 /05 /93

موضوع : تفاوت ديدگاه وهابيت و اهل سنت در بحث توسل (6)

فهرست مطالب :

موضوع : تفاوت ديدگاه وهابيت و اهل سنت در بحث توسل (6)

فهرست مطالب :

خلاصه برنامه هاي گذشته

کشف بزرگ شبکه هاي وهابي در مورد پنجره روي گنبد خضراء رسول خدا (ص)

آيا برجستگي روي گنبد پيامبر (ص) صندوق برق است؟

محمد متولي الشعراوي ، از علماي اهل سنت : نه تنها توسل به رسول خدا (ص) ؛ بلکه توسل به منتسبين رسول خدا (ص) نيز جايز مي باشد

استدلال علماي اربعه به روايت توسل حضرت آدم (ع)

استدلال امام مالک بن أنس به توسل حضرت آدم به رسول خدا (ص)

شبهه ابن تيميه و پاسخ ما به آن

بررسي سند روايت

محمد بن حميد :

تصحيح روايت مالک بن أنس توسط علماي اهل سنت :

شيخ صادق الجميل : هر کس متوسلين به پيامبر (ص) را مشرک بداند ، پيامبر (ص) را مشرک دانسته است .

کشتار شيعيان در افغانستان و پاکستان

تماس بينندگان :

 

مجري :

اميدوارم که در هر کجا هستيد ، سالم و پيروز باشيد و در ظل توجهات بقيه الله الاعظم (عج) زندگي پر خير و برکتي داشته باشيد . فرا رسيدن هشتم شوال ، سالروز تخريب قبور ائمه بقيع (ع) را خدمت شما تسليت عرض مي کنيم . بينندگاني که تا به اين برنامه ما را همراهي کرده اند مي دانند رسالتي که بر عهده اين برنامه است ، بررسي و ريشه يابي عملکرد هايي است که منجر به چنين حرکاتي مثل تخريب بقيع مي شود و اين که اين تفکرات وهابيت از کجا نشأت گرفته است و از لحاظ فکري و سياسي چه عقايدي داشته و چه تفاوت هايي با ساير مذاهب اسلامي دارند و دنيا بدانند که وهابيت تافته جدا بافته اي از اسلام ناب محمدي (ص) است و هيچ ارتباطي با آن ندارد .

طبق روال معمول هفته هاي گذشته ، خدمت استاد عزيز و گرانقدر ، استاد يزداني هستيم .

ما سلسله برنامه هايي را در مورد تفکرات وهابيت و هم چنين برنامه هايي را در مورد استغاثه و توسل به نبي مکرم اسلام (ص) و ائمه اطهار (ع) را ارائه داديم که مطالبي را از کتب اهل سنت و وهابيت و حتي از کتب شيعيان هم مطرح کرديم . مبحث توسل را با حضور استاد يزداني ادامه خواهيم داد و درابتدا از استاد يزداني در خواست مي کنيم که خلاصه اي از آن چه در مورد بحث استغاثه و توسل ارائه شد را بيان نمايند .

استاد يزداني :

بنده هم به نوبه خود ، سالروز تخريب حرم ائمه بقيع (ع) را که توسط وهابيت ، در سال 1306 هـ . ش اتفاق افتاده است ، تسليت عرض مي کنم و اميدوارم روزي فرا رسد که مسلمانان با هم همت کرده و وهابيت را سرنگون کنند و دوباره قبرستان بقيع را باز سازي نمايند و گنبد هاي چهار گانه امامان شيعه را باز هم ببينيم .

خلاصه برنامه هاي گذشته

در باره بحث استغاثه روايت هاي متعددي را با سند هاي صحيح ، از کتب شيعه خوانديم که استغاثه و توسل را ثابت مي کند و اين که امام صادق (ع) دستور داده بودند زماني که به مدينه رفتيد ، چگونه رسول خدا (ص) را زيارت کنيد و چگونه به آن حضرت استغاثه و توسل داشته باشيد و هم چنين روايات زيادي که ديدگاه وهابيت را بيان مي کرد که هر گونه توسل و استغاثه شرک و کفر است و بايد کشته شود ، که در ادامه هم تعدادي از فتاواي آن ها را در اين زمينه نقل خواهيم کرد .

هم چنين روايتي از صحيح بخاري خوانديم که حضرت هاجر (ع) به جبرائيل استغاثه کرده بودند که اين ها توسل و استغاثه به ملائکه را شرک و کفر مي دانند ؛ ولي اين روايت در صحيح بخاري نقل شده است . استغاثه احمد بن حنبل را هم با سند صحيح خوانديم که استغاثه کرده بود و آن را جايز مي دانست . روايت عبد الله بن عباس در مورد استغاثه به ملائکه را نيز خوانديم ، هم چنين ديدگاه ابن تيميه را بيان کرديم مبني بر اين که استغاثه به قبر رسول خدا (ص) اشکالي ندارد .

روايت بلال بن حارث ، يکي از صحابه رسول خدا (ص) را با سند صحيح خوانديم که سراغ قبر ايشان مي رود و از قبر شريف استغاثه مي کند و رسول خدا (ص) هم جواب او را مي دهد و خليفه دوم و تمام اصحابي که در آن جا حضور داشتند ، کار بلال بن حارث را تأييد کردند .

استغاثه حضرت عيسي (ع) به نبي مکرم اسلام (ص) را خوانديم ، هم چنين استغاثه عبد الله بن عمر به رسول خدا (ص ) را با سند هاي صحيح بيان و سند آن را تصحيح کرديم . استغاثه حضرت زينب (س) را در کربلا و در روز يازدهم محرم که از کنار اجساد مطهر شهداي کربلا عبور مي کردند و بسيار دردناک بود را خوانديم و سند آن را هم تصحيح کرديم .

روايات متعددي را خوانديم از جمله روايت عايشه در سالي که در مدينه خشکسالي بدي آمده بود و عايشه به صحابه دستور داد به قبر پيامبر (ص) استغاثه و توسل کنند و در بالاي قبر ايشان پنجره اي ايجاد کنند که بين قبر شريف و آسمان فاصله اي نباشد . مردم اين کار را انجام دادند و باران زيادي باريد و آن سال را ، سال عام الفتق ناميدند .

اين مطلب را از ديدگاه علماي اهل سنت بررسي کرديم ، علماي اهل سنت گفته بودند که سنت و روش مردم مدينه همين بوده که هر زمان در مدينه خشکسالي رخ مي داد ، اين پنجره را باز مي کردند تا فاصله اي بين قبر مطهر و آسمان نباشد و به اين صورت باران مي باريد و خشکسالي بر طرف مي شد . اين کار در نزد اهل سنت يک عمل مجرب بوده و هميشه اتفاق مي افتاد ، که ما آن عکس اين پنجره در بالاي قبر آن حضرت را نشان داديم که متأسفانه وهابي ها آن را به شدت بسته اند و اجازه باز کردن اين پنجره را هم به کسي نمي دهند تا مردم اين معجزه رسول خدا (ص) را ببينند .

مجري :

استاد يزداني ! ما اين روايت را در جلسه قبل به طور مفصل بررسي کرديم که اين روايت از عايشه بوده و بحث توسل و استغاثه را ثابت مي کند و هم چنين تفاوت ديدگاه عايشه و وهابيت را نشان مي دهد که سند روايت هم معتبر و صحيح بود . زماني هم که مسلمان ها گنبد خضراء را ساختند اين پنجره را هم قرار دادند . وهابي ها در خصوص اين پنجره کشف جديدي کردند و فهميدند که آن دريچه بر روي گنبد خضراء ، پنجره نيست و وسيله ديگري است .

کشف بزرگ شبکه هاي وهابي در مورد پنجره روي گنبد خضراء رسول خدا (ص)

کليپ 1 :

خدمتي ، کارشناس شبکه وهابي کلمه :

از رافضه دو نفر يا سه نفر آمده اند و مي خواستند تونلي به قبر ابوبکر و عمر ، تا آن ها را بيرون بياورند و در زمين خسف (فرو رفتن ) شدند ، اين است که مهم است .

هاشمي ، مجري وهابي :

در تصوير قبه سبز ؛ چون در آن جا سيم ها و کابل هاي برق عبور مي کند ، صندوقچه اي درست شده خيلي کوچک که به اندازه يک وجب است و آقايون مي گويند از اين صندوقچه برق کرامات و معجزه صورت مي گيرد .

مجري :

ديديد که وهابي ها در مکاشفه به اين نتيجه رسيدند که برجستگي بر روي گنبد رسول خدا (ص) ، صندوق برق است . استاد يزداني شما فرموديد اين بر جستگي پنجره است !

استاد يزداني :

روايت عايشه مي گويد : اين بر جستگي ، پنجره است ؛ ولي اين ها مي گويند : صندوق برق است . بنده عکس ديگري از اين گنبد دارم که خدمت بينندگان عزيز نشان مي دهم .

مجري :

اين عکس برجستگي بر روي گنبد خضراء که وهابي ها آن را صندوق برق مي دانند . صندوق برقي که سيم هايي از روي آن گذشته و شايد فکر کردند صندوق برق مثل منبع آب ، بالا باشد تا به خاطر گرانش زمين راحت تر از آن استفاده کنند . اين ها صندوق برق را هم روي پشت بام مي سازند تا برق به طرف پايين سرازير شده و ولتاژ آن زياد شود . استاد يزداني اين شبهه عظيم را پاسخ دهيد .

آيا برجستگي روي گنبد پيامبر (ص) صندوق برق است؟

استاد يزداني :

بنده عکس ديگري دارم که دقيقا نقشه گنبد را کشيده اند و داخل ضريح را که شامل قبر شريف و گنبد داخلي و هم چنين همان دريچه اي که بر گنبد است که مردم مدينه آن را باز مي کردند تا بين قبر شريف و آسمان فاصله اي نباشد و از همين طريق به رسول خدا (ص) استغاثه کرده و طلب باران مي کردند و باران هم مي باريد . اما اين که آن پنجره ، صندوق برق باشد ،کشف عجيب و مضحکي است . اين ها واقعا مردم را به سخره گرفته اند و به شعور بيننده هاي خود توهين مي کنند .

البته قبلا شايعه مي کردند زماني که وهابي ها قصد خراب کردن گنبد کردند و دو نفر را براي اين منظور فرستاده بودند که آن دو نفر در بالاي گنبد خشک شدند . وهابي ها هر چه تلاش کردند نتوانستند آن ها را پايين بياورند ؛ به همين خاطر آن پنجره را بستند .

آن ها با اين شايعه مي خواستند بگويند ما که بقيع را خراب کرديم ، هيچ اتفاقي نيفتاد ؛ اما در مورد تخريب گنبد رسول خدا (ص) به دليل اين که ابوبکر و عمر آن جا بودند ، آن دو نفر روي گنبد خشک شدند ؛ به همين خاطر روي آن را پوشاندند و زنجير کردند و آن را تبديل به صندوق برق نمودند .

 آقاي خدمتي هم گفت که شيعه ها مي خواستند تونل بزنند . مطلب بسيار عجيب و غريبي است . آقاي خدمتي شما فکر کرديد که شيعيان هم داعش يا النصره هستند که تونل بزنند !!

شيعيان اگر چنين قصدي داشتند ، عملي انجام مي دهند ؛ ولي ما چنين قصدي را هيچ وقت نداريم .

ما سخن علماي اهل سنت را نشان داديم که تصريح کرده بودند سنت و روش اهل سنت در طول تاريخ بوده که در زمان خشکسالي اين پنجره را باز مي کردند تا باران ببارد و خشکسالي از بين برود ؛ اما وهابي ها اين پنجره را بسته اند تا مبادا چنين معجزه اي رخ دهد و توسل و استغاثه مردم به رسول خدا (ص) به صورت عملي ثابت شود .

مجري :

وهابي ها به دليل اين که پاسخي براي اين موارد ندارند ، اين مطالب مضحک و عجيب را بيان مي کنند . به هر حال هر مسلماني که به زيارت قبر منور نبي مکرم اسلام (ص) برود ، اگر به آن گنبد خضراء نگاه کند ، با اين پنجره مواجه مي شود و اين سؤال براي او مطرح مي شود که اين پنجره بر روي گنبد چه فلسفه اي دارد ؟ و چون نمي توانند براي آن پاسخي دهند ، چنين مطالبي را بيان مي کنند .

در جلسات گذشته در مورد مرور شده توضيحات مفصلي را بيان کردند . از اهل سنت هم کليپ هايي پخش کرديم ، امشب هم از يکي ديگر از اين علما کليپي آماده کرديم که به يکي از روايات نقل شده در جلسات گذشته ، استدلال کرده است . اين روايت که در صحيح بخاري آمده ، توسل به عموي پيامبر (ص) است و برخي از وهابي ها از اين روايت اين برداشت را مي کنند که توسل به مرده جايز نيست ؛ به خاطر اين که در اين جا توسل به عموي پيامبر (ص) شده نه به خود رسول خدا (ص ) .

کليپ را با هم مي بينيم و بعد از آن بنده سؤال خود را مطرح مي کنم .

کليپ 2 :

محمد متولي الشعراوي ، از علماي اهل سنت : نه تنها توسل به رسول خدا (ص) ؛ بلکه توسل به منتسبين رسول خدا (ص) نيز جايز مي باشد

 واذا استسقي موسي لقومه ...

و به ياد آريد زماني را که موسي براي قوم خود در خواست آب کرد .

عمر گفت : ما به پيامبر (ص) توسل مي کرديم که باران ببارد ؛ ولي پيامبر (ص) به رحمت خدا رفته است ؛ پس به چه کسي متوسل شويم ؟ متوسل مي شويم به عموي پيامبر (ص) ، چرا؟ چون که در حال تضرع بود و تضرع از حاجت نشأت مي گيرد و عموي پيامبر (ص) از محتاجين به باران است ؛ پس اگر ما استحقاق هيچ حاجتي را نزد تو نداشته باشيم ؛ به خاطر عموي پيامبرت ما را کرامتي بده و باران ببار .

در اين زمان کسي مي آيد و مي گويد : اين دليل است بر اين که بر مرده نمي شود متوسل شد ! چون که او از دنيا رفته است و عمر در طلب آب به پيامبر (ص) متوسل نشد . راست گفتي ؛ اما به چه کسي متوسل شد ؟ به عباس يا به عموي پيامبر (ص) ؟

پس اين توسل هم به پيامبر (ص) بر مي گردد و اين مي شود که توسل فقط به عباس نيست ؛ بلکه (جواز توسل ) به همه نزديکان پيامبر (ص) است . چرا توسل را از پيامبر (ص) به عموي پيامبر (ص) منتقل کرد ؟ چون پيامبر (ص) از دنيا رفته و آب براي او بهره اي ندارد ؛ ولي عموي پيامبر (ص) زنده است و از آن بهره مند مي شود . به خدا مي گوييم که عموي پيامبرت تشنه است ، نمي گوييم پيامبرت تشنه است ! پيامبرت از دنيا رفته و به آب نياز ندارد .

پس به کساني که مي خواهند از اين قضيه دليلي بر اين که توسل به صاحب و جاه فايده اي ندارد (به وهابي ها ) پاسخ مي دهيم : اين حديث بر عليه شما ست نه به نفع شما ؛ زيرا اين حديث ثابت مي کند که توسل به هر کسي که منتسب به پيامبر (ص) است ، جايز است .

مجري :

استدلال اين عالم اهل سنت را به اين روايت نقل شده از صحيح بخاري را ديديم که چه زيبا ثابت نمود نه تنها توسل به نبي مکرم اسلام (ص) جايز است ؛ بلکه توسل به منتسبين به ايشان هم جايز مي باشد . اين برداشت يک عالم اهل سنت از روايت صحيح بخاري بود و در طرف مقابل ، برداشت خشک و متحجرانه وهابيت از روايات صحيح بخاري قرار دارد .

استاد يزداني در جلسه گذشته شما بحث توسل حضرت آدم (ع) به نبي مکرم اسلام (ص) را مطرح و آن را بررسي کرديد . از آن جايي که اين موضوع بسيار مهم است که حضرت آدم هزاران سال قبل از تولد ظاهري رسول خدا (ص) به ايشان توسل کرده اند ؛ آيا از علماي اربعه اهل سنت کسي هست که به اين روايت استدلال کرده باشد ؟

استدلال علماي اربعه به روايت توسل حضرت آدم (ع)

استاد يزداني :

بنده روايت توسل حضرت آدم (ع) را يک بار ديگر نشان دهم که يک روايت بسيار جالب است و دو روايتي که خود ابن تيميه آن را نقل کرده و گفته بود که مثل تفسير قرآن با احاديث صحيحه است . بعد از نشان دادن اين روايت ، استدلال ائمه اربعه را هم بيان مي کنيم .

کتاب مجموعه الفتاواي ، تأليف تقي الدين احمد بن تيميه الحراني ، متوفاي 728 هـ ، چاپ دار الوفاء بيروت ، الجزء الثاني ، با تحقيق عامر الجزاز و انور الباز ، صفحه 95 :

گفتيم بحث در مورد اين بود که پيامبر بزرگوار اسلام (ص) چه زماني پيامبر بوده است؟ روايات متعددي را بيان مي کند که پيامبر اسلام (ص) زماني پيامبر بود که حضرت آدم (ع ) بين روح و جسد بود و هنوز خلقت ظاهري نداشتند . در تأييد اين قضيه ، اين روايت را بيان مي کنند :

وقد رواه ابو الحسين بن بشران من طريق الشيخ ابي الفرج ابن الجوزي في الوفا بفضائل المصطفي (ص) : حدثنا ابو جعفر محمد بن عمرو ، حدثنا احمد بن اسحاق بن صالح ، ثنا محمد بن صالح ، ثنا محمد بن سنان العوفي ، ثنا ابراهيم بن طهمان ، عن يزيد بن ميسرة عن عبد الله بن سفيان ، عن ميسرة قال: قلت يا رسول الله متي کنت نبيا؟ قال : « لما خلق الله الارض واستوي إلي السماء فسواهن سبع سموات ، وخلق العرش ، کتب علي ساق العرش : محمد رسول الله خاتم الانبياء وخلق الله الجنة التي أسکنها آدم وحواء ، فکتب اسمي علي الابواب والاوراق والقباب والخيام وآدم بين الروح والجسد ، فلما أحياء الله تعالي ، نظر إلي العرش فرأي اسمي فأخبره الله أنه سيد ولدک ، فلما غرهما الشيطان تابا واستشفعا بإسمي إليه ».

... حضرت مي فرمايند : آدم (ع) بين روح و جسد بود ؛ در حالي که من پيامبر بودم . زماني که خداوند او را زنده کرد ، به عرش نگاهي انداخت و نام مرا در آن جا ديد . خداوند به او فرمود : که اين نام سرور فرزندان شما ست . زماني که شيطان آدم و حوا را فريب داد ، آن ها توبه کردند و با شفيع قرار دادن نام من خداوند توبه آن ها را پذيرفت .

در ادامه روايت دومي را از ابو نعيم اصفهاني در کتاب دلائل النبوه نقل مي کند :

ومن طريق الشيخ أبي الفرج : حدثنا سليمان بن أحمد ، ثنا أحمد بن رشيدين ، ثنا أحمد بن سعيد الفهري ، ثنا عبدالله بن إسماعيل المدني ، عن عبدالرحمن بن زيد بن أسلم عن أبيه ، عن عمر بن الخطاب قال : قال يا رسول الله (ص) : لما أصاب آدم الخطئية رفع رأسه فقال : يا رب ،بحق محمد إلا غفرت لي ، فأوحي إليه وما محمد ؟ومن محمد ؟ فقال : يا رب ، إنک لما أتممت خلقي رفعت رأسي إلي عرشک ، فإذا عليه مکتوب : لا اله الا الله محمد رسول الله ، فعلمت أنه أکرم خلقک عليک ؛ إذ قرنت إسمه مع إسمک . فقال : نعم ،قد غفرت لک وهو آخر الانبياء من ذريتک ولولاه ما خلقتک ، فهذا الحديث يؤيد الذي قبله وهما کتفسير للاحاديث الصحيحة .

زماني که حضرت آدم (ع) دچار آن خطا شد ، سرش را بلند کرد و گفت : پرودگارا ، به حق محمد مرا ببخش . وحي نازل شد که محمد را از کجا مي شناسي و او کيست ؟ گفت : پرودگارا ، زماني که خلق شدم ، سرم را بلند کردم و به عرشت نگاه کردم که بر آن نوشته شده بود : لا اله الا الله محمد رسول الله (علي ولي الله ) و فهميدم که او محبوبترين مخلوقات توست و به او توسل کردم ؛ زيرا نام او با نام تو قرين يکديگر بود . خداوند فرمود : من تو را به خاطر او بخشيدم ، او آخرين پيامبر از فرزندان توست و اگر او نبود ، تو را هم خلق نمي کردم .

در ادامه ابن تيميه مي گويد : اين حديث ، حديث قبلي را تفسير مي کند و اين دو حديث مثل تفسير (قرآن) با احاديث صحيحه است .

الحراني ، تقي الدين احمد بن تيميه ، مجموعه الفتاوي ، متوفاي 728 هـ ، با تحقيق عامر الجزاز و انور الباز ، چاپ دار الوفاء ، الجزء الثاني ، ص 95

اين سخن ابن تيميه است ، سند آن هم صحيح مي باشد و علماي اهل سنت هم به استدلال کرده اند که قبلا يک مورد را نشان دادم :

کتاب الدرر السنيه في الرد علي الوهابيه ، تأليف السيد احمد بن السيد زيني الدحلان ، چاپ مکتبه الاحباب ، صفحه 27 :

وقد توسل به صلي الله عليه وآله وسلم ابوه آدم (ع) قبل وجود سيدنا محمد صلي الله عليه وآله وسلم حين اکل من الشجرة التي نهاه الله عنها، وحديث توسل آدم (ع) بالنبي صلي الله عليه وآله وسلم رواه البيهقي بإسناد صحيح في کتابه المسمي دلائل النبوة الذي قال فيه الحافظ الذهبي : « عليک به فإنه کله هدي ونور » فرواه عمر بن الخطاب قال : قال : رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم : « لما اقترف آدم الخطيئة قال : يا رب اسئلک بحق محمد إلا ما غفرت لي ، فقال الله تعالي : يا آدم کيف عرفت محمدا ولم أخلقه ؟ قال : يا رب إنک لما خلقتني رفعت رأسي فرأيت علي قوائم العرش مکتوبا : لا اله الا الله محمد رسول الله ، فعلمت أنک لم تضف إلي إسمک إلا أحب الخلق اليک . فقال الله تعالي : صدقت يا آدم إنه أحب الخلق إلي وإذ سألتني بحقه فقد غفرت لک . ولولا محمد ما خلقتک .

حضرت آدم (ع) به رسول مکرم اسلام (ص) توسل کرد قبل از اين که ايشان خلق شود ، زماني که از آن درختي که خداوند از آن نهي کرده بود . حديث توسل حضرت آدم (ع) به رسول خدا (ص) را بيهقي با سند صحيح در کتابش که دلائل النبوه نام دارد ، بيان کرده است ....

السيد زيني دحلان ، سيد احمد ، الدرر السنيه في الرد علي الوهابيه ، چاپ مکتبه الاحباب ، ص 27

و اين هم استدلال علماي اهل سنت به اين روايت است که گفتيم :

زيني دحلان ، شيخ الاسلام اهل سنت در مسجد الحرام بوده است .

اما پاسخ سؤال شما که آيا ائمه اربعه به اين روايت استدلال کرده اند ؟

استدلال امام مالک بن أنس به توسل حضرت آدم به رسول خدا (ص)

روايتي است با سند صحيح که علماي اهل سنت گفته اند سند آن صحيح است . چندين نفر از علماي بزرگ اهل سنت که بيش از ده نفر هستند که اين روايت را تصحيح کرده اند .

اصل روايت در کتاب الشفا بتعريف حقوق المصطفي ، تأليف ابي الفضل عباس بن موسي بن عياض الخصيبي همان قاضي عياض معروف ، چاپ دار الحديث قاهره ، الجزء الثاني ،صفحه 288 ، الفصل الثالث في تعظيم النبي (ص) بعد موته :

واعلم أن حرمة النبي (ص) بعد موته وتوفيره وتعظيمه لازم کما کان حال حياته...

قال القاضي ابو الفضل : وهذه کانت سيرة سلفنا الصالح وأئمتنا الماضين. حدثنا القاضي ابو عبد الله محمد بن عبد الرحمن الاشعري ، وابو القاسم احمد بن بقي الحاکم ، وغير واحد ، فيما اجازونيه قالوا : أنبانا ابو العباس احمد بن عمر بن دلهاث قال : حدثنا ابو الحسن علي بن فهر ، حدثنا ابوبکر محمد بن احمد بن الفرج ، حدثنا ابو الحسن عبد الله بن المنتاب ، حدثنا يعقوب بن اسحاق بن ابي اسرائيل ، حدثنا ابن حميد قال : ناظر ابوجعفر – المؤمنين ﴿الفاسقين !﴾ – مالکا في مسجد رسول الله (ص) فقال له مالک : يا امير المؤمنين ﴿الفاسقين !﴾ لاترفع صوتک في هذا المسجد ، فإن الله تعالي أدب قوما فقال : « لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبي ولاتجهروا له بالقول کجهر بعضکم لبعض أن تحبط اعمالکم وانتم لاتشعرون » [الحجرات : 2 ]

ومدح قوما فقال : « إن الذين يغضون أصواتکم عند رسول الله اولئک الذين امتحن الله للتقوي لهم مغفرة واجرعظيم [ الحجرات : 3 ] ....

وقال : يا اباعبد الله أأستقبل القبلة وأدعوا أم أستقبل رسول الله ؟ فقال : ولم تصرف وجهک عنه وهو وسيلتک ووسيلة ابيک آدم عليه السلام إلي الله تعالي يوم القيامة ؟ بل استقبله واستشفع به ، فيشفعه الله ، قال الله تعالي : « ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوک فالستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما » [ النساء : 64 ]

 بدان که احترام و بزرگداشت پيامبر اکرم (ص) بعد از مرگ آن حضرت واجب است ؛ همان طور که در زمان حيات و زندگيشان هم واجب بود .

بعد از بيان مطالبي ، روايت را بيان مي کند و مي گويد :

اين احترام و بزرگداشت پيامبر (ص) بعد از وفات ، سيره سلف صالح و ائمه گذشته ما بوده است ....

ابو جعفر منصور دوانقي ، از دشمنان اهل بيت عصمت و طهارت و قاتل امام صادق (ع) ، با مالک در مسجد النبي (ص) با يکديگر صحبت مي کردند . مالک به او گفت : ... صدايت را در مسجد رسول خدا (ص) بلند نکن ؛ زيرا خداوند گروهي را که صدايشان را در محضر رسول خدا (ص ) بالا برده بودند ، تأديب کرده و فرموده است : صداي خود را در حضور پيامبر (ص) بالا نبريد و با صداي بلند با هم صحبت نکنيد همان طوري که بعضي از شما با بعضي ديگر صحبت مي کنيد ؛ زيرا اعمال شما محو و نابود مي شود در حالي که شما نمي فهميد . (حجرات / 2 )

و گروهي را هم مدح و ستايش کرده و فرموده است : کساني که در حضور رسول اکرم (ص) آهسته و آرام صحبت مي کنند ، قلوب آن ها با تقوي امتحان شده و بخشش و پاداش بزرگي براي آن ها است . ....

منصور دوانقي گفت : من رو به قبله دعا کنم يا رو به سوي قبر رسول خدا (ص) ؟ مالک گفت : چرا رو مي گرداني از کسي که او وسيله شما و وسيله پدرت آدم بوده در روز قيامت . رو به قبر رسول خدا (ص) کن و او را شفيع خود قرار بده .

و بعد به اين آيه استدلال مي کند که خداوند متعال فرمود : اگر انساني گناه کرد و به خودش ظلم کرد ، بايد نزد پيامبر (ص) برود و از خداوند طلب بخشش کند ، پيامبر (ص) هم براي او طلب استغفار کند تا خداوند توبه او را بپذيرد .

عياض الخصيبي معروف به قاضي عياض ، ابي الفضل عباس بن موسي ، الشفا بتعريف حقوق المصطفي ، چاپ دار الحديث قاهره ، ج 2 ، ص 288

 اين هم استدلال آقاي مالک ، امام مالکي ها که در ادامه به طور مفصل به اين آيه مي پردازيم .

بنابراين ثابت مي کنيم که حضرت آدم (ع) به پيامبر اکرم (ص) توسل کرده است و طبق آيه قرآن کريم ما وظيفه داريم که ما هم به رسول خدا (ص) توسل کنيم .

مجري :

در مورد همين عبارت ابن تيميه اشکالي وارد کرده در آن قسمتي از عبارت که گفته شده : که نبي مکرم اسلام (ص) « وسيلتک و وسيله ابيک آدم (ع) الي الله يوم القيامه »

ابن تيميه مي گويد : در روز قيامت همه انسان ها زنده مي شوند و بالتبع رسول گرامي اسلام (ص) هم حي و حاضر هستند . به عبارت ديگر رسول خدا (ص ) وسيله تو و حضرت آدم (ع) در روز قيامت است نه در اين دنيا .

پاسخ شما به اين اشکال چيست ؟

شبهه ابن تيميه و پاسخ ما به آن

استاد يزداني :

« وسيلتک و وسيله ابيک آدم إلي الله يوم القيامه » بنده اين شبهه را ديده بودم که مي گويد : مقصود مالک اين است که رسول خدا (ص) در قيامت وسيله مردم است و اين هم که اشکالي ندارد که مردم در روز قيامت به حضرت آدم (ع) توسل و شفاعت کنند و جالب است که روايت را از صحيح بخاري نقل مي کند که در روز قيامت همه مردم به صورت دسته جمعي نزد حضرت آدم (ع) مي روند که ما را شفاعت کن . حضرت آدم مي فرمايند : که من خطا کردم وسيب خوردم ، من نمي توانم . مردم نزد حضرت نوح (ع) مي روند ، ايشان هم مي فرمايند : من هم نمي توانم . نزد هر پيامبري مي روند ، قبول نمي کنند تا اين که به نبي مکرم اسلام (ص) مي رسند و آن حضرت همه خلايق را شفاعت مي کنند .

اين روايت در صحيح بخاري نقل شده و مي گويد : طبق اين روايت توسل به رسول خدا (ص) در روز قيامت ، هيچ اشکالي ندارد و اين روايت فقط توسل را در قيامت ثابت مي کند نه در دنيا .

ما مي گوييم : آقاي ابن تيميه شما فقط تا همين جاي روايت را ديديد ، ادامه روايت را هم مي خوانديد . دستور مالک در اين روايت چيست ؟

... بل استقبله واستشفع به ...

به نظر شما اين دستور براي دنيا ست يا اين که در قيامت ؟ بسيار واضح است . امام مالک از اين روايت توسل حضرت آدم (ع) ، استنباط مي کند که در حال حاضر منصور دوانقي رو به قبر رسول خدا (ص) کند و ايشان را شفيع و وسيله خود قرار دهد و اين مطلب مخالف ، سخن شماست و قابل قبول نيست . اگر ابن تيميه به متن روايت توجه مي کرد ، به چنين اشکالي بر خورد نمي کرد و در ادامه ، استدلال او به آيه قرآن کريم هم مهم است و اين آيه دليل بر اين است که توسل در قيامت نيست :

ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما [ النساء : 64 ]

اين آيه ثابت مي کند که توسل هم در زمان حيات رسول خدا (ص) و هم بعد از حيات ايشان و اين که ابن تيميه اشتباه کرده است .

مجري :

اشکال دوم اين است که ابن تيميه ايرادي گرفته اند مبني بر اين که ابن حميد را محمد بن حميد دانسته اند و مي گويند که ابن حميد هم ارسال دارد و هم ضعيف مي باشد و مورد اعتماد کسي نيست . آيا اين مطلب درست مي باشد ؟

استاد يزداني :

بعضي ها ابن حميد را محمد بن حميد رازي مي دانند و بعضي ديگر مي گويند که ايشان شخص ديگري هستند . بنده به دليل اين که نمي دانستم اين اشکال را بيان مي کنيد ، عکسي آماده نکرده ام ؛ ولي در گذشته روي اين شبهه کار کرده بوديم .

در سايت مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج) ، در قسمت مقالات که کلمه طبري را جستجو بزنيد ، مقاله اي با عنوان بررسي روايت تاريخ طبري و تهديد عمر به آتش زدن خانه صديقه شهيده (س) :

طرح شبهه در مورد محمد بن حميد

همين اشکال عبد الرحمن دمشقيه ، نويسنده معاصر وهابي ، در مقاله اش با عنوان « قصه حرق عمر لبيت فاطمه (س) » در سايت فيصل نور بوده و ما در اين جا محمد بن حميد رازي را کاملا بررسي کرده ايم :

بررسي سند روايت

محمد بن حميد :

آقاي ذهبي مي گويد : محمد بن حميد ، ابن حيان العلامه الحافظ الکبير ، هم علامه بوده و هم حافظ بسيار بزرگي بوده است .

مزي در تهذيب الکمال از يحيي بن معين نقل مي کند : محمد بن حميد ثقه بوده است .

علي بن الحسين بن الجنيد الرازي مي گويد : محمد بن حميد ثقه است .

ابو العباس بن سعيد هم مي گويد : محمد بن حميد ثقه مي باشد .

اين ها همه توثيقاتي است که بيان شده و حتي الباني وهابي هم او را توثيق کرده است .

.... وفي اسناد البزار محمد بن حميد الرازي ، وهو ثقة

در ادامه رواياتي را که محمد بن حميد در سند آن ها است بيان کرده و همه آن ها را صحيح و حسن دانسته است با اين که در سند آن ها محمد بن حميد رازي است . تضعيفاتي را هم که ابن تيميه بيان مي کند ، بيشتر مربوط به جوزجاني و نسائي است که به هيچ وجه قابل قبول نيست ؛ زيرا نسائي و جوزجاني بسيار سختگير بوده اند . اگر ما تضعيفات نسائي و جوزجاني را بپذيريم ، بايد ابو حنيفه را هم تضعيف کنيم ؛ اما انقطاع او هم قابل قبول نيست ، محمد بن حميد از معمرين است ، از کساني که بيش از يک صد سال عمر کرده است . مي تواند هم مالک را ديده باشد و هم ابوجعفر منصور دوانقي را ديده باشد و اين مقدمه صحيح مسلم که اگر ثقه اي بگويد : من روايت را از فلاني شنيده ام ، اثبات اين که يکديگر را ديده اند يا نديده اند ، قابل قبول نيست و ضروري نيست وقتي يک ثقه که وثاقت او ثابت مي شود و مي گويد : من از فلاني چنين مطلبي را ديده ام و يا چنين روايتي را شنيده ام يا اين که در فلان جا بوده ام ، اتصال سند ثابت مي شود و حرف ابن تيميه کاملا مردود مي باشد .

اگر فرض کنيم سند ضعيف است ، چه مي شود ؟ اشکالي پيش مي آيد ؟ علماي اهل سنت گفته اند : سند اين روايت صحيح است و به اين روايت استدلال کرده اند . اهل سنت مي گويند : اين روايت صحيح است و وهابي ها مي گويند : ضعيف است . ما هم قصد اثبات همين مطلب را داريم که وهابيت با اهل سنت کاملا متفاوت هستند . بنده تصحيحات علماي اهل سنت را در مورد همين روايت نشان مي دهم : اصل روايت را گفتيم در کتاب الشفا ، قاضي عياض بيان شده است .

 تصحيح روايت مالک بن أنس توسط علماي اهل سنت :

1 . ابن حجر هيثمي :

در کتاب الجوهر المنظم في زياره القبر الشريف النبوي المکرم ، تأليف سيدي احمد بن حجر الهيثمي ، چاپ دار جوامع المکرم قاهره ، صفحه 128 :

(تنبيه ثان ) ما ذکرناه من الاستقبال هنا في حالة الدعاء هو مذهبنا ، ومذهب جمهور العلماء ومشي عليه بعض المالکية مع کون مالک خالف مع ذلک ، فرأي أن الاولي انما يکون في حالة الدعاء أيضا مستقبلا للوجه الشريف وقد سأله الخليفة المنصور فقال له : يا ابا عبد الله أأستقبل القبلة وادعوا ام استقبل رسول الله (ص) ؟ فقال له مالک : ولم تصرف وجهک عنه ؟ وهو وسيلتک ووسيلة ابيک آدم إلي الله يوم القيامة ! بل استقبله واستشفع به يشفعه الله فيک ، وقال : قال الله تعالي : « ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم » الآية ، وانکار ابن تيمية لهذا الحکاية عن مالک حتي لايرد عليه انکاره التوسل والتشفع به (ص) من خرافاته وتهوراته ، کيف وقد جاءت عنه بالسند الصحيح الذي لامطعن فيه .

اين که ما رو به قبله يا رو به قبر دعا کنيم ، مذهب ما و مذهب جمهور علما است و هم چنين بعضي از مالکي ها ....

در ادامه روايت را نقل مي کند تا اين که مي گويد :

اين که ابن تيميه مي خواهد اين روايت را انکار کند تا بتواند توسل و شفاعت را زير سؤال ببرد و انکار کند ، از خرافات و خيالبافي هاي اوست . چطور امکان دارد که اين روايت ضعيف باشد ؛ در حالي که با سند صحيحي که هيچ اشکالي در آن نيست ، نقل شده است .

الهيثمي ، سيدي احمد بن حجر ، الجوهر المنظم في زياره القبر الشريف النبوي المکرم ، چاپ دار جوامع المکرم قاهره ، ص 128 و 129

ايشان هم از علماي اهل سنت است که مي گويد سند روايت صحيح است ؛ در حالي که ابن تيميه مي گويد سند ضعيف است . ( اهل سنت در مقابل سلفي)

2 . علامه زرقاني

در کتاب شرح العلامه الزرقاني علي المواهب اللدنيه بالمنح المحمديه للعلامه القسطلاني ، (علامه قسطلاني کتابي دارد به نام المواهب اللدنيه و علامه زرقاني آن را شرح زده است .) چاپ دار الکتب العلميه بيروت لبنان ، جلد 12 ، صفحه 194 :

وقد روي أن مالکا لما سأله ابو جعفر المنصور العباسي : يا ابا عبدالله أأستقبل رسول الله (ص) وادعوا ام استقبل القبلة وادعوا ؟ فقال له مالک : ولم تصرف وجهک عنه وهووسيلتک ووسيلة ابيک آدم عليه السلام إلي الله عزوجل يوم القيامة .

روايت را از کتاب مواهب اللدنيه نقل و علامه زرقاني در شرحش توضيح مي دهد :

رواها ابوالحسن علي بن فهر في کتابه فضائل مالک بإسناد لابأس به ، وأخرجها القاضي عياض في الشفاء من طريقه عن شيوخ عدة من ثقات مشايخه ، فمن أين أنها کذب وليس في إسنادها وضاع و لاکذاب .

روايت را ابو الحسن علي بن فهر در کتاب فضائل مالک نقل کرده با اسنادي که اشکالي در آن نيست و قاضي عياض از تعدادي شيوخي که ثقه هستند نقل کرده است . از کجا ثابت مي شود که اين روايت دروغ است ؛ در حالي که در سند آن نه انسان وضاعي ( کسي که روايت را جعل مي کند ) است و نه انسان دروغگويي و همه روات آن ثقه هستند .

وقتي همه روات ثقه هستند ، چرا بايد روايت ضعيف باشد . در صفحه بعد هم عليه ابن تيميه مفصل سخن مي گويد .

علامه زرقاني ، شرح العلامه الزرقاني علي المواهب اللدنيه بالمنح المحمديه للعلامه القسطلاني ، چاپ دار الکتب العلميه بيروت ، ج 12 ، ص 194

3 . سمهودي

در کتاب وفاء الوفا بأخبار دار المصطفي ، تأليف نور الدين علي بن احمد السمهودي ، الجزء الثالث ، چاپ دار الکتب العلميه ، صفحه 1376 :

وقال عياض في الشفاء بسند جيد عن ابن حميد أحد الرواة عن مالک فيما يظهر قال : ناظر ابو جعفر مالکا في مسجد رسول الله صلي الله عليه وآله ...

فالنظر هذا الکلام من مالک ، وما اشتمل عليه من أمر الزيارة والتوسل بالنبي صلي الله عليه وآله واستقباله عند الدعاء وحسن الادب التام معه ...

ايشان دقيقا شبهه ابن تيميه را درک کرده و جواب آن را داده است :

قاضي عياض در کتاب شفاء خود با سند جيد و نيک از ابن حميد که يکي از روات مالک است اين روايت را نقل کرده است : ....

السمهودي ، نور الدين علي بن احمد ، وفاء الوفا بأخبار دار المصطفي ، الجزء الثالث ، چاپ دار الکتب العلميه ، ص 1376

 

در ادامه مطالب ديگري را بيان مي کند که مربوط به بحث ما نيست .

در کتاب ديگري از آقاي سمهودي به نام خلاصه الوفا باخبار دار المصطفي ، جلد اول ، صفحه 424 و 425 :

وفي الشفاء بسند جيد عن ابن حميد قال : ناظر ابو جعفر مالکا في مسجد رسول الله (ص) فقال مالک : لاترفع صوتک في هذا المسجد ...

در اين کتاب هم به صورت خلاصه جيد بودن سند را بيان مي کند و بعد همان روايت را نقل مي کند ....

السمهودي ، نور الدين علي بن عبد الله بن احمد ، خلاصه الوفا باخبار دار المصطفي ، ج 1 ، ص 424 و 425

4 . شهاب الدين احمد بن محمد بن عمر الخفاجي المصري

در کتاب نسيم الرياض في شرح شفاء القاضي عياض ، تأليف شهاب الدين احمد بن محمد بن عمر الخفاجي المصري ، متوفاي 1069 هـ ، با تحقيق محمد عبد القادر عطا ، جزء الرابع ، چاپ دار الکتب العلميه لبنان ، صفحه 485 و 486:

در ابتدا روايت را بيان مي کند و در صفحه بعد مي گويد :

.... حيث اوردها بسند صحيح

اين روايت با سند صحيح وارد شده است ...

الخفاجي المصري ، شهاب الدين احمد بن محمد بن عمر ، نسيم الرياض في شرح شفاء القاضي عياض ، با تحقيق محمد عبد القادر عطا ، متوفاي 1069 هـ ، جزء الرابع ، چاپ دار الکتب العلميه ، ص 485 و 486

نفر بعدي که اين روايت را تصحيح کرده است :

5 . حصني الدمشقي

در کتاب دفع شبه من شبّه و تمرد ، تأليف تقي الدين ابي بکر الحصني الدمشقي ، متوفاي 829 هـ ، چاپ مکتبه الازهريه قاهره ، صفحه 169 :

... واما قضية مالک مع المنصور فقد ذکرتها في الکلام علي التوسل فإنها صحيحة بلا نزاع.

اما داستان امام مالک با منصور دوانقي که من آن را نقل کردم ، سندش کاملا صحيح و بدون اشکال مي باشد .

الحصني الدمشقي ، تقي الدين ابي بکر ، دفع شبه من شبّه و تمرد ، متوفاي 829 هـ ، چاپ مکتبه الازهريه قاهره ، ص 169

6 . زيني دحلان

در کتاب الدرر السنيه في الرد علي الوهابيه ، تأليف السيد احمد بن السيد زيني الدحلان ، مفتي اعظم شافعي ها بين دوره دوم و سوم حکومت وهابيت ، صفحه 28 به بعد :

... وذلک أنه لما حج المنصور وزار قبر النبي صلي الله عليه وآله وسلم سأل الامام مالکا وهو بالمسجد النبوي فقال يا مالک : يا ابا عبد الله استقبل القبله وادعوا ام استقبل رسول الله صلي الله عليه وآله ....

ذکره القاضي عياض في الشفاء وساقه باسناد صحيح وذکره الامام السبکي في شفاء السقام والسيد السمهودي في خلاصة الوفاء والعلامة القسطلاني في المواهب اللدنية والعلامة ابن حجر في الجوهر المنظم وذکر کثير من ارباب المناسک في آداب الزيارة وقال العلامة ابن حجر في الجوهر المنظم رواية ذلک عن مالک جاءت بالسند الصحيح الذي لامطعن فيه .

روايت را نقل مي کند و مي گويد : آقاي قاضي عياض در کتاب شفاي خود روايت را با سند صحيح نقل کرده است و در ادامه نظر علمايي که اين روايت را تصحيح کرده بودند را هم بيان مي کند .

زيني دحلان ، سيد احمد ، الدرر السنيه في الرد علي الوهابيه ، ص 28 به بعد

اين نظر ، نظر يک عالم اهل سنت و مفتي اعظم شافعي ها در مکه مکرمه ، مي باشد. در صورتي که وهابي ها مي گويند : اين روايت ضعيف است و با همين کلام ، خود را از جرگه اهل سنت خارج کرده اند . هدف ما هم جدا سازي وهابيت از اهل سنت است ، اهل سنت توسل را قبول دارند ؛ ولي وهابيت آن را رد مي کنند .

مجري :

خيلي تشکر مي کنم از شما ، ديگر فکر نمي کنم که براي کسي در مورد توسل شک و شبهه اي باقي مانده باشد ، بالاخص براي اهل سنت .

کليپي آماده کرده ايم در مورد توسل عثمان بن حنيف که با هم ببينيم و بعد از آن توضيحات شما را در باره آن مي شنويم . يکي از علماي اهل سنت که در فضاي مجازي مطالب زيادي را عليه وهابيت دارد ، به نام الاهباش ، که با استناد با روايات سعي مي کند که نظريات اهل سنت را بيان کند تا بيش از اين وهابيت ، چهره اهل سنت را خدشه دار نکند .

شيخ صادق الجميل : هر کس متوسلين به پيامبر (ص) را مشرک بداند ، پيامبر (ص) را مشرک دانسته است .

کليپ 3 :

شيخ صادق الجميل ، از علماي ا هل سنت :

اين کتاب الاذکار است که گلچيني از سخنان پيامبر (ص) مي باشد . نويسنده اين کتاب امام ، حافظ ، شيخ الاسلام محيي الدين ابي زکريا يحيي بن شرف النووي متوفاي سال 676 هجري است . اين کتاب از انتشارات دار الکتاب العربي چاپ پانزدهم مي باشد . در اين کتاب امام همام نووي در صفحه 167 مي گويد : در کتاب ترمذي و ابن ماجه از عثمان بن حنيف آمده است مردي نابينا نزد پيامبر (ص) آمد و عرض کرد که از خدا بخواه که سلامتي و بينايي را به من باز گرداند . حضرت فرمودند : اگر بخواهي دعا مي کنم و اگر صبر کني براي تو بهتر است . عرض کرد : براي من دعا کن .

حضرت فرمود : وضويي نيکو بگير و اين دعا را بخوان : خداوندا به واسطه پيامبرت که رسول رحمت است ، به تو روي آورده ام و حاجت خود را از تو طلب مي کنم . اي محمد (ص) به وسيله به پروردگارم روي آورده ام تا حاجتم روا شود ، خداوندا او را شفيع من قرار بده . ترمذي گفته است : اين حديث، حسن و صحيح است .

عزيزان اين حديث دلالتش براي جواز توسل به پيامبر(ص) روشن است . پيامبر خدا (ص) کسي است که به شخص نابينا آموخت که به او در غيابش متوسل شود و بگويد : « يا محمد » ؛ پس هر کس متوسلين به پيامبر (ص) را مشرک بداند ، نتيجه سخنش تکفير پيامبر (ص) است ، چرا ؟ زيرا اين قاعده شرعي اسلام است که کمک بر گناه ، گناه است و کمک به کفر ، کفر است وکمک به شرک ، شرک است ؛ پس کسي که بگويد : توسل به پيامبر (ص) کفر و شرک است ، او پيامبر (ص) را مشرک دانسته است .

پناه بر خداوند ؛ به خاطر همين اي عزيزان توجهي به تبليغات وهابي ها و دعوت شدگان سلفي نداشته باشيد و در حقيقت حرکت آن ها شيطاني و فرعوني است و هدفشان تکفير مسلمانان و کافر و مشرک دانستن مردم است . پناه بر خدا از شر و فتنه آن ها و الحمد لله رب العالمين.

مجري :

الحمد لله رب العالمين که اهل سنت هم اين گونه با استفاده از کتاب هاي خود عليه وهابيت موضعگيري مي کنند و طبق استدلالي که اين عالم اهل سنت بيان کرد ، هر کس توسل به پيامبر (ص) را شرک بداند ، نعوذ بالله پيامبر (ص) را مشرک دانسته است .

استاد يزداني ! لطف کنيد در مورد اين روايت توضيحاتي را بيان کنيد .

استاد يزداني :

روايتي را که نقل کردند ، در کتاب هاي متعددي نقل شده از جمله : کتاب الروض الداني الي المعجم الصغير للطبراني ، با تحقيق محمد شکور محمود الحاج امرير ، چاپ مکتبه الاسلامي بيروت ، از کتب معتبر نزد اهل سنت مي باشد . جزء الاول ، صفحه 306 ، حديث 508 :

 حدثنا طاهربن عيسي ... عن ابي امامة بن سهل بن حنيف ، عن عمه عثمان بن حيف : أن رجلا کان يختلف إلي عثمان بن عفان في حاجة له ، فکان عثمان لا يلتفت إليه ولاينظر في حاجته ، فلقي عثمان بن حنيف ، فشکا ذلک إليه ، فقال له عثمان بن حنيف : إئت الميضأة ، فتوضأ، ثم ائت المسجد فصلي فيه رکعتين ، ثم قال : اللهم إني اسألک وأتوجه إليک بنبينا محمد صلي الله عليه وآله وسلم نبي الرحمة يا محمد إني اتوجه بک إلي ربک جل وعز . فيضي لي حاجتي

شخصي با عثمان بن عفان کاري داشت . هر چه نزد او مي رفت ، عثمان به او توجه نمي کرد . آن شخص نزد عثمان بن حنيف ، از ياران رسول خدا (ص) و امير المؤمنين علي (ع) ، رفت و شکايت عثمان بن عفان را مي کند . عثمان بن حنيف به او مي گويد : برو وضو بگير و در مسجد دو رکعت نماز بخوان و بعد از نماز اين دعا را بخوان : خدايا به حق پيامبرت (ص) قسم مي دهم ، پيامبري که رسول رحمت است . اي رسول خدا (ص) من به واسطه شما به خداوند توجه مي کنم . ( در اين جا هم توسل است و هم استغاثه يعني هم از خداوند مي خواهد که پيامبرش را واسطه قرار دهد و هم از رسول خدا (ص) مي خواهد که نزد خداوند واسطه باشد ) تا اين که حاجت من برآورده شود .

اين روايت ، داستان مفصلي را دارد که ان شاء الله در هفته آينده آن را بيان خواهيم کرد . بنده اگر بخواهم اين روايت را بررسي سندي کنم و نظرات علماي اهل سنت و علماي وهابي را بيان کنم ، زمان زيادي را لازم دارد .

اين عالم اهل سنت که در کليپ ديديم ، از علماي مشهور اهل سنت است که در جواز توسل به اين روايت استدلال مي کند و مي گويد : اگر کسي طبق اين روايت ، توسل از قبول نداشته باشد و توسل کننده را مشرک بداند ، در حقيقت پيامبر خدا (ص) و صحابه را مشرک دانسته است .

مجري :

يکي از اتفاقات دلخراشي که در ايام رخ داده است ، کشتار شيعيان در افغانستان بود . کشتاري که متأسفانه با سکوت همراه بود و بسيار مظلومانه اتفاق افتاد . لطف کنيد توضيحاتي در اين خصوص ارائه دهيد که ما کليپي هم آماده کرده ايم که برخي از تصاوير اين کشتار در آن است .

استاد يزداني :

مدتي قبل ، در همان زماني که اسرائيلي ها در غزه مشغول جنايت بودند ، در همان ايام در افغانستان ، طالبان در ولايت غور ، در منطقه لعل و سر جنگل جلوي اتوبوسي را مي گيرند که در آن هم شيعه بوده و هم اهل سنت ؛ ولي متأسفانه شيعيان را از اين بين جدا و آن ها را تير باران کرده اند . از جمله نو عروس و دامادي که داخل اتوبوس بودند که عکس هاي آن ها موجود است و بسيار دلخراش و تأسف بارتر اين که رسانه هاي دنيا به اين حادثه نپرداخته اند ، ما هم برنامه نداشتيم که پخش کنيم .

امشب دوستان کليپي از عکس هاي اين شهدا آماده کرده اند که حداقل گراميداشتي باشد براي اين شهدا در افغانستان و در پاکستان که اين کشتارها بسيار عادي شده است . ان شاء الله

کشتار شيعيان در افغانستان و پاکستان

کليپ 4 :

برگي ديگر از جنايات وهابيت ، کشتار شيعيان در افغانستان و پاکستان

مجري :

اللهم عجل لوليک الفرج

جناياتي بود که وهابي هاي خبيث آن را انجام داده بودند . اين مردم در اوج مظلوميت هستند ، شيعياني که کمتر مي بينيم از آن ها يادي شود و شايد همين مظلوميت بر اجر آن ها بيافزايد .

در جلسات گذشته ، استاد يزداني برنامه اي را اختصاص دادند به بحث وهابيت و استعمار که باز خورد هاي جالبي داشته است . از آن جايي که اين باز خورد ها خيلي قابل توجه بود ، ما کليپ هاي چند قسمتي را در همين خصوص آماده کرده ايم . اين کليپ ها در چهار چوب برنامه و قابل پخش از طريق شبکه مي باشد ، قسمت اول آن را در هفته هاي گذشته مشاهده کرديم و در اين هفته قسمت دوم آن را با هم ببينيم تا بيشتر متوجه شويم که ريشه اين کشتار هاي و جنايت ها در کجاست ؟

کليپ 5 : (لانه زنبور 2 )

 راوي فيلم :

ايجاد گروه هايي درون جهان اسلام که نان خود را از تفرقه ميان مذاهب مي خورند . ادوارد اسنودن ، مأمورامنيتي آمريکا در آخرين اظهار نظر خود از طرح جاسوسي به نام « لانه زنبور » نام برده است .

ادوارد اسنودن :

همکاري ميان آژانس هاي امنيتي و جاسوسي آمريکا ، انگليس و اسرائيل باعث شد تا شبکه تروريستي به نام « داعش » شکل بگيرد که توانايي جذب افراد تندرو وافراطي از سراسر جهان را داشته باشد . اين طرح بر اساس نقشه اي از پيش طراحي شده به نام « لانه زنبور » اجرا شده که از نقشه هاي پيشين سازمان اطلاعات انگليس براي حمايت از اسرائيل است . اين نقشه توسط آژانس امنيتي – ملي آمريکا و دو هم پيمان او اجرا شد و بر اساس آن مقرر شد تا ديني جديد با نشانه ها و نماد هايي اسلامي شکل بگيرد که در بر دارنده احکامي افراطي باشد . از خصوصيات دين جديد اين است که هر گونه تفکر غير همسو يا مخالفي را بر نتاباند و از بين ببرد .

راوي فيلم :

اکنون در سوريه و عراق شاهد پديده اي جديد هستيم ، گروه هايي که در ظاهر خود را اسلامگرا مي دانند . آن ها دست به همه جنايات تروريستي مي زنند و مسلمان مي کشند ؛ اما انگار نه انگار که در غزه هم خبرهايي است . آن ها که مسلمانان را تکفير مي کنند ، آينده اي جزء نابودي در انتظارشان نيست .

مجري :

اين کليپ که اعترافات ادوارد اسنودن يکي از مأموران امنيتي آمريکا بود را مشاهده کرديد ، ان شاء الله در هفته آينده اعترافات گردن داف را ارائه خواهيم داد . قضاوت با شما بينندگان عزيز که ريشه اين وهابيت و جنايات آن ها از کجا نشأت مي گيرد .

تماس بينندگان :

بيننده : محمد از آلمان – شيعه

 اولا فرا رسيدن تخريب بقيع را به همه محبان اهل بيت (ع) تسليت مي گويم . دوما به کساني که به شبکه وهابي کلمه زنگ مي زنند ، مي گويم که خداوند شما را هدايت کند . دنيا ، دنيا صد سال پيش نيست ، عصر تکنولوژي و رسانه است . به دنبال حقيقت باشيد ، ببينيد که حقيقت در کجاست ؟ حق و حقيقت را پيدا کنيد ، مقداري تفکر کنيد . از خداوند مي خواهم که شما را هدايت کند ؛ البته اگر هدايت پذير هستيد .

بيننده : آقاي حسين نژاد از پيرانشهر – اهل سنت

بنده مي خواستم در مورد کليپ شهداي افغانستان و پاکستان صحبت کنم . مطمئن باشيد که هر انسان با وجداني از اين جنايات قلبش به درد مي آيد و کساني که در آن جا به شهادت رسيده اند ، قطعا جايگاه آن ها بهشت مي باشد . اين گروه هاي تکفيري مثل القاعده و داعش ، چيزي جزء نفرت به دست نمي آورند . مثلا در همين منطقه اي که ما زندگي مي کنيم ، هيچ کدام از مردم ما از آن ها خوششان نمي آيد و آن ها را دوست ندارند . اين ها بويي از دين نبرده اند و نوکران آمريکا و اسرائيل هستند . اميدوارم روزي برسد که جامعه اسلامي از وجود اين افراد پاکسازي شود و مسلمانان با وحدت واقعي در کنار هم زندگي کنند .

مجري :

اتفاقي که اخيرا افتاد و اين داعشي ها به منطقه کردها حمله کردند و اين تصوير يک داعشي که با افتخار نشان مي دهد که چگونه اين مناطق را تحت تصرف در مي آورند . با اين که کردها اهل سنت هستند ، با اين حال چه کشتار ها که در اين مناطق انجام داده اند .

بيننده : آقاي موسوي از شيراز – شيعه

مسئله اي را مي خواهم مطرح کنم که شايد به برنامه شما ارتباطي نداشته باشد . بنده شيعه هستم ؛ اما در حدود 16 سال قبل با خود گفتم که به اهل سنت نگاهي بيندازم که اين مذهب چگونه مذهبي است ، تا اين که خواهرم بيمار شد و تمام اعضاي بدن او فلج شد و فقط دست راست و پاي راست او مقدار بسيار کمي حس داشت .

 پدر بزرگي داشتم که مي گفتند جد بزرگوارشان ديوار را حرکت مي داد . اين سيد بزرگوار به خواب خواهر آمد و به او گفته بود که من تا 23 روز ديگر به اميد خدا تو را شفا مي دهد . البته اين سيد بزرگوار در خواب هر چه مي گفت تا حدود يک ماه بعد حتما اتفاق مي افتاد . روز بيست و سوم همه اقوام و فاميل جمع مي شوند که اين سيد بزرگوار ، خواهرم را شفا دهد . حدود ساعت 3 نيمه شب خواهر با کمک چند نفر به حياط مي رود تا وضو بگيرد که اين سيد با چند نفر در حياط حاضر مي شود و براي خواهرم چند آيه از قرآن مي خواند و به او مي گويد که 10 بار يا فاطمه بگو که بعد از آن ، خواهرم شفا پيدا مي کند .

خواهرم مي گويد : چرا داخل منزل نمي آيي ، ايشان مي گويد که متأسفانه بعضي از کساني که در آن جا هستند ، کساني هستند که قيامت را قبول ندارند و باطني غير انساني دارند که بنده از همراهان خود خجالت مي کشم و کاغذ و قلم بياور تا براي هر کدام از آن ها مطالبي را بنويسم . براي خود من نوشته بودند که اگر همه عمر خود را هم بگردي بالاتر از پنچ تن و دوازده امام و چهارده معصوم در عالم ، وجود ندارد . بنده با بيان اين مسأله ، قصد بي احترامي به اهل سنت را ندارم ؛ اما اين حقيقتي است که قابل انکار نيست .

بيننده : خانم مهديزاده از شهرري – شيعه

من شيعه اي هستم که در هفته گذشته 5 نفر از خانواده خود را در حادثه همان اتوبوس از دست دادم و امروز هفت روز از شهادت آن عزيزان گذشته است . من به امام زمان (عج ) مي گويم که ما با دادن اين شهيدان ، لحظه اي از اهداف خود دست بر نمي داريم و لحظه اي از دين و مذهب خود کناره گيري نمي کنيم .

مجري :

از خدا براي شما و خانواده شما صبر و اجر خواستاريم و ان شاء الله که کشور شما هم روزي سر و سامان پيدا کند و اين اختلافات و فتنه هايي که در کشور شماست ، به ياري خداوند از بين برود .

بيننده :آقاي بهادري از کرج – شيعه

بنده به سهم خودم اين حادثه دلخراش را به ملت شهيد پرور و مظلوم افغانستان و علي الخصوص به اين خواهر عزيز تسليت مي گويم و اميدوارم که شهدايي اين راه در کنار سفره پر عظمت سيد الشهدا (ع) مهمان باشند .

دل نگران جامعه اسلامي هستم از وضعيت کنوني آن که بعضي افراد هنوز هم که هنوز است در خواب به سر مي برند و نفرين خداوند بر امت يهودي که وهابيت يک تکه از آن است . مدتي قبل بنده زندگينامه ابن تيميه را مطالعه مي کردم که ديديم احمد بن حنبل 99 در صد از احاديثي را که نقل کرده از شخصي به نام وکيع بن جراح بوده است . اين شخص سه بار به رسول اکرم (ص) جسارت کرده ، شراب خوار بوده و سه بار حکم اعدام او را صادر کردند ؛ ولي سفيان بن عيينه اين شخص را آزاد کرد و او را فراري داد . هر کس از او حديث مي خواسته ، مي گفته که به من سه جام شراب بدهيد تا حديث بگويم . زماني که وهابي ها احاديث خود را اين گونه جمع آوري کرده باشند ، بايد چه توقعي از آن ها داشت ؟ چرا اهل سنت يد واحده نمي شوند تا اين نقطه شوم را در گلو خفه کنند ؟

نفرين خدا به آل سعود که بي غيرت هستند و طالبان و داعش با پول هاي اين خاندان تشکيل و اداره مي شود . اگر مردانگي دارند اين انفجار ها را در اسرائيل انجام دهند که اين همه مسلمان را در غزه مي کشند . شما درست نشان داديد ، سر کرده هاي اين ها اسرائيل و آمريکا و انگليس هستند و مي خواهند از اسلام يک چهره کريه و زشت به جهانيان نشان دهند ؛ ولي همه جهانيان بدانند که چهره اسلام اين نيست . اميدوارم که همه مسلمانان جهان دست به دست هم دهند و کاري انجام دهند .

بيننده : آقاي دلفي از شوشتر – شيعه

بنده به آن خواهري که خويشاوندانش را در اين حادثه از دست داده بودند ، تسليت عرض مي کنم . شما فرموديد که سلفي ها به ما زنگ بزنند و ما به شبهات آن ها پاسخ مي دهيم . من مطمئن هستم که آن ها زنگ نمي زنند ؛ زيرا حرفي براي گفتن ندارند.

خواهشي از شما دارم که نام وهابي را به اسلام نچسبانيد ، به اين ها صهيونيسم ، انگليس و آمريکا بگوييد . اين ها نه مسلمان هستند و نه از اسلام چيزي مي دانند و به دليل اين که اسلام در اروپا پيشرفت مي کنند ، مي خواهند به وسيله اين وهابي ها و اين داعشي ها چهره اسلام را به جهانيان زشت و کريه نشان دهند و با اين کارها مي خواهند که همه از اسلام نفرت پيدا کنند .

بيننده : علي آقا از زابل - شيعه

بنده از طرف خود و مردم زابل اين حادثه دلخراش را به مردم مسلمان افغانستان تسليت عرض مي کنم و اميدوارم که مردم جواب دندان شکني به اين وهابي ها دهند .

اما ما در مذهب خود خط قرمز داريم . زماني که از ابوسفيان بد مي گوييم ، شما ناراحت مي شوي ؛ ولي زماني که مسلمانان را مي کشند ، شما ککت هم نمي گزد . شما اي آقاي مراد زهي ، اين ابو سفيان پرست ! چرا آب به آسياب دشمن مي ريزي ؟ چرا براي يک جوان سني 5 دقيقه وقت نمي گذاري و در نماز جمعه آن ها را نصيحت نمي کني .

بيننده : جواد از تهران – شيعه

بنده با ديدن کليپ اين شهدا بسيار متأثر شديم و به اين خواهر گرامي تسليت مي گويم .

بنده شنيدم که شما در کليپي فرموديد کن هرکس به ولايت فقيه معتقد باشد ، کافر است .

مجري :

بنده به هيچ عنوان چنين حرفي را نزده ام ؛ بلکه من از ولايت فقيه دفاع کرده ام .

استاد يزداني :

شايد منظور ايشان اين بوده که اگر تمام اختيارات رسول خدا (ص) را داشته باشد .

مجري :

اگر بحث ولايت تکويني باشد ، درست است . ما براي هيچ کس اين ولايت را قائل نيستيم . بحث شؤونات حکومتي يک بحث است و يک بحث هم ولايت تکويني است . من در شبکه اهل بيت دفاع کرده ام و گفتم که براي هيچ کس ولايت تکويني قائل نيستيم و اگر کسي قائل به اين ولايت براي افراد غير معصوم باشد ، از دايره اسلام خارج مي شود .

بيننده : آقا وثوق از تهران – شيعه

بنده صحبتي در مورد ادوارد اسنودن داشتم که خالق سايت فيتليگ ؟؟ است . شما هم دقيقا همين کليپ را پخش کرديد و بسيار جالب بود که مشخص کرد چه ارتباطي بين صهيونيسم بين الملل و گروهک داعش است . فقط من مطلبي را در انتهاي آن شنيدم که صهيونيسم قصد دارد حماس و حزب الله را نابود کند و اين گروهک داعش را جايگزين اين ها در جهان اسلام کند ؛ يعني يک نيروي نظامي تشکيل داده به جاي حماس براي اين فلسطيني ها که متأسفانه اکثر آن ها مقداري هم گرايش سلفي دارند ، جايگزين کنند ؛ اما شما اين قسمت از اين کليپ را پخش نکرديد . نشانه واضح اين مطلب اين است که داعش عليه اسرائيل که به حماس حمله کرده است ، هيچ اطلاعيه اي نمي دهد . در حالي که ما شيعيان از تا چه اندازه از فلسطيني ها دفاع مي کنيم .

تا به حال سخنان ادوارد اسنودن درست بوده و همان اتفاقات هم افتاده است . همين که آمريکا مي خواهد او را دستگير کند و عليه او موضعگيري کرده ، نشان مي دهد که اطلاعا او درست است و از کارمندان پنتاگون بوده و اطلاعات طبقه بندي شده اي داشته است .

مجري :

من نکته اي را بيان کنم تا شبهه اي باقي نماند . مراجع و بزرگان ما در مورد فلسطيني ها فرمودند اين که فلسطيني ها شافعي مذهب هستند و به محمد بن ادريس شافعي گرايش دارند .

بيننده : حميد از لردگان – شيعه

در مورد تماس آقا جواد مي خواستم نکته اي را بيان کنم که بنده مناظره شما را در آن شبکه ديدم و شما چنين حرفي را نزديد و شايد تقطيع شده باشد .

نکته دوم که بايد عرض کنم اين است که از سکوت جامعه جهاني در برابر جنايات اسرائيلي ها در غزه انجام مي شود ، بسيار تعجب مي کنم . آيا فلسطين جزء جامعه بشريت نيست ؟ خدا را شکر که وجدان هاي بيدار زياد هستند و همه بر عليه اسرائيل غاصب فرياد مي زنند .

استاد يزداني :

از همه عزيزان تشکر مي کنم و فقط مطلبي در مورد شرابخواري راويان صحاح سته فرمودند . بنده مقاله اي را از سايت تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج ) خدمت بينندگان عزيز ، نشان دهم که اگر در قسمت پرسش و پاسخ اين سايت ، کلمه شراب را جستجو کنيد ، مقاله اول با عنوان آيا برخي از راويان صحاح سته شرابخوار بوده اند ؟ باز مي شود که مفصلا در اين باره توضيحاتي بيان شده است .

در اين مقاله به صورت مفصل در مورد شرابخواري وکي بن جراح سخن مي گويد و روايتي را مطرح کرده از يعقوب بن سفيان فسوي که ايشان شراب مي خورده و هم چنين روايت خطيب بغدادي که خيلي جالب است که ايشان هم زماني که حديث نقل مي کرد ، شراب هم مي خورد . تا زماني حديث نقل مي کرد که شراب بود و زماني که شراب تمام مي شد ، حديث هم نقل نمي کرد . اين مطلب را خطيب بغدادي در کتاب تاريخ بغداد ، ج 13 ، ص 502 نقل کرده است ، ما سند آن را هم بررسي کرديم که صحيح بود .

اين مطالب ، چيز عجيبي نيست که وکي بن جراح ، شراب خورده باشد . اگر اين مقاله را کاملا مطالعه کنند ، بالاتر از ايشان هم کساني بودند که شراب مي خورند و عادتشان هم شرابخواري بوده است . از اين برادر عزيز هم تشکر مي کنيم .

مجري :

به خانم مهديزاده هم تسليت مي گوييم و با اين خانواده اين شهداي مظلوم ابراز همدردي مي کنيم و ان شاء الله خداوند به ايشان صبر عنايت کند و آن ها هم بر سفره نعمت الهي ، در بهشت باشند .

از شما بينندگان عزيز و هم چنين شما استاد يزداني تشکر مي کنيم .

اللهم عجل لوليک الفرج

 يا علي مدد

 خدايار و نگهدار شما .



حجت الاسلام و المسلمین یزدانی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر